قاسم غفوری
قطر کشوری کوچک در حاشیه جنوبی خلیجفارس است که صرفاً به دلیل منابع گاز و نفت و پولهای بادآورده از این منابع سعی کرده تا در قامت بازیگری منطقهای ظاهر شود. دیدگاهی که بعضاً در چارچوب مثبت نبوده و بیشتر مورد سوءاستفاده کشورهای غربی قرار گرفته که نتیجه آن نیز حمایت قطر از گروههای تروریستی و ایفای نقش دوحه در بحرانهای منطقهای بوده است.
در حالی که در ماههای اخیر قطر در رقابت منطقهای با عربستان با چالشهایی همچون تحریم از سوی شورای همکاری خلیجفارس و نیز جایگزین شدن امارات به جای این کشور در معادلات منطقهای آمریکا و انگلیس مواجه شد، در هفتههای اخیر رفتارهای قابلتوجهی از این کشور مشاهده میشود.
نخست، نشست سران شورای همکاری خلیجفارس در قطر برگزار میشود، در حالی که با وجود مخالفتهای گذشته قطر با پدرخواندگی نظامی عربستان به شورا، با طرح تشکیل نیروی واحد نظامی شورای همکاری خلیجفارس به میزبانی عربستان و بحرین موافقت میکند. اقدامی که عملاً حذف استقلال نظامی قطر و سلطه عربستان بر این کشور است. قطر در حالی بهعنوان میانجی میان گروه تروریستی النصره و دولت لبنان برای آزادی سربازان و گروگانهای لبنانی نقش ایفا میکرد که به ناگاه از این عرصه فاصله گرفت و بر پایان میانجیگری تأکید کرد. اقدامی که بسیاری از ناظران سیاسی و نظامی آن را زمینهسازی برای مشروعیت بخشیدن به النصره و کسب امتیاز از دولت لبنان برای سلطه این گروه تروریستی بر بخشی از لبنان عنوان میکنند. رفتاری که در نهایت، تحققبخش طرح عربستان و آمریکا برای تخریب چهره قطر و لبنان و نیز استفاده از این کشور برای تسلط تروریستها بر لبنان برای حفظ بحران در منطقه است.
در رفتاری دیگر در حالی که رژیم بحرین و دولت مصر و امارات در حال سرکوب مردم خود هستند. قطر از مواضع انتقادی خود فاصله گرفته و بر توسعه روابط با این کشورها تأکید کرده، اقدامی که مشروعیت بخشیدن به این سرکوبگریها است. در حوزه فلسطین نیز منابع خبری از اقدامات غیرمسئولانه قطر خبر دادهاند و تأکید دارند که قطر بهدنبال خروج مقامات حماس از این کشور است. در اقدامی دیگر، گزارشها نشان میدهد در حالی که قطر ادعای مخالفت با اقدامات عربستان در منطقه را سر میداد، اجلاس مشترک میان قطر، اردن، عربستان و انگلیس در اردن برگزار شده که محور آن را حمایت از گروههای تروریستی در منطقه از جمله در عراق و سوریه تشکیل میدهد. قطر چندی پیش با ادعای برائت از گروههای تروریستی، رویکرد تعاملی با عراق و سوریه را مطرح کرده بود تا بیش از این با انزوای منطقه به دلیل حمایت از تروریسم مواجه نشود.
طراحی غرب با استفاده از ذخایر نفتی عربستان برای کاهش فروش نفت در حالی اجرا شد که قطر با وجود ضررهای گسترده از این طرح، در برابر آن قرار نگرفت و با سکوت خود به حمایت از آن پرداخت.
در اقدامی دیگر منابع خبری از برگزاری اجلاس ناتو در قطر خبر دادند. اجلاسی که 10 سال پیش با نام استانبول 2004 در ترکیه برای توسعه حضور نظامی ناتو در خلیجفارس برگزار شد، اکنون در قطر تکرار شد در حالی که هدف از آنها زمینهسازی برای نظامیگری ناتو در منطقه بوده است.
مجموع این تحرکات در حالی از سوی قطر صورت گرفته که مقامات این کشور، برآنند تا با این اقدامات و نرمش نشان دادن در برابر عربستان و آمریکا به جایگاه منطقهای دست یافته و از وضعیت حاشیهنشینی خارج شوند. برخی ناظران سیاسی معتقدند که امیر جوان قطر برای تحکیم حکومت و مقابله با کودتای ارتش و گروههای مخالف به این همگرایی روی آورده است. به دلیل عدم حمایت مردم از خاندان آلثانی سران قطر همواره از کودتای نزدیکان و ارتش در هراس بودهاند که زمینهساز تمکین آنها در برابر عربستان و آمریکا و حتی روابط با صهیونیستها شده است.
در همین حال قطر به دنبال آن است تا جایگاه خود را از امارات بازپس گیرد، چرا که ماههای اخیر آمریکا و عربستان برای اعمال فشار بر قطر، رویکرد به امارات را در پیش گرفته و حتی اجازه فعالیت به آن در لیبی و مصر را دادند.
امیر جوان قطر در حالی به دنبال تحقق این طرحها است که بررسی رفتارهای عربستان و آمریکا در منطقه بیانگر حقیقتی دیگر است که محور آن را بازیچه شدن قطر تشکیل میدهد. قطر در حالی دلارهای نفتی خود را برای احیای جایگاهش به کار گرفته که نتیجه تمام این اقدامات در یک محور خلاصه میشود و آن تأمین اهداف عربستان و آمریکا در تقویت گروههای تروریستی در منطقه، عدم برقراری و ثبات در منطقه از جمله در لبنان، سوریه و عراق و پنهان شدن این کشورها پشت نقاب قطر است.
این کشورها در حالی با بحرانسازی به دنبال منافع خود هستند که تابلوی تحرکات آنها، اقدامات قطر در منطقه است، بهگونهای که افکار عمومی و ملتهای منطقه قطر را عامل بحرانهای منطقه میدانند و چهره عربستان و آمریکا به عنوان عاملان بحران پنهان میماند. این در حالی است که همزمان قطر برای رسیدن به اصطلاح جایگاه منطقهای، بسیاری از منافع خود را قربانی این کشورها ساخته، بهگونهای که خسارتهای این کشور بسیار فراتر از دستاوردهای آن خواهد بود.
با توجه به این اوضاع میتوان گفت که تحرکات قطر در منطقه نه تنها تأمینکننده منافع این کشور نخواهد بود، بلکه زمینهساز انزوای بیشتر آن است، چرا که نتیجه نهایی این اقدامات وابستگی و تابعیت از عربستان است که حقارتی بزرگ برای قطر است که خود را از قطبهای منطقه میداند و برای اثبات آن همواره در تقابل با عربستان و امارات بوده است، کشورهایی که نشان دادهاند هرگز پذیرنده نقش قطر نبوده و از هر ابزاری برای تضعیف و به زانو درآوردن قطر استفاده کردهاند.