سیدفخرالدین موسوی
روزی که نخستوزیر بریتانیا حکم برگزاری همهپرسی از مردم اسکاتلند درباره جدایی از بریتانیا را امضا کرد، هرگز خیال نمیکرد بهزودی باید به دلیل جلوگیری از استقلال اسکاتلند، راهی «ادینبورگ» شود تا شاید بتواند معجزهای کند و نگذارد بریتانیا بار دیگر بخشی از مناطق تحت سلطه خود را از دست دهد؛ چرا که منابع خبری میگویند سران انگلستان غافلگیر شدند. آنها که با تکیه بر نظرسنجیهای ماههای گذشته قصد داشتند با انجام یک همهپرسی برای مدتی جریانهای استقلالطلب در اسکاتلند را منزوی کنند، بهیکباره در نظرسنجیها با پیشتازی طرفداران اسکاتلند مستقل روبهرو شدند. اتفاقی که معادلات سیاستمداران انگلیسی را برهم زد تا رسانههای جهان از بهت و حیرت لندن سخن به میان آورند. تا آنجا که ملکه 88 ساله انگلستان در دیدار نخستوزیر این کشور از احتمال از دست دادن اسکاتلند ابراز نگرانی میکند و از دیوید کامرون میخواهد برای حفظ اسکاتلند چارهای یابد. الیزابت دوم که در سال 1977 توانسته بود با یک سخنرانی و تأکید بر حفظ اتحاد از تفکیک بریتانیا ممانعت کند، این بار یافتن راه ممانعت از تجزیه بریتانیا را به نخستوزیر واگذار میکند. شاید شخص اول انگلستان پی برده که سالها است کاریزمای خود را از دست داده است. خواسته ملکه انگلستان همراه با ترس از دست دادن اسکاتلند، حاکمان انگلیسی بریتانیا را به تکاپو انداخته است تا برای ادامه سلطهشان بر اسکاتلند راهی بیابند.
«مایکل براون» که اخیراً شهر به شهر در اسکاتلند سخنرانی کرد تا اسکاتلندیها را متقاعد کند که به دولت مرکزی وفادار بمانند، پس از بازگشت از اسکاتلند گفته است: «باید امتیازهای بیشتری به اسکاتلند اعطا شود.» وی وعده داده است که اگر اسکاتلندیها به جدا نشدن از انگلستان رأی بدهند، دولت قول میدهد که اختیارات و امکانات بیشتری را در اختیار ساکنان اسکاتلند قرار دهد. «آزبورن» وزیر دارایی انگلستان نیز در مصاحبه با «بیبیسی» میگوید: «بهزودی شاهد مطرح شدن طرحهایی خواهید بود که اختیارات بیشتری به اسکاتلندیها خواهد داد و من هم به آنها توصیه میکنم از خطر جدایی بپرهیزند.» اما گویی ساکنان اسکاتلند با آقای «آزبورن» موافق نیستند. آنها استقلال اسکاتلند را نهتنها خطر نمیدانند، بلکه آن را سرآغاز عصر تازه در سرنوشت خود و اسکاتلند میدانند. در همین راستا، گزارشهایی منتشر شده است که نشان میدهد کمپین مخالفان جدایی از انگلستان با عنوان «بهتر است باهم بمانیم» از هم پاشیده است، اما چه دلایلی موجب شده تا ساکنان اسکاتلند به فکر جدایی از انگلستان بیفتند؟ به طوری که نظرسنجی مؤسسه «یوگاو» نشان میدهد اکثر اسکاتلندیها به جدایی اسکاتلند از بریتانیا «آری» خواهند گفت و هرگز دور از ذهن نیست که 18 سپتامبر 2014 (۲۷ شهریور) روز ملی اسکاتلند نامگذاری شود. روزی که عنوان بریتانیای کبیر معنای خود را بیش از پیش از دست خواهد داد و عنوان بریتانیای کبیر تنها در کتابهای تاریخ معنا خواهد داشت. البته پیشنیاز یافتن پاسخ این سؤال آن است که اسکاتلند را بشناسیم، به تاریخش آگاه باشیم و ظرفیتهایش را بدانیم.
سرزمین چمنزارهای سرسبز و رودهای خروشان در شمال غربی اروپا که این روزها در تدارک جشن استقلال ملی است، از سال 1707 میلادی با امضای قراردادی میان دو پادشاهی اسکاتلند و انگلیس به عنوان بخشی از خاک بریتانیا به حساب میآید و همراه با انگلستان، ولز و ایرلند شمالی بریتانیا را تشکیل میدهد. در طول تمام سالهای یکپارچگی بریتانیا، اسکاتلند پرجمعیتترین، بزرگترین و پر درآمدترین بخش بریتانیا بوده است، اما این ویژگی هیچگاه موجب نشد تا اسکاتلند قدرت سیاسی را در بریتانیا به دست بیاورد و همیشه تحت سلطه بخش انگلستان قرار داشته است. منطقهای با ۵ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر جمعیت که شهر تاریخی «ادینبورگ» یکی از بزرگترین پایگاههای بانکداری اروپا را در خود جای داده است، اما حق تصمیمگیری درباره آینده خود را ندارد. منطقهای از این حق محروم است که ذخایر غنی نفت و گاز دریای شمال را به عنوان منبع عظیم درآمدی در اختیار دارد، منابعی که اگر قرار باشد تنها به منطقه اسکاتلند تعلق گیرد، اسکاتلند را در رده هشتم ثروتمندترین کشورهای جهان قرار خواهد داد. منطقهای که نهتنها در منابع زیرزمینی، بلکه از لحاظ صنعتی نیز بسیار پیشرفت کرده است به طوری که شهر «گلاسکو» یکی از بزرگترین شهرهای صنعتی بریتانیا به اسکاتلند تعلق دارد، اما این اولینبار نیست که حاکمان انگلیسی بریتانیا شاهد جداییطلبی مناطق مختلف این پادشاهی هستند، ساکنان ایرلند شمالی بارها برای جدا شدن از بریتانیا و پیوستن به ایرلند اقدام کردند که اوج این تلاشها در دهههای 1970 و 1980 میلادی صورت گرفت، تلاشی که با سرکوب شدید حاکمان بریتانیا مواجه شد و صدها کشته و مجروح بر جای گذاشت و بسیاری نیز راهی زندان شدند تا انگلیسیها همچنان بر ایرلند سلطه داشته باشند. «ولز» یکی دیگر از مناطق تشکیلدهنده پادشاهی متحده بریتانیا است و عملاً از قرن 13 میلادی تحت تسلط انگلیس قرار داشته است، منطقهای که در جنوب غربی جزیره بریتانیا شاهد تلاشهای استقلالطلبانه بوده است، اما بیشترین تلاش را برای جدایی از بریتانیا، اسکاتلندیها انجام دادند و بارها به مقابله با حاکمان انگلیسی پرداختند. تاریخ انگلستان شاهد نهضتها و جنگهای متعدد اسکاتلندیها برای رسیدن به استقلال بوده است. تلاشهایی که در نهایت منجر به آن شد که در اواخر قرن بیستم دولت مرکزی انگلیس بهتدریج برخی از اختیارات را به دستگاههای محلی واگذار کند.
اوج واگذاری اختیارات، به تأسیس پارلمان محلی اسکاتلند در سال 1999 میلادی مربوط میشود. این خودمختاری نسبی سبب شد که مردم اسکاتلند اداره امور داخلی خود را در بخشهای آموزشوپرورش، بهداشت و درمان، حملونقل و ارتباطات و امور قضایی در اختیار بگیرند، اما باعث نشد که هدف نهایی خود را که همانا جدایی از بریتانیاست، فراموش کنند. آرمان خود را در ذهن داشتند تا زمان مناسب آن فرا برسد؛ زمانی که طرفداران استقلال معتقدند از راه رسیده است. «لحظه مناسب برای اسکاتلند فرا رسیده، لحظهای که مردم این کشور سرنوشت خود را به دست بگیرند، برای جامعهای بهتر و عادلانهتر.» این جملهای است که «الکس سموند» رهبر استقلالطلبان اسکاتلند، در مناظره خود با «آلیستر دارلینگ» نماینده پایتخت اسکاتلند در پارلمان بریتانیا و از مخالفان جدایی اسکاتلند از انگلستان بیان میکند. مناظراتی که هر بیننده تلویزیون در آن میتواند خشم و نگرانی را در چهره نماینده مخالف استقلال اسکاتلند ببیند. فردی که موسسات معتبر نظرسنجی آن را بازنده مناظرات برگزار شده در شبکه «بیبیسی» میدانند؛ استقلالی که سالیانه 9 میلیارد پوند به بریتانیا لطمه وارد خواهد کرد. همچنین دیلیتلگراف در این باره مینویسد با جدایی اسکاتلند، پوند انگستان به پایینترین میزان ارزش خود در ده سال گذشته خواهد رسید. اگرچه دولت انگلیس اعلام کرده است که رأی مثبت به استقلال تنها یک ملت جدید به نام اسکاتلند را ایجاد خواهد کرد و بقیه پادشاهی بریتانیا به عنوان «یک حکومت متداوم» بدون کم و کاست و متحد به کار خود ادامه خواهد داد، اما برخلاف این جملات شعارگونه، محافل امنیتی بریتانیا هشدار دادهاند که با استقلال اسکاتلند تنها حفظ نام بریتانیا برای ادامه قدرتمندی این کشور کافی نیست و بیتردید نقش آن را در صحنه بینالمللی کاهش خواهد داد و توان انگلستان را در مذاکرات و چانهزنیهای اتحادیه اروپا کمتر خواهد کرد و حتی دور از انتظار نیست که چین و روسیه که سال گذشته انگلیس را «یک جزیره کوچک که هیچکس به صدای آن توجهی نمیکند» توصیف کرده بودند، این بار اعلام کنند که انگلیس دیگر شرایط داشتن کرسی دائم شورای امنیت و حق وتو را ندارد.
با این پیشینه در پاسخ به چرایی جداییطلبی اسکاتلندیها، میتوان دلایل متعددی را مطرح کرد. شاید اولین و بااهمیتترین آنها در اختیار گرفتن سرنوشت منطقه اسکاتلند به دست ساکنان آن باشد. اسکاتلندیها سالهاست زندگیشان تحتتأثیر سیاستهای انگلیسیهاست. از جمله دلایل دیگری که میتوان آنها را ذکر کرد اختصاص درآمد بالای این منطقه به خود اسکاتلند است؛ درآمدهای نفتی، مالیاتی و صنعتی که بخش عمده بودجه بریتانیا را تشکیل میدهد، در حالی که خود اسکاتلند همواره با کسری بودجه روبهروست. اهالی این منطقه معتقدند که با جدا شدن از بریتانیا اقتصادشان شکوفا خواهد شد. دلیل دیگری که اسکاتلندیها را به استقلال از بریتانیا مصر کرده است، رها شدن از سامانه دفاع موشکی مستقر در این منطقه و محدودیتهای ناشی از آن است، حضور مستقل اسکاتلند در سازمانهای بینالمللی که زمینهساز گسترش فعالیت این منطقه خواهد شد نیز نقشی اساسی در انگیزه اسکاتلندیها در تلاش برای استقلال دارد، خلاص شدن از سیاستهای غلط دولت انگلستان در کنار عوامل بسیار دیگر نیز موجب شده هر روز افراد بیشتری از ساکنان اسکاتلند به استقلال بیندیشند.
حال این موضوع مطرح میشود که پس از رأی مردم، روند استقلال در اسکاتلند چگونه خواهد بود؟ آیا مردم اسکاتلند به خواستههای خود خواهند رسید؟ در این باره باید گفت که اگر اسکاتلندیها به استقلال منطقه خود رأی دهند، پارلمان این کشور موظف است تا یک هفته پس از برگزاری همهپرسی، گروهی از مذاکرهکنندگان را انتخاب کند تا برای دستیابی به یک توافق اساسی و جامع با دولت انگلستان رایزنی را آغاز کنند. مذاکراتی که باید تا 24 مارس 2016 به نتیجه برسد چرا که طبق طرح اولیه، در این روز باید حکم تبدیل شدن اسکاتلند به کشوری تازه توسط دولتهای اسکاتلند و پادشاهی متحده امضا شود. پس از امضای این سند است که اسکاتلند باید مراحل حضور در مجامع بینالمللی را پشت سر بگذارد. در همین راستا قرار است عضویت اسکاتلند در اتحادیه اروپا با حضور تمام 28 عضو اتحادیه اروپا در پایان سال 2014 طی برگزاری یک نشست بررسی شود. گاردین در این باره مینویسد: «مذاکرات درباره تداوم عضویت این کشور در اتحادیه اروپا هم پیچیده و هم زمانبر خواهد بود.» همچنین اولین انتخابات پارلمانی در اسکاتلند مستقل در 5 می2016 انجام خواهد گرفت و مجلس ملی به روال مجلس محلی سابق، 129 عضو خواهد داشت. این روند شکلگیری کشور اسکاتلند پس از برگزاری همهپرسی است، روندی که دیوید کامرون میگوید هر کاری خواهد کرد که اتفاق نیفتد؛ چرا که کامرون علاوه بر نگرانی از کوچک شدن پادشاهی بریتانیا، نگران ادامه حکومت حزب متبوع خود نیز هست. آمار نشان میدهد که در آخرین انتخابات پارلمانی برگزار شده در بریتانیا، 49 نفر از اعضای حزب کارگر توسط اسکاتلندیها انتخاب شدهاند و پیشبینی میشود اگر اسکاتلند مستقل شود، حزب کارگر نیز قدرت را در انگلستان از دست خواهد داد. نشریه انگلیسی دیلیتلگراف در این باره مینویسد: «نظرسنجیهای جدید پیشبینی میکند که حزب کارگر در انتخابات سال آتی پیروز خواهد شد، اما اگر نمایندگان منتخب این حزب از حوزههای رأیگیری اسکاتلند (پس از استقلال این منطقه) حذف شوند، با یک پارلمان معلق روبهرو خواهیم شد که در آن حزب کارگر تنها سه صندلی را به دست خواهد آورد و حتی گفته میشود اگر اسکاتلندیها به استقلال از انگلستان رأی دهند، دیوید کامرون مجبور خواهد شد استعفا دهد.»
کارشناسان تهدید جدی دیگری را نیز در سایه استقلال اسکاتلند برای انگلستان بر میشمردند و آن، جان گرفتن دوباره نهضتهای جداییطلبانه در ایرلند است، چرا که معتقدند ایرلندیها با استقلال اسکاتلند از خود خواهند پرسید که چرا ما نتوانیم از بریتانیا جدا شویم؟
از موضوعات مهم دیگر در این میان، سرنوشت پادشاهی در این کشور است، اگرچه گفته میشود بر اساس طرح اولیه پارلمان اسکاتلند اتحاد پادشاهی برقرار خواهد ماند و ملکه الیزابت همچنان رئیس کشور خواهد بود و آرزوی زنده ماندن وی در سرود ملی اسکاتلند جای خواهد داشت، اما منابع خبری میگویند این تنها یک قانون اولیه است و اسکاتلندیها فقط خواستهاند احترام ملکه پیر بریتانیا را نگه دارند. اما در پس پرده، قصد دارند در آینده و پس از درگذشت ملکه بریتانیا، از ریاست ملکه جدید بریتانیا نیز رهایی یابند؛ موضوعی که نشان میدهد عزم اسکاتلندیها برای تبدیل شدن به کشور کاملاً مستقل بسیار جدی است. روزنامه تلگراف در این باره مینویسد: «رهبران ملیگرای اسکاتلند گفتهاند که اسکاتلندیها بعداًً در مورد حفظ پادشاهی نیز همهپرسی دیگری برگزار خواهند کرد.»
اما جدای از آنکه نتیجه همهپرسی استقلال در اسکاتلند چه باشد، آنچه بدون شک رخ خواهد داد اعطای اختیارات بیشتر به منطقه اسکاتلند خواهد بود، موضوعی که بریتانیا را که زمانی بزرگترین استعمارگر جهان شناخته میشد، تنهاتر و منزویتر خواهد کرد.