* نسبت احمدینژاد با انقلاب اسلامی چیست؟
** او خود را فرزند انقلاب میداند.
* واقعا هم فرزند انقلاب است چون در جریان انقلاب نقشی نداشت.
** بله. ایشان جزو رهبران انقلاب نبود. او در هیچ دورهای خود را خارج از چارچوب انقلاب تعریف نکرده است. ایشان گفت که تمام عمرش را در راه انقلاب مصروف میکند. در تمام هشت سال خود را رییسجمهور ندانست. دوستان اصلاحطلب و اصولگرا مشکلشان این است که احمدینژاد را با متر خودشان میسنجند به همین دلیل هم انتظار دارند رفتار او بعد از ریاستجمهوری مثل خودشان باشد. او در تمام این یک سال به موضوع انتخابات ٩٦ و مجلس حتی فکر نکرده است. ممکن است افرادی با ایشان صحبت کنند.
* دفعتا واحدا تصمیم میگیرد؟
** خیر.
* نمیشود شما هشت سال رییس دولت باشید بعد درباره انتخابات مجلس هیچ فکری نکنید! چرا انتظار دارید جامعه این را باور کند؟
** آقای احمدینژاد اعتقادش این است که جمهوری اسلامی یکی از گامهای اولیه انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی یک پدیده فراگیر تاریخی و جهانی است که باید به آنجا فکر کنیم. به همین دلیل هم احمدینژاد خود را در سطح رییس یک نظام سیاسی محدود نمیکرد.
* بالاخره باید این ساختار را در اختیار داشته باشی تا بتوانی اهداف جهانی را با استفاده از آن پیش ببری.
** این یکی از راههاست. او اع��قاد دارد ما باید آرمانهای جهانی انقلاب را پیگیری کنیم.
* این آرمانها را چگونه پیگیری میکند؟ مثلا با گروههای آزادیخواه امریکای لاتین و فلسطین ارتباط داریم. چنین کاری میکند؟
** او الان مشغول مطالعه روی پدیده انقلاب اسلامی است.
* کمی زود نیست برای این مطالعه؟
** روی اصول نه. او مطالعه میکند که در این دوره کدام اولویتها باید در دستور باشد و امروز با توجه به مقدوراتش که حتی اجازه نمیدهند یک دانشگاه را مدیریت کند چگونه میتواند این اهداف را پیش ببرد.
* البته وقتی در تاسیس دانشگاه تخلف کرده باشند هدفشان هر چه باشد مهم نیست. دانشگاهی که با تخلف تاسیس شود جلوی فعالیتش گرفته میشود.
** اینطور نیست، نظر شما این است. آقای احمدینژاد روندی را طی میکند که با توجه به تحولات جهانی مشغول مطالعه روی داعش و سیاستهای امریکا در منطقه است. با توجه به این شرایط در پی پاسخ به این سوال است که چگونه باید استراتژی انقلاب اسلامی را به پیش ببریم. او میخواهد به مردم خدمت کند در چارچوب گفتمان انقلاب اسلامی. آن هم یک انقلاب جهانی اسلامی. ایشان مخاطبش را عدهای محدود نمیبیند.
* هواداران ایشان چه کاری میکنند؟
** آنها هم در همین چارچوب کار و سعی میکنند پیوندهای اعتقادی و فکری خود را محفوظ نگه دارند.
* برای چه کاری؟
** برای همراهی با آن افق بلند آقای احمدینژاد.
* یعنی هدف این همه فعالیت رسانهای این است که ایشان به یکباره به نتیجهای برسد و همه به دنبالش برای تحقق آن هدف حرکت کنند؟
** موقعیت ایشان استاتیک نیست. تمام مجموعههای ما چه الان که آقای احمدینژاد سکوت کرده و چه در دورهای که بخواهد فعالیت بیشتری داشته باشد در همین مسیر حرکت میکنند. بچهها الان نگرشهای انقلاب اسلامی را درون خود نهادینه و سعی میکنند راهبردهای خاص داشته باشند.
* این راهبردها را احمدینژاد تعیین میکند؟
** نه.
* به هر حال احمدینژاد لیدر این جریان است.
** او افقها را ترسیم میکند. ممکن است بخشی از جریان به این نتیجه برسد که کار از طریق هیات به نتیجه برسد.
* شیوههای اجرا با ایشان چک نمیشود؟
** نه. مگر اینکه خود آقای احمدینژاد پیغام دهد که از فلان فعالیت ناراضی است که تا حالا این اتفاق نیفتاده است.
* پیغام ایجابی هم که نمیدهد؟
** قطعا نمیدهد. مگر اینکه در یک مورد خاصی نهی کند که قطعا آن زمان برای ما حجت است.
* اگر بخواهید اراده معطوف به قدرت داشته باشید بدون در نظر احمدینژاد کارتان را میکنید؟
** در این موضوع خودمان را تابع نظر ایشان میدانیم.
* وقتی ایشان نظر سلبی و ایجابی نمیدهد چگونه تبعیت میکنید؟
** ما تا الان به این فکر نکردهایم. اگر دوستان ما در آستانه انتخابات به این جمعبندی برسند که باید نقشآفرینی کنیم طبیعتا این کار را میکنیم.
* این «دوستان ما» چه کسانی هستند؟
** بدنه ما.
* چگونه این خواست را منتقل میکنند؟
** از طریق شبکههایی که داریم.
* قبول دارید که بدنه تان میخواهد دوباره قدرت را به دست بگیرید؟
** اصلا قبول ندارم.
* یعنی بدنه هم نمیخواهد به قدرت برگردد؟
** جمعبندی اینگونه نیست. بخش مهمی از بدنه میگوید باید از تمام سمتهای اجرایی و حاکمیتی کنار بکشیم.
* این مدل ٩٣ خروج از حاکمیت است؟
** نه. بدنه هواداران احمدینژاد اعتقادات مختلفی دارند. امروز فردی مثل فرهاد جعفری، نویسنده کتاب کافه پیانو از طرفداران سرسخت آقای احمدینژاد است. اما الزاما نظر ایشان مورد تایید ما نیست. طیف هواداران و دوستان احمدینژاد آنقدر متنوع است که جمعبندی به این راحتی اتفاق نمیافتد. بخشی میخواهند اراده معطوف به قدرت داشته باشیم و این را به خود آقای احمدینژاد هم میگویند. برخی معتقدند باید ظرفیتهای جدیدی در نظام ایجاد شود تا بتوانیم حضور یابیم. واقعا ما جمعبندی نداریم. فعلا همه هدفمان بسط این گفتمان است.
* این جمعبندی کی به دست میآید؟
** برآورد من این است که تا بهار ٩٤ به یک چارچوب مانیفست وار میرسیم.
* شیوههای اجراییاش هم به دست میآید؟
** نه. یکی از طرحهای پیشنهادی این است که ما به جای اینکه اولویتمان را در حوزه داخل بگذاریم سراغ خارج از ایران برویم که ظرفیتهای انسانی دارد.
* روشنتر توضیح دهید.
** بخش قابل توجهی از کشورهای عربی و امریکای لاتین به احمدینژاد به عنوان یک چهره انقلابی قبول دارند. در امریکای لاتین برخی به اندازه چگوارا روی آقای احمدینژاد تعصب دارند. اعتقاد خود من این است که مجموعههایی مثل ما ابتدا باید به یک درک درستی از روند تحولات برسد. نیاز اصلی ما امروز همین است. در دفتر مطالعه بررسی ایران دوستان ما مشغول مطالعه روی چنین مسائلی هستند.
* از این دفترها و مطالعات پژوهشی چند تا دارید؟ بودجه اینها از کجا میآید؟
** خود بچهها هزینهاش را میپردازند.
* بالاخره وقتی ١٦ میلیارد برای دانشگاه از نهاد برداشت کردند از این دفترها هم میتوانند در اختیار دوستان شما بگذارند.
** آینده ثابت میکند تمام اتهاماتی که به اطرافیان میزنند دروغ است. دیوان اعلام کرد هیچ تخلفی صورت نگرفته است. آن جابهجایی پول مصوبه هیات دولت داشت و قانونی بود.
* خب اگر الان هم در هیات دولت مصوب کنند که فلان مقدار به حساب فلان آقا بریزند. این درست است؟
** هیات دولت این اختیار را داشت. پرونده ١٦ میلیارد هم مختومه شد. آقای احمدینژاد به دلیل شایبهای که ایجاد شد پول را برگرداند تا این شایبه وجود نداشته باشد.
* آقای داوری! خودروهای نهاد ریاست جمهوری تا مدتها دست دوستان شما بود بعد میگویید اجاره دفتر را از جیبتان میپردازید؟
** در مورد خودروها از آقای ترکان بپرسید، در تمام موارد همه شکایتهای دولت ختم رسیدگی شده و رای به ضرر ادعای دولت داده شده است. من اینها را پیگیری کردهام. یک مورد از مواردی که آقای ترکان گفته قابلیت رسیدگی نداشته و هیچ کار غیرقانونی انجام نشده است.
* بله. شما قانونا به موسسه فرهنگی ایکس چندین میلیارد بودجه دادید و معلوم شد موسسه مال کدام یک از وابستگان آقایان دولتی بوده است. اینها همه قانونی بوده اما یک رانت بزرگی وجود داشته وگرنه چرا به تمام موسسات فرهنگی بودجه نمیدادید؟ یا چرا اجاره برخی اموال دولتی بلندمدت و با مبلغ ناچیز است؟ اینها ابهاماتی است که وجود دارد.
** در دوران آقای خاتمی هم بود. مثلا بنیاد باران تا سال ٨٧ بودجه داشت. آقای احمدینژاد سال ٨٧ بودجهاش را قطع کرد. اگر بخواهیم با موضوعات سیاسی - رسانهای برخورد کنیم یک چیز است و اگر ماوقع را بخواهیم ببینیم اتفاق دیگری میافتد. اگر در یک فضای واقعی این بحثها مطرح میشد ذرهای گرد و غبار به دامن ایشان نمینشست.
* آیا میخواهید در انتخابات سال آینده حضور موثر داشته باشید؟
** الان جمعبندی نداریم.
* بالاخره که باید این جمعبندی را داشته باشید.
** زمانبندیهای ما اینگونه نیست. موضوع انتخابات برای ما اصلا مهم نیست.
* شما بدنهتان را میشناسید. باید برآوردی داشته باشید.
** بدنه در این موضوعات واگرایی دارد. اینکه ما اراده معطوف به قدرت را ضمیمه فعالیت کنیم محل اختلاف بسیار است. حتی برخی میگویند همین سایتها و مجلات را تعطیل کنیم. الان واگرایی زیاد است.
* این همگرایی اگر بنا به وجودش باشد باید حول احمدینژاد شکل گیرد.
** بله. قطعا همینطور است.
* تا موقعی که ایشان اراده نداشته باشد واگرایی سرجایش میماند.
** بله. ایشان فعلا فکر میکند.
* به چه چیزی؟
** ایشان فکر میکند در شرایط فعلی جهان، موضوعات مرتبط با انقلاب اسلامی را چگونه باید پیش برد.
* شما انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی را از هم تفکیک میکنید؟
** بله. قطعا از هم جدا هستند. جمهوری اسلامی از گامهای میانی انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی یک پدیده جهانی است.
* اما جمهوری اسلامی را کنار جنبشهای عدالتخواه امریکای لاتین میگذارید و هر دو را به چشم گامهای تحقق کامل اهداف انقلاب اسلامی میدانید. این درست نیست.
** جمهوری اسلامی یکی از منازل میانی است.
* جمهوری اسلامی محصول انقلاب اسلامی است. از پوست و گوشت انقلاب است. چطور تفکیک میکنید؟
** اینها از هم بریده شده نیستند. فرق آقای احمدینژاد با بقیه این است. بخش مهمی از نیروهای سیاسی فعال ایران همینجا دچار تضاد میشوند. اینها جمهوری اسلامی را گام پایانی میدانند.
* البته اهداف اولیه انقلاب هم پیوند نهضت با ظهور امام زمان (عج) بود. بنابراین این تفکری که میفرمایید شمولیت عام ندارد.
** امروز بخش مهمی از نیروهای فعال جمهوری اسلامی معتقدند از اینجا جلوتر نباید برویم. تضاد احمدینژاد با همه نیروهایی که در تخالف قرار میگیرند این است، او اعتقاد دارد باید از ابزارهای جهوری اسلامی استفاده کنیم تا آرمانهای انقلاب را دنبال کنیم .
* این نگاه خیلی محترم است. حرف من این است که باید یک پایگاه قدرت داخلی داشته باشید.
** حتما همین طور است.
* پس باید اراده معطوف به قدرت هم داشته باشید.
** در یک دورهای این جریان قدرت را تجربه کرده است و حالا میبیند باید تغییراتی در ظرفیت مناسبات بدهد. جمهوری اسلامی یک ساختار حقوقی دارد که در قانون اساسی است و ما هم قبولش داریم. درون این ساختار حقوقی شکلی از روابط و مناسبات شکل گرفته که آن حرکتهای منتج به بسط انقلاب اسلامی را تضعیف میکند. عدهای در این مناسبات به این نتیجه رسیدهاند که وضع موجود را حفظ کنند. آقای هاشمی در دهه ٦٠ در برآوردن یک طبقه بروکرات ساختار حقیقی نظام را شکل داد. یعنی اگر حضرت امام بنیانگذار ساختار حقوقی نظام هستند این آقای هاشمی است که بنیانگذار ساختار حقیقی نظام است. ساختار حقیقی فعلی با اندیشه آقای هاشمی شکل گرفته و اندیشه ایشان در تقابل با توسعه انقلاب اسلامی است. مثل ماجرای مک فارلین، دوران جنگ و همین موضعگیریهای روزمره ایشان، نظراتشان درباره تعامل با دنیا و. . . نشاندهنده همین اندیشه است.
* شما همچنان حیات خود را در تقابل با هاشمی میدانید. این برای یک اندیشه خیلی بد است که حیات خود را در ضدیت با یک اندیشه دیگر ببیند .
** تعرف الاشیا باضدادها. ما باید آسیب شناسی کنیم. انقلاب اسلامی یک پدیده تاریخی از صدر نهضتهای انبیا است. جریان انقلاب اسلامی از سال ٥٧ شروع نشده است.
* یعنی ما به رهبری امام خمینی موفق شدیم در ادامه حرکت انبیا یک چیزی در ایران داشته باشیم.
** بله اما روندهای درونی این ساختار توسط آقای هاشمی شکل گرفت و مناسبات را تغییر داد و از آن اصل دور کرد. حالا وقتی میخواهیم ریل را به انقلاب اسلامی با آرمانها برگردانیم مقاومت میشود.
* اتفاقا عده دیگری هم هستند که میگویند جمهوری اسلامی از اهداف انقلاب اسلامی فاصله گرفته است.
** اشکالی ندارد. ما همفکریم. مناسبات درونی میل به حفظ قدرت پیدا کرده است. عدهای از این جمله که حفظ نظام اوجب واجبات است سوءاستفاده کردند و آن را به حفظ برخی افراد تقلیل دادند. این سم است. تمایل عدهای به حفظ قدرت با محوریت آقای هاشمی مشخصات این پدیده است که الان دچار هژمونی شدهاند.
* به جز آقای احمدینژاد و اطرافیانش در میان سیاسیون کسی به این نظریه معتقد است؟
** این آسیب شناسی را رهبری هم داشتند و موضوع صورت و سیرت نظام را طرح کردند. سال ٨٧ و فکر میکنم سال ٨٩ این موضوع را مطرح کردند. تضاد بین ظرف و محتواست. این ظرف به قدری اصالت پیدا میکند که محتوا را نابود میکند. رهبری ملاحظاتی دارند که دغدغه شان را کامل طرح نمیکنند.
* عرض من ناظر به فعالین سیاسی بود.
** بنیانگذار این ایده دکتر شریعتی بود.
* من در میان فعالین سیاسی کنونی به دنبال مصداق هستم.
** هر کسی که انقلابی باشد این را قبول میکند. من اعتقاد دارم هر نیروی تحولخواه و انقلابی که دل در گرو آرمانهای اعتقادی داشته باشد این دغدغه را دارد.
* من میگویم شما چهار نفر را در ایران معرفی کنید که با این فکر همراه هستند؟
** من نمیخواهم این گونه پاسخ دهم
* مشکل این است که کسی را ندارید تا معرفی کنید.
** شما به دنبال افراد خاص هستید. جریان انقلاب اسلامی در بطن جامعه زنده است
* شما در افق جهانی انقلاب اسلامی نگاه میکردید ولی بغل گوشتان فساد سه هزار میلیاردی و بابک زنجانی و هزار و یک تخلف دیگر رشد کرد. شما در مدیریت ساختار حقوقی هم مصایب فراوان داشتید. قیمت گوجهفرنگی را نمیتوانستید کنترل کنید بعد از افق جهانی انقلاب اسلامی و تغییر ساختار حقیقی نظام سخن میگویید.
** اولا اینطوری ردیف کردن شیوه درستی نیست. بابک زنجانی کاملا مشخص است. به زودی هم دادگاهش برگزار میشود و آنجا معلوم میشود چه کسانی موثر و مقصر بودند. از آن موضوع نمدی علیه احمدینژاد به دست نمیآید.
* آقای داوری، سه وزیر کابینه آقای احمدینژاد نامشان در ماجرا است. رییس کل بانک مرکزیاش مورد سوال قرار گرفته. این واقعیات انکارشدنی نیست.
** ماجرای زنجانی خاص است. در مورد سه هزار میلیارد هم اگر یک مدیر دولت احمدینژاد در موضوع این فساد محکوم شد بیایید بگویید. اینکه آقای مشایی در آن ماجرا ذینفع بوده غلط است. اگر کمترین مساله مالی آقای مشایی داشت تا حالا ایشان رادار زده بودند.
* جسارتا آقای جهرمی، وزیر دولت احمدینژاد بودند و پروندهشان باز است. آقای خاوری، مدیرعامل مهمترین بانک دولتی بودند و الان در کانادا مشغول استراحت هستند. اینها مدیران احمدینژاد نبودند؟
** شما مصاحبههای آقای جهرمی را دنبال کنید. بعد نسبت ایشان با آقای احمدینژاد را در آن مصاحبهها ببینید. در مورد آقای خاوری هم بروید ببینید چگونه ایشان از دوره اصلاحات به دولت احمدینژاد منتقل شد.
* هر چیز که بد است مربوط به اصلاحات است هر چیز که خوب است مربوط به دوران احمدینژاد! آقای جهرمی وزیر احمدینژاد بوده است. چطور میگویید ایشان مدیر احمدینژاد نیست؟
** بروید مناسباتشان را ببینید. ایشان خودش توضیح میدهد که از احمدینژاد تمرد میکرده است. ایشان حذف شد. آقای جهرمی خارج از بحث روند دادگاه برکنار شد. آقای احمدینژاد از ایشان سابقه ذهنی داشت و به محض طرح موضوع ایشان را برکنار کرد. در مورد آقای خاوری هم من نمیخواهم ایشان را متصل به اصلاحات کنم. اما آقای خاوری در همان ساختار حقیقی که توضیح دادم رشد کرده است.
* اگر بنا به این حرف شما باشد تمام مدیران جمهوری اسلامی متهماند چون در آن ساختار رشد کردهاند.
** همه نه. آقای خاوری مدیر موثر آن ساختار بوده و همان ساختار او را مدیرعامل بانک ملی کرد و همان ساختار راه خروج او از کشور را فراهم کرد.
* رییس کل بانک مرکزی شما را هم آن ساختار منصوب کرد؟ معاون ارزی همان رییس کل چطور؟ آن صرافیهایی که از قبل رانت اطلاعاتی با بالا و پایین رفتن قیمت ارز میلیاردها تومان به جیب زدند هم محصول آن ساختار هستند؟
** اینطوری بحث نکنید.
* اینها ناکارآمدیهای سیستم شماست.
** شما ماجراهای دوسال آخر را با شش سال اول تفکیک کنید.
* اصلا این کار را نمیکنیم. اگر ایشان استعفا میداد تفکیکپذیر بود. ایشان ماند و ریاست دولت را ادامه داد. پس باید پاسخگو باشد.
** شاید آقای احمدینژاد منافع شخصیاش اقتضا میکرد استعفا بدهد اما نداد. باید پاسخگوی چه چیزی باشیم؟ اگر یک پرونده مشخص و یک تخلف روشن اتفاق افتاده همه پاسخگو هستند. آقای احمدینژاد هیچوقت خط قرمز نکشید.
* خاطرتان هست که بعد از شایعه احتمال بازداشت آقای رحیمی آقای احمدینژاد در حیاط دولت اعلام کردند کابینه خط قرمزشان است و اجازه دستاندازی به آن را نمیدهد؟
** این جمله را نگفت. عین جمله این است که گفت یک جریان سیاسی شروع شده و هدفش فشل کردن دولت است. ما در برابر این جریان سیاسی مقاومت میکنیم و اجازه دستاندازی نمیدهیم.
* کدام جریان سیاسی به دنبال فشل کردن دولت بود؟ یا باید یکی از دو جریان اصلی کشور میبود یا ارادهای در کانونهای قدرت.
** ما بحث را از این شاخه به آن شاخه نمیکنیم. شما گفتید آقای احمدینژاد گفت کابینه خط قرمز من است.
* عین این جمله را گفت.
** این بازنمایی رسانهای آن بود. این حق رییسجمهور است که به برخورد سیاسی اعتراض کند. رسانهها و جریانات سیاسی پرونده قضایی را سیاسی کردند. به آقای نادران و زاکانی چه ربطی دارد که یک موضوع قضایی را سیاسی میکنند؟ آقای رحیمی در دوره معاون اولیاش ٥٠ ساعت بازجویی شد. در دفتر وزیر دادگستری بازپرس آمد ایشان را بازجویی کرد. رسانهها هر چه دلشان خواست گفتند.
* معاونت مطبوعاتی شما هم هر کاری دلش خواست کرد. مظلومنمایی نکنید.
** کدام معاون مطبوعاتی؟ اگر آقای رامین را میگویید که ایشان برکنار شد.
* کی برکنار شد؟ چندین روزنامه بست قبل از برکناری.
** آقای رامین به خاطر نوع مدیریتش برکنار شد. نگاه آقای احمدینژاد جعفر محمدزاده است نه رامین. احمدینژاد فکر میکرد رامین نظرات او را اجرا میکند اما نکرد و آقای احمدینژاد به وزیر دستور داد برکنارش کنند. واقعا نگاه آقای احمدینژاد به رسانه بسیار بازتر از دوستان اصلاحطلب شماست. تحمل احمدینژاد را آقای خاتمی ندارد.
* تلاش شما را برای تطهیر احمدینژاد میستایم. نگرانم که از احمدینژاد یک گاندی وطنی بسازید.
** در تحمل رسانهها آقای خاتمی به گرد پای احمدینژاد نمیرسد. روزنامه آریا را آقای خاتمی شخصا دستور داد توقیف کنند.
* روزنامههای شرق و اعتماد را چه کسی توقیف کرد؟ قبل از هیات نظارت وزیر احمدینژاد موضعگیری کرد. نمیشود شما یک روزنامه را از بین ببرید بعد بگویید بد شد طرف را برکنار کنیم. وزیر ارشاد شما هم حرف شنوی نداشت. داشت؟
** نه نداشت.
* این چه کابینهای بود که هیچ کس از رییسش حرف شنوی نداشت؟
** خب وقتی بالا تا پایین دولت را به انحراف و فساد متهم کردند چه توقعی دارید؟ پروژه مشاییزدایی داشتند.
* آقای احمدینژاد چرا بین ناکارآمدی کابینه دولت جمهوری اسلامی و حفظ مشایی دومی را انتخاب کرد؟
** آقای احمدینژاد خط خودش را میرفت. جریانی میخواست او را متوقف کند. اگر میتوانست در رقابت ٩٢ باشد آقای روحانی خواب رییسجمهور شدن را هم نمیدید.
* تعبیر رویاپردازانه شما را محترم میدانم.
** به هر تقدیر یک جریانی پس از ٩ دی سال ٨٨ تصمیم گرفت احمدینژاد را ساقط کند.
* آن زمان که احمدینژاد عزیز کرده بود.
** دی ٨٨ جمعبندی بخشی از جریان اصولگرا این بود که اصلاحطلبان کارشان تمام شده و تنها مانع برای انباشت قدرت محمود احمدینژاد است چون میدانستند او حاضر نیست به افق کوتاه آنها پایبند باشد. از سال ٨٩ آقای هاشمی و اصولگرایان همزمان کلیدواژه انحراف را به کار بردند.
* یک درصد هم به این فکر نمیکنید که شاید این انحراف واقعا وجود داشته که همه میگفتند؟
** تودههای مردم با احمدینژاد همخوان است. این کلیدواژه مختص برخی سیاستمداران بود. مردم با احمدینژاد همراهند.
* نظرسنجی ما درباره بازگشت احمدینژاد متفاوت است.
** همین الان ٧٠ درصد جامعه با احمدینژاد همسو است. ما نظرسنجی کردهایم.
* مهمترین نظرسنجی انتخابات گذشته بود که پاسخ مردم را دیدید.
** اینجا بالای ٥٠ درصد با احمدینژاد هستند. در تهران بین ٣٥ تا ٥٠ و در کل کشور ٧٠ درصد همسو با احمدینژاد هستند.
* چطور این ٧٠ درصدی که میفرمایید روحانی را رییسجمهور میکند؟
** رفتار روحانی تضاد با احمدینژاد نبود. به همین دلیل هم رای آورد. در انتخابات قالیباف ٧/٣ برابر بیشتر از روحانی حمله به دولت احمدینژاد داشت. آقای روحانی در کل دوران انتخابات یک بار هم واژه جریان انحرافی را به کار نبرد. مردم اصولگراها را مقابل احمدینژاد دیدند نه روحانی را. اصولگراها اگر به احمدینژاد حمله نمیکردند رای میآوردند. حجم و عمق انتقادات روحانی به احمدینژاد بسیار کمتر از دیگران بود. آقای قالیباف نماد ضد احمدینژاد شد و دیدیم چقدر رای آورد.
* جلیلی هم ادامه احمدینژاد شد.
** در تودهها اینگونه نبود. اصولگراها دو سال به احمدینژاد حمله کرده بودند. آقای مصباح گفت انحراف احمدینژاد از صدر اسلام بدتر است و از جلیلی حمایت کرد. این را مردم فهمیدند. به ما اتهام میزدند که با اصلاحطلبان نزدیک شده ایم. آقای روحانی اگر تدبیر را در اطرافیانش ایجاد میکرد که تقابل با احمدینژاد نداشته باشد برای دور بعد هم میتوانست رای بیآورد.
* الان به آقای احمدینژاد بیشتر فشار میآورند که تحرک سیاسی داشته باشد؟
** ما سامانهای داریم که مستقیما به احمدینژاد ایمیل میزنند. از اسفند ٩٢ حجم ایمیلها چهار برابر شده و پراکندگی جغرافیاییاش هم بیشتر شده و خواستهشان بازگشت اوست.
* فکر میکنید احساس تکلیف کند؟
** شناختی که دارم این است که اگر فشار اجتماعی از یک حدی فراتر رود او تصمیم میگیرد.
* و اگر تصمیم بگیرد چه میشود؟
** با قدرت رییسجمهور میشود و حداقل ٣٠ میلیون رای دارد.