رضا اشرفی
همراه با مبحث تغییرات فکری که از ابتدای دوره رنسانس در اروپا شکل گرفت و سبب شد تا نگاه برخی از این کشورها به بیرون از مرزهایشان افزایش پیدا کند و به سمت استعمار و استثمار بروند، زیربناهای اقتصادی از بزرگترین عوامل تسلط غرب بر دیگر نقاط جهان و بهخصوص کشورهای شرقی بوده است. این موضوع با انباشت سرمایه در قرون 17 و 18 میلادی تشدید شد و در قرنهای 19 و 20 بیش از گذشته علیه کشورهایی که هنوز توسعه پیدا نکرده بودند، شدت گرفت. ناگفته پیداست که بخش قابل توجهی از جمعآوری سرمایه، انباشت آن و تبدیل به قدرت اقتصادی و سیاسی از داخل کشورهای استعمار شده، نصیب غرب شد.
در واقع غرب با کمی تغییر نگرش از سرمایه و ثروت شرق استفاده کرد و همان را علیه خود به کار برد. موضوعی که در حال حاضر نیز کاملاً مشهود است. امروزه آمریکا بهعنوان رهبر نظامی، سیاسی، اقتصادی غرب با همراه کردن اجباری اروپا، هرگونه جنگ اقتصادی را در نقاط مختلف دنیا به راه میاندازد و از این طریق، منافع و منابع خود را تأمین میکند.
بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و عمده موسسات زیربنایی اقتصادی در حال حاضر در اختیار غرب است و آمریکا هر طور که لازم بداند و نیاز داشته باشد از آنها بهرهمند خواهد شد. این موضوع چندان به تمایلات اروپا بهعنوان شریک سیاسی ـ اقتصادی آن نیز ربط پیدا نمیکند، زیرا این آمریکا است که بهدنبال تأمین منافع و حفظ جایگاه خود است.
آمریکا با استفاده از این منابع و موسسات مالی که آنها را جهانی کرده، از ابزارهایی استفاده میکند تا مخالفان خود را تحت فشار قرار داده و موافقان را در موقعیت مناسب و حتی بیم و امید قرار دهد که مجبور باشند همکاری خود را با آن ادامه دهند. یکی از ابزارهایی که آمریکا همواره علیه مخالفان به کار میگیرد، تحریم کشورهای ضد هژمون است. کشورهایی که در جهان با رویکردهای سیاسی آمریکا هماهنگ نیستند همواره با تحریمها و فشارهای اقتصادی این کشور مواجه میشوند. مسئلهای که طی سالهای اخیر بسیار شدت پیدا کرده و حتی به سمت جنگ تحریمی با روسیه پیش رفته است که البته روسیه نیز گامبهگام در حال پاسخ دادن به آن است. ابزار دیگری که آمریکا برای متحد نگه داشتن برخی از کشورها استفاده میکند، وام قطرهچکانی و همچنین کمکهای مالی سالانه با اجبار اتخاذ سیاستهای خاص است.
این در حالی است که غرب و اقتصاد شرقی تاکنون نتوانسته است موقعیتی را برای خود فراهم کند که وقتی از سوی نظام مالی غرب تحریم میشود، اقتصاد شرقی بتواند از آن حمایت کند. این نیازی بوده که هنوز هم احساس میشود تا با بهرهمندی از آن تسلط و فشار اقتصاد غربی بر شرق کاهش پیدا کند و در گامهای بعدی بهطور کلی از روی سر آن برداشته شود.
تازهترین خبرها در این زمینه، به اقدام چین در تأسیس «بانک سرمایهگذاری زیربنایی آسیا» باز میگردد. همزمان با اینکه مقامات نظامی ایران و روسیه در پکن حضور داشتند، چین این بانک را افتتاح کرد. این موضوع تنها چند روز پس از آن رخ داد که پکن و مسکو به اتفاق هم اعلام کردند که خواهان حذف دلار از معاملات تجاری و اقتصادی خود هستند. این گام بسیار مهمی در شکلگیری اقتصاد شرقی است که بیشک، پایههای سیاسی اقتصاد غرب را به لرزه در خواهد آورد. بهخصوص که در مراسم افتتاحیه این بانک، 20 کشور آسیایی از جمله هند، سنگاپور، مالزی، تایلند، ویتنام، فیلیپین و... حضور داشتند.
کاملاً مشخص است که عمده کشورهای حامی غرب که بهلحاظ اقتصادی در آن ساختار قرار دارند به دستور آمریکا در این بانک عضو نشدهاند. ژاپن، کرهجنوبی، اندونزی، استرالیا از جمله آنها هستند. این موضوع کاملاً نشان میدهد که افتتاح بانک سرمایهگذاری زیربنای آسیا از هماکنون دوئلی را با اقتصاد غرب ایجاد کرده است. به همین دلیل در آینده، بیشتر درباره این دوئل خواهیم شنید. حتی از هماکنون آمریکا واکنشهایی را در این زمینه انجام داده است. رسانههای استرالیا پس از افتتاح این بانک نوشتند که جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا با تونی ابوت، نخستوزیر استرالیا تماس گرفته و از او خواسته است که اجازه ندهد کشورش عضو و سهامدار این بانک شود. همچنین جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تأکید کرده است که واشنگتن نسبت به این اقدام پکن نگران است.
این نگرانی کاملاً طبیعی است به این دلیل که آمریکا دقیقاً میداند که چین با رویکردهای اقتصادی و روسیه با سیاستهای امنیتی، کجا را هدف قرار دادهاند. اتحاد این دو که رویکردهای ضد هژمونیک آنها حامیان قابل توجهی در سراسر دنیا دارد، چالش بزرگی را برای آمریکا ایجاد کرده است که در 60 سال پس از جنگ جهانی دوم بیسابقه بوده است و ادامه آن میتواند این قدرت را از تخت ریاست پایین بکشد.