* پرونده هستهای بیش از یک دهه ایران و قدرتهای جهانی را به خود مشغول کرده است. ارزیابی جنابعالی از روندی که در پرونده هستهای از ابتدا تاکنون طی شده است، چیست؟
** پرونده هستهای ایران یکی از پیچیدهترین مسائل بینالمللی است. اینکه وزرای کشورهای قدرتمند جهان روزها پای میز مذاکره چندجانبه مینشینند، بیانگر این واقعیت است اما پیشرفتها از زمان روی کارآمدن دولت تدبیر و امید که به ریاست دکتر حسن روحانی است، بیسابقه بوده و مسیر توافق را همواره کرده است.
* مهمترین تفاوت مذاکرات در دوره آقای احمدینژاد را با آقایروحانی درچه میدانید؟
** تیم مذاکرهکننده فعلی تجربیات تیم گذشته را دراختیار دارد و این سرمایه مهمی است که در کنار توانمندی مذاکراتی این تیم و بهبود نگاه قدرتهای جهانی به ایران بعد از انتخابات ریاستجمهوری 92 موجب شده که این تیم پیشرفت خوبی در مذاکرات داشته باشد.
* آمریکاییها چه ترفندی برای مقابله با فشار اسرائیل در مذاکرات پیشه خواهند کرد؟
** کمتر کسی از قدرت و نفوذ لابی صهیونیستها و لابی برخی از کشورهای عربی در آمریکا خبر دارد. من چون شبانهروز در صحنه داخلی آمریکا حضور دارم، از میزان نفوذ لابی اسرائیل متحیرم.دولت اوباما و دولت نتانیاهو پرچالشترین دوران روابط سیاسی آمریکا و اسرائیل را رقم زدهاند. هر دو طرف با ترفندهای ماهرانه به میدان این چالش رفتهاند و کارزارشان ادامه دارد.
* واقعا چنانچه گفته میشود توافق با دموکراتهای آمریکا راحتتر از جمهوریخواهان این کشور است؟
** در هر دو جناح آمریکا اعم از دموکرات و جمهوریخواهان تندرو و معتدل وجود دارد. اگر بخواهیم مثال بارزتری نیز عنوان کنیم، دموکراتها بدتر از جمهوریخواهان نیستند. اما دولت اوباما بهویژه شخص اوباما، شخص جان کری و شخص ویلیام برنز، معتدلترین افرادی هستنند که تاکنون در راس قدرت آمریکا دیده شدهاند البته منظور من درمورد ایران و رابطه با ایران است.
* دیدگاهها نسبت به مذاکره با غرب چقدر در طول این یکسال در میان مقامات بالای کشور تغییر کرده است؟
** من با مقامات ارشد ایران در تماس کاری نیستم چون مسئولیتی ندارم.اما بهنظرم میرسد که دیدگاهها نسبت به باراک اوباما، جان کری و ویلیام برنز مثبتتر از دولتهای قبلی آمریکا شده است.
* بسیاری عربستان را عامل مهمی در به توافق نرسیدن مذاکرات ایران با 1+5 میدانند. در کنار آن نقش عربستان در کاهش قیمت نفت را محرز اعلام میکنند. چگونه باید با این کشور مواجه شد تا از اقدامات خود دست بکشد؟
** باید درنظر داشت که کاهش قیمت نفت تنها متوجه ایران نیست و عربستان با کاهش قیمت نفت، دولتهای ایران، آمریکا و روسیه را مدنظر داشته است و هر سه کشور هدف عربستان است. کمشدن قیمت نفت و رسیدن آن به مرز 55 تا 50 دلار بهطور طبیعی روی مذاکرات هستهای تاثیر دارد. فارغ از پرونده هستهای ایران و مذاکرات، کاهش قیمت نفت در داخل هم تبعاتی دارد چنانکه مشکلاتی بر سر راه دولت درجهت اجرای برنامهها و تحقق وعدههایش خواهد گذاشت.
* کاهش قیمت نفت چه تاثیری بر آمریکا دارد؟
** همانطور که اشاره شد، این کاهش تنها گریبانگیر ایران نیست و کاهش قیمت نفت باعث میشود که تولید نفت آمریکا غیراقتصادی شده و آمریکا از کارزار رقابت با عربستان بهعنوان اولین تولیدکننده و صادرکننده نفت در جهان خارج شود.
* در مورد روسیه هم همین موضوع مطرح است؟
** بله. اقتصاد این کشورهم با کاهش قیمت نفت دچار مشکل میشود ضمن اینکه اکنون هم مشکلاتی ایجاد کرده است.
* تا چه اندازه میتوان به لغو تحریمهای ایران در پی مذاکراتی که تاکنون صورت گرفته امیدوار بود؟
** اوباما و جان کری دو شخصیت موثر آمریکایی هستند که برای توافق هستهای و پذیرش غنیسازی در ایران و رفع تدریجی تحریمها عزم جدی دارند. اما در کنار رویکرد رئیسجمهور و وزیر امورخارجه آمریکا، باید قوانین تحریمهای آمریکا را هم مدنظر داشت که قوانین سختی است.
* اوباما قدرت لغو این قوانین یا دورزدن آنها را ندارد.
** واقعیت این است که اوباما نهتنها قدرت این کار را ندارد بلکه اختیار لغوشان را هم دارا نیست. تنها کاری که رئیسجمهور آمریکا میتواند در این راستا انجام دهد، تعلیق است. اوباما برای رسیدن به اهداف خود باید کنگره این کشور را راضی و با آنها توافق کند.
* در این مسیر ایران چه کمکی میتواند داشته باشد؟
** اوباما با مشکلات زیادی در این موضوعات روبهرو است. باید مشکلات او و مسائل داخلی آمریکا را درک کرد. البته این درک باید متقابل باشد به نحوی که آمریکا هم باید شرایط داخلی ایران را در نظر داشته باشد و آنها را درک کند. مشکلات داخلی ایران و آمریکا شبیه بههم است و قبلا هم گفتم فرق ما با آنها در این است که ایران یک رهبری دارد که وقتی تصمیم بگیرند همه تابع هستند اما آمریکا فاقد چنین رهبریای است. کنگره اوباما با مشکلات بسیاری روبهرو است که تنها به مساله ایران هم مربوط نمیشود و مشکلاتی نظیر بیمه کردن دومیلیون آمریکایی که هنوز مشکلاتی دارند، قانون مهاجرت و غیره برخی از موضوعات چالشی اوباما با کنگره است.
* آینده مذاکرات را چطور پیشبینی میکنید؟
** من به آینده مذاکرات خوشبین هستم. پیشرفتهای زیادی بهدست آمده است. عقبگرد هم برای هر دو طرف فوقالعاده مشکل شده است. هم دولت روحانی و هم دولت اوباما جدی هستند. اروپاییها و روسها و چینیها هم قانع شدهاند. مقام معظم رهبری هم حامی تیم مذاکرهکننده است، از اینرو دسترسی به توافق نهایی ممکن و انشاءا... حاصل خواهد شد. سال 2005 در آستانه یک توافق بودیم که این توافق رخ نداد. دلیلش هم این بود که دولت وقت آمریکا، حقوق قانونی ایران را به رسمیت نمیشناخت.
در دور جدید مذاکرات با تلاش گروه مذاکرهکننده دولت اعتدالی دکتر روحانی به ریاست دیپلمات متخصص کشور، طی 10 دوره مذاکره انجام شده در یکسال گذشته ما به پیشرفتهای بسیار مهمی دست پیدا کردهایم و ایران و 6 قدرت جهانی درمورد موضوعات مهم بسیاری به توافقهای خوبی رسیدهاند. بخشی از اختلافات همچنان ادامه دارد که درمهلت تعیین شده، طرفین برای برطرف کردن آن تلاش خواهند کرد و با حاصل شدن اعتماد دوطرفه توافق جامع نهایی محقق خواهد شد.
اکنون طرفین مذاکرهکننده دو موضوع مهم را برای گفتوگو دارند که آن هم بحث غنیسازی ایران و لغو کامل تحریمها توسط آمریکا و غرب است. با توجه به اینکه دو طرف در مذاکرات موفق شدهاند بین 70 تا 80 درصد اختلافات خود را حل کنند، موارد اختلافی باقیمانده نیز در هفت ماه تعیین شده برای ادامه مذاکرات قابل حل خواهد بود و دستیابی به توافق جامع، شدنی است.
* ایران بابت تاخیر در رسیدن به توافق متحمل سختی میشود یا آمریکا؟
** در مورد اقدامات باقیمانده در ماههای آینده به نظر میآید، بیشتر مشکل برای آمریکاییها در زمینه لغو تحریمها خواهد بود، زیرا کنگره این کشور که همیشه نگاه منفی به دولت ایران داشته است، تمایل زیادی به همکاری با دولت اوباما ندارد و البته این بیشتر یک مساله سیاسی در داخل آمریکاست که خودشان باید آن را حل کنند.
* نقش اصلی عربستان در این مذاکرات چیست؟
** عربستان نقش منفی را بازی کرد و آمریکا و اروپا را بسیار تحت فشار قرار داده است .من در هر همایش بینالمللی نقش عربستان و اسرائیل را مورد انتقاد قرار دادهام اما در هر صورت باید فکری به حال روابطه ایران و عربستان کرد. پادشاه عربستان و روحانی باید با یک ابتکار جدید این مساله را حل کنند.
* اوباما باید چه ترفندی یا رفتاری را در قبال جمهوریخواهان پیاده کند تا بتواند مدیریت سابق را در مقابل دولت و حتی کشورش کماکمان داشته باشد؟
** هر توافقی بین اوباما و ایران، موجب تقویت جناح طرفداران رابطه با ایران در داخل آمریکا خواهد شد و تندروهای جنگطلب را منزوی خواهد کرد. لذا موضوع هستهای ایران فرصتی برای اوباما و همچنین اوباما فرصتی برای ایران است که این پرونده را ظرف چند ماه آینده جمع کنند.
* تیم مذاکرهکننده باید چه مدیریتی را تا ده تیرماه سال آینده در مقابل شش کشور جهان داشته باشد؟
** من در جایگاهی نیستم که بخواهم به ظریف و تیم هستهای ایشان خط بدهم. آنها هم نیاز به مشورت با من ندارند چون از من کارکشتهتر و بهترند.
* اخیرا آقای ظریف نامهای به همتایان خود نوشته است که در آن به موضوعاتی درمورد پرونده هستهای کشور اشاره شده است. اثر چنین نامههایی را در روند بررسی پرونده هستهای ایران چگونه ارزیابی میکنید؟
** نمیتوان منکر اثرات این نامه در بررسی پرونده هستهای شد. محتوای این نامه چنان بود که ایران حسننیتش را برای توافقی جامع در قالب معاهده انپیتی به اثبات رسانیده است. آنچه از این نامه برمیآید، چنین است که با توجه به اثبات عملکرد ایران، اکنون نوبت قدرتهای جهانی است که توجه داشته باشند درخواستهای فراتر از انپیتی که مانع نهایی شدن توافق بوده و هستند را مطرح نکنند چون دلیل عدم توافق همین درخواستهای غیراصولی بود. نامه وزیر امورخارجه ایران در واقع اشاره به درخواستهای فراتر از انپیتی غربیها بود.
* برخی مطرح میکنند ایران درصورت دست نیافتن به توافق از ان.پی.تی خارج خواهد شد.
** اصلا درست نیست. چون ایران تصمیمی برای خروج از معاهده ان.پی.تی ندارد. دلیلش هم این است که کشور ما بمب اتمی ندارد. ایرانیها برای بهدست آوردن حق مشروع خود که در معاهده ان.پی.تی مورد تاکید قرار گرفته، مبارزه میکنند و به نظرم دیگر وقت آن رسیده که غرب به ایران خوش آمد گفته و سیاست مصالحهجویانه ما را بپذیرد.
* شما چندی پیش از تبعیض میان کشورهای دارای تکنولوژی هستهای صحبت کرده بودید. این گلایه از کجا نشات میگرفت؟
** بله. این گلایه را داشتم. رژیمصهیونیستی 400 بمب اتمی دارد و پاسخگوی جامعه بینالمللی نیست و این موضوع درحالی است که این رژیم هر روز برای بخشهای مختلف بحرانزایی میکند. در چنین شرایطی است که غرب و اروپا سالهاست ایران را بهخاطر احتمال دستیابی به سلاح هستهای زیر فشار قرار دادهاند، رژیمصهیونیستی باید بهدلیل دارابودن 400 بمب اتمی و همچنین عدم پایبندی به پیمانها و قوانین بینالمللی پاسخگو باشد.
بازرسیهای انجام شده از تاسیسات هستهای ایران آنچنان زیاد بوده که باید آن را بیسابقه خواند و این درحالی است که در 40 سال اخیر حتی یک مورد بازرسی از رژیمصهیونیستی صورت نگرفته است. همگان میدانند ایران بمب اتمی ندارد و بر اساس فتوای صریح مقام معظم رهبری به دنبال آن نیست. سالهاست که فشار بر ایران وارد میشود اما فشاری بر رژیمصهیونیستی که شکی در بحرانزایی هر روزه آن نیست، وجود ندارد و اعمال نمیشود. بهراستی پاسخ این دوگانگی چیست؟