پایگاه بصیرت؛ گروه بین الملل: نفوذ رژیم صهیونیستی در قاره آفریقا به ویژه کشورهای مسلمان این قاره، موضوعی است که جهان اسلام را در میان مدت و بلند مدت با چالش های پیچیده ای مواجه می کند. صهیونیست ها اقدامات راهبری را در این مناطق دنبال می کنند، از توسعه نفوذ نظامی و اقتصادی تا تجزیه سرزمین های اسلامی این قاره. گروه بین الملل بصیرت با توجه به این موضوع، حضور صهیونیست ها در نقاط مختلف آفریقا را که با هدف برنامه ریزی جهت محدودسازی جغرافیای اسلام و ایجاد نزاع و درگیری در دنیای اسلام دنبال می شود، بررسی می کند. در مقاله اول نفوذ صهیونیست ها در شاخ آفریقا، اهداف آنان و به طور خاص نفوذ رژیم صهیونیستی در اتیوپی - به عنوان یکی از کشورهای مهم شاخ آفریقا- بررسی شد. همچنان که قبلا گفته شد، منطقه شاخ آفریقا متشکل از کشورهای سودان، اتیوپی، اریتره، کنیا، جیبوتی و سومالی است که از نظر موقعیت جغرافیایی یکی از مهم ترین مناطق استراتژیک جهان، دروازه ورود آسیا و خاورمیانه به افریقا و خاستگاه رشد و گسترش فرهنگ اسلامی در آفریقا می باشد. به همین دلیل این منطقه همواره یکی از کانون های نفوذ قدرت های بزرگ به ویژه در دوران نظام دو قطبی و جنگ سرد بوده و امروزه صحنه نفوذ صهیونیست ها گشته است. در این مقاله به نفوذ رژیم صهیونیستی در دیگر کشورها مهم این منطقه می پردازیم: رژیم صهیونیستی – کنیا روابط سیاسی و دیپلماتیک تل آویو و کنیا از سال 1963 آغاز شده است و در حال حاضر سفارتخانه های دو طرف در نایروبی و تل آویو فعال می باشند. در سال 1963 گلدامایر وزیر امور خارجه وقت رژیم صهیونیستی با سفر به کنیا با جوموکنیاتا دیدار و گفتگو کرد . این دیدار اولین گام برای حضور رژیم صهیونیستی در کنیا بود. مقامات دو طرف موافقت کردند تا کارشناسان کنیایی جهت آموزش در زمینه های کشاورزی و پزشکی عازم اسراییل شده و در مرکز MASHAVتحت آموزش قرار گیرند. روابط دو جانبه تا سال 1973 برقرار بود، در این سال و بعد از جنگ یوم گیپور که به شکست اعراب به رهبری مصر انجامید، بنا به درخواست مصر روابط بسیاری از کشورهای افریقایی از جمله کنیا با اسراییل قطع شد . در سال 1987 اسحاق شامیر نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی از دولت کنیا خواست تا در برقراری روابط با این رژیم تجدید نظر کند و در نهایت در سال 1989 با سفر موشه آرتز وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی روابط دو رژیم از سر گرفته شد. در این سفر چندین موافقتنامه سیاسی ، اقتصادی به امضای مقامات دو طرف رسید . در سال 2002 و در جریان حمله به هتل پارادایز در شهر مومباسا، 15 نفر از جمله 3 صهیونیست کشته شدند، در این حادثه افراد مسلح به سوی هواپیمای خطوط اسراییل که از فرودگاه بین المللی مومباسا عازم تل آویو بود، شلیک کردند که این حمله ناموفق و هواپیمای اسراییلی هدف قرار نگرفت. بعد از این حادثه بسیاری از اسراییلی های ساکن کنیا ، این کشور را ترک کردند . در سال 2003 دولت کنیا از رژیم صهیونیستی درخواست کرد تا در توسعه استفاده از انرژی خورشیدی در این کشور وارد عمل شوند. در سال 2007 و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در کنیا، موجی از آشوب و نا امنی سراسر این کشور را فرا گرفت و طی زد وخورد بین نیروهای دولتی و مخالفان دولت هزاران نفر کشته و زخمی شدند، در این زمان رژیم صهیونیستی با اعزام یک تیم پزشکی و مقدار زیادی دارو و تجهیزات پزشکی به کمک دولت این کشور جهت مداوای مجروحین پرداخت . با روی کار آمدن آویگدور لیبرمن، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی، وی نگاه ویژه ای به گسترش نفوذ اسراییل در کشورهای افریقایی از خود نشان داد. لیبرمن سعی داشت رژیم صهیونیستی را از انحصار حمایت چند قدرت غربی خارج کند و پایه های نفوذ این رژیم در بخش های مختلف جهان را تقویت کند، افریقا به علت فقر مفرط و آسان بودن نفوذ در آن یکی از مهم ترین این مراکز بود، در همین راستا وی در سفری دوره ای به کشورهای این قاره سفر کرد، علاوه بر عوامل سیاسی هیئتی از موساد و کارگزاران صادرت سلاح و تعدادی از تجار بزرگ اسراییلی وی را در این سفر همراهی کردند تا علاوه بر گسترش مناسبات سیاسی و اقتصادی ، فعالیت های نظامی و امنیتی نیز تقویت شود . روزنامه ها آرتص که یکی از مهم ترین روزنامه های رژیم صهیونیستی می باشد در این زمینه نوشت: مناسبات تل آویو با نایروبی راهبردی، ویژه و مبتنی بر منافع مشترک است. کنیا به عنوان مرکز اطلاعاتی و پایگاه اصلی نفوذ اسراییل در کشورهای شاخ افریقا و سرچشمه رود نیل مطرح است . ها آرتص به صراحت در این مقاله اذعان کرد که نایروبی مرکز اطلاعاتی اسراییل در قاره سیاه است و همچنان تل آویو به این کشور به عنوان مرکزی برای مبارزه با تهدیدات تروریستی روز افزون علیه منافع و اهداف خود در افریقا نگاه می کند. این روزنامه صهیونیستی کنیا را مشتری دائمی سلاح های اسراییلی و محصولات امنیتی آن دانست و تاکید کرد که علاوه بر این، تجربه نظامی اسراییل نیز در سالهای اخیر به این کشور انتقال داده شده و نظامیان کنیایی آموزش های ویژه ای را در اسراییل دیده اند و مربیان اسراییلی نیز با حضور در کنیا به آموزش ارتش کنیا پرداخته اند . بعد از بروز حوادث 11 سپتامبر و فرار تروریست های القاعده به شرق افریقا، خصوصا سومالی، دولت کنیا کنترل بخشی از فرودگاه های خود را به نیروهای موساد سپرد تا از ورود افراد مرتبط با جریانات تروریستی نظیر القاعده و الشباب جلوگیری کنند. از سوی دیگر به یاد داشته باشیم که از دیر باز اسراییل حضور امنیتی پر رنگی در کنیا داشت که نمونه بارز آن دستگیری عبدا.. اوجالان رهبر پ پ ک در دهه 1990 توسط عوامل موساد در کنیا بود . در سال 2009 وزیر اطلاعات کنیا برای دیدار با همتای صهیونیست خود وارد تل آویو شد. در این دیدار جرج سایتونی به آهارو نویچ، وزیر اطلاعات اسراییل، گفت که نیروهای الشباب در حال حاضر بر بخش وسیعی از سومالی مسلط بوده و این تهدیدی بزرگ برای کنیا می باشد. وی در خواست کرد تا در جنگ علیه تروریسم، کنیا را یاری کند . در سال 2010 نیز فرمانده ستاد مشترک کنیا با سفر به اراضی اشغالی خواستار آموزش نظامیان کشورش شد. به دنبال این، در سال 2010 اسراییل با فروش سلاح و تجهیزات مدرن از جمله چند فروند هواپیمای بدون سرنشین به کنیا موافقت کرد . همچنین شرکت صهیونیستی MAGAL که در زمینه تجهیزات امنیتی فعالیت می کند، چند فرودگاه و بندر مهم این کشور از جمله فرودگاه بین المللی کنیاتا در نایروبی و بندر مهم و استراتژیک مومباسا را با جدید ترین تجهیزات امنیتی مجهز نمود . علاوه بر این اسراییل با اعزام چند تن از کارشناسان زبده موساد به کنیا آموزش نیروهای امنیتی این کشور را آغاز کرد . به دنبال آغاز به کار شرکت امنیتی ماگال، شرکت امنیتی صهیونیستی دیگری به نام AMIRAN که از معروفترین شرکتهای امنیتی در سراسر جهان می باشد با امضای قرار دادی تجهیز تیم اسکورت رییس جمهور کنیا به پیشرفته ترین تجهیزات امنیتی را برعهده گرفت و نیروهای امنیتی صهیونیسم در عملیات های مهمی در کنیا حضور یافتند. روابط اقصادی رژیم صهیونیستی و کنیا از آنجایی که 70 تا 80 درصد نیروی کار در افریقا در بخش کشاورزی مشغول فعالیت است، رژیم صهیونیستی برای توسعه حضورش در اقتصاد و سیاست منطقه شرق افریقا فعالیت خود را در این منطقه در بخش کشاورزی ، دامپروری و آبیاری متمرکز کرده است. رژیم صهیونیستی در این زمینه موفق شده تا حدود 200 مستعمره کشاورزی و دامپروری در شرق افریقا از جمله کنیا ایجاد نماید . رژیم صهیونیستی علاوه بر همکاری های کشاورزی در این منطقه، برای تاسیس مزارع تولیدات کشاورزی جهت صدور تولیدات آن به فلسطین اشغالی یا به کشورهای اتحادیه اروپا اقدام به خرید زمین های حاصلخیز نمود. در همین راستا شرکت انکودا در کنیا و اتیوپی حدود 50 هزار هکتار زمین زراعی خریداری کرد که بخش عمده این زمینها را برای تولید پنبه و بقیه را برای دامپروری و ایجاد شرکت و صنایع لبنی اختصاص داده است . رژیم اسراییل توسط برخی شرکت های متخصص در امر توسعه روستایی و ایجاد مزارع نمونه، بسیاری از برنامه ها و پروژه های سازمان ملل در زمینه توسعه در شرق افریقا را اجرا می کند و در همین راستا به برخی اهداف راهبردی خود در این منطقه نایل می گردد. رژیم صهیونیستی با اغلب کشورهای منطقه، قراردادها و موافقتنامه هایی منعقد کرده که بر اساس آن، همکاریهای کشاورزی، دامپروری را منوط به تامین کود، انواع حشره کش ، ابزارهای کشاورزی و فناوری مبارزه با آفت های کشاورزی و دامپروری و تاسیس مزارع نمونه از سوی شرکتهای اسراییلی، نموده است. در کنار تولیدات کشاورزی ، سرمایه گذاری در بخش شیلات و گل از مواردی است که اسراییل توجه خاصی به آن دارد . در حال حاضر 25 درصد بازار گل اسراییل از طریق کنیا تامین می شود، تجار و سرمایه گذاران اسراییلی با توجه به آب و هوای خوب کنیا، با ایجاد مزارع پرورش گل به تولید این محصول پرداخته و بخش زیادی از آن را به بازارهای سایر کشورهای جهان از جمله اروپا صادر می کنند. روابط رژیم صهیونیستی و سومالی موقعیت استراتژیک سومالی در شاخ افریقا و دسترسی به تنگه باب المندب، همسایگی با خاورمیانه، تنگه هرمز و کانال سوئز، برخی از دلایلی است که نگاه رژیم صهیونیستی و امریکا را به این کشور خاص کرده است. سومالی در مجاورت آبراه و معبر راهبردی جهان یعنی باب المندب قرار دارد و با 3025 کیلومتر مرز دریایی در اقیانوس هند و خلیج عدن (طولانی ترین ساحل در بین کشورهای افریقایی ) دارای بنادر متعددی است که سبب شده بهترین شرایط را برای پهلو گرفتن کشتی های نفت کش و تجاری داشته باشد .طبق آمارهای منتشره، حدود 60 درصد از پروازهای تجاری دنیا از روی خاک این کشور انجام می شود . وجود این شرایط جغرافیایی و وجود ذخایر طبیعی مانند اورانیوم، سنگ آهن، نفت و گاز سبب شده تا این کشور همواره در کانون سیاست های استعماری قرار داشته باشد در راستای زمینه سازی برای نفوذ در این کشور، رسانه های صهیونیست اسطوره های خیالی و وهمی فراوانی را در مورد سومالی منتشر کرده و مدعی هستند که این کشور یک سرزمین مقدس یهودی بوده و در قدیم نامش سرزمین بونت بوده است و پیامبرانی همچون موسی (ع)، حزقیل و حبوق نبی در آن می زیسته اند. رسانه های صهیونیستی در حمایت از اسطوره های خیالی خود مدعی هستند که در حدود 50 هزار یهودی در سومالی می زیسته اند که به خاطر مسائل مختلف از جمله جنگ داخلی در دهه 1990 به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده اند و در حال حاضر جایگاه مهمی در اقتصاد رژیم صهیونیستی دارند و به خاطر سیطره شان بر صنایع مهم در اسراییل و برخی کشورهای جهان از جمله کشورهای شرق افریقا، تاثیر اقتصادیشان روز به روز بیشتر می شود .اما طبق بررسی های انجام شده هیچ گاه سومالی مامن و پناهگاه یهودیان نبوده است. طبق آمارها بیش از 99 درصد مردم سومالی مسلمان بوده و حتی تعداد مسیحیان کمتر از 1 درصد می باشد. از این رو مطالب منتشره از سوی رسانه های صهیونیستی در مورد یهودیان این کشور کذب محض است . در حال حاضر هیچ گونه ارتباطی بین دولت سومالی و رژیم صهیونیستی وجود ندارد. قدرت های حاکم بر سومالی اعم از دولت حسن شیخ محمود و یا نیروهای الشباب نه تنها هیچ گونه ارتباطی با رژیم صهیونیستی ندارند که حمله نیروهای الشباب در زمستان گذشته به فروشگاه صهیونیستی وست گیت در نایروبی (پایتخت کنیا ) نشان داد که الشباب از جمله دشمنان سرسخت این رژیم در شاخ افریقا است. نکته قابل توجه در ارتباط با رژیم صهیونیستی و سومالی این است که مقامات رژیم صهیونیستی هرگز خواهان وجود یک دولت اسلامی قدرتمند در سومالی نبوده و نیستند. آن ها خوب می دانند که حضور جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس و دریای عمان و یک دولت اسلامگرا در سومالی می تواند عرصه را در حوزه دریایی بر این رژیم تنگ کند. در حال حاضر دریای سرخ و تنگه باب المندب تنها راه ارتباطی این رژیم با جهان خارج می باشد و چنانچه یک دولت اسلامگرا و مخالف اسراییل در سومالی تشکیل شود، می تواند با بستن باب المندب بر روی کشتی های تجاری و نظامی صهیونیستی، نقش مهمی در انزوای هرچه بیشتر این رژیم ایفا کند، از این رو بعد از ایجاد دولت محاکم اسلامی در سومالی و بعد از حمله مشترک اتیوپی و آمریکا علیه نیروهای شیخ شریف احمد که به اضمحلال موقت دولت محاکم اسلامی رسید، رسانه های رژیم صهیونیستی هلهله شادی سر دادند و از آمریکا و دولت اتیوپی تشکر کردند. در نهایت این که یکی از آخرین ترفندها و حربه های رژیم صهیونیستی علیه دولت سومالی و مردم مسلمان این کشور، حمایت از تجزیه آن می باشد. بعد از اجرای موفق سناریوی تجزیه سودان، که در نهایت بزرگترین کشور اسلامی آفریقا، تجزیه و دولت اسلام گرای عمر البشیر، نیمی از سرزمین و بیش از 70 درصد از منابع نفتی و معادن خود را از دست داد، این بار سناریوی بالکانیزه کردن قرار است در سومالی اجرا شود. بر این اساس رژیم صهیونیستی با به رسمیت شناختن منطقه "سومالی لند"، قصد دارد تجزیه سومالی، این کشور بزرگ و استراتژیک اسلامی را زمینه سازی کند. سومالی لند، منطقه ای خودمختار در شمال سومالی است که روز 8 مه سال 1991 به طور یک جانبه از دولت مرکزی سومالی، اعلام استقلال کرد. با این همه، تاکنون اعلام موجودیت و استقلال این منطقه از سوی سازمان ملل، اتحادیه آفریقا و کشورهای آفریقایی به رسمیت شناخته نشده است. چنانچه این اتفاق بیفتد، سومالی بخش زیادی از سرزمین های بکر و حاصلخیز و همچنین منابع نفتی خود را از دست خواهد داد و علاوه بر آن تسلط این کشور بر تنگه باب المندب و دریای سرخ نیز از بین خواهد رفت که این نهایت خواسته صهیونیست ها می باشد. در نهایت این که نفوذ صهیونیست ها در شاخ آفریقا طیفی از توسعه روابط سیاسی، امنیتی و اقتصادی با کشورهای غیراسلامی، تا تجزیه سرزمینی کشورهای اسلامی را شامل می شود. این اقدامات می تواند در آینده ای نزدیک دنیای اسلام را تحت تأثیر قرار داده و تمرکز دولت های اسلامی از خاورمیانه و تلاش برای ایجاد ثبات در این منطقه را به حاشیه ببرد./