نویسنده: علی جعفری
شبکه فارسی بیبیسی بیتردید یکی از اصلیترین آتش بیاران آشوبهای سال 88 بود.
شبکه تلویزیونی بیبیسی در رأس همه رسانههای معاند با جمهوری اسلامی، با ادعای اطلاعرسانی لحظه به لحظه از انتخابات دهم ریاست جمهوری عملاً به پایگاه انتشار تحلیلهای ساختگی و برانگیختگی اجتماعی در ایران تبدیل شده است. آنچه کارشناسان در نخستین روزهای راهاندازی این شبکه بر آن اذعان داشتند این بود که شبکه فارسی بیبیسی به منظور شبکهسازی برای براندازی نرم و با حمایت مالی و لجستیکی جریانی در داخل راهاندازی شد که این موضوع طی روزهای منتهی به انتخابات و پس از آن عملاً به اثبات رسید.
نکته جالب توجه درباره راهاندازی این شبکه آن است که بیبیسی به رغم دریافت بودجه 15میلیون پوندی (22میلیون دلاری) از وزارت امور خارجه انگلیس در آن زمان، در حالی راهاندازی شد که قبل و پس از راهاندازی همواره با کسری بودجه روبهرو بوده است. از سوی دیگر فشارهای مالیاتدهندگان انگلیسی به سردمداران این کشور در خصوص صرف منابع مالی جمعآوریشده در دیگر کشورها، خود نکتهای دیگر بود که هیچ توجیه اقتصادی برای راهاندازی بیبیسی فارسی باقی نمیگذاشت. اما بیبیسی فارسی، در حالی با این چالش مالی در نخستین روزهای راهاندازی خود دست و پنجه نرم میکرد که از همان نخستین روزهای راهاندازی اقدام به پخش برنامههای زنده کرد. این روند تا شب انتخابات و تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج در قالب میزگرد، وبگردی، گفتوگو با کارشناسان، ارتباط مستقیم (نوبت شما) و... ادامه یافت.
به سبک بیبیسی
بیبیسی فارسی که در طول دوره فعالیت خود همواره از تنظیم و پخش خبر به شیوه شبه خبر (فیچرنیوز) و تلفیق سخت خبر (هارد نیوز) و نرم خبر (سافتنیوز) پیروی کرده است در آستانه انتخابات و پس از آن دقیقاً و دائماً با سوئیچ کردن این شیوههای خبری به یکدیگر، اهداف شبههسازی، بحرانافکنی و هدایت افکار عمومی به انگیختگی را هدایت کرد. این شبکه که متعلق به استعمارگر پیر بود از روزهای قبل خود را آماده بحرانسازی اجتماعی کرده بود و پیشاپیش در اخبار و تحلیلهای به اصطلاح کارشناسان سیاسی مسائل ایران، بحث تقلب را تئوریزه و قاطعانه بر آن پای میفشردند که چنانچه احمدی نژاد رأی بیاورد شکی در تقلب وجود ندارد.
بی بیسی در چارچوب سناریوی خود، جمعه شب در قالب برنامههای زنده، بلافاصله پس از اعلام آمارهای غیررسمی از منابع داخل ایران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار (رئیس سازمان فدائیان خلق) و صادق صبا(تحلیلگر سیاسی) کلید زد و پس از این به تناوب انتشار خبرهایی از ایران، ارتباط مستقیم با کارشناسانی نظیر جمشید برزگر، هاشم احمدزاده، احمد سلامتیان، سعید برزین، مسعود بهنود و... در استودیو و آدمهایی از احزاب و گروهکهای داخل ایران برقرار میکرد و هر لحظه به موازات اعلام آرای احمدینژاد، بر حملات و تثبیت و تلقین تقلب در انتخابات میافزودند به صورتی که نزدیک صبح و تا ظهر شنبه جملگی گزارش پراکنی این شبکه دستور حمله و اغتشاش و افزایش نارضایتی بود.
شیوه بارز بیبیسی در توفیق خود این بود که کلیت مباحث در یک دایره طراحی شده اجرا میشد. بدین صورت که مثلاً کارشناسان استودیو دلایلی را در قالب تحلیل مطرح میکردند و سپس ارتباط مستقیم برخی آدمهای معمولی تحت عنوان مخاطبان بیبیسی و بعد از این ارتباط با رئیس ستاد مردمی موسوی و سخنگوی ستاد مهدی کروبی و مجدداً کارشناسان داخل استودیو، جملگی صحبتهای یکدیگر را کپی کرده و با کمی شاخ و برگ اضافه بهخورد بینندگان این شبکه میدادند.
بیبیسی برای پیشبرد سناریوی خود، به خوبی از شیوه نرم خبر استفاده میکرد به طوری که در ساعت یک بامداد با اولین اعلامهای غیررسمی آرا، سایتهای بالاترین و قلم نیوز را در قاب میگرفت که بوی تقلب میآید یا رأیهای سفید را به حساب احمدینژاد گذاشتهاند و هرچه اعلام آرای احمدینژاد بیشتر میشد لحن و نحوه بیان مطالب بیبیسی و آدمهایش تندتر میشد. تا آنجا که در ساعت 2 و 20دقیقه بامداد سناریوی آنها به نقطه اوج خود رسید و در تمام این نوع انتشار، بیبیسی با استفاده از خبر سخت (البته تحریکآمیز) که هم اکنون موسوی به وزارت کشور رفتهاند و سوئیچ آن به خبر نرم (در قالب گفتوگو و ارتباط مستقیم) و سپس شبه خبر در ارتباط با رئیس نهاد مردمی موسوی، کاملاً بحرانسازی و تحریک مخاطب را رقم میزد. اکنون بیش از پیش دست بیبیسی رو شد. شبکهای که به دلیل کسر بودجه بیبیسی رومانی را تعطیل کرد، رایگان به مخاطبان داخل انگلیس سرویس نمیدهد، اسپانسر آگهی ندارد و مشخصاً اغلب خبرنگاران آن از طیفهای اصلاحطلب هستند و مشاور آن یکی از سردبیران نشریات زنجیرهای توقیف شده است، لذا چنین رسانهای کسری بودجه خود را از کجا تأمین میکند و آیا با توجه به طیف فکری همکار این رسانه میتواند مدعی بیطرفی باشد؟
سابقهکاری بیبیسی
در 7 دی 1319 شمسی یعنی در اولین سال جنگ جهانی دوم، بخش فارسی رادیو بیبیسی، کار خود را آغاز کرد. در این زمان رقیب جدی رادیو بیبیسی در ایران، رادیو «برلن» بود. اما در حال حاضر و با گذشت بیش از 66 سال از آغاز به کار رادیو بیبیسی اینک تلویزیون فارسی بیبیسی نیز به میدان دیپلماسی رسانهای پا میگذارد. دیپلماسی رسانهای در تعریف ساده آن به معنای ترسیم تصویری مطلوب از یک دولت در اذهان مردم یک کشور دیگر است تا از این طریق شرایط برای رسیدن به منافع تسهیل و آسان شود.
همزمان با شکلگیری رسانهها دوران دیپلماسی رسانهای نیز آغاز شد و با گذشت زمان و شکلگیری رسانههای جدید دیپلماسی رسانهای نیز متحول شده است. دیپلماسی تلویزیونی و دیپلماسی اینترنتی یا سایبر دیپلماسی واژههایی هستند که نوآوریهای اخیر را در این عرصه نشان میدهند. جمله معروفی وجود دارد که میگوید سفارتخانهها متعلق به عصر کشتیهای بادبانی است. یعنی اگر دوران ماقبل شکلگیری رسانهها سفارتخانه و سفیر یک کشور در کشوری دیگر سخنگوی نماینده تامالاختیار آن کشور محسوب میشد امروز دیگر اینگونه نیست چراکه کشورها با استفاده از رسانهها مقاصد خود را به مخاطبان میرسانند. اما با شکلگیری شبکههای تلویزیونی برای کشورهای هدف میتوان گفت سفارتخانهها از درون ساختمانها به درون شبکههای تلویزیونی نقل مکان کردهاند.
از سوی دیگر باید توجه داشت که ناتوی فرهنگی دارای شاخههای متعدد و متنوعی است که یک بخش آن ناتوی خبری میباشد. ناتوی خبری در حلقه اول شامل منابع خبری غیرفارسی مانند آسوشیتدپرس، یونایتد پرس، رویترز و فرانس پرس و سی ان ان، بیبی سی، صدای امریکا و فاکسنیوز و... است. اما در حلقه دوم ناتوی خبری شبکههای خبری فارسی زبان قرار دارند. از میان آنها تلویزیون صدای امریکا دارای شبکه تلویزیونی ماهوارهای بود و اینک به ناتوی خبری واحد جدیدی به نام تلویزیون فارسی بیبیسی نیز اضافه میشود.
حسین فردوست یکی از برجستهترین چهرههای اطلاعاتی رژیم پهلوی که دورههای آموزشی خود را زیر نظر متخصصان سرویس جاسوسی انگلستان MI- 6 گذرانده بود در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ذیل بحث جنگ روانی به بنگاه بیبیسی اشاره میکند و مینویسد: «بی بیسی یک سازمان تخصصی است که توسط یک کمیسیون عالی اداره میشود. در این کمیسیون برجستهترین کارشناسان سیاست خارجی انگلیس عضویت دارند. ولی طبعاً این به معنای استقلال ارگان فوق نیست؛ بلکه بیبیسی خود یک ارگان مهم سیاستگذار در مجموعه نهادهای سیاسی انگلیس است و مسلماً در هماهنگی با MI- 6 عمل میکند و در کمیسیون عالی آن یک یا دو نماینده MI- 6 حضور دارند. در رابطه با هر کشوری که برنامه پخش میشود نیز بیبیسی دارای یک کمیسیون تخصصی است... . نکته قابل توجه دیگر که در چارچوب آییننامه جنگ روانی قرار دارد این است که مسلماً بیبیسی در شرایط خاص و در موارد مهم کمیسیون عالی بیبیسی اجازه پخش اخبار ساختگی را میدهد.»
به غیر از این موارد عملکرد این شبکه در مقاطع مختلف تاریخی نشان میدهد دولت انگلیس برای انجام عملیات فریب و پوشش هماره از این شبکه استفاده کرده است که به عنوان نمونه میتوان به کتاب «حصاری از دروغ» که به زبان فارسی نیز ترجمه شده اشاره کرد. حال اینجاست که با در نظرگیری تأکیدات مقاممعظم رهبری در خصوص ناتوی فرهنگی و عملکرد شبکه بیبیسی باید نسبت به این پدیده هوشیارتر بود. ناتوی فرهنگى واقعیتى است غیر قابل انکار که از مسیرهاى مختلفى از جمله شبکههای ماهوارهای به دنبال زمینگیرکردن نظام است؛ حرکتی که رویکرد اصلی آن جنگ نرم و هدف اصلی آن نابودی فرهنگ و هویت ملی جوامع و در ادامه تسخیر بدون جنگ و خونریزی کشور است.