صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۳۳۱۹
صبح صادق واکاوی می‌کند

هادی محمدی

به‌دنبال سخنرانی شیخ‌علی سلمان، دبیر کل جمعیت الوفاق بحرین در نماز جمعه دو هفته پیش، مسئولان امنیتی و قضایی بحرین از روز شنبه، وی را به اتهامات واهی دستگیر و زندانی نموده‌اند که دومین بازداشت وی از ماه پیش میلادی است. در حالی که جنبش عدالتخواه و مسالمت‌جویانه مردم بحرین به چهارمین سالگرد خود نزدیک می‌شود، انواع روش‌های سرکوب و شکنجه و قتل و دستگیری و فشارهای دیکتاتور‌مآبانه و حذف اداره ملی از شئون اجتماعی و سیاسی نتوانستند،‌ این حرکت گسترده و آزادیخواه را متوقف کند. به‌نظر می‌رسد، روی آوردن نظام دیکتاتوری بحرین به دستگیری و اهانت به علما که با حمله به منزل آیت‌الله عیسی قاسم شروع شد و برای دومین‌بار شیخ‌علی سلمان را دستگیر و بازداشت کرده، وارد مرحله جدید برنامه‌های سرکوب گسترده شده است که باید معنایابی و پیامدهای آن بررسی شود.

در حالی که خواسته‌های طبیعی مردم و گروه‌های معارض در چارچوب حقوق اجتماعی و سیاسی و مدنی است و به شکل ویژه‌ای از شاخص مسالمت‌جویی تبعیت می‌کند، دستگاه‌های حکومتی اصرار دارند که به این موج وسیع مطالبات مردمی پاسخ امنیتی و مشت آهنین داده و با تکیه بر نظامیان اعزامی از شورای همکاری خلیج‌فارس و به‌ویژه عربستان سعودی، اوضاع این کشور کوچک را پیچیده‌تر کنند. نکته جالب این است که این پادشاهی خانوادگی و دیکتاتوری مطلق در مجموعه ارتجاع عرب منطقه‌ای، مورد حمایت کامل ملکه انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی است و با بهره‌برداری از جغرافیای این کشور کوچک در پیمان‌های نظامی و استقرار پایگاه‌های نظامی، حکومت پادگانی را برای سرکوب مردم بحرین مورد حمایت قرار می‌دهند.

پایگاه فرماندهی پنجم دریایی آمریکا در حال خروج از بحرین و منطقه است و به‌طور همزمان قرارداد ساخت بزرگ‌ترین پایگاه نظامی انگلیس با بحرین، با دستپاچگی منعقد می‌شود. جنبش عدالت‌خواه بحرین که خواستار حقوق حداقلی مدنی و سیاسی در فرایندهای پارلمانی و حکومتی است، تا به حال 130 شهید در درون زندان‌ها و خارج از آن تقدیم کرده و صدها معترض اشتغال خود را از دست داده و پزشکان و معلمان و کارمندان زیادی به‌دلیل ابراز عقیده و بیان آزاد خواسته‌های‌شان اخراج شده‌اند و حتی عده‌ای در معرض سلب تابعیت و اخراج از کشور قرار گرفته‌اند. کودکان و زنان مورد تعرض خشونت‌بار و افراطی و شکنجه قرار گرفته و بسیاری نیز تا مرز شهادت پیش رفته‌اند. مساجد و مراکز عبادی با بحران روبه‌رو شده‌اند و آزادی‌های دینی با تهدید جدی روبه‌رو است. هزاران پاکستانی طی قراردادی که عربستان سعودی زمینه‌های آن را فراهم کرده است، تابعیت بحرینی گرفته‌اند تا در حد ممکن تغییر معادله جمعیتی را به‌نفع وهابیان و تکفیری‌ها رقم بزنند. این پاکستانی‌های تازه وارد و تابعیت گرفته در حالی انتخابات مشارکت داده می‌شوند که بخش اعظم جمعیت بحرین از حقوق اساسی سیاسی خود محروم و با سرکوب وحشیانه و وقیحانه روبه‌رو هستند.

نکته مهم در این تحول خطرناک این است که دیکتاتوری آل‌خلیفه از ابتدای نهضت بیداری بحرین سطح و انواع و گستره فزاینده‌ای از قلع‌وقمع و دستگیری و کشتار و شکنجه و اهانت و محرومیت را به اجرا گذاشته و با تکیه بر ارتش‌های ضدملی که از عربستان و امارات و اردن به بحرین وارد کرده‌اند، سلاح‌های اهدایی انگلیسی و آمریکایی را علیه مردم بحرین به کار برده و تعداد بیشماری را از طریق گازهای سمی مسموم و عده دیگری را با بمب‌های شوزن زخمی و یا تهدید کرده‌اند، اما با این همه به نتیجه مطلوب برای توقف نهضت بیداری دست نیافته‌اند.

حاکمان آل‌خلیفه که حیات خود را به وهابیون و حاکمان دیکتاتور عربستان گره زده‌اند و از حمایت کامل غربی برخوردارند،‌بدون هیچ نگرانی از فشار جدی بین‌المللی، به راه حل جدیدی از سرکوب در بحرین فکر می‌کنند تا به هر شکل ممکن مخالفت و اعتراض آنها به نظام فاسد و جبار آل‌خلیفه را ساکت و یا کلاً خفه کنند. اگر تاکنون صرفاً‌ به بدنه اجتماعی و طرفداران گروه‌های اصلی می‌پرداختند و از آن نتیجه نگرفتند، اکنون به این طرح شیطانی که می‌تواند نسخه تجویزی از خارج باشد روی آورده‌اند تا با دستگیری و بازداشت طولانی رهبران و طیف گسترده رهبری دینی و حزبی شانس خود را برای دستیابی به مرگ نهضت مردم بحرین بیازمایند. به همین دلیل با لیست کردن اتهامات مضحک مانند سخنرانی‌های تحریک‌آمیز در طی سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ علیه نظام، توهین به دستگاه قضایی و حکومتی، وابستگی به خارج و انتشار بیانیه‌های دروغ! شیخ علی سلمان را برای اجرای پروژه حذف رهبران اصلی در بحرین در نظر گرفته‌اند.

واکنش‌های داخلی در سطح ملی در بحرین از گستردگی کامل برخوردار بوده و علمای بزرگ، گروه‌های معارض و مردم، با صدور بیانیه و تجمعات و تظاهرات وسیع و مستمر عکس‌العمل مناسبی به این اقدام حکومت بحرین نشان داده‌اند. در سطح منطقه‌ای و جهانی نیز واکنش‌ها و هشدارهای خوبی را شاهد بودیم که سازمان ملل تا اتحادیه اروپا و مجامع حقوق بشری و شخصیت‌ها و علما و گروه‌های گوناگون را در بر می‌گیرد.

آنچه بدیهی است اینکه این دستگیری از سوی دیکتاتورهای منامه، نوعی سنجش اولیه از واکنش‌ها است تا امکان اجرای گسترده این طرح برای دستگیری تمامی رهبران حزبی و علمایی را دریابند. ورود مراجع بزرگ مانند آیت‌الله سیستانی در عراق و یا ایران و دیگر بلاد اسلامی و یا مراکز مهم علمایی مانند الازهر و درگیر کردن حکومت‌ها و پارلمان‌ها و مراکز انسانی و حقوق بشری در سراسر جهان، به‌ویژه تحت فشار قرار گرفتن کشورهای غربی و حامی دیکتاتوری در بحرین از جمله عکس‌العمل‌های موثر در قبال این طرح خطرناک در بحرین است. دیکتاتورهای آل‌خلیفه در بحرین تا هنگامی که حاکمیت سالخوردگان سعودی و تکفیری ـ وهابی در عربستان وجود دارد و هزینه‌ای برای این سیاست‌های غیر انسانی پرداخت نمی‌کنند و نیز تا زمانی که سیاست‌های غربی که استانداردهای دوگانه را به اجرا می‌گذارند و در قبال این صحنه‌های جنایت علیه بشریت ساکت هستند، امکان حیات خواهد داشت. آل‌سعود و غرب و رژیم صهیونیستی که مثلث حمایت از دیکتاتوری آل‌خلیفه را به عهده گرفته‌اند، اگر احساس آرامش و فقدان هزینه در سیاست‌های‌شان داشته باشند، مردم بحرین باید برای تحمل وحشیانه‌ترین شکل از شکنجه و سرکوب دولتی آماده شوند.

یکی از ویژگی‌های نهضت بیداری در بحرین، وجود سازمان‌های مردم‌نهاد زیادی است که در بحرین و سراسر جهان پراکنده و فعال هستند که در کنار دیگر مراکز و شخصیت‌ها و NGOهای همسو، می‌توانند سبب افزایش هزینه‌های حیثیتی برای غرب و صهیونیسم و ارتجاع عرب فاسد شوند و سازمان‌های بین‌المللی را به عکس‌العمل‌های موثرتر مجبور کنند.

دستگاه دیپلماسی کشورهای مستقل و همسو نیز باید تلاش‌های مناسبی را طراحی و اجرا کنند تا مشروعیت‌بخشی اقدامات غیرقانونی در دادن تابعیت به اتباع دیگر کشورها و تغییرات دموگرافیک شوند و از رفتارهای غیرقانونی در شکنجه و دستگیری و قتل مردم بحرین و ممانعت از آزادی بیان و عبادت و اعتراض مسالمت‌آمیز و... جلوگیری کنند.

حکومت چند نفره پادشاهی بحرین تاکنون با اتکا به دو ستون خبیث ارتجاع عرب منطقه و حمایت کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی با سرکوب شدید مردم بی‌دفاع بحرین از پیروزی قیام آنها جلوگیری می‌کند. ارتجاع عرب منطقه با اعزام نیروی نظامی، کمک اقتصادی و حمایت‌های سیاسی در ریختن خون مردم بی‌گناه بحرین شریک است و کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی نیز با کمک‌های نظامی، اتخاذ و عدم اتخاذ موضع سیاسی و از همه مهم‌تر با در انزوا نگه داشتن این قیام و بازتاب رسانه‌ای ندادن آن در زنجیره جنایت‌های آل‌خلیفه مشارکت دارند. اگر رسانه‌های غربی تحت سیطره استکبار و صهیونیسم از ابتدای قیام مردم بحرین آن را قیامی بحق و واقعاً مردمی می‌پذیرفتند و در انجام رسالت رسانه‌ای از سیاست‌های استکباری و صهیونیستی تبعیت نمی‌کردند

الآن مدت‌ها از پیروزی مردم بحرین گذشته بود. با این حال به نظر می‌رسد در موقعیتی که سردمداران حکومت پادشاهی بحرین گمان می‌کنند با روی کار آوردن به مقابله مستقیم با رهبران قیام بحرین گامی به جلو برداشته‌اند و سیاست کارآمدی را برای سرکوب پیش گرفته‌اند، عوامل دیگری که در تحولات بحرین موثرند در حال پدیدار شدن هستند که ظاهراً در محاسبات سرکوبگران بحرینی جایی نداشتند، مجموعه این عوامل در تحولات منطقه‌ای نهفته است که روند آن به سود حامیان بحرین و به طریق اولی به سود حکومت پادشاهی بحرین نیست. یکی از این عوامل تحول‌آفرین وضعیت روزهای آینده عربستان با تشدید بیماری ملک عبدالله است و دیگری نیز مسائل سوریه و عراق است که با وجود تأثیر جدی برای مسائل داخلی بحرین به هیچ وجه به نفع حکومت‌گران آن پیش نمی‌رود. این عوامل که بسیار جدی و مهم هم هستند چشم‌اندازی متفاوت با خواسته آل‌خلیفه را نشان می‌دهند. در هر صورت اگرچه نظام آل‌خلیفه از روی استیصال دست به انواع اقدامات ضد انسانی در بحرین می‌زند و یا خود را برای یک طرح خطرناک آماده کرده است، ولی اراده مردمی در بحرین و تلاش‌های کشورهای آزاد و حامی مردم و حقوق اساسی مدنی می‌تواند این تلاش خطرناک و ضدانسانی را متوقف کند.

نام:
ایمیل:
نظر: