نویسنده: شاهد توحیدی
«نماز جمعه یک سمبل است، رمز است، نشاندهنده ابعاد گوناگون است. اولاً نماز است؛ یعنى ذکر خداست... در نماز جمعه آنچه از همه چیز مهمتر است اجتماع مردم در جهت تقواست، یعنى تقوا هم، زهد هم، عبادت هم، ارتباط با خدا هم، در خلوت و تنهایى اثر مطلوب خود را نمىبخشد، این جامعه است که باید در این جهت حرکت کند... ثانیاً سلاح است، حالت جنگیدن با دشمن خدا و با شیطانهاست. امام جمعه که رمز نماز جمعه است باید به سلاحى تکیه کند. . . نماز جمعه ما مردمى که در این شهر، در تهران، گرد آمدهایم، داراى بُعد افزونترى از همه نماز جمعههاى دیگر است، همه نماز جمعهها بهطور طبیعى در مسجد تشکیل مىشود و نماز جمعه ما در دانشگاه تشکیل مىشود... تا نگویند - دشمنانى که انقلاب ما را با هر تدبیرى و با هر شیوهاى خواستند لکهدار بکنند - که این یک انقلاب کور است، یک انقلاب بىجهت است؛ نه، قشرهاى گوناگون مردم ما، زن و مرد ما، درسخوانده و درسناخوانده ما، از همه گروهها و قشرهاى اجتماعى نمازى را که سمبل معنویت و نیز سمبل اقتدار ملى است، در خانه دانش برگزار مىکند. این نماز جمعه ماست.»
آنچه از نظرتان گذشت، فرازهایی از آغازین خطبه نمازجمعه آیتالله سیدعلی خامنهای است که 35 سال پیش و در چنین روزهایی اقامه گشت. در آن روزگار و در پی ارتحال عالم مجاهد آیتالله سید محمود طالقانی و نیز استعفای آیتالله شیخ حسینعلی منتظری، انتصاب این روحانی سخنور، انقلابی و نسبتاً جوان، برای بسیاری از عناصر وجریانات سیاسی آن روز پیامی روشن داشت. آیتالله خامنهای در آن مقطع از رهبران حزب جمهوری اسلامی و چهرههای شاخص جریان خط امام به شمار میرفت و واگذاری چنین مسند مهمی به ایشان از سوی رهبر کبیر انقلاب، اقدامی گویا و پرمعنا به شمار میرفت. با این همه این روحانی روشنفکر، مورد قبول پارهای جریانات دگراندیش جامعه نیز بود و تا مدتها میشد حضور آنان را در صفوف اول اقامه نمازجمعه به امامت آیتالله خامنهای دید. شاید یکی از بهترین اوصاف درباره امام جمعه جدید تهران را، امام جمعه مستعفی به هنگام واگذاری این مسند به ایشان بیان داشت، سخنانی که امروزه مرور آن پس از سپری شدن 35 سال، بس پرمعنا و درسآموز تواند بود. آیتالله منتظری به هنگام ترک جایگاه امامت جمعه تهران خطاب به نمازگزاران گفت: «حال که من نتوانستم در خدمت شما باشم، برادر مجاهد ما حضرت حجتالاسلام و المسلمین آقای خامنهای، که هم از لحاظ علمی و هم عملی مورد تأیید امام و همه دوستان هستند، به امامت نماز جمعه برگزیده شدهاند. من هم یکی از ارادتمندان به ایشان هستم و اگر من خطیب نیستم، ایشان خطیب هستند و خطابه یکی از ارکان نماز جمعه میباشد.»
امروز، بیش از سه دهه از آن دوران سپری گشته و امام آن جمعههای شور حماسه، بیش از ربع قرن است که هدایت و راهبری انقلاب اسلامی را بر عهده دارد. او که هم اینک پیرِ مراد میلیونها مسلمان انقلابی در جهان امروز است، هنوز مسند پرعظمت نماز جمعه را ترک نگفته و به حکم مقتدایش خمینی کبیر، هر از چندگاه با حضور خویش به این پایگاه عظیم معارف اسلام و انقلاب، شوری مضاعف میبخشد. اینک در سالروز این رویداد شاخص تاریخ انقلاب، مرور زمینهها و پیامدهای این انتصاب را در آئینه خاطرات تنی چند از شاهدان این واقع، بهنگام و مغتنم میشماریم. امید آنکه مقبول افتد.
سقف جایگاه را بردارید!
جواد مقصودی از پایهگذاران ستاد نماز جمعه تهران پس از رحلت آیتالله طالقانی است که تا چند سال قبل، ریاست این ستاد را بر عهده داشت. او که در بسیاری از جمعهها، شاهد حاشیه و متن نمازهای جمعه «آقا» بوده، درباره زمینههای انتصاب ایشان به امامت جمعه تهران میگوید: «ایشان خطیب خیلی خوبی بودند که بین انقلابیون به شدت محبوب بودند. حکم امام جمعهای حضرت آقا را حضرت امام (ره) به ایشان داده بودند و من یادم هست که آقا همیشه میفرمودند که من این حکم را با هیچ چیز عوض نمیکنم! این مسئله خیلی مهمی بود که قداست امام (ره) نزد مقام معظم رهبری را در اوج نشان میداد. حضرت آقا خلقیات ویژهای داشتند. برای نمونه ایشان به هیچ وجه حاضر نبودند که از آسایشی بیشتر از نمازگزاران برخوردار باشند. حتماً یادتان هست محل برگزاری نمازجمعه آن زمان که طاق نداشت و بر سر مردم آفتاب میخورد. برای تریبون که حضرت آقا پشتش میایستادند، سقفی درست کرده بودیم که آفتاب بر سر ایشان نخورد، ایشان فرمودند سقف آن را بردارید، همانطور که مردم زیر آفتاب هستند من هم باید زیر آفتاب بمانم. بعد از آن حادثهای که برای آقا پیش آمد و منافقین ایشان را ترور کردند، مدتی نتوانستند به نمازجمعه بیایند و جانشینانی معرفی شدند. کمی که بهبود یافتند، ما به منزل ایشان برای عیادت میرفتیم و عرض میکردیم که شما کی برای نماز جمعه تشریف میآورید، علاقه داشتیم که هرچه زودتر از ایشان بهرهمند شویم. البته ابتدا حال مساعدی برای ایستادن طولانی و ایراد خطبه نداشتند و بعدها که بحمدالله حالشان بهتر شد، مجدداً تشریف آوردند. ما حدود 27 سال در خدمت نماز جمعه بودیم و در طول این مدت هرگاه ایشان برای ایراد خطبه میآمدند، همه سر از پا نمیشناختیم و توفیق داشتیم خدمتشان باشیم. کما اینکه نمازگزاران جمعه هم در زمان اقامه نماز توسط ایشان شور و شعف بینظیری داشتند.»
خطبهها و هدایتهایی برای یک هفته
از دیگر چهرههایی که یاد و خاطره او با نماز جمعه تهران گره خورده، مرحوم حاج محمود مرتضاییفر است. او از اقامه آغازین نمازجمعه تهران تا دوسال به رحلتش، مکبر این نمازها بود و از حاشیههای برگزاری نماز جمعه تهران به امامت آیتالله خامنهای خاطراتی شنیدنی داشت. مرحوم مرتضاییفر در یکی از واپسین گفتوشنودهای مطبوعاتی خویش، درباره محتوای خطبههای جمعه ایشان و حواشی این مراسم چنین روایت کرده است:«خطبههای آقا فوقالعاده بودند. به لحاظ مطالعات و کار پژوهشیای که ایشان برای تهیه محتوای این خطبهها میکردند، از هر جهت سازنده و آگاهیبخش بودند. آن روزها هم مردم نیاز به روشنگری داشتند و همه منتظر بودند ببینند آقا در روزهای جمعه چه میفرمایند تا بر اساس همان بیانات و هدایتها حرکت کنند. خاطرم هست خطبههای ایشان بسیار جالب بودند. یکی از خطبههای شاخص آقا، در روز15 اسفند1359و یک روز پس از غائله 14 اسفند در دانشگاه تهران، ایراد شد. در روز پنجشنبه 14 اسفند به خاطر حرکاتی که از سوی بنیصدر و منافقین شده بود و عدهای را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند و امت حزبالله خیلی ملتهب بودند و فردای آن روز یعنی جمعه همه منتظر بودند که حرکت خودجوش و همهجانبهای را علیه بنیصدر راه بیندازند و نسبت به روز قبل واکنش نشان بدهند و حتی بریزند یک جاهایی را که مربوط به بنیصدر و منافقین است اشغال کنند، دفتر هماهنگی رئیسجمهور را بگیرند و خلاصه خشمشان را نشان بدهند، ولی آقا آن روز آمدند و با نهایت درایت و با خطبهای غرا روی این آتش، آب ریختند و اجازه ندادند حرکتی انجام شود، چون در آن روزها حضرت امام هم خیلی روی وحدت تأکید داشتند. خطبههای آقا در آن روز، خیلی حماسی بودند. آن روز آقا خشم فروخوردهای داشتند، ولی توانستند مردم را آرام کنند، چون نظر حضرت امام هم همین بود. سعه صدر آقا کاملاً بارز بود که با آن که مردم کاملاً آمادگی داشتند و ایشان هم میتوانستند با یک خطابه پرشور، مردم را تحریک کنند، ولی در عین حال که خطبه حماسی و پرشوری را ایراد کردند، آرامش هم به مردم دادند. الحمدلله درآن دوره دوستانی که وظیفه حفاظت از آقا را داشتند، بسیار دقیق عمل کردند. منافقین خیلی تلاش میکردند حرکتی بکنند، ولی الحمدلله خنثی شد و مشکلی به وجود نیامد و مردم هم محکم ایستادند، مخصوصاً خانمها که حضورشان بسیار مهم بود و دشمنان شرمنده شدند.»
روایتی از «روز واقعه» در نماز جمعه آقا
شاید یکی از مهمترین رویدادهایی که با اقامه نمازجمعه توسط آیتالله خامنهای گره خورده، انفجار بمب به هنگام ایراد یکی از خطبههای ایشان است. بیتردید انجام این اقدام فاجعهآمیز از سوی منافقین، برای ناامن کردن نمازجمعه تهران و کاستن از رونق آن انجام گرفت که با صلابت و ایستادگی امام جمعه آن روز، نه تنها این هدف محقق نشد، که نمازهای جمعه تهران، با شور وحرارت بیشتری به حرکت خویش تداوم بخشید. مرحوم مرتضاییفر خاطره خویش از آن جمعه تاریخی را اینگونه نقل کرده است: «آن روز آقا داشتند راجع به مرحوم آیتالله کاشانی و مظالمی که بر ایشان رفته بود، صحبت میکردند. درست یادم هست که ایشان تحلیل بسیار جالبی کردند و چون مطالعات باارزشی در حوزه تاریخ نهضت ملی کرده بودند، دیدگاههای بسیار روشنی درباره این مسائل داشتند. ایشان داشتند شرایط و وضعیت زمان مرحوم آیتالله کاشانی و دکتر مصدق را تشریح میکردند که به ناگاه بمب منفجر شد و آقا فقط از سکو پایین آمدند و من پشت تریبون رفتم و شعار اللهاکبر دادم. ایشان بلافاصله تصمیم گرفتند که خطبه را ادامه بدهند، چون قصد دشمن این بود که نماز جمعه را به هم بزند. قرار دشمن هم این نبود که بگوید بمب منفجر شد، بلکه میخواستند بگویند موشکهای صدام تا نماز جمعه رسیده است که مردم به هم بریزند و در آنها ترس ایجاد شود، اما شاید دو سه دقیقه هم نگذشت که من پشت تریبون رفتم و گفتم: «توجه فرمایید! توجه فرمایید! ریاست محترم جمهور به خطبههای عالمانه خود ادامه میدهند.» مردم در این فاصله کوتاه آرامش خود را به دست آوردند و حضرت آقا هم به خطبه ادامه دادند. بنا نبود ایشان ادامه بدهند و کسی هم به ایشان توصیهای مبنی براینکه به صحبت ادامه دهند نکرد، اما ایشان ادامه دادند. این کار ریسک بالایی داشت، چون همانطور که عرض کردم احتمال انفجار دیگری هم وجود بود. آقا هم خطبه را ادامه دادند. وقتی ایشان داشتند نماز میخواندند، هواپیماهای عراقی در آسمان تهران حضور داشتند و ایشان با نهایت آرامش و با صدای غرّا داشتند قنوت میخواندند و ضد هواییها هم شلیک میکردند! مردم هم دراتکا به حضورآقا، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است، در صفوف به هم فشرده، پشت سر ایشان نماز را با شکوه هر چه تمامتر برگزار کردند.»
آقا در«اتاقک کوچک کنار جایگاه»
در کنار جایگاه اقامه نماز جمعه تهران، اتاقک کوچکی قرار دارد برای رفع خستگی و آمادگی خطیب برای اقامه نماز. این اتاقک برای بسیاری کسان که روزهای حضور «آقا»در نمازجمعه را به یاد دارند، خاطرهانگیز و محمل ارائه بسیاری از رهنمودهاست. جواد مقصودی در اینباره میگوید: «در جایگاه اتاقی هست که قبل از خطبه ایشان به آنجا تشریف میآورند. در مدتی که مسئولیت به عهده بنده بود، وقتی وارد میشدند، نسبت به شخصیتها و رجالی که اغلب آنجا میآیند، لطف و تفقد میکردند و از بنده و دیگر خادمان نمازجمعه هم احوالپرسی میفرمودند و گاهی به خاطرات گذشته و دوران مبارزه از حاضرین اشارهای میکردند و به حاضرین در آنجا میفرمودند که میدانید که اینها از دوستان قدیم من هستند.
عموماً هم زمانی که شعارهای مرگ برامریکا و مرگ بر اسرائیل توسط مردم داده میشد، ایشان برای قرائت خطبه به پشت تریبون تشریف میبردند. ایشان معمولاً با بزرگواری خودشان بنده را مورد محبت قرار میدهند. به عنوان نمونه در نماز عید فطر چند سال پیش، فرموده بودند مرا صدا کنند، خدمتشان رسیدم و عرض ادب و تبریک عید گفتم. مثل سالهای قبل که فطریه را از طریق بنده پرداخت میفرمودند، فطریه را مرحمت فرمودند که تحویل کمیته امداد بدهم. ایشان که مرحمت فرمودند و توضیح دادند که چند تا از آنها سید و چند تا عام است، دیگر همراهان ایشان و کسانی که در جایگاه خدمت ایشان بودند نیز فطریههایشان را دادند که همه را داخل پاکت گذاشتم و به تفکیک به کمیته امداد امام خمینی تحویل دادم. در این مدت ارادتمان نسبت به ایشان هم بیشتر شده است و هم هرچه بیشتر در عملکرد ایشان اندیشه و مطالعه میکنیم عظمت شخصیت ایشان بیشتر روشن میشود. امیدواریم که خداوند متعال وجود ایشان را برای امت اسلامی حفظ کند و ما هم به عنوان بخشی از امت بتوانیم به تکالیف خودمان عمل بنماییم و این نظام الهی انشاءالله توسط ایشان به حضرت ولیعصر (عج) تحویل گردد.»
مرحوم مرتضاییفر نیز لحظاتی را به یاد میآورد که در آن اتاقک، درباره مضامین برخی شعارهای خویش با آقا مشورت میکرده و به تناسب نظر ایشان، به تنظیم و تصحیح آنها میپرداخته است: «همانطور که میدانید من تجربه اداره برنامه را از سالها قبل داشتم و حتی یک بار هم نشد که آقا از من ایراد بگیرند. شعارهایی که تهیه میکردم، به مناسبت مسائل روز بود و آقا خیلی حمایت میکردند و خوششان میآمد. حتی گاهی شعارهایی که قبل از ایراد خطبههای ایشان میدادم، انگیزهای میشد که ایشان درخلال خطبه مطالب دیگری را هم بفرمایند. این شعارها گاهی بسیار تأثیر داشتند و ایشان روی همان مضمون صحبت میکردند. آقا خیلی مورد توجه امام بودند، دوستان از دفتر امام گزارش میدادند که امام خطبههای آقا را از ابتدا تا انتها گوش میدهند و یکبار هم نشد که ایشان انتقادی از این خطبههای آقا داشته باشند. آقا درباره شعارهای نماز جمعه با من صحبت میفرمودند، چون اغلب شعارها را خودم میساختم. صحبتها و شعارهایی که در نماز جمعه مطرح میشدند حالت رسمی دارد و چه دوستان چه دشمنان پیامهای لازم را از خلال آنها دریافت میکنند، یعنی در واقع نوعی بیانیه رسمی برای نظام، منتها از نوع شفاهی آن است. گاهی اوقات شعارهایی مینوشتم که دوستان میگفتند ممکن است ایجاد مسئله کند. بعد از اینکه آقا تشریف میآوردند، شعارها را با ایشان مطرح میکردم و ایشان میگفتند خوب است و دوستان همدیگر چیزی نمیگفتند.»
آیتالله خامنهای و اقامه نماز جمعه در 3دوره
امامت جمعه آیتالله خامنهای را باید به سه دوره تقسیم کرد. ایشان در طول این سه دوره بیش از ۲5۰ بار به اقامه نماز پرداختهاند. دوره نخست سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ که فضای عمومی کشور در بحران ناشی از فعالیت ضدانقلاب ملتهب شده بود و نماز جمعه به امامت ایشان به عنوان سنگر دفاعی، سیاسی و فرهنگی جدی شکل گرفته بود. در نهایت در تاریخ ششم تیرماه سال ۱۳۶۰ ایشان مورد سوءقصد قرار گرفته و حدود سه ماه در بیمارستان بستری بودند تا بهبود یافتند. دوره دوم امامت جمعه ایشان با بهبودی نسبی و امکان حضور در جایگاه خطیب جمعه، از آخرین نماز جمعه سال ۱۳۶۰ آغاز شد و تا ارتحال امام امت در سال ۱۳۶۸ ادامه داشت. دوران پرماجرای دفاع مقدس، حوادث مختلف سیاسی این دوران و... سبب شد که ایشان بعدی از ابعاد خطیب جمعه را تقویت کنند و آن «استفاده از جایگاه نمازجمعه برای مدیریت بحرانها» بود. دوره سوم امامت جمعه آیتالله خامنهای که بعد از رحلت امام خمینی و در جایگاه رهبری انقلاب برگزار شد، با چنین مطلعی آغاز گردید: «... چهل روز از فقدان عظیم و مصیبتبار امام بزرگوارمان میگذرد و این اولین جمعهای است که من در فقدان آن عزیز به نماز جمعه میآیم...» در آن خطبه تحلیلی جامع از رهبری امام خمینی در 10 فراز ارائه کردند و در خطبه دوم، نگاهی به آینده را ایراد فرمودند: «... ما در اداره داخلی کشور و در ارتباطات خارجی، از اصول انقلابی و اسلامی پیروی خواهیم کرد و دقیقاً همان راهی را که امام(ره) میپیمود، طی خواهیم کرد...»
از آن تاریخ تا هماینک، خطبههای مهم و سرنوشتساز آیتالله خامنهای، هماره عبور دهنده نظام از معابر مهم و خطیری بوده که هر از گاه در برابر آن قرار گرفته است. در جریان فتنه امریکایی- اسرائیلی سال 88همگان شاهد بودند که پس از سپری گشتن هفته آکنده از غبار و تردید، چگونه جاری شدن چشمهسار بصیرت و زلال کلام خلف صالح امام، پایان این توطئه را کلید زد و رفته رفته، بانیان و سران آنان را در انزوا و ناکامی قرار داد.