صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۱  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۶۳۹

قاسم غفوری

تروریسم واژه‌ای است که این روزها محور اصلی محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب گردیده، به گونه‌ای که کمتر مقام لشکری و کشوری و یا رسانه‌ای را می‌توان یافت که از تروریسم و مقابله با آن سخن نگوید.

این مقوله به‌شدت در غرب پیگیری می‌شود و هر روز اخبار و گزارش‌های متعددی در این زمینه منتشر می‌گردد. آنچه در این میان قابل توجه است، نوع رفتارهای مقامات آمریکایی و اروپایی در قبال تحولات اخیر در حوزه تروریسم از جمله در قبال عراق است. واژگانی که می‌توان آنها را کلماتی تازه دانست که بعضاً کمتر از زبان مقامات و رسانه‌های غربی شنیده شده است.

بخش نخست این رفتارها را اذعان آنها به تأثیر عملکردهای آمریکا و متحدانش در ترویج تروریسم در جهان تشکیل می‌دهد، چنانکه حتی سناتورهای آمریکایی و مقامات کاخ سفید تأکید می‌کنند که عملکردهای نادرست آمریکا در افغانستان و عراق زمینه‌ساز ایجاد و گسترش گروهک‌هایی مانند داعش شده است.

این روند را در گزارش رسانه‌های غربی نیز می‌توان مشاهده کرد، به گونه‌ای که رسانه‌هایی همچون گاردین، ایندیپندنت، تایمز و... مقالاتی مبنی بر نقش دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپا در تشکیل گروه‌هایی همچون داعش منتشر کرده‌اند. جالب توجه آنکه، زمان مطرح شده از سوی این رسانه‌ها به سال‌های گذشته باز می‌گردد و چنان که عنوان می‌گردد تشکیل این گروه‌های تروریستی دو سال پیش و یا پیشتر از آن بوده است. آنها از ادامه این همکاری‌ها و حمایت‌ها سخنی به میان نیاورده؛ چنانکه در رسانه‌های معتبر غربی نمی‌توان اشاراتی به حمایت‌های گسترده آمریکا و متحدان اروپایی و عربی‌اش از گروه‌های تروریستی در سوریه یافت. حال آنکه شواهد نشان می‌دهد که غربی‌ها تروریست‌ها را از 83 کشور جهان به سوریه گسیل داشته‌اند و هدف آنها کشتار مردم و نابودی این کشور بوده است.

محور دومی که از سوی محافل رسانه‌‌ای و سیاسی غرب برجسته شده اعتراف به حضور اتباع این کشورها در جمع تروریست‌ها است. «هیگ» ‌وزیر خارجه انگلیس می‌گوید: چهارصد تبعه انگلیسی در جمع داعش حضور دارند. وزیران دفاع و کشور فرانسه از حضور صدها فرانسوی در جمع تروریست‌ها در سوریه و عراق سخن می‌گویند و آمریکایی‌ها نیز اذعان می‌کنند که برخی از تروریست‌ها از درون آمریکا حمایت مالی و معنوی می‌شوند. جالب توجه آنکه غربی‌ها ضعف‌های اطلاعاتی و عدم توجه به گزارش‌ها مبنی بر حضور حامیان و اعضای تروریست‌ها در کشورهای‌شان را زمینه‌ساز این مسائل عنوان کرده و حتی خود را بازنده عرصه مقابله با گروه‌های به گمان آنها افراطی معرفی می‌کنند.

در کنار این اعتراف‌های غربی‌ها، نکته‌ای که بیش از هر چیز قابل توجه است، نسخه‌ها و راهکارهایی است که غرب برای جبران اشتباهاتش مطرح می‌کند.

در نسخه‌های تجویزی غربی‌ها چند نکته قابل توجه است. نخستین راهکاری که از سوی غربی‌ها برای پایان تروریسم و چالش‌های امنیتی مطرح می‌شود، تغییر در ساختار سیاسی کشورها با ادعای وحدت ملی است. غربی‌ها که در پاسخ به 11 سپتامبر و یا هر تهدید امنیتی علیه خود از مشت آهنین استفاده کرده و حتی دکترین حماسه پیش‌دستانه را مطرح می‌کنند، ادعا دارند که راهکار سیاسی، نسخه حل چالش‌های کشورهایی مانند عراق، سوریه و... برای پایان تحرکات تروریست‌ها است. برای نمونه «جان‌کری» وزیر امور خارجه آمریکا هفته گذشته در حالی از عراق دیدار کرد که محور سخنان وی را لزوم تشکیل دولت وحدت ملی تشکیل می‌داد. دولت وحدت ملی‌ای که در نگاه آمریکایی‌ها شامل بعثی‌ها، جریان‌های غربگرا و خائنان به کشور نظیر طارق الهاشمی معاون فراری رئیس‌جمهور عراق و... می‌باشد!

جالب آنکه این افراد و جریان‌ها همان کسانی ‌بودند که بحران کنونی عراق را به راه انداخته و مانع از آن شدند که در چهار سال گذشته، عراق دارای آرامش سیاسی باشد. در قبال سوریه نیز آمریکایی‌ها نسخه حضور افرادی مانند «الجریا» رئیس معارضان که با شبه‌نظامیان مسلح در کشتار مردم دست داشته‌اند را تجویز کرده‌اند. گفتنی است غربی‌ها همزمان ایده تجزیه کشورها برای پایان درگیری‌های داخلی را نیز به عنوان راهکار برقراری امنیت و به اصطلاح جبران اشتباهات گذشته خود عنوان می‌دارند، چنانکه نشریه تایمز آمریکا که بیانگر دیدگاه‌های مقامات آمریکایی است، رسماً طرح تجزیه عراق به سه منطقه را مطرح کرده است.

دومین نسخه‌ای که غرب برای جبران اشتباهات خود مطرح می‌سازد، رویکرد به همگرایی نظامی با سایر کشورها است. باراک اوباما در گفت‌وگو با ان‌بی‌سی می‌گوید: آمریکا نمی‌تواند به تنهایی برای مبارزه با گروه‌هایی مانند داعش اقدام کند و نیازمند کمک کشورهای دیگر است. این گفته‌ها هر چند اعتراف به ناتوانی آمریکا در عرصه نظامی و واهی بودن نظام تک‌قطبی ادعایی آمریکا است، اما در ورای آن آمریکا مولفه‌های خاصی را برای همراهی با سایر کشورها مطرح می‌کند. آمریکا در حالی به کمک سایر کشورها اعلام نیاز می‌کند که همزمان نسخه‌هایی را برای این همکاری تجویز می‌کند. اعزام مستشاران نظامی به‌عنوان نیروی آموزشی به سایر کشورها به‌ویژه غرب آسیا و شمال آفریقا(خاورمیانه)، استفاده از پهپادها به عنوان حملات کوتاه و سریع علیه تروریست‌ها، تشکیل ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای با محوریت و رهبری آمریکا و حضور کشورهای مرتجع عربی، صهیونیست‌ها و ناتو محور این تحرکات است.

آمریکا حضور ناوهای خود در نقاط مختلف جهان را نیز زمینه‌ساز اقدام سریع برای برقراری امنیت عنوان می‌کند، چنانکه در باب تحولات اخیر عراق، وزیر دفاع آمریکا عدم حضور فعالی نیروی دریایی آمریکا در خلیج‌فارس را از دلایل قدرت‌گیری داعش مطرح می‌کند!

سومین نسخه غربی‌ها برای جبران اشتباهات گذشته‌شان را تشدید خفقان در جوامع غربی البته با محوریت محدود‌سازی مسلمانان تشکیل می‌دهد. محافل رسانه‌ای و سیاسی غربی در اقدامی واحد با برجسته‌سازی حضور اتباع این کشورها در میان تروریست‌ها (اکنون داعش) سعی دارند تا از یک سو جاسوسی‌های گسترده‌ اروپا و آمریکا از زندگی خصوصی مردم را توجیه کنند و حتی ضروری جلوه دهند و از سوی دیگر فضایی منفی علیه مسلمانان به راه اندازند تا توجیه‌کننده سرکوب‌های گسترده‌تر علیه مسلمانان باشد.

جالب و قابل توجه آنکه غربی‌ها این تحرکات را با ادعای جبران اشتباهات گذشته و مقابله با گسترش حامیان تروریسم در اروپا و آمریکا صورت می‌دهند.

در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که آمریکا و متحدان اروپایی‌اش اکنون سناریوی جدیدی را برای توجیه دخالت‌های خود در امور سایر کشورها با محوریت تغییر در ساختار سیاسی و حتی تجزیه کشورها، استمرار نظامی‌گری در عرصه جهانی با بهانه اقدام مشترک در برابر تهدیدات امنیتی و گسترش فضای خفقان اجتماعی در کشورهای‌شان و حتی گسترش دامنه فعالیت‌های جاسوسی و اطلاعاتی در سراسر جهان تدوین کرده‌اند. جبران اشتباهات گذشته اکنون به مولفه‌ای برای استمرار سیاست‌های گذشته غرب مبدل شده که زمینه‌ساز دخالت‌ها و بحران‌سازی‌های جدید غرب در جهان خواهد بود.

نام:
ایمیل:
نظر: