با انتخاب شدن برلوسکونى به عنوان نخست وزیر ایتالیا باید به تماشاى قسمت دیگرى از سریالى نشست که ایتالیاى سیاسى از اوایل سال هاى ۱۹۹۰ درآن ایفاى نقش مى کند. از نظر بسیارى از ناظران سیاسى بازگشت برلوسکونى به قدرت پس از ناکارآمدى چپ هاى میانه ناشى از پیمان شکنى یکى از تشکیلات کوچکى است که معمولاً به فروش آراى خود به بالاترین قیمت از سوى خریداران عادت دارند. همچنین بار دیگر ثابت شد که از زمان پایان سلطه دموکرات مسیحى ها ناامیدى و یأس و خستگى آنها را فراگرفته است. با این حال این انتخابات مى تواند سرانجام باعث تغییراتى شود، حتى با سرکار آمدن برلوسکونى باید گفت چهره سیاسى ایتالیا در حال تغییر و تحول است.
ترکیب بندى صحنه سیاسى ایتالیا اسباب تعجب بسیارى از افراد شده است بویژه که در محور این آرایش تازه بازگشت برلوسکونى ثروتمندترین فرد ایتالیا به صحنه قرار دارد که برخى سوابق وى از دسترس قضات ایتالیایى دور مانده است و این نمى تواند خبر خوبى نه براى ایتالیایى ها و نه براى اروپایى ها باشد. شاید بزرگ ترین سؤال جارى در ایتالیا این باشد که چرا سیلویو برلوسکونى از ۱۴ سال پیش در رأس سیاست قرار دارد.
قبل از برلوسکونى هیچ فردى تا این حد فضاى رسانه اى را اشغال نکرده بود. آلسیده دگاسپرى که یک دموکرات مسیحى بود از سال ۱۹۴۵ تا ۱۹۵۴ به مدت ۹ سال در ایتالیا حکومت کرد. جولیو آندرئوتى هفت بار بدون این که هرگز به عنوان یک رهبر مطرح شود بر مجلس ریاست کرد. شاید تنها این بنیتو کراکسى بود که از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۶ هم رئیس حزب سوسیالیست و هم رئیس مجلس بود. سیلویو برلوسکونى در ۲۶ ژانویه ۱۹۹۴ با شعار دفاع از آزادى ها که از سوى استبداد کمونیستى تهدید مى شد وارد سیاست شد و جاى خالى دموکرات مسیحى و حزب سوسیالیست را پر کرد که با بازرسى هاى انجام گرفته درباره فساد از بین رفته بود.
یکى از کارشناسان مسائل سیاسى ایتالیا درباره برلوسکونى مى گوید: اگر اقدامات وى نبود بدون تردید چپ کمونیست در مارس ۱۹۹۴ به خاطر نفوذ سنتى خود انتخابات را از آن خود مى کرد و ایتالیاى کنونى به خاطر آن بسیار متفاوت شده است. از سوى دیگر ایتالیا تنها کشور اروپایى است که کمونیست ها در آن بالاتر از سوسیالیست ها بودند و وراث فعلى آنان بدون کوچکترین رویگردانى از اصالتشان به راه خود ادامه مى دهند.
در آن زمان برلوسکونى یک فرد ناشناخته نبود. در اوایل سال هاى ۱۹۸۰ وى کشور را با تأسیس نخستین شبکه تلویزیونى خصوصى از انحصار شبکه RAI درآورد و در آن برنامه هایى را پخش کرد که شبکه RAI هرگز آنها را به نمایش درنمى آورد.علاوه بر این باشگاه میلان او در صدر باشگاه هاى فوتبال ایتالیا قرار داشت.
ایتالیایى ها که ذاتاً افرادى خوشبین هستند افرادى را که خطر مى کنند و به سختى کار مى کنند و پول فراوانى به دست مى آورند دوست دارند، لذا در نظر آنان جدال منافع و اتهام هاى منتسب به برلوسکونى از سوى چپ ها اهمیت زیادى ندارد.استفانو فولى از مفسران سیاسى ایتالیا و علاقه مند به تغییرات سیاسى ایجاد شده توسط برلوسکونى معتقد است: مفاهیم ساده، زبان صریح و آشکار و قابل فهم براى همه وى را از سایر سیاستمداران کشور متمایز مى کند.طنازى ها و بذله گویى هایى که از نظر سیاسى چندان درست به نظر نمى رسد از دیگر ویژگى هاى برلوسکونى است.سرجیو رومانو مى گوید: برلوسکونى سیاست را از قید و بند گفتمان بغرنج اخلاقى درآورد. با این که روشنفکران از این گونه کارهاى برلوسکونى چندان رضایت ندارند و مایه تعجب آنها شده است اما طرفداران فوتبال و تمامى فعالان سیاسى که از کمونیسم و چپ دل خوشى ندارند حرف هاى برلوسکونى را مى فهمند.
از نظر نیمى از ایتالیایى ها برلوسکونى هنوز تنها فردى است که مى تواند بر حریفان سیاسى خود غلبه کند.