صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۰ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۷  ، 
شناسه خبر : ۲۷۲۶۲۱

نویسنده: سیدرحیم نعمتی

سنت دیرینه‌ای در امریکا است که رئیس‌جمهور در ماه اول از سال جدید میلادی نطق سالانه‌ای را ایراد می‌کند. این سنت به جورج واشنگتن، اولین رئیس‌جمهور امریکا، بازمی‌گردد که در سال 1790 پیام سالانه خود را به کنگره فرستاد که آن زمان در نیویورک سیتی واقع بود. چون هنوز این شهر پایتخت امریکای نوپا بود و واشنگتن‌دی‌سی ایجاد نشده بود و خرید ناحیه کلمبیا و ساخت شهر واشنگتن تازه در ژوئیه این سال شروع شد.

در هر صورت، آن پیام واشنگتن نقطه شروعی شد که روسای جمهور بعد از وی با تغییراتی ادامه دادند تا آنکه مبدل به نطق حضوری رئیس‌جمهور در کنگره شد و البته از 1966 به بعد هم سنت مقابلی شکل گرفت که جناح مقابل رئیس‌جمهور پاسخ نطق سالانه او را بدهد. حالا، اوباما در ابتدای ششمین سال ریاست جمهوری خود به کنگره رفت تا به این سنت عمل کند اما هم کنگره امسال و هم پاسخی که به او داده می‌شود با پنج سال قبل او تفاوت قابل توجهی دارد. این کنگره بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای ماه نوامبر با اکثریت جمهوری خواه تشکیل شده چراکه این حزب هم در مجلس سنا و هم در مجلس نمایندگان موفق شد بر حزب دموکرات غلبه کند. این برتری جمهوری‌خواهان در کنگره به عنوان تقابل آنها با اوباما در دو سال پایانی از ریاست جمهوری او تعبیر شد و از این جهت، نطق سالانه اوباما به نوعی خطاب او به جمهوری‌خواهان منتقدش بود تا آن که طبق سنت یک سخنرانی برای کل نمایندگان و ملت امریکا باشد. بنابر این، اوباما نطق خود را بر محور تقابل با اکثریت جمهوری‌خواه تنظیم کرد و در وهله نخست خواست نشان بدهد در تقابل و جنگ قدرت داخلی حاضر به انعطاف در برابر طرف مقابل نیست و حاضر است با قدرت سیاست و برنامه‌های مورد نظر خود را دنبال کند.

او برای بیان این موضوع دو بخش کلی نطق خود از سرفصل‌های داخلی و خارجی را به نحوی تنظیم کرد تا آن که از بخش داخلی برای دفاع از سیاست خارجی استفاده کند. به همین جهت است که او ابتدا دو «جنگ طولانی و پرهزینه» دوره بوش را به رخ جمهوری‌خواهان کشید تا آنکه دستاوردهای اقتصادی خود را برجسته کند و بگوید: «در این لحظه، با اقتصادی رو به رشد، کاهش کسری بودجه، صنعت پویا، و رشد تولید انرژی ما رکود را پشت سر گذاشته‌ایم تا آزادانه‌تر از هر کشور دیگری در کره خاکی آینده خود را رقم بزنیم». صحت و سقم این ادعاهای اقتصادی او قابل بحث است اما منظور او از بیان آنها در نطق خود بیشتر سیاسی بود و البته تاثیر این نحو بیان در دفاع از سیاست خارجی قابل توجه است به خصوص مذاکرات جاری بر سر پرونده هسته‌ای ایران.

از ماه نوامبر به بعد معلوم بود که اکثریت جدید جمهوری‌خواه با ابزار تحریم‌های جدید به کنگره وارد می‌شود و کاخ سفید هم با حساسیت این موضوع را دنبال می‌کرد. موضوع با شروع به کار کنگره جدید در همین ماه میلادی به صورت جدی‌تر مطرح شد و اکثریت جمهوری‌خواه گزینه‌های مختلف خود را برای وضع تحریم‌های جدید مطرح می‌کرد و در مقابل، کاخ سفید نسبت به این سیاست مخالفت خود را اعلام می‌کرد تا آنکه اوباما در نشست غیر رسمی یک هفته پیش با تعدادی از سناتورهای دموکرات و کنفرانس مطبوعاتی مشترک با دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، وتوی هر تحریم جدید از سوی کنگره را بیان کرد.

حالا او در نطق سالانه خود اکثریت جمهوری‌خواه را در صورت تصویب تحریم تازه‌ای تهدید به وتو کرده و سه دلیل برای وتو ذکر کرده که عبارتند از: شکست مذاکرات، دور شدن امریکا از هم‌پیمانانش و از سرگیری فعالیت هسته‌ای ایران. این سه دلیل واقعیت‌های غیرقابل انکار از پیامد تصویب هر تحریم تازه‌ای است که اوباما را ناگزیر از وتوی تحریم تازه می‌کند اما تصمیم او به وتو دلیل دیگری هم دارد.

 کمیته بانکی سنا طرح جدیدی با عنوان «ایران عاری از سلاح‌های هسته‌ای سال 2015» برای رای‌گیری به صحن سنا فرستاده که نگاهی گذرا به مفاد آن نشان می‌دهد جمهوری‌خواهان علاوه بر تمایل به وضع تحریم‌های جدید علیه ایران، قصد دارند از این امر برای کنترل دولت و دیپلماسی اوباما استفاده کنند. به همین جهت است که تعاریف، فرضیات و مأموریت‌های مشخصی برای جان کری، وزیر خارجه امریکا، در این طرح ذکر شده که در صورت اجراء، کری بیشتر وزیر خارجه کنگره خواهد شد تا اوباما و باید سیاست جمهوری‌خواهان را دنبال کند.

اوباما متوجه این نحو از برنامه‌ریزی جمهوری‌خواهان است و به همین جهت تأکید جدی بر وتو دارد چراکه اگر تحریم‌های تازه را وتو نکند، سیاست خارجی او در گرو جمهوری‌خواهان خواهد بود.

این نتیجه به معنای باختن قافیه بازی سیاسی در دو سال پایانی از ریاست جمهوری اوباما است و او نمی‌تواند تن به این امر بدهد. یک جهت به این دلیل که می‌خواهد نتیجه این چند سال دیپلماسی را در همین دو سال به دست آورد و یک جهت هم به انتخابات ریاست جمهوری 2016 ارتباط دارد که حزب دموکرات از این نتایج برای آن انتخابات استفاده کند. بنابر این، اوباما در جنگ داخلی قدرت چاره‌ای جز استفاده از سلاح وتو ندارد و البته جمهوری‌خواهان هم در مقابل تمام تلاش خود را برای کم اثر کردن این سلاح می‌کنند و باید نتیجه این جنگ را در ماه‌های آینده و دست‌کم تا پایان مهلت جدید از مذاکرات هسته‌ای دید.

نام:
ایمیل:
نظر: