صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۷۰۹۲۴

قاسم غفوری

مصر به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین کانون‌های تحولات عربی و آفریقایی همچنان با رخدادهای قابل تأملی همراه شده که مجموع آنها، بیانگر یک اصل است و آن، فاصله‌گرفتن بیشتر السیسی، رئیس‌جمهور این کشور از وعده‌های انتخاباتی خود و مطالبات مردمی است.

منشأ این مسائل را می‌توان در ناآرامی‌های صحرای سینا جست‌وجو کرد. در انفجار خودروی بمب‌گذاری شده در منطقه «الشیخ زوید» صحرای سینا در شمال مصر بیش از 30 سرباز مصری کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شده‌اند. قاهره برای این مناطق، سه ماه حالت فوق‌العاده اعلام کرده است.

«عبدالفتاح السیسی» رئیس‌جمهور مصر، اعلام کرد که طرف‌های خارجی در انفجار صحرای سینا دست داشته‌اند. در پی رخدادهای امنیتی در شبه‌جزیره سینا، جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اعلام کرد که مصر رسماً به این جنبش ابلاغ کرده است که مذاکرات غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی را به تعویق انداخته است.

هر چند از زمان به‌قدرت‌رسیدن مرسی تاکنون، بحران در مرزهای مصر با اراضی اشغالی ادامه داشته، اما تحولات اخیر دارای ابعاد گسترده‌تری است که واکنش تند مصر را به همراه داشته است. حال این پرسش مطرح است که ریشه این تحولات در چیست و چه اهدافی در ورای آن پیگیری می‌شود؟ این ناآرامی‌ها چه تأثیری بر سیاست‌های دولتمردان مصر دارد؟

همزمان با اقدامات داعش در سوریه، لبنان و عراق، در شمال آفریقا نیز جریانی تکفیری با عنوان دولت اسلامی مغرب اسلامی (دامس) اعلام موجودیت کرده است. حوزه فعالیت این گروه‌های تکفیری را مراکش، لیبی، الجزایر، تونس، سودان و مصر تشکیل می‌دهد. این گروه مدعی است که به دنبال ایجاد خلافت اسلامی در شمال آفریقا است که احتمالاً دامنه آن به سایر نقاط آفریقا نیز گسترش می‌یابد. وجود بوکوحرام در نیجریه و الشباب در سومالی می‌تواند زمینه‌ساز اجرای این طرح باشد.

حرکت گروه‌های تکفیری در غرب آسیا و شمال آفریقا که اساساً کشورهای اسلامی هستند، به سمتی در حرکت است که در نهایت مسئله فلسطین به یک امر حاشیه‌ای برای کشورهای اسلامی مبدل گردد تا رژیم صهیونیستی بتواند به اهداف بازتعریف شده خود، یعنی ایجاد ابعاد گسترده‌تری از اشغال کرانه باختری و قدس و استمرار محاصره غزه دست یابد. تکفیری‌های شمال آفریقا مانند تکفیری‌های غرب آسیا از رویارویی با رژیم صهیونیستی و توجه به مسئله فلسطین خودداری می‌کنند؛ مسئله‌ای که نقش صهیونیست‌ها در ایجاد و تقویت این گروه‌ها را بیش از پیش تقویت می‌کند.

هر چند که ایجاد گروه‌های تروریستی در فضای پرآشوب، امری طبیعی است که مصر نیز از آن به دور نیست، اما تحولات اخیر سینای مصر می‌تواند حاوی نکات قابل توجه دیگری باشد که به هر تقدیر، نقش عوامل داخلی و خارجی مصر در آن را در ذهن ایجاد کند.

نخست آنکه؛ دولتمردان مصر به ریاست‌جمهوری السیسی تلاش بسیاری دارند تا تمام مخالفان را از صحنه حذف کنند، چنانکه قوانین سنگینی برای معترضان وضع و بسیاری از سران اخوان و مخالفان را به بهانه‌‌های مختلف راهی زندان کرده‌اند. این امر برای پایان دادن به اعتراض‌های خیابانی و نیز زمینه‌سازی برای پیروزی نزدیکان السیسی در انتخابات پارلمان امری مهم است. بحران سینا اکنون بهانه‌ای برای بازداشت‌های جدید با محوریت اخوان است، چنانکه براساس مصوبات جدید، رسیدگی به پرونده سینا و مسائل حاشیه‌ای آن به دادگاه نظامی واگذار شده است؛ رویکردی که دستگاه قضایی مصر را در حاشیه قرار داده و راه را برای سرکوب مخالفان دولت هموارتر می‌سازد. دستگاه قضایی مصر 9 آبان رسماً فعالیت حامیان مرسی را ممنوع اعلام کرد تا گامی مهم برای سرکوب مخالفان برداشته باشد.

دوم آنکه؛ سران مصر برخی سیاست‌هایی اتخاذ کرده‌اند که چندان مورد تأیید متحدان آن در کشورهای عربی و آمریکا نیست. رویکرد به خریدهای تسلیحاتی از روسیه بیش از سه میلیارد دلار، عدم ورود به ائتلاف آمریکایی مبارزه با داعش، عدم تقابل مصر با سوریه، رویکرد به همگرایی و نزدیکی با سودان و... از جمله این رفتارها است. رفتارهایی که عربستان، امارات و آمریکا چندان رضایتی از آن نداشته‌اند و تغییر مواضع السیسی را خواستارند. این سناریو مطرح است که این کشورها با بحران‌سازی در سینا بر آنند تا چند اصل را اجرایی سازند: اولاً؛ توافقات به عمل‌آمده میان سودان و مصر برای حل اختلافات را به حاشیه برانند. ثانیاً؛ مصر را از روسیه جدا کنند و این کشور را به خرید تسلیحاتی و اتحاد با آمریکا متقاعد سازند.

بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که کشورهای عربی و غربی برای تحقق این اهداف، هدایای اقتصادی بسیاری به مصر ارائه کرده‌اند که بیش از میلیاردها دلار می‌شود. سوم آنکه؛ رژیم صهیونیستی نیز مطالباتی از مصر دارد. در حالی این روزها خبر انعقاد قرارداد گازی میان مصر و رژیم صهیونیستی جنجال‌های بسیاری ایجاد کرده که صهیونیست‌ها دو خواسته مهم دیگر از مصر دارند. بخشی از این خواسته را عرصه بازگشایی مرز رفح میان مصر و غزه تشکیل می‌دهد. در حالی که در نشست قاهره برای بازسازی غزه بر لزوم بازگشایی رفح و ارسال تجهیزات و وسایل برای بازسازی تأکید شده، اما در عمل اقدامی صورت نگرفته است.

مسائل امنیتی بهانه‌ای است برای آنکه مصر رفح را بازگشایی نکند و از سوی دیگر صهیونیست‌ها به بهانه به نتیجه‌نرسیدن مذاکرات آتش‌بس، از بازگشایی گذرگاه‌های غزه به اراضی اشغالی خودداری می‌کنند. این امر برای استمرار محاصره غزه است که مصر خواسته یا ناخواسته در آن مشارکت دارد. پس از آنکه شماری از سران و رسانه‌های صهیونیستی اعلام کردند که همکاری امنیتی مصر با رژیم صهیونیستی در زمان ریاست‌جمهوری عبدالفتاح السیسی به اوج خود رسیده است، حمله عناصر مسلح به ارتش مصر در سینا، بهانه خوبی شد تا مصر فشار بر گروه‌های فلسطینی به‌خصوص حماس در غزه را افزایش دهد.

در همین راستا مصر چهارم آبان اعلام کرد که در مرز غزه منطقه حائل ایجاد می‌کند. چهار روز پس از انتشار این خبر، ارتش مصر تخلیه نوار مرزی منطقه سینا را آغاز کرد تا طرح ایجاد منطقه حائل با نوار غزه را عملی کند. به گفته منابع مصری، کوچ اجباری ساکنان این منطقه دست‌کم 880 خانه را در این منطقه شامل می‌شود.

بر اساس این طرح، نیروهای مسلح مصر تونل‌هایی را که گفته می‌شود در این منطقه وجود دارند، نابود خواهند کرد. تونل‌هایی که ارتش صهیونیستی در جنگ ۵۰ روزه تلاش کرد نابود کند، اما در این امر چندان موفق نبود! منطقه حائل 13 کیلومتر طول خواهد داشت و 500 تا 1500 متر از عرض مناطق مرزی سینا با نوار غزه را شامل خواهد شد.

بخش دیگر مطالبه صهیونیست‌ها را عدم برگزاری مذاکرات آتش‌بس میان این رژیم و فلسطینی‌ها در قاهره تشکیل می‌دهد. نتیجه این مذاکرات باید به لغو محاصره غزه، بازسازی فرودگاه‌ها و بنادر غزه و آزادی اسرای دربند صهیونیست‌ها منجر شود.

اصولی که شکست بزرگی برای این تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی است. تعویق در این مذاکرات از یک سو مانع از این شکست می‌شود و از سوی دیگر، صهیونیست‌ها به بهانه تعویق، به محاصره غزه ادامه می‌دهند تا در آینده با بهبود شرایط خود در برابر مقاومت، امتیازات بیشتری کسب کنند. حلقه تکمیلی سیاست باج‌گیرانه صهیونیست‌ها را در حملات این رژیم به مسجدالاقصی می‌توان مشاهده کرد که با هدف هزینه‌تراشی برای فلسطینی‌ها و اجبار آنها به امتیازدهی به این رژیم صورت می‌گیرد. بر این اساس است که می‌توان گفت؛ بحران سینای مصر بیش از هر چیز تأمین‌کننده اهداف آمریکا و صهیونیست‌ها است که بحران‌های جدیدی را پیش‌روی این کشور قرار خواهد داد.

نام:
ایمیل:
نظر: