صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۹۳ - ۱۰:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۲۶۹۳۴۱
واکاوی چگونگی تحمیل شروط مقاومت فلسطین به رژیم غاصب صهیونیستی

هادی محمدی

مردم مظلوم غزه از نیمه ماه مبارک رمضان، حملات وحشیانه ارتش صهیونیستی را تحمل کردند و طی ۵۱ روز مقاومت تحسین‌برانگیز و تعیین‌کننده، در زیر بار بمباران‌های شدید، ۲۱۳۵ نفر از آنها شهید و ۱۰۸۹۰ نفر زخمی شدند و هزاران منزل مسکونی، بیش از ۲۰۰ مسجد و بسیاری از بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها و موسسات خیریه و حکومتی و حتی مدارس و موسسات وابسته به سازمان ملل ویران گردید. مناطق شمالی شهر غزه مانند بیت حانون و در شرق آن شجاعیه و یا در خان‌یونس مانند خزاعه و یا محورهای نزدیک معبر رفح، صحنه شدیدترین و غیرانسانی‌ترین بمباران‌های هوایی بود، به‌طوری که تصاویر جنگ جهانی اول و دوم در بمباران‌های هوایی و نسل‌کشی‌های تاریخ را به اذهان متبادر می‌کرد.

صهیونیست‌ها که از مشغول بودن جهان اسلام در فتنه و تفرقه منتشر شده در کشورهای منطقه و مزدوری بسیاری از حکام و دیکتاتوران ‌عرب منطقه خشنود بودند، با یک بهانه مشکوک و احتمالاً ساختگی در ربوده شدن سه نوجوان صهیونیست در کرانه باختری، پس از انجام اعمال خشن و دستگیری‌های گسترده در کرانه باختری، حملات هوایی به غزه را شروع کردند. آنها تصور می‌کردند فرصت طلایی بی‌نظیری در اختیار دارند و می‌توانند گام‌های یکسره‌ساز در غزه بردارند و مقاومت فلسطینی را به نقطه تسلیم برسانند. ارتش و مقامات صهیونیست مانند همیشه و با خوش‌خیالی، اهداف بلندپروازانه‌ای را در خلع سلاح و نابودی مقاومت، اشغال بخش‌هایی از شرق و شمال نوار غزه و نابودی تونل‌ها و موشک‌های مقاومت در لیست نامحدود خواسته‌های خود قرار داده بودند. اما فقدان اطلاعات دقیق از برنامه‌ها، امکانات و تاکتیک‌های رزم مقاومت، نیروی هوایی پیشرفته و تسلیحات متنوع و یگان‌های ویژه، نیروی زمینی ارتش رژیم صهیونیستی را به ارتشی ناکارآمد و شکست‌خورده تبدیل کرد، به نحوی که نه تنها به سرخوردگی و یأس در بین یگان‌های نظامی ارتش صهیونیستی منجر شد، بلکه نخبگان و اصحاب جراید و رسانه‌های این رژیم با وجودی که دستور اکید در ممنوعیت هر گونه اظهارنظر در مورد روند جنگ را دریافت کرده بودند، به تمسخر و تحقیر مقامات نظامی و به‌ویژه سیاسی و حکومتی پرداختند. شاید برای نتانیاهو که همواره از عربده‌های گوناگون در مقابل آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها سرمست می‌شود، این اولین بار بود که هفت بار از اوباما خواهش عاجزانه کرد که با تلاش‌های خود جنگ را متوقف کند.

با اینکه طرح حمله به غزه یک برنامه هماهنگ با ارتجاع عرب و پروژه تکفیری ـ‌وهابی داعش و طرف‌های غربی بود، ولی همگی در قبال مقاومت مردم مظلوم غزه و قابلیت‌های جدید مقاومت غافلگیر شدند. این غافلگیری فقط در پایداری مردم و حمایت مردم منطقه و جهان و یا استقامت و رشادت نیروهای مقاومت نبود، بلکه صهیونیست‌ها و هم‌پیمانان آنها در این برنامه شیطانی، هیچ طرح احتیاط یا برنامه B برای حمله خود در نظر نگرفته بودند و حمله به غزه را در حد یک پیک‌نیک نظامی تصور کرده بودند و لذا با روبه‌رو شدن با استواری مردم و مقاومت در غزه و واکنش‌های اثرگذار مقاومت در عرصه داخلی رژیم صهیونیستی، همه رویاهای ارتش صهیونیستی به ناگاه فرو ریخت.

آنها تصور نمی‌کردند که مردم غزه با وجود ناجوانمردانه‌ترین حملات، باز هم در کنار مقاومت باقی بمانند و انتظار داشتند که شکاف و فاصله‌ای بین مقاومت و مردم شکل گرفته و مورد بهره‌برداری قرار گیرد. آنها تصور نمی‌کردند که مقاومت برای پایگاه‌های نظامی دور و نزدیک ارتش صهیونیستی، برنامه‌های هجومی و متنوعی در نظر گرفته باشد. آنها خیال نمی‌کردند که امکانات دفاعی مقاومت تمامی عرصه‌های اقتصادی، زیرساختی مواصلاتی، فرودگاهی، بنادر را در برگیرد و نیمی از جمعیت صهیونیستی را مجبور به فرار از شعاع‌های نزدیک به غزه کند.

آنها خیال نمی‌کردند که یگان‌های ویژه ارتش رژیم صهیونیستی از ترس رویارویی با نیروهای مقاومت و طرح‌های عملیاتی آنها تمرد نظامی خواهند کرد و با زخمی کردن عمدی خود، از صحنه کارزار می‌گریزند و برای اولین بار در سطوح فرماندهی تیپ و لشکر و گردان‌های نظامی، کشته و زخمی داشته باشند. صهیونیست‌ها فکر نمی‌کردند که ابزارهای فضای مجازی مانند واتس‌آپ، وایبر و... که برای جمع‌آوری اطلاعات و جاسوسی صهیونیست‌ها به جهان عرضه شده، علیه خودشان به کار گرفته شود و از همین ابزار آسیب ببینند و سربازان و جامعه خودشان در همین ابزارها و نرم‌افزارها، با تبادل اطلاعات، مرزهای حفاظتی لازم و حیاتی را زیر پا بگذارند.

ارتش صهیونیستی واقعاً یک ارتش بادکنکی است که بیش از یک هفته برنامه و آمادگی رزم و امکانات دفاعی و تسلیحاتی در اختیار ندارد و هر جنگی فراتر از یک هفته، منحنی وضعیت آن را به شدت نزولی خواهد کرد.

با غافلگیری جدید که توسط مقاومت به عمل آمده بود، روش جدیدی از جنگ تونل‌ها که نمونه‌ای از جنگ ۲۰۰۶ در لبنان بود، تلاش‌های عملیاتی ارتش رژیم صهیونیستی به اقدامات ناکارآمد و در عین حال ضد بشری تبدیل شد. یعنی نه‌تنها نمی‌توانستند به مقاومت و امکانات آن ضربه بزنند، بلکه بمباران‌های وحشیانه آنها هم علیه مردم، به ابزاری جدید علیه خودشان در افکار عمومی جهان و موسسات بین‌المللی تبدیل می‌شد. برای اولین بار کشورهای غربی در شورای حقوق بشر نتوانستند از اقدامات وحشیانه صهیونیست‌ها حمایت کنند و حتی مقامات عالی‌رتبه سازمان ملل بالاخره ناچار به انتقاد و اعتراض به کشتارهای گستره مردم غزه شدند.

البته کاستی و فقدان اطلاعات راهبردی در ارتش رژیم صهیونیستی در آخرین روزهای درگیری در غزه، توسط شبکه‌های جاسوسی اردنی، مصری، اماراتی ـ به‌ویژه با ابزارهای شنود و فنی پیشرفته که در اختیار مصری‌ها قرار گرفته بود ـ تا حدودی جبران شد! و با خباثت و ناجوانمردی کشورهای عربی، تردد سه تن از فرماندهان عالی‌رتبه حماس شناسایی و با بمباران وحشیانه‌ای که حدود ۲۰ تن بمب را شامل می‌شد، آنها را به شهادت رساندند. شاید تنها دستاورد قابل ذکر برای صهیونیست‌ها همین باشد. البته شمعون پرز و برخی مقامات صهیونیستی گفته بودند که همکاری‌های راهبردی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، یکی از موفقیت‌های آنهاست که به نظر می‌رسد، همین همکاری‌ها و روابط راهبردی که سال‌های طولانی وجود داشته و امروز آشکارتر شده است، هزینه سنگینی برای این حکام عربی و غربی در بر خواهد داشت.

۲۹ روز جنگ اصلی و ۲۲ روز شرایط نه جنگ و نه صلح و درگیری موقت که عمدتاً برای نهایی کردن محتوای توافق آتش‌بس انجام گرفت، جنگ ۵۱ روزه با غزه را برای رژیم اشغالگر قدس به‌عنوان یک شکست قطعی که به اعتراف بسیاری از نخبگان و مسئولان صهیونیستی و رسانه‌های آنهاست، ثبت کرد.

صهیونیست‌ها باز هم مثل همیشه آنچه در جنگ جست‌وجو می‌کردند را در مذاکرات غیرمستقیم آتش‌بس گنجاندند، ولی با وجودی که مصر به عنوان میانجی، همواره دستیار رژیم صهیونیستی بود، نتوانستند این اهداف را محقق کنند و عملاً به جز محتوای جدید آتش‌بس و امتیازات آن، یک شکست سیاسی را هم در ناکام گذاشتن خواسته‌های صهیونیستی در مذاکرات آتش‌بس باید ثبت کرد.

اگرچه طرف‌های فلسطینی، هم رفع حصر از غزه را به‌طور کامل درخواست کرده بودند و هم توقف عملیات‌های نظامی و تروریستی و اخراج مناطق محدود مرزی در نوار غزه را در کنار آزادی اسرا و شعاع آزاد صید در ساحل غزه خواسته بودند اما در توافق نهایی، این خواسته‌ها دو مرحله‌ای شده و در گام اول، ضمن بازگشایی معابر و گذرگاه‌های هفتگانه و آزادی صید در ۶ مایلی ساحل غزه و خروج از مناطق اشغالی و روشن بودن طرح بازسازی غزه و هزینه‌های آن توسط کشورهای عربی، در مورد بندر و فرودگاه و اسرا در مرحله دوم مذاکره خواهد شد. ظاهراً اصل این خواسته‌ها پذیرفته شده ولی در مورد ویژگی‌های اجرای آن نیازمند مذاکرات بیشتر هستند.

نکته مهم در مورد محورهای مرحله دوم این است که اگر اهرم‌های مدیریتی از دست این رژیم و حامیان غربی و عربی آن و به‌ویژه مصر خارج شود و ارتباط جهان آزاد با فلسطین برقرار شود، نه تنها زمینه و ابزار باج‌خواهی عربی- صهیونیستی از بین خواهد رفت، بلکه شمارش معکوس نابودی رژیم صهیونیستی شتاب جدیدی می‌گیرد و در این صورت نه رژیم صهیونیستی و غرب و نه کشورهای عربی هم‌پیمان با این رژیم- که به لحاظ جغرافیایی و سیاسی و مالی، در شرایط فعلی، اهرم‌هایی را در اختیار دارند که از آنها برای جلوگیری از تحقق خواسته استقلال فلسطینی‌ها بهره می‌گیرند- هیچ کاری نمی‌توانند انجام دهند. لذا در شرایط فعلی نمی‌توان به خواسته‌های حداکثری در غزه و فلسطین فکر کرد و گروه‌های جهادی هم به میزانی که امتیازات خود را در مذاکره ارتقا و افزایش دهند، فکر می‌کنند. یعنی نه تنها عرصه‌های مزیتی و توانمندی‌های مقاومت را استمرار می‌دهند، بلکه با کاستن از موانع استعماری و یا عوامل متوقف‌کننده که توسط رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی مرتجع به اجرا در می‌آید، زمینه‌های استقلالی و اقتداری خود را گسترش می‌دهند.

پس‌لرزه‌ها و پیامدهای این شکست برای رژیم صهیونیستی در تمامی ارکان حکومتی، سیاسی، نظامی و اطلاعاتی و اجتماعی با سرعت در حال اثرگذاری است و یک پدیده بسیار مهم در روزهای پایانی این جنگ نابرابر، بی‌اعتمادی مردم جنوب رژیم صهیونیستی به ارتش و حکومت برای بازگشت به شهرک‌های خود بود که باز نمی‌گشتند! تا اینکه مقاومت به آنها اجازه داد!

رسوایی رژیم صهیونیستی فقط در عرصه داخلی و یا تعامل با طرف‌های فلسطینی نیست و عوامل و مولفه‌های منطقه‌ای و معادلات قدرت منطقه‌ای و جایگاه و نگاه جهان را نیز در بر می‌گیرد که تدریجاً شاهد متبلور شدن آن خواهیم بود.

ولی در زاویه فلسطین و مقاومت منطقه‌ای، شتاب جدیدی در همگرایی و همبستگی منطقه‌ای شکل گرفته و جایگاه محوری ایران در گفتمان مقاومت و باز کردن یک عنوان جدید در تسلیح کرانه باختری و رهبری و پرچمداری افکار عمومی و نقش و موقعیت انحصاری در قدرتمندی مقاومت به لحاظ تسلیحات، مدل و روش جنگ و گفتمان‌سازی مقاومت، تثبیت شده است، که با یک موج جهانی، افکار عمومی بسیاری از کشورهای جهان در حمایت از آرمان فلسطین گره خورده است. این یک پیروزی بزرگ برای مردم، مقاومت منطقه‌ای و ایران اسلامی است که توانسته است یک بار دیگر رژیم صهیونیستی را به عنوان دشمن فلسطین و مظهر رفتار ضد انسانی و دشمن اصلی در عرصه جهانی معرفی کرده و آن را شکست دهد.

نام:
ایمیل:
نظر: