استاد حسن رحیمپور ازغدی که در شانزدهمین همایش هادیان و مسئولان سیاسی سپاه محمد رسولالله(ص) تهران بزرگ سخن میگفت با ارائه محورهای تهاجم فرهنگی و رسانهای دشمن به فرهنگ عمومی گفت: اینکه گفته شود بهترین ممیزی در حوزه فرهنگ، افکار عمومی است، غلط است و در قانون اساسی در این باره تصریحی صورت نگرفته است.
عضو شورایعالی انقلاب فرهنگی بحث خود را در سه محور ارائه داد: نخستین محوری که وی بدان پرداخت، مسائل منطقه و جهان اسلام بود. ازغدی در این زمینه، بیداری اسلامی را یکی از اتفاقات مهم اخیر دنیای اسلام دانست و گفت: این رویداد تا پیش از انقلاب اسلامی در هیچ جایی رخ نداده است که مردم در مساجد و با تکبیر گفتن، قیام خود را شروع کنند. این تحولات، مستقیم یا غیرمستقیم، از انقلاب اسلامی ایران متأثر بوده است. اما بازگشت وابستگان رژیم سابق در مصر و ظهور تکفیریها و اقدامات خشونتبار آنها در جهان اسلام، از وقایع و حواشی دستساز استکبار برای به انحراف کشاندن این بیداری است.
دکتر رحیمپور ازغدی در ادامه گفت: اما خوشبختانه اکنون این آگاهی در دنیا شکل گرفته است که یک گرایش عقلانی، منطقی و در عین حال جهادی و شهادتطلب در جهان اسلام وجود دارد که متفاوت از اسلام وهابی سلفی خشونتطلب است. بنابراین، وهابیها با اقدامات وحشیانه خود، عملاً در شناساندن شیعه به دنیا موثر بودهاند.
محور بعدی سخنان وی، به تهاجم فرهنگی دشمن اختصاص داشت. وی در این باره گفت: غربیها در همه جای دنیا از طریق رسانهها، دانشگاهها و... به شدت در حال تغییر دادن سبک زندگی و فرهنگ ملتها هستند و ملت ما هم یکی از این ملتهای تحت هجوم است. این استاد دانشگاه، مهمترین محورهای تهاجم فرهنگی و رسانهای دشمن را موارد زیر دانست:
1 ـ هدف قرار دادن اجزای تشکیلدهنده وحدت و نظم اجتماعی، به این معنا که شکافهای اجتماعی بالقوه موجود در جامعه را به شکافهای بالفعل تبدیل کنند.
2 ـ تأثیرگذاری بر شیوه زندگی مسلمانانه ایرانی، به گونهای که مرزهای سبک زندگی ما با سایر سبکها دگرگون شود.
3 ـ هجوم به قدرت بازتولید فرهنگ و هویت اسلامی یعنی از بین بردن عوامل فرهنگی که موجب تعالی میشود.
4 ـ مهندسی آگاهیهایی که باید به اطلاع جامعه برسد یا نرسد. به عبارتی، تغییر دادن ذائقه، شناخت و زاویه دید مخاطب.
5 ـ برنامهریزی و مدیریت اشتغالات فکری یعنی تغییر دادن اولویتها.
6 ـ تغییر زیباییشناسی در جامعه یعنی تغییر دادن مبنای ارزشی جامعه به لحاظ مفهومی و مصداقی. البته همه این تغییرات، توطئهوار نیست، بلکه در بستر زمان است که تغییر میکند یعنی پارهای از این تغییرات طبیعی است، اما آنچه که چالشآفرین است، تغییرات مصنوع و هدفدار است. به عبارت دیگر، آنچه که باید نسبت بدان حساس بود، تغییرات برنامهریزی شده دشمن در این فرایندهاست.
7 ـ دستکاری در ساختارهای اجتماعی، زیرا بین ساختار اجتماعی و روابط اجتماعی رابطه وجود دارد.
8 ـ ذائقهسازی برای مخاطب و به عبارتی، وجدانسازی و تغییر ناخودآگاه مخاطبان که بهشدت بر روی تغییر رفتار موثر است.
9 ـ سنتسازی یعنی تعیین کنند که چه چیزی سنت است، به خصوص در دوره انتقال از یک نسل به نسل دیگر.
10 ـ تغییر در سختافزار و نرمافزار جامعه با این استدلال که سخت افزار، نرمافزار خاص خود را هم پدید میآورد.
وی در ادامه، راه مقابله با این تهاجمات را تقویت بنیانهای فرهنگی جامعه و تولید فکر دانست و گفت مسئولیت اصلی در این رابطه نیز متوجه حوزه و دانشگاه است.
محور آخر سخنان استاد رحیمپور ازغدی نیز به مباحث مربوط به نقش دولت در حوزه فرهنگ اختصاص داشت. وی در این باره گفت: در قانون اساسی برای دولت مسئولیت فرهنگی تعیین شده است. دولت در قبال فرهنگ مسئول است و موظف به ترویج فرهنگ اسلامی در جامعه است. بنابراین، اینکه گفته شود بهترین ممیزی در حوزه فرهنگ، افکار عمومی است، غلط است و در قانون اساسی در این خصوص تصریحی صورت نگرفته است.
وی در ادامه، اینکه عدهای نظارت و مدیریت در حوزه فرهنگ را توهین به شعور افکار عمومی میدانند، نقد کرد و گفت بحث تعیین حدود در حوزههای فرهنگی، مطابق با دستورهای قرآنی است و اینگونه نگاه به حوزه فرهنگ، نگاهی لیبرالی است. حتی در دنیا، در حوزه فرهنگ، دولت بیطرف وجود ندارد، دولت بیطرف در حوزه فرهنگ، تنها بر روی کاغذ وجود دارد. دولتهای لیبرال کاملا معتقد به ارزشهای سرمایهداری هستند. در قوانین دولتهای لیبرال هم حدودی وجود دارد، اما در آنجا، این حدود و خطوط قرمز فرق میکند.
موضوع دیگری که وی بدان اشاره کرد این بود که اساساً امکان ندارد که دولت در حوزه فرهنگ بیطرف باشد، زیرا دولتها یا از یک پدیده فرهنگی حمایت میکنند و یا اینکه حمایتی به عمل نمیآورند که در هر دو صورت بیطرف نیستند.
استاد رحیم پور در پایان، ضعف و کمبود اطلاعات و آگاهیهای مذهبی را از جمله آفات جامعه دانست و البته ابراز امیدواری کرد که با کار فرهنگی مستمر میتوان بر این ضعف فائق آمد.
دکترخوشچهره : در حوزههایی که دشمن به ما هجومآورده است، قوی شدهایم
دکتر محمد خوشچهره، استاد اقتصاد دانشگاه تهران، دیگر سخنران این همایش به رابطه اقتصاد با فرهنگ اشاره کرد و گفت: اقتصاد امروز یک بحث محوری است، اما این بدین معنا نیست که جمهوری اسلامی ایران، از اصالت خود که مقولهای فرهنگی است، فاصله گرفته است، بلکه بدین معناست که اقتصاد هم از جنبه سلبی و هم از جنبه ایجابی اهمیت دارد.
دکتر خوشچهره تأکید کرد که ما در حوزه عدالت و اقتصاد با آرمانهای خود فاصله داریم، در حوزه اقتصاد ضعف داریم، در این حوزه، ما با وضع مطلوب فاصله داریم، زیرا با وضع پیشبینی شده در چشمانداز بیست ساله که میگوید ایران باید قدرت اول اقتصادی منطقه باشد، خیلی فاصله داریم. اما در حوزههای دیگری که دشمن به ما هجوم آورده است، قوی شدهایم. به گونهای که به اعتراف دنیا، ایران در حوزه نظامی توانسته است به سطحی بسیار بالاتر از سطح مورد نظر آنها برسد.
این استاد اقتصاد دانشگاه تهران در ادامه، مردم را سرمایه دولت دانست و گفت: دشمن، این سرمایه اجتماعی نظام اسلامی را نشانه گرفته است. بنابراین، گره زدن حل مشکلات به بهبود رابطه با غرب و آمریکا، کار اشتباهی است. ایشان همچنین در این باره گفت که عناد و خصومت همه جناحهای موجود در آمریکا نسبت به جمهوری اسلامی یکسان است، اما در روشها با هم تفاوت دارند.
دکتر خوشچهره، هدف از فشارهای دشمن بر ملت ایران را جلوگیری از الگو شدن این ملت برای سایر ملتها دانست و گفت: با توجه به الگو بودن جمهوری اسلامی برای بسیاری از کشورها در حوزه سیاسی، دشمن میکوشد تا با اعمال تحریم و فشار اقتصادی، از الگو شدن ایران در حوزه اقتصاد جلوگیری کند.
وی با اشاره به برخی مشکلات و چالشهای موجود در اقتصاد کشور ازجمله، وابستگی به نفت، وابستگی به واردات و همچنین وجود فساد اقتصادی، اظهار داشت که برای حل و رفع این معضلات، تدابیری اندیشیده شده است که اقتصاد مقاومتی یکی از این تدابیر است و آن، اقتصاد پویایی است که درصدد رفع وابستگیهای تهدیدزای اقتصادی است.
دکتر خوشچهره در ادامه گفت: فضای اقتصاد مقاومتی هم یک تاکتیک نیست، بلکه بینش و نگرشی است که باید بر مبنای آن، الگوهای رفتاری، برنامهریزی و ... تغییر کند. وی در پایان، عدم درک صحیح مفهومی از اقتصاد مقاومتی، عدم باور آن و همچنین، ناتوانی برخی مسئولان در تحقق آن را از جمله چالشهای پیش روی اقتصاد مقاومتی دانست.