محمد ابراهیمی
تحریمها یک قاعده حقوقی دارد و یک اراده سیاسی که پشتیبان قاعده حقوقی است. اینکه در نظام بینالملل سیاست از غلظت عملیاتی بیشتری نسبت به قواعد حقوقی برخوردار است، یک اصل غیرقابل انکار است؛ زیرا قواعد بینالمللی با تمام جایگاه حقوقیشان تحت تأثیر اراده سیاسی بازیگران و بازیگردانان لایههای گوناگون فعل و عمل سیاسی قرار میگیرند. از اینرو، باید گفت بیش از آنکه قواعد حقوقی مهم باشد، اراده سیاسی برای اجرای این قواعد حقوقی است که اهمیت پیدا میکند، اما این نکته را نیز نباید فراموش کرد که اگر اراده سیاسی بر روی یک بستر لرزان قرار بگیرد، همواره قواعد حقوقی بهترین تکیهگاه برای فرار از این لغزندگی اراده سیاسی است. از اینرو، باید گفت که اراده سیاسی دو کنشگر اصلی یعنی ایران و آمریکا هر کدام با تاکتیکها و نگاه سیاسی خاص (معطوف به سیاستهای منطقهای و بینالمللی) میخواهند به فصل جدیدی در ارتباط با مسئله هستهای دست یابند، اما پیچ خطرناک این موضوع، میزان غنیسازی اورانیوم در ایران و از آن مهمتر چگونگی برداشتن تحریمها است. اتفاق جدیدی که در روابط آمریکا با کوبا افتاد، بلافاصله شرایط ایران و آمریکا را به ذهن متبادر میکند، اما ذکر این نکته ضروری است که شرایط ممکن است مشابه باشد، اما ویژگیهای کاملاً یکسانی ندارند. تحریمهای شدید آمریکا علیه کوبا اقدامی یکجانبه است که هر ساله سازمان ملل آنها را محکوم میکرد و دیگر کشورها از جمله کشورهای اتحادیه اروپا هم مشکلی برای برقراری رابطه بازرگانی با کوبا نداشتند، اما چندین دور تحریم علیه ایران با هماهنگی و حمایت شورای امنیت سازمان ملل اعمال شد.
در ارتباط با تحریمها باید چهار دسته از تحریمها را از هم جدا ساخت؛ 1- تحریمهای کنگره آمریکا 2- تحریمهای شورای امنیت 3- تحریمهای رئیسجمهوری آمریکا 4- تحریمهای اتحادیه اروپا.
در دستهبندی موجود، آنچه که سبب لغزندگی اعتماد میشود آن است که اساساً در ارتباط با مسئله هستهای یک بافت دیگری با نام روابط ایران و آمریکا و پیامدهای منطقهای و بینالمللی آن در آینده نظم منطقهای و جهانی. در این راستا است که این لغزندگی در ارتباط با پرونده هستهای در بافت رابطه ایران و آمریکا موجب میشود که قواعد حقوقی تا حدودی دستاویز ایجاد فشار برطرف دیگر برای تثبیت بیشتر خواستهها شود؛ این برآورد اشتباهی است که هماکنون ایالات متحده آمریکا با توجه به فشارهای لابیهای صهیونیستی- عربی- آمریکایی به انجام میرسانند، اما اگر بخواهیم بگوییم که از این تحریمهای چهارگانه چگونه باید گذر کر��، در وهله نخست راحتترین بخش از تحریمهایی که امکان لغو آنها وجود دارد، تحریمهای رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا است که تا حدود زیادی به اراده رئیسجمهور آن بستگی دارد و با فرمان رئیسجمهور این تحریمها میتواند تعلیق یا برداشته شود و تیم مذاکرهکننده ایران با این نگاه در وین 10 لغو فوری این دسته از تحریمها را در جهت نشان دادن حسن نیت آمریکا خواستار شد. از فرمانهای تحریمی رئیسجمهور آمریکا دو تحریم مربوط به مسائل هستهای ایران است و مابقی در موضوعات دیگری است که شاید امکان لغو آنها در این مذاکرات وجود ندارد. البته این را نیز باید در نظر گرفت که اگر این تحریمها به حالت تعلیق درآید، رئیسجمهور بعدی هیچ الزامی ندارد به تصمیم رئیسجمهور قبلی متعهد باشد!
بعد از آن، تحریمهای اروپا راحتتر از بقیه امکان لغو شدن دارند. این تحریمها نیز در چارچوب پرونده هستهای از سهولت بیشتری در جهت تعلیق و برداشته شدن برخوردار است، اما باید دید که اتحادیه اروپا در زمینههای مختلف و با توجه به رقابت توأمان با همکاری که با ایالات متحده آمریکا دارد چگونه با پرونده هستهای و آینده حل و فصل آن و تأثیر آن بر روابط ایران و آمریکا به تصویرسازی خواهد پرداخت، اما آنچه مسجل است، آن است که برداشتن تحریمهای اتحادیه اروپا نیز به اندازه برداشتن تحریمهای رئیسجمهور آمریکا از سهولت بیشتری نسبت به دو تحریم شورای امنیت و به ظاهر کنگره آمریکا برخوردار است. به هر تقدیر کنگره ایالات متحده آمریکا امروز شاهد غلظت جمهوریخواهان چه در مجلس نمایندگان و چه در مجلس سناست و از اینرو با وجود پیروزی جمهوریخواهان در هر دو مجلس باید گفت که علیالظاهر کار سختی پیش روی باراک اوباما قرار دارد.
هر چند که رئیسجمهور آمریکا با شروطی میتواند از حق وتو استفاده کند، اما آنچه مسلم است قدرت رئیسجمهور آمریکا برای مقابله با مصوبات کنگره، ابطال آنها و جلوگیری از تصویب مصوبات محدود است و همچنین تضاد ایدئولوژیک در آمریکا از سال 1960 تاکنون در دوره ریاست باراک اوباما بیسابقه بوده است. آمارها نشان میدهد طی دوران ریاستجمهوری اوباما، دو یا سه بار مصوبه دوحزبی در کنگره تصویب شده است. به این مفهوم که هر وقت جمهوریخواهان با مسئلهای مخالف بودند، دموکراتها با آن موافق بودند یا بالعکس و همکاری میان دو حزب در دوران جورج بوش پدر و پسر و حتی بیل کلینتون بیشتر بوده است. با توجه به شکاف عمیق سیاسی و ایدئولوژیک در آمریکا و انتخابات سال 2016، بهنظر میرسد در موضوعات حساس و کلیدی، همچنان اجماع دوحزبی در آمریکا شکل بگیرد.
همچنین باید در نظر داشت که از نظام سیاسی و کنگرهای صحبت میکنیم که حاضر است آمریکا را در پرتگاه مالی بیندازد یا فعالیت دولت فدرال را تعطیل کند، اما از موضعش کوتاه نیاید. حتی در کشورهای در حال توسعه نیز خیلی مشاهده نمیشود که درگیریهای حزبی، موجب تعطیلی دولت شود. خسارتی که تقریباً دو سال پیش طی 16 روز تعطیلی دولت وارد شد که رقم بسیار سنگینی بود و بهلحاظ حیثیتی نیز به آمریکا شوک عظیمی وارد کرد. در عین حال نباید فراموش کنیم که دو ساعت پس از ضربالاجل تعیینشده برای سقوط به پرتگاه اقتصادی در آمریکا بود که رهبران کنگره به توافق دست یافتند، بنابراین درباره ایران نیز نمایندگان کنگره این دغدغه را ندارند که اگر تحریمها را لغو نکنند، دچار انزوای سیاسی خواهند شد. نمایندگانی که میتوانند دولت را تعطیل کنند و از لحاظ اقتصادی به کشورشان ضربه بزنند، درباره تحریمهای ایران نیز خواهند توانست تا حد ممکن بر مواضعشان پافشاری کنند.
اما در ارتباط با تحریمهای شورای امنیت که بیشتر محدود به سامانههای موشکی و دفاعی است. باید توجه داشت که تحریمهای مربوط به این سازمان، سختترین لایههای حقوق تحریمها را در بر میگیرد که گذر از آن، یک زمان مناسب و متناسب را طلب میکند تا اراده سیاسی در چارچوب حقوقی شورای امنیت سبب شود تحریمها اگرچه باقی هستند، اما غلظت عملیاتی تحریمهای اتحادیه اروپا و تحریمهای رئیسجمهور آمریکا و سپس احیاناً تحریمهای کنگره کاهش یابد، اما در هر حال، مدت زمان برداشته شدن تحریمهای شورای امنیت بسیار بیشتر از تحریمهای سهگانهای است که از آن نام بردیم؛ لذا لغو تحریمها با فوریت تنها میتواند شامل تحریمهای رئیسجمهور آمریکا و احیاناً تحریمهای اتحادیه اروپا شود که البته با توجه به لغزندگی موجود در اعتماد متقابل ایران و گروه 1+5 به یکدیگر بهنظر میرسد باید در رابطه با تحریمها، لغو آنها بر اساس توافقنامهای محکم که در یک بازه زمانی معین کوتاهمدت است، صورت گیرد. در عین حال، موضوع اساسی این است که آمریکا در مواردی همچون مذاکرات هستهای بیشتر از آنکه آرمانگرا باشد، عملگراست و اکنون بهدنبال آن است که بتواند حداکثر امتیاز را به دست آورد.
آمریکا قصد دارد هر طور شده تحریمها علیه ایران باقی بماند. همانطور که در وین 10 پیشنهاد حذف تحریمهای رئیسجمهور آمریکا به طرف مقابل داده شد، اما با واکنش منفی آنها مواجه گردید. نکته مغفول در مذاکرات هستهای، اهداف آمریکا در دیپلماسی پنهان است. آمریکا در دیپلماسی پنهان تغییر رویکرد ایران در موضوع رژیم صهیونیستی و همراهی در پروژه صلح خاورمیانه را خواستار است و در حوزه مهار منطقهای نیز بهدنبال تضعیف و ناکارآمدی قدرت ایران در ضربه پیشدستانه به منابع و منافع حیاتی خود و متحدان و در نهایت، تغییر ماهیت و ذات انقلاب اسلامی است و آن را دستور کار خود قرار داده است!