* بسترهای ظهور داعش چه بود؟ این گروه در بدو تصرف و اشغالگری شهرهای عراق، خود را نماینده بخش زیادی از مطالبات مردمی معرفی کرد، این دیدگاه را قبول دارید؟
** داعش در شرایطی متولد شد که پیچیدگیهای خاصی بعد از سقوط صدام بر عراق حاکم شده بود. این گروه بخشی جدا شده از جریانهای تکفیری است که به تقابل عملی با اسلام برخاستند. نفوذ فکری جریانهای تکفیری در قالبهای مختلفی همچون طالبان، القاعده، بوکوحرام و سلفیهای تکفیری - جهادی داعشی و مانند آن در گسترهای وسیع جریان یافت و در نقطهای از عراق تحت عنوان داعش ظهور کرد. این گروه از خلأیی که در فضای سیاسی عراق بعد از سقوط صدام به وجود آمد و باعث شد تا نگاه فرقهگرایی شدت یابد، استفاده کرد و درصدد تحریک جمعیت سنی نشین عراق برآمد.
به این ترتیب که با دامن زدن به اختلافات ایدئولوژیک به سنیها میگفتند ازآنجایی که تعداد شما در اکثریت است، باید حکومت را در دست بگیرید. به موازات آن تطمیع مالی بخشی از اهل تسنن از سوی تندروها باعث شد تا داعش پا گیرد و بتواند از فرصت به وجود آمده برای اشغال عراق استفاده کند. در عین حال بخشی از نیروهای داعش، از بازماندههای بعثیها بودند که توانستند در فرصت جدید در قالب تندروهای داعشی به کشتار و خشونت علیه مردم اقدام کنند.
* وضعیت میدانی امروز داعش را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا در حال حاضر پیشروی آنها متوقف شده است؟
** داعش در آغاز حملات نظامی خود توانست به سرعت بخشهای مهمی را به اشغال درآورد تا جایی که به کربلا و مکانهای مقدس عراق هم نزدیک شد اما این پیشرویها بعد از فتوای آیتالله سیستانی مبنی بر جهاد دفاعی علیه داعش در حوزه زمینی متوقف شد و در شرایط کنونی با نوعی عقب نشینی آنها رو به رو هستیم. مراکز مهمی که به عنوان نقطههای قدرت داعش تحت تصرف آنها قرار داشت الان از دستشان خارج شده است. بنابراین در عرصه میدانی، داعش در حال عقبنشینی است.
این در حالی است که آنها همچنان تلاش میکنند از برخی فرصتهایی که به دست میآورند استفاده کنند تا نشان دهند که هنوز در عرصه میدانی حضور قوی دارند. در حقیقت داعش بجز تعدادی از قبایل اهل سنت و برخی از همان فرماندهان ارتش بعثی بازمانده از دوران صدام پایگاه فکری و سیاسی دیگری ندارد تا از آنها حمایت کند. داعش یک دوره فراز و یک دوره فرود داشته است. فعلاً به دلیل اینکه امکان تحرک و جابهجایی نیروهایشان با توجه به حملات هوایی امریکا وجود ندارد، مقداری مواضعشان دچار ثبات شده است و پیشروی خاصی نداشتهاند.
* چقدر از این پیشرویها به قدرت خودشان مربوط است و چقدر به ضعف ارتش بر میگردد؟
** قدرت نظامی داعش به حمایتهای سازمان یافتهای برمیگردد که از سوی برخی از جریانها وبازیگران خارجی انجام شده است. قدرت این جریانها در بدو ظهور که توانستند در مدت اندکی یک سوم عراق را اشغال کنند معلول قدرت ذاتی خودشان نیست. این نیروها که به صورت آموزش دیده و سازمان یافته عمل کردند از تجربیات بعثیها و سلاحها و امکانات بسیار پیشرفتهای بهره گرفتند که از سوی برخی بازیگران در اختیار آنها قرار میگرفت. بهرهمند بودن از جدیدترین امکانات، منابع نفتی تصرف شده، استفاده از بینظمی میدانی، سستی و فساد اداری در نیروهای امنیتی نیز به آنها این فرصت رشد و نمو را داد.
در واقع داعش از نظر مالی توانسته است که در چند سال اخیر کمکهای زیادی را از افراد و گروهها و حتی برخی دولتهای عربی به دست آورد. تا اندازهای هم داعش از طریق قاچاق مواد خام و کنترل برخی بانکها توانسته است درآمدها و پولهای مورد نیازش را تأمین کند. این گروه از نظر نظامی، تعداد قابل توجهی از اعضای سابق ارتش بعثی عراقی را جذب خود کرده است. این افراد به نوبه خود هم تجاربشان را در اختیار دیگر داوطلبان جوان داعش قرار میدهند و هم در عملیاتهای مختلف از توان بالا و سوابقشان استفاده کرده و تاکتیکهای مؤثر جنگی در اختیار داعش قرار میدهند.
* درباره صف بندیهای جریانهای داخلی عراق در مواجهه با داعش توضیح دهید؛ آیا جریانهای مختلف در مبارزه با داعش با یکدیگر هماهنگ بودهاند؟
** در ابتدای این بحران نیروها و جریانهای مختلف عراق از جمله گروههای عشایری، کردها و سنیها و شیعیان متفق القول پذیرفتند که داعش خطر بزرگی است که دامنگیر کل عراق است و در جایی متوقف نمیشود. این تفکر باعث شد تا آنها متحد شوند و موضع واحدی بگیرند اما در عین حال اختلاف دیدگاهی هم بین جریانهای مختلف وجود داشت که در دوران نخستوزیر نوری مالکی شدت گرفت و به حدی رسید که اختلافات شخصی شده بود و این مسأله خیلی اوضاع سیاسی عراق را متشنج کرد اما تغییرات سیاسی در دولت به تحولاتی در نحوه مواجهه با داعش منتهی شد.
مشارکت همه اقوام و جریانهای سیاسی و حضور پررنگتر اهل سنت که معتقد به حاشیه رانده شدن در دولت قبل بودند و همچنین حضور رهبران سیاسی در رأس وزارتخانههای کابینه باعث شد اتحاد بیشتری میان گروههای سیاسی عراق شکل گیرد تا آنها مسائل جانبی و حزبی را کنار بگذارند و تا حدی انگیزه واحدی برای دفاع برای آنها به وجود آید. به این ترتیب نیروهای فعال اعم از جوانان شیعه و گروههایی که از قبل در مسائل جنگ آموزش دیده بودند، توانستند با سازماندهی مجدد خطر داعش را دور کنند. البته بخشی از نیروهای مردمی هم نقش منفعل داشتند به این معنا که اگرچه به طور میدانی علیه داعش وارد مبارزه نشدند اما با آنها همراهی هم نکردند.
* الان بحث تشکیل ارتش سنی برای مقابله با داعش مطرح شده که مورد قبول دولت عراق و همچنین برخی کشورهای منطقه هم نیست، هدف از این اقدام چیست؟
** در حقیقت برخی از اهل سنت به این دلیل که حکومت در اختیار شیعه است، احساس میکنند که باید در ساختار قدرت ایفای نقش داشته باشند. به همین دلیل ارتش سنی بهترین جایی است که میتواند یک پایگاه سیاسی، نظامی و امنیتی برای آنها ایجاد کند. طرحی که آنان ارائه دادند مبتنی بر تشکیل یک سری حکومتهای فدرالی محلی است که به صورت محلی خود را اداره کنند. اما در ارائه این طرح شک و تردید وجود دارد. ما معتقدیم همه طیفهای سیاسی عراق باید زیر نظر دولت و زیر نظر استانها باشد. الان اختیارات استانها وسیعتر است.
در مجموع ما قبول نداریم ارتشی به هر اسمی حتی اگر شیعه باشد خارج از چارچوب عملکرد دولت فعالیت کند. در حال حاضر دولت عراق و مراجع تلاش میکنند که ارتشی مبتنی بر شایستهسالاری و بر اساس شاکلههای دینی بدون توجه به نقش متمایز اهل سنت و شیعیان به وجود آید. یعنی ارتش باید مجموعهای از اهل سنت، شیعه و همه قبایل و اقوام باشد. اما طیف اندکی از نیروهای سنی تند تلاش میکنند تا صف بندی خود را با شیعیان مشخص کنند و مانع و خطی بین خود و شیعه ایجاد کنند تا در آینده بتوانند به سمت تجزیه و شکل دهی یک نظام جدید خارج از تأثیر حوزه شیعیان باشد.
به هرحال گروههای معتدل و میانه چه شیعه و چه سنی قصدشان آن است که ارتشی شکل نگیرد که بر اساس قومیت و مذهب باشد؛ بلکه این ارتش بر اساس شایستگی ملی باشد. قوام یک ارتش به حضور همه گروههای مذهبی است. در این میان نقش برخی بازیگران در حمایت از چنین درخواستهایی قابل مشاهده است. بازیگرانی که وضعیت کنونی عراق خوشایند آنهاست.
* خوشـایند کشــورهایی مثل عربستان؟
** بله. کشورهایی مانند عربستان از وضعیت کنونی عراق ناراضیاند. در عراق یک اتفاق مهم افتاده است و آن اینکه پس از 1400 سال که مردم عراق محکوم به تبعیت از نماینده اقلیت در این کشور بودند، فرصتی فراهم شده است تا پس از سقوط صدام، نماینده اکثریت بر مردم حاکم شود. فروپاشی رژیم بعث و تلاشهای چند سال اخیر در جهت ایجاد ساختار جدید سیاسی در عراق و پیامدهای منطقهای و فرامنطقهای آن، باعث نارضایتی عربستان سعودی شد. شرایط جدید عراق و واقعیتهای پیرامون آن از جمله قدرتیابی شیعیان و پیامدهای آن، در سطح منطقه به نگرش و رویکردی در مقامات عربستان سعودی منجر شده است که بر همین مبنا تلاشهایی را برای تأمین اهداف مد نظر خود در عراق انجام داد.
از این رو، سعودیها برای جلوگیری از تثبیت ساختار سیاسی جدید عراق و برهم خوردن موازنه قدرت منطقهای به نفع رقبای خود از جمله ایران اقداماتی چون دامن زدن به تنشهای شیعی- سنی روی آوردند. این سیاست به حمایت آنها از جریانهای تروریستی همچون داعش برای ناامن کردن عراق منجر شد. به زعم آنها ایران در رأس محوری است که در همه کشورهای پیرامون از جمله سوریه، لبنان، یمن و عراق نقش آفرینی و نفوذ دارد. از این رو تلاش کردند با ناامن کردن این کشورها از جمله عراق به منافع ایران لطمه زده و پایگاه آن را تضعیف کنند. به همین دلیل علی رغم حمایت ظاهری سعودیها از راهکارهای جمعی مقابله با داعش، کمکهای تسلیحاتی و نظامیشان به گروههای تروریستی ادامه دارد.
همچنین اینکه عربستان در مجموع موافق حکومت دولتهای مردمی نیست و جزو مخالفان تغییر شاکله سیاسی عراق بود و بر همین مبنا هم از صدام حسین حمایت میکرد. این دیدگاه آنها در تقابل با دیدگاه ایران قرار دارد. نکته دیگری هم که باید اضافه کرد آن است که دولت عراق بعد از سقوط صدام نتوانست در عرصه سیاست خارجی خود به یک چارچوب نظری مشخص و واحدی درباره مناسبات خارجی دست یابد و استراتژی ثابتی برای تعامل با منطقه و جهان تبیین کند لذا اعتماد نداشتن به سیاست خارجی عراق از 11 سال گذشته تاکنون باقی مانده است، اما فرصت برای اعتمادسازی در سیاست خارجی عراق در دوره آقای العبادی به وجود آمده است و باعث شده است تنشها کم شده و کشورهای منطقه به همکاری بیشتر با عراق ترغیب شوند. این مهمترین مسیر سیاست خارجی عراق در مرحله آتی است.
* به غیر از عربستان چه کشورهای دیگری به طور پنهانی از جریانهای تندرو حمایت میکنند؟ جبههبندی کشورهای منطقه در مقابله با داعش چگونه است؟
** موضعگیری کشورهای منطقه درباره بحران عراق بر خلاف موضوع سوریه خیلی شفاف و علنی نیست. در سوریه صفبندی کشورها نمایان شده است. سازمانهای جیش، ارتش آزاد، جبهه الاسلامیه، جبهه النصره و داعش هم در سوریه میجنگند و هر کدام از این گروهها پشتیبان مخصوص خود را دارند. این امر نشان میدهد توافقات و نوع حمایت بازیگران منطقه بر سر مسأله سوریه مشخص شده است.
در این میان سه کشور ترکیه، قطر و عربستان با هم علیه سوریه متحد هستند اما درباره عراق این مرزبندیها به طور مشخص وجود ندارد. به همین دلیل شاهد رویه متغیر بازیگران منطقه در مواجهه با داعش و همچنین پشتیبانی خاص آنها از برخی سیاستمداران عراقی بودیم. البته این جهتگیری کشورهای منطقه تا حد زیادی به رویه دولت مرکزی عراق و سویهگیری مردم این کشور مربوط است. الان وضعیت در عراق به گونهای است که برخی بازیگران میخواهند در ظاهر حمایت خود را از دولت مرکزی نشان دهند و در عین حال حمایتهای خود را از گروههای تروریستی قطع نکنند.
* ترکیه به همین دلیل چرخش سیاست داشته است؟
** سیاست ترکیه در سوریه و عراق پیچیده و بهدلیل درهم تنیده شدن وجوه بحران در این دو کشور تا حد زیادی دچار آشفتگی و بحران شده است. در واقع ترکیه درصدد رهبری طرح بزرگی از جمله رهبری چهار جریان سلفیگری، اخوان المسلمین، لیبرالیسم و جریان شیعه در کل منطقه بود و در اجرای برنامه خود تا حدی موفق شد ولی عملکرد ناخوشایند برخی گروههای تندرو از جمله ظهور داعش باعث شد کنترل فضای حاکم از دست ترکیه خارج شود و این کشور سیاست نامتوازنی را در عراق در پیش گیرد و اگرچه میخواست در عراق ردپایی داشته باشد اما نتوانست به طور مؤثر نقش آفرینی کند.
پیچیدگی مسأله اینجاست که مسائل خاورمیانه به شکل یکپارچه هستند و یک قسمت بر قسمت دیگر تأثیرگذاشته و دولتها را مجبور میکند سیاستهای خود را مستقل از یکدیگر تعریف کنند. ترکیه با آغاز بحران سوریه، از گروههای تروریستی و افراطگرا در سوریه از جمله داعش حمایت میکرد. پس از مطرح شدن داعش به عنوان گروهی تروریستی در سطح بینالمللی ترکیه نیز ترجیح داد مواضع رسمی خود را تغییر دهد. البته در عمل شاهد بودیم ترکیه باوجود تأکید برای جلوگیری از ورود داعش به کوبانی، علیه این گروه تروریستی اقدام نکرد و سیاست اعلامی و اعمالی این کشور در تناقض جدی قرار گرفت.
به طور کلی، در مورد سیاستهای ترکیه در قبال گروه تروریستی داعش و قدرتیابی این گروه در سوریه و عراق باید گفت در صورتی که دولت این کشور از اشتباهات خود که به قدرتیابی گروه تروریستی داعش در سوریه و عراق منجر شده، درس نگیرد، علاوه بر بیثباتی محیط امنیتی پیرامونی خود به بیثباتی داخلی نیز بویژه در مناطق کردنشین ترکیه و پرورش هستههای تروریستی و رشد اندیشههای تکفیری دامن خواهد زد.
* امریکا از ابتدای حملات گروه داعش در عراق موضعگیری منفعلانهای داشت و بعدها اقدام به تشکیل یک ائتلاف بینالمللی برای حمله نظامی علیه داعش نمود؟ تأثیر این ائتلاف در مواجهه با بحران عراق چقدر است؟
** امریکا نقش مبهم و ضعیفی در مبارزه علیه داعش ایفا کرده است. مقامات امریکایی ابتدا اعلام کردند در مبارزه با داعش از نیروی زمینی استفاده نمیکنند و بعد از آنهم در انجام حملات هوایی به صورت دوگانه عمل کردند به این ترتیب که امریکا در انجام حملات خود در مناطق نزدیک به بغداد به شکل ضعیف عمل کرد اما در مناطق نزدیک به کردستان خیلی فعال بود و همین مسأله یک سؤال بزرگ را ایجاد میکند که چرا آنها در حمله نظامی برای هدف قرار دادن پایگاههای داعش گزینشی عمل کردند؟ در واقع امریکا با یک سری اقدامات نمادین در مبارزه با داعش فضا را سیاسی کرده است حال آنکه جمهوری اسلامی ایران، کشوری بود که به مفهوم واقعی علیه داعش وارد عمل شد.
* درباره نقش ایران در عراق و نحوه کمک به دولت این کشور برای ریشه کن کردن داعش روایتهای مختلفی وجود دارد در این باره توضیح دهید
** ایران با توجه بهموقعیت و ارتباطاتش در منطقه بهترین کشوری است که میتواند علیه داعش وارد عمل شود اما سعی کرد از تحرکات سیاسی امریکا در این رابطه پرهیز کند. در خصوص نقش ایران در مبارزه با داعش چند نکته وجود دارد؛ اولاً ایران یک مرز 1400 کیلومتری با عراق دارد و در شرایطی که عراق در معرض حمله جریانهای تکفیری قرار گیرد این مسأله میتواند بستری برای فعالیت سازمانهای اطلاعاتی و تخریبگر که توسط برخی کشورها علیه ایران فعال هستند، باشد. بنابراین طبیعی است که ایران واکنش جدی به این جریانها داشته باشد. نکته دوم آنکه عتبات عالیات برای مردم ایران ارزش والایی دارد و در شرایطی که این مراکز مقدس در معرض خطر تندروها قرار گیرد ایران آرام نمینشیند. نکته دیگر ارتباط دو سویه دو دولت ایران و عراق و همچنین تعامل خوب جمهوری اسلامی با جریانهای مختلف سیاسی عراق از زمان سقوط صدام است.
از سوی دیگر دولت عراق هم به کمک ایران نیاز دارد. با توجه به اینکه امریکا در مبارزه با داعش و ارسال سلاح خیلی تعلل کرد و حتی به چارچوب توافقی هم که با عراق داشت عمل نکرد، کمکهای ایران خیلی برای عراق حیاتی بود. ایران نه فقط برای شیعیان بلکه در حمایت از کردها هم وارد عمل شد. حاج قاسم سلیمانی به همه نقاط در معرض خطر عراق رفته است و همه اذعان کردند که کمک ایران مانع از سقوط عراق شد. البته این کمک ایران به عنوان نیروی نظامی نیست بلکه به شکل مستشاری است تا نیروهای عراقی از توان آموزشی ایران استفاده کنند. در عراق بعد از فتوای آیتالله سیستانی دو و نیم میلیون نفر برای حضور در ارتش اعلام آمادگی کردند بنابراین مسأله نیرو مورد نیاز نبود بلکه تجهیز اینها و آموزش آنها مهم بود.
* نحوه همکاری ایران و امریکا در مبارزه با داعش چگونه است؟
** امریکا الان پذیرفته است که ایران باید نقش مهمی در مبارزه با تروریسم داشته باشد اگرچه نقش آفرینی ایران خیلی خوشایند آنها نیست ولی سعی میکند نقش ایران را بپذیرد، در حال حاضر بر فعالیتهای ایران و امریکا در عراق در مواجهه با داعش نوعی سکوت حاکم شده است. آنها بر این موضع اتفاق نظر دارند که خطر تروریسم و داعش در عراق باید زدوده شود. البته امریکا باید بداند که این کمکها نباید باعث شود دوباره عراق زیر بار سلطه برود و از سرزمین عراق برای فشار به کشوری دیگر استفاده شود.