قاسم غفوری
دیوید کامرون خود را برای پایان چهار سال نخستوزیری آماده میکند. وی در حالی در سال 2011 با شکست رقیب خود از حزب کارگر به نخستوزیر رژیم سلطنتی انگلیس دست یافت که به دلیل ناتوانی حزب محافظهکار در کسب اکثریت کرسیهای پارلمان، گزینهای جز ائتلاف با حزب لیبرال دموکرات نیافت. وی در حالی چهارمین سال نخستوزیری خود را به پایان میرساند که برای حضور دوباره خود و حزب محافظهکار در انتخابات سال 2015 از یک سو اختلافات بسیاری میان ائتلاف وی با لیبرال دموکراتها ایجاد شده- به گونهای که صرفاً جلوگیری از سقوط دولت، آنها را در کنار یکدیگر قرار داده است- و از سوی دیگر جریان مخالف دولت یعنی حزب کارگر به ریاست «اد میلیبند» اقدامات گستردهای برای بازگشت به قدرت صورت دادهاند. هر چند که عدم رأی اسکاتلندیها به جدایی از انگلیس تا حدودی دلگرمی برای کامرون گردید، اما ناکامیهای اقتصادی و چالشهای درونی و بیرونی انگلیس موجب شده تا همحزبیهای وی نیز امید چندانی به او نداشته باشند و سخن از کنار نهادنش به میان بیاید. کامرون رسماً اعلام کرده «بوریس جانسون» شهردار لندن، رقیب جدی وی برای ریاست بر حزب محافظهکار در انتخابات آتی پارلمان است.
با این توصیف، کامرون برای حفظ جایگاه خود در حزب محافظهکار و پیروزی در انتخابات پارلمان برای ماندن در سمت نخستوزیری، راهی بس دشوار را پیش روی دارد.
این امر زمانی بیشتر آشکار میشود که کامرون در ژستی انتخاباتی نسبت به تأثیر منفی حضور حزب کارگر در رأس قدرت هشدار داده و میگوید: به قدرت رسیدن «اد میلیبند» به منزله پایان دولت رفاه و تشدیدکننده بحران اقتصادی انگلیس خواهد بود. بررسی سیاستهای کامرون نشان میدهد که وی زنجیرهای از اقدامات داخلی و خارجی را برای رسیدن به مقصود در پیش گرفته است که در چند محور کلان، قابل دستهبندی میباشد.
بخشی از اقدامات کامرون تحرکی برای کسب آرای مردمی است. وی در حالی با تکیه بر طراحیهای اقتصادی سعی دارد تا چنان وانمود کند که برای حل چالشهای اقتصادی، طرحهای بلندمدتی دارد که همزمان از اصل ایجاد فضای امنیتی برای رسیدن به اهدافش بهره میگیرد. مسئله گسترش تروریسم در جهان با محوریت داعش، به حربه انتخاباتی افرادی مانند کامرون و اوباما رئیسجمهور آمریکا مبدل شده است.
در حالی فضای رسانهای جهان از جمله انگلیس و آمریکا سرشار از اخبار تحرکات گروههای تروریستی شده که سران این کشورها برآنند تا خود را نه تنها ناجی ملتهایشان، بلکه ناجی جهان معرفی کنند.
تأکید بر مبارزه با گروههای تروریستی در درون کشور و بازداشت و محاکمه بازگشتگان از سوریه و عراق و در نهایت، حضور فعال در ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش، حربه افرادی مانند اوباما و کامرون برای نمایش ناجی بودن را تشکیل میدهد.
البته آنها نارضایتی مردمی از تکرار لشکرکشیهای نظامی جنگهای افغانستان و عراق را میدانند، لذا با تکیه بر این اصل که اشتباه بلر، نخستوزیر سابق انگلیس و بوش، رئیسجمهور سابق آمریکا را مبنیبر اعزام نیروی نظامی تکرار نمیکنند و صرفاً با مؤلفههای منطقهای به دنبال برقراری امنیت هستند، سعی در کسب آرای مردم دارند. کامرون چنان وانمود میکند که سیاستهای حزب کارگر مبنیبر نظامیگری در افغانستان و عراق را تکرار نخواهد کرد و اگر مردم انگلیس به دنبال عدم ورود به جنگ جدید هستند، باید محافظهکاران را در قدرت حفظ کنند.
بخش دیگر تحرکات کامرون را در حوزه سیاست خارجی میتوان مشاهده کرد. انگلیس در حالی با حضور فعال در معادلات غرب آسیا(خاورمیانه) و حوزه تقابلی با روسیه سعی دارد تا چنان وانمود سازد که ارتقای جایگاه جهانی انگلیس را رقم زده که همزمان چند محور را در دستور کارهای تبلیغاتی خود برای کسب حمایتهای لابیهای منطقهای و جهانی در پیش گرفته است. بخشی از این طراحی در قالب اتحادیه اروپا تعریف شده است.
دیوید کامرون در باب همهپرسی جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا، آن را اقدامی مغایر با منافع انگلیس و اروپا دانسته و بر پایبندی بر تعهدات انگلیس در اتحادیه تأکید میکند. در حالی که وی در گذشته بارها به جدایی از اروپای واحد تهدید کرده بود، اما به دلیل عدم مقبولیت این طرح در میان مردم و نیز عدم استقبال اعضای اروپا از آن، سیاست خود را تغییر داده و بیشتر بر وحدت با اتحادیه تأکید دارد! وی این پیام را به کشورهای اروپایی میدهد که راهکار حفظ انگلیس در اتحادیه اروپا، حمایت از حزب محافظهکار و شخص کامرون است و آمدن حزب کارگر برابر با جدایی انگلیس از اروپا خواهد بود.
جلب نظر اقلیتها، بعد دیگر طرح کامرون است. با توجه به جایگاه و ظرفیتهای مسلمانان در انگلیس، کامرون نگاه ویژهای به آرای مسلمانان دارد. اقداماتی نظیر تأکید بر جدایی داعش از اسلام و اینکه اسلام را نمیتوان برابر با تروریسم دانست و نیز بازگشایی پرونده پذیرش دولت فلسطین در پارلمان انگلیس در این چارچوب ارزیابی میشود. بسیاری معتقدند که طرح غیر الزامآور پذیرش دولت فلسطین در پارلمان انگلیس برای جلب آرای مسلمانان و کمکهای لابی عربی است که در حال حاضر برای کامرون اهمیت بسیاری دارد.
در این میان، یک اصل مهم مشاهده میشود و آن، نقش لابی صهیونیستی است. کامرون که در طول چهار سال نخستوزیری هر اقدامی برای صهیونیستها صورت داده، حال به تشدید این اقدامات پرداخته است. دیدار با سران لابیهای صهیونیستی، تصویب ارتقای روابط لندن ـ تلآویو و در نهایت، موضعگیری علیه فعالیتهای هستهای و جایگاه منطقهای ایران، نمودی از این رفتارها است. کامرون چنان به دنبال جلبنظر صهیونیستها است که در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل ضمن اتهامزنی حقوق بشری علیه ایران، تأکید کرد که ایران باید سیاستهای منطقهای خود را تغییر دهد تا بخشی از راهحل منطقه باشد، نه آنکه بخشی از مشکل. کامرون با این خوشخدمتیها تلاش کرده تا خود را دولت صهیونیستها معرفی کرده تا شاید از حمایت آنها در انتخابات آتی برخوردار شود. مجموع رفتارهای کامرون نشان میدهد که وی دورانی بس بحرانی را سپری میکند، به گونهای که برای بقا به هر ابزاری چنگ میزند.