صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۹۳ - ۰۷:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۲۶۸۸۲۷
مروری بر آنچه این روزها در عراق می‌گذرد

علی موحد

تحولات سوریه و اوکراین با تمام اهمیت‌شان این روزها در حاشیه قرار گرفته‌اند و عراق در طول دو هفته اخیر به کانون اصلی تحولات منطقه و جهان مبدل شده است. در یک‌سوی معادله وحدت مردم، ارتش و نظام عراق قرار دارد که دست در دست یکدیگر برای بازگرداندن آرامش به کشورشان تلاش می‌کنند، چنانکه میلیون‌ها نفر داوطلب مبارزه با تروریسم داعشی ـ بعثی شده‌اند.

در طرف دیگر معادله نیز همچون بسیاری از تحولات منطقه و جهان، نظام سلطه با محوریت آمریکا قرار دارند که برآنند تا از وضعیت موجود برای رسیدن به منافع خود بهره گیرند.

مقامات آمریکایی و البته برخی کشورهای اروپایی در دو حوزه سیاسی و نظامی به پردازش تحولات عراق می‌پردازند و درصددند تا تحولات این کشور را بر این اساس مدیریت کنند.

یک واژه در سخنان اوباما رئیس‌جمهور، بایدن معاون رئیس‌جمهور، سناتورها و مقامات نظامی آمریکا و افرادی مانند هیگ، وزیر خارجه انگلیس به صورت یکسان به کار برده می‌شود و آن، کناره‌گیری مالکی، نخست‌وزیر عراق از قدرت است. آنها با ادعای گرفتار بودن عراق در درگیری‌های طایفه‌ای و دینی، حذف مالکی و به اصطلاح دولت ملی را راهکار پایان بحران عراق و حتی پیش‌شرط کمک به این کشور اعلام می‌دارند. آنها برای تکمیل ادعاهای خود، از به کار بردن واژه گروه‌های تروریستی داعشی خودداری می‌کنند و آنها را نیروی مردمی در اعتراض به ساختار سیاسی عراق می‌نامند.

نکته مهم آن است که آمریکایی‌ها، راهکار سیاسی را تنها گزینه در قبال عراق می‌دانند که محور آن را تغییر در ساختار سیاسی آن تشکیل می‌دهد.

مجموعه رفتارهای غربی‌ها نشان می‌دهد که آنها می‌خواهند با فضای رسانه‌ای و فشارهای سیاسی، آرا و خواست مردم عراق را ابطال کنند و دیدگاه منفعت‌طلبانه خود را جایگزین آن سازند. این روند در چند عرصه قابل تبیین است.

نخست آنکه؛ در انتخابات پارلمانی عراق که یک ماه پیش برگزار شد، حزب ائتلاف قانون به ریاست مالکی به تنهایی 95 کرسی از 328 کرسی را به خود اختصاص داد و در صدر قرار گرفت و جریان‌هایی مانند جریان ایاد علاوی که غرب بسیار بر آن تأکید دارد 12 کرسی بیشتر به دست نیاورد. جریان‌هایی مانند النجیفی، رئیس پارلمان عراق که او هم از نور چشمی‌های غرب است نیز نتوانست بیش از 30 کرسی کسب کند. از این‌رو، نتایج انتخابات عراق نشان می‌دهد که رأی مردم به ادامه نخست‌وزیری مالکی بوده است. جالب توجه آنکه، بخش چشمگیری از آرای مالکی در مناطق سنی‌نشین کسب شده است.

در همین حال، مردم عراق و نیز مرجعیت دینی در حالی برای مبارزه با داعش و بعثی‌ها وارد میدان شدند که محور مبارزه با تروریسم را دولت مالکی و ارتش تحت فرمان آن تشکیل می‌دهد. گزارش‌ها نشان می‌دهد بیش از دو میلیون و بر اساس برخی گزارش‌ها بین سه تا شش میلیون نفر داوطلب جنگ با تروریسم شده‌اند. این آمارها نشانگر اعتماد مردمی به مالکی و سیاست‌های وی است. با این شرایط می‌توان گفت غرب با معرفی مالکی به عنوان محور بحران عراق، در اصل به دنبال ابطال رأی مردمی به وی و تحمیل دولتی دست‌نشانده به عراق است.

دوم آنکه؛ مردم عراق با فریاد یکپارچه مبارزه با تروریسم و لبیک به ندای مرجعیت، نشان داد که رأی مردم عراق به وحدت و یکپارچگی ملی میان شیعه و سنی است. آنچه در تبلیغات غرب صورت می‌گیرد، به چالش کشاندن رأی وحدت‌گرایانه مردم و ایجاد فضای شکاف در میان مردم است، چنانکه سران آمریکا دائماً محور بحران عراق را درگیری‌ طایفه‌ای و دینی عنوان می‌کنند. تأکید غربی‌ها بر راهکار سیاسی برای عراق به جای راهکار نظامی، دقیقاً اقدامی در جهت همین تفرقه‌افکنی است چراکه تروریسم بعثی ـ داعشی که دستش به خون مردم این کشور آغشته است، هرگز نمی‌تواند در روند سیاسی قرار گیرد و صرفاً راهکار نظامی راهبرد مقابله با آن است.

بخش دیگر تحرکات غرب را امور نظامی تشکیل می‌دهد.

محافل رسانه‌ای آمریکایی تلاش بسیاری دارند تا تحرکات نظامی آمریکا را محور اصلی شکست تروریسم در عراق مطرح سازند، چنانکه اخباری همچون پرواز پهپادهای آمریکایی بر آسمان عراق، اعزام صدها نیروی آمریکایی به عراق و... به جای تأکید بر وحدت و یکپارچگی عراقی‌ها، در مبارزه با تروریسم داعشی ـ بعثی مورد پردازش قرار می‌گیرد. باراک اوباما در حالی تلاش دارد تا بر ادعاهای خود در «وست پوینت» مبنی بر اعزام نکردن نظامیان آمریکایی به جنگ‌های گسترده تأکید کند که همزمان با برجسته‌سازی چالش‌های امنیتی عراق و تأثیر آن بر کل منطقه ـ نظیر ادعای گسترش داعش به اردن ـ سعی دارد تا اقدامات نظامی کنونی آمریکا شامل فعالیت پهپادها، حضور مستشاران نظامی در سایر کشورها و حضور رزم‌ناوهای آمریکایی در آب‌راه‌های جهانی را توجیه کند. با توجه به فضای تبلیغاتی آمریکایی‌ها که بخشی از آن جنبه تبلیغاتی برای انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره را دارد (آبان‌ماه 1393) احتمال بمباران برخی مناطق عراق برای جدی نشان دادن آمریکا در مبارزه با تروریسم و نیز موثر جلوه دادن طرح استفاده از پهپادها و نیروهای کوچک نظامی برای برقراری امنیت جهانی دور از ذهن نیست.

به هر تقدیر می‌توان گفت غرب با نسخه‌های سیاسی و نظامی، خواب‌های تلخی را برای عراق و منطقه دیده است که محور آن را سلطه سیاسی بر عراق برای بازگرداندن منافع از دست رفته خود و متحدان منطقه‌ای و توجیه نظامی‌گری جهانی به سبک اوبامایی تشکیل می‌دهد.

نام:
ایمیل:
نظر: