صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۲۸۴۳
استراتژی ائتلاف در جنگ با داعش در خاک سوریه و عراق چگونه رقم می‌خورد

عبدالحمید نورزایی / پژوهشگر افغان

داعش گروهی است که همزمان در«کوبانی» با کردهای خلق سوریه، در «حلب» و دیگر شهرها با ارتش سوریه و گروه‌های مخالف»، در استان «انبار»، «تکریت» و «سامرا» با دولت عراق و استان «سنجار» و اطراف آن با دولت خودمختار اقلیم کردستان در حال جنگ است. به تمام اینها بمباران‌های سنگین نیروهای ائتلاف بین‌المللی و دولت عراق و سوریه را نیز اضافه کنید.

خلافت خودخوانده‌ای که هیچ‌مشروعیت و رسمیتی خارج از قلمرو خود و هیچ تجارت خارجی با هیچ کشوری ندارد و در بایکوت کامل اقتصادی به‌سر می‌برد، توانسته است در برابر تمام این فشارها مقاومت کند. جالب است چندروز قبل خبری روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفت مبنی‌بر اینکه آمریکا با ترکیه توافق کرده سالانه حدود پنج‌هزار پیکارجوی میانه‌رو سوری را برای مقابله با داعش و حکومت سوریه آموزش دهد. همچنین مشابه این طرح در اردن و عربستان به اجرا درخواهد آمد. آنها توسط ماموران آمریکایی آموزش می‌بینند و تسلیح می‌شوند و برای جنگ به داخل سوریه فرستاده می‌شوند.

البته قبل از رسمیت‌بخشیدن این طرح جدید، کشورهای اردن و ترکیه اردوگاه‌های آموزشی در خاک خود برای ارتش آزاد سوریه فراهم کرده بودند که توسط ماموران سازمان «سیا» میانه‌روهای سوری آموزش نظامی می‌دیدند و در قالب گردان‌های رزمی به داخل خاک سوریه فرستاده می‌شدند. اما تمام این برنامه‌ریزی‌ها سودی برای جلوگیری از قدرت‌گرفتن داعش یا شکست حکومت سوریه نداشت.

جنگ با تروریسم مختص داعش و آمریکا نیست؛ جنگ با تروریسم از دهه٧٠میلادی شروع شده و تاکنون ادامه دارد و می‌تواند به هرنقطه‌ای از جهان کشیده شود، اما اجتماع جهانی از فردای روز ١١سپتامبر به صورت عریان با تروریسم آشنا شد و برای مقابله با آنها موضع مشترکی اتخاذ کرد. زمانی که بزرگ‌ترین قدرت جهان مورد هجوم قرار گرفت و مراکز سیاسی، اقتصادی و نظامی آن توسط یک‌گروه بسیارمنسجم و ایدئولوژیک نابود شد، جنگ با تروریسم شکل جدیدی به خود گرفت.

گرچه جنگ با تروریسم از لحاظ استراتژیک همپای جنگ‌جهانی یا جنگ بین دول نیست، اما از لحاظ تاکتیکی، کمی‌وکیفی بسیار مهم‌تر است؛ زیرا شما با دشمنانی در حال جنگ هستید که ارتش منظم، موقعیت مشخص، منابع اقتصادی مشخص، اطلاعات، شواهد مشخص و نحوه عملکرد آنان را در دست ندارید و بیشتر با یک دشمن نامرئی در حال مبارزه هستید. به‌عنوان مثال فرانسه برای پیداکردن سه‌مظنون حمله اخیر به نشریه «شارلی‌ابدو» ٨٨هزارپلیس و نیروی امنیتی خود را به‌کار گرفت. نباید فراموش کرد تروریست‌ها با هزینه بسیار کم اقتصادی می‌توانند صدمات جبران‌ناپذیر انسانی و اقتصادی به یک‌کشور وارد کنند.

پرسش اینجاست که آمریکا و متحدانش به عنوان دشمن شماره‌یک تروریست‌ها در برابر تروریسم از چه تاکتیک و استراتژی نظامی‌ای استفاده می‌کنند؟ در برابر تروریست‌های تا بن دندان مسلح باید از تاکتیک‌های رزمی خاصی استفاده کرد که با تاکتیک‌های جنگ‌های کلاسیک بسیار فرق دارد. مکتب جدید مبارزه با تروریسم آمیزه‌ای از تماس غیرمستقیم و مستقیم با تروریست‌هاست؛ یعنی با استفاده از تکنولوژی روز ابتدا آنها را شناسایی و سپس بمباران‌های دقیق را انجام دهیم و بقایای به‌جامانده از آنها را با استفاده از نیرو‌های ویژه در جنگ‌های نامتقارن چریکی از بین ببریم.

در ادبیات جدید، مبارزه با تروریسم به هدف‌گیری از راه دور با استفاده از بمب و موشک، تماس غیرمستقیم گفته می‌شود و نابودی از طریق نیروهای ویژه یا توسط تیم‌های خاص را تماس مستقیم محدود می‌گویند. البته با وجود تمام پیشرفت‌های تکنولوژیکی غرب و با وجود داشتن پیشرفته‌ترین ناوگان جنگی، بازهم در برابر گروه‌های تروریستی متحمل شکست‌های سنگینی می‌شوند. به‌عنوان مثال در سال٢٠٠١ زمانی که آمریکا به افغانستان حمله کرد، «اسامه بن‌لادن»، رهبر سابق سازمان تروریستی القاعده و سران این گروه در کوه‌های «تورابورا» استان «ننگرهار» شرق افغانستان در محاصره سه‌تیم از رنجرهای نیروی ویژه دریایی آمریکا بودند که توسط بمباران‌های بسیار شدید بمب‌افکن‌های بی٥٢ نیز پشتیبانی می‌شدند، اما با وجود تمام تلاش‌های آمریکا، بن‌لادن و افرادش از مهلکه جان سالم به‌در بردند و یک‌هفته بعد از این رویداد، القاعده با هدف قراردادن هلیکوپتر «شینوک» همان نیروهای ویژه، تعداد بسیار زیادی را به کام مرگ کشاند.

همچنین نباید فراموش کنیم تنها یک تروریست القاعده می‌تواند با استفاده از یک قایق موتوری، ناو هواپیمابر «یواس‌اس‌کول» را مورد حمله قرار دهد و ١٩ملوان نیروی دریایی آمریکا را بکشد و ناو هواپیمابر را از حرکت بیندازد. تمام تلاش تروریست‌ها ایجاد رعب‌و‌وحشت با استفاده از جنگ چریکی و حمله‌های انتحاری به دشمن است. آنها در یک‌جا تجمع نمی‌کنند و جبهه مشخصی ندارند.

ما دیدیم در چندهفته اخیر داعش از برخی مناطق کوهستانی و روستا‌های کردنشین عقب‌نشینی کرد و به شهرها پناه برد زیرا در مناطق بیابانی و طبیعی به‌راحتی توسط نیروهای هوایی مورد حمله قرار می‌گرفتند و بسیار آسیب‌پذیر بودند. همچنین ادوات سنگین آنها مانند تانک در معرض حمله مستقیم موشک‌ها قرار داشت، اما آنها در شهرها به‌خوبی دوام آوردند؛ به عنوان نمونه در «سامرا» تک‌تیراندازهای آنها مشغول جنگ هستند.

نیروهای آمریکایی به‌خوبی به این مهم رسیده‌اند که برای نابودی داعش و تروریسم باید تلفات انسانی دهند و به همین‌خاطر هیچ نیروی رزمی را در عراق و سوریه پیاده نکردند و در عوض با استفاده از قدرت اقتصادی و نظامی خود تلاش می‌کنند از اردوگاه‌های پناهندگان نیرو جذب کنند و آموزش دهند و سپس به داخل خاک سوریه بفرستند یا با تجهیز کردها و نیروهای ارتش عراق، داعش را در موصل و اطراف آن نگه دارند.

برای ایالات‌متحده و هم‌پیمانان آن،‌ اداره جنگ عراق و سوریه برای دستیابی به اهداف سیاسی صورت می‌گیرد. آنها تلاش می‌کنند کنترل آتش جنگ را در دست بگیرند تا به اهداف استراتژیک بلندمدت دست یابند. در ذیل سرفصل‌های استراتژی جنگی آمریکا و متحدانش در عراق و سوریه، به‌طور خلاصه آورده شده که شامل اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت است.

روند نیروسازی

فرآیند نیروسازی، بلندمدت است و برای چالش‌های آینده طرح‌ریزی می‌شود. رده‌های فرماندهی این نیروها افراد خاص و نخبه‌ای هستند که در هماهنگی کامل با مجموعه سیاسی عمل می‌کنند. نیروهای مبارز توسط رهبران سیاسی یا مذهبی یا نیازهای اقتصادی، به طرف اردوگا‌ه‌های آموزشی گسیل می‌شوند و در آنجا به صورت کاملا حرفه‌ای آموزش می‌بینند و سپس با تجهیزات کافی در قالب گردان‌های رزمی وارد نقاط درگیری می‌شوند تا عملیات بازپس‌گیری و ثبات را به ثمر برسانند.

آنها از طرف متحدان نظامی حمایت می‌شوند؛ به عنوان مثال هم‌اکنون آمریکا، آلمان، انگلیس و... به کردستان عراق مستشاران و مربیان نظامی را گسیل کرده‌اند تا ارتش کردستان عراق را آموزش دهند و آنها را تجهیز کنند تا در کوتاه‌مدت در برابر داعش و در بلندمدت در برابر دولت عراق و ترکیه از توان بازدارندگی خوبی برخوردار باشند و منافع نفتی آنها را در شمال عراق حفظ کنند.

همچنین در اردوگا‌ه‌های ترکیه، اردن و عربستان عرب‌تبارها را آموزش می‌دهند تا به‌عنوان نیروی‌سوم در سوریه از قدرت نظامی بیشتری برای مقابله با داعش و «بشار اسد»، رییس‌جمهوری سوریه برخوردار باشند و در بلندمدت حس بدبینی‌ای که عرب‌ها نسبت به غرب دارند، از بین برود و سوریه از نفوذ ایران و روسیه مصون بماند و نباید فراموش کنیم ارتش عراق را نیز آموزش می‌دهند تا در کوتاه‌مدت با داعش مقابله کند و در بلندمدت گروه‌های شیعه نظامی نزدیک به ایران با استفاده از پیروزی‌های نظامی خود برتری‌جویی سیاسی نکنند و ارتش نیز از قدرت خوبی برخوردار باشد که سدی باشد در برابر نفوذ روزافزون ایران که این موضوع خواسته شورای همکاری خلیج‌فارس نیز است.

فرسایش طرفین درگیری

اگر ائتلاف قصد نابودی داعش یا گروه‌های دیگر تروریستی را در دستور کار قرار دهد، می‌تواند با استفاده از برتری تکنولوژیکی ضربه‌های سختی بر پیکره آنها وارد کند، به‌عنوان مثال با هدف قراردادن کادر رهبری باعث فروپاشی درونی این گروه‌ها شود. اما از منظر ائتلاف نباید در نابودی داعش عجله کرد زیرا باید هزینه یک جنگ فرسایشی را بر عراق، سوریه و داعش تحمیل کرد تا تئوری نشان‌دادن هزینه باخت تحقق یابد.

برخی بر این عقیده هستند که داعش برای غرب بسیار مفید است زیرا تمام تندروهای غرب جذب این گروه می‌شوند و سپس از بین می‌روند. در جنگ‌های فرسایشی، تکنولوژی حرف‌اول را نمی‌زند، بلکه تعداد نفرات و حرفه‌ای‌بودن آنها در جنگ‌های شهری نتیجه جنگ را رقم خواهد زد. راز پیروزی حماس، حزب‌الله و ویتنام شمالی نیز فرسایش جنگی دشمن بود. در حقیقت ائتلاف می‌خواهد همزمان همه طرف‌ها باهم فرسوده شوند؛ به‌عنوان مثال اقلیم کردستان عراق بارها از آمریکا و ائتلاف درخواست تسلیحات سنگین کرد که آنها به بهانه‌های مختلف از قبول این خواسته‌ها اجتناب کردند.

هم‌اکنون نیز براساس سخنان «مسعود بارزانی»، رهبر اقلیم کردستان، آنها از برخورداری از تسلیحات سنگین و پیشرفته محروم هستند. فرسایش با اهداف استراتژیک بلندمدت و کوتاه‌مدت طرح‌ریزی شده است؛ در کوتاه‌مدت شکست داعش و دولت اسد و در بلندمدت وابستگی هرچه بیشتر دولت عراق و اقلیم کردستان به غرب و جدایی مناطق اهل‌سنت عراق از تشیع.

پشتیبانی نیروهای محلی

ائتلاف تلاش می‌کند برای مدیریت جنگ و کنترل درگیری‌ها از طرف‌های مختلفی پشتیبانی کند؛ به‌عنوان مثال ائتلاف همزمان با کردهای کردستان عراق، دولت عراق، ارتش آزاد سوریه، کردهای خلق سوریه، قبایل اهل‌سنت، گروه‌های شیعه و... انواع کمک مالی و نظامی و آموزشی را ارایه می‌دهد. همچنین اطلاعات ماهواره‌ای را در اختیار آنها قرار می‌دهد و در به‌هم‌زدن تعادل رقیب، آنها را یاری می‌کند. البته گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد برخی از محموله‌های کمکی ائتلاف به دست گروه‌های تروریستی رسیده است.

اما در بین ائتلاف، تضاد منافع باعث شده کشورهای عضو به هریک از دوستان نزدیک خود که درگیر جنگ هستند، کمک کنند. به‌عنوان مثال آمریکا و ترکیه از ارتش آزاد حمایت می‌کنند و عربستان و قطر از گروه توحید و جبهه اسلامی، در همین‌حال آلمان، انگلیس و فرانسه از کردهای اقلیم کردستان پشتیبانی می‌کنند. از سوی دیگر، آمریکا و ایران نیز به‌صورت جدا ازهم، از ارتش عراق حمایت می‌کنند. در بلندمدت کشورهای عضو ائتلاف (ایران جزو ائتلاف نیست) به‌دنبال گسترش حوزه نفوذ و افزایش هژمونی منطقه‌ای خود هستند.

تماس غیرمستقیم

هدف‌گیری از راه دور با توجه به هزینه‌های انسانی جنگ، در آمریکا طرفداران بسیاری دارد اما در مواردی مانند مقابله با گروه‌های تروریستی، استفاده از تکنولوژی‌های برتر مانند نیروی هوایی، ارجحیت خود را از دست می‌دهد زیرا اطلاعات از مکان تجمع نیروهای تروریستی وجود ندارد و اکثر آنها در داخل اجتماعات مردم بی‌دفاع موضع گرفته‌اند و بمباران‌ها می‌تواند به غیرنظامیان تلفات گسترده‌ای وارد کند، به‌عنوان مثال آمریکا در آخرین عملیات‌های خود در ویتنام شمالی با استفاده از نیروی هوایی، هزاران‌بمب روی روستاهای ویتنام‌شمالی انداخت که نتیجه آن جز افزایش قدرت «ویت‌کنگ‌ها» و تنفر بیشتر مردم از آمریکایی‌ها نبود.

همچنین در صورت بمباران‌های شدید یک شهر، آنچه که در طول سال‌های متمادی توسط مردم ساخته شده از بین می‌رود و در نهایت باعث خواهد شد تنفر از ائتلاف و در راس آن، آمریکا بیشتر شود و مردم بیشتری به گروه‌های تروریستی بپیوندند. تماس غیرمستقیم آمریکا و ائتلاف زمانی موفق است که داعش و تروریسم یک جبهه منظم در برابر دوستان آنها شکل دهند. عقب‌نشینی داعش از کوه‌های سنجار نیز نشان از موفقیت این حملات دارد. استفاده از گزینه تماس غیرمستقیم در عراق و سوریه کارایی نسبتا بالایی دارد؛ به عنوان مثال جمع‌آوری اطلاعات توسط ماهواره‌ها و هواپیماه‌های آواکس، ترابری نیروهای محلی، رساندن تجهیزات از طریق هوا، برهم‌زدن تعادل نیروهای داعش، بمباران‌های سایت‌های فرماندهی داعش و تجهیزات سنگین آنها و... . هدف کوتاه‌مدت از تماس غیرمستقیم کمک به نیروهای محلی برای پیروزی در میدان‌های نبرد است.

مدیریت درگیری

مدیریت درگیری جوهره‌ای اصلی استراتژی جنگی آمریکا و متحدانش در عراق و سوریه است. آمریکا به‌عنوان رهبر ائتلاف مبارزه با تروریسم، مدیریت کامل صحنه نبرد در عراق و سوریه را برعهده دارد. تمام طرف‌های درگیر با حکومت سوریه و گروه داعش با آمریکا ارتباط تنگاتنگ اطلاعاتی دارند و این باعث می‌شود درگیری‌ها را به‌راحتی مدیریت کند. به‌نظر من در استراتژی جنگی آمریکا گزینه پیروزی بر دشمن از هیچ ارجحیتی برخوردار نیست زیرا اگر به یکباره داعش از صحنه نبرد سوریه و عراق حذف شود، بشار اسد فشار بیشتری بر مناطق تصرف‌شده مانند حلب وارد می‌کند و این باعث پیروزی زودهنگام حکومت سوریه در صحنه نبرد می‌شود و در عراق نیز گروه‌های شیعه از قدرت بیشتری برخوردار خواهند شد.

مدیریت درگیری به رده‌های سیاسی اجازه می‌دهد که به‌دنبال راه‌حل دیپلماتیک بگردند؛ به عنوان مثال هیچ‌گاه موصل زیر بمباران‌های شدید آمریکا و متحدانش قرار نگرفته است یا خط‌مقدم استان «رقه» که در برابر ارتش سوریه از طرف داعش شکل گرفته، زیر بمباران گسترده و هدفمند قرار نگرفته است. آمریکا بیشتر به دنبال تحت‌فشار قراردادن عراق و سوریه است تا امتیازات سیاسی به گروه‌های موردنظر از طرف این دولت‌ها واگذار شود.

آمریکا و دوستان آنها به‌دنبال دستاوردی تاکتیکی که سبب شکست استراتژیک شود، نیستند، بلکه به دنبال دستاورد‌های تاکتیکی‌ای هستند که سبب حصول دستاوردهای استراتژیک بلندمدت شود. ممکن است داعش در باقی مناطق هم شکست بخورد، اما این برای ائتلاف یک دستاورد استراتژیک نیست، بلکه حصول نتیجه از شکست‌های نظامی و رسیدن به اهداف بلندمدت پیروزی نهایی ائتلاف به رهبری آمریکاست.

نام:
ایمیل:
نظر: