صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۳۴۸۶
همه چيز از القاي حلقه دومي بودن رحيمي شروع شد

او کجاست؟ در آخرین اتاق ساختمان ولنجک که کسی اجازه ورود به آن ندارد یا در مازندران؟ هیچ‌کس خبر ندارد او کجاست. البته محمود احمدی‌نژاد و نزدیکان به مشایی در دولت‌های نهم و دهم به علاوه خانواده او می‌دانند که مشایی کجاست و چه می‌کند. او هست و نباید نگران نبودنش بود. او همان بود که حلقه‌ها را مشخص می‌کرد و امروز خود در گوشه غیرعیان حلقه نخست است.

سایت متین نیوز که برخی اخبار منتشرشده‌اش تکذیب می‌شود هم اخیرا نوشته که در حاشیه روز گذشته مراسم افتتاح سایت شخصی محمود احمدی‌نژاد، شخصی گفت: «در نبود جناب مهندس مشایی شاگرد اول شما این مراسم لطفی ندارد» که احمدی‌نژاد در واکنشی سرد به این موضوع خطاب به وی گفت: «از این پس مشایی هرگز دیگر در مجامع ما حضور پیدا نخواهد کرد.» مشایی هیچ جایی نرفته و خیال همه باید راحت باشد؛ احتمال دارد او در اتاق کناری محل مراسم افتتاح سایت بوده باشد یا چند کیلومتر آن طرف‌تر در نور با خانواده‌اش به گردش می‌پردازد. او نیست اما هست.

مشایی چهره‌ای نیست که بخواهد پنهان بماند و باید این واقعیت را پذیرفت؛ رزومه فعالیت‌های او طی سال‌های طولانی این ادعای حضور را ثابت می‌کند؛ به عبارتی اگر او را از در به داخل راه ندهند راه دیگری برای ورود پیدا می‌کند. مشایی هست و شاید بیش از دیگر یاران احمدی‌نژاد برای آینده برنامه دارد. مشایی این روزها نگاهی به رحیمی می‌کند و شاید در درون ناراحت باشد اما ذره‌ای از رضایت هم در گوشه قلبش حضور دارد. مشایی با خود می‌گوید که چه خوب شد که دیگر فرد یا رسانه‌ای با او کار ندارد و می‌تواند در آسایش به شمال و رامسر برود. دیگر کسی برایش مهم نیست او ویلای چند متری می‌سازد و با چه کسانی رفت‌وآمد دارد. اما یک موضوع باید وجدان او را آزار بدهد اما چون قرار است نباشد پس نیست دیگر که ناراحتی‌اش دیده شود.

مروری بر حمایت‌ها از بقایی و درک تنهایی رحیمی

بقایی مگر یار مشایی نبود؟ مگر این دو عمری را با هم کار نکردند؟ مگر وقتی مشایی به ریاست‌جمهوری رفت، بقایی نرفت و بر صندلی او در میراث‌فرهنگی ننشست؟ جواب تمام این سوالات مثبت است. حالا این موضوع را کنار بگذارید؛ مگر رحیمی با احمدی‌نژاد دوست نبود؛ مگر احمدی‌نژاد نبود که رحیمی را خط قرمز می‌نامید؟ باز هم مگر همین احمدی‌نژاد نبود که در برابر هر انتقادی از رحیمی سینه سپر می‌کرد؟ جواب این سوالات هم مثبت است.

به سطور قبل برگردید؛ مگر همین بقایی نبود که در برهه‌ای اتهاماتی به او وارد شد، بله. مگر او اتهامات را منکر و حکم را رد نکرد؛ پاسخ آری است. حالا این موضوع را بگذارید در کنار اینکه بقایی یار مشایی بود. اما رحیمی از کجا آمد و یار که بود؟ آیا او هم مانند بقایی پشتوانه محکمی به نام مشایی داشت؟ نخیر؛ نداشت. آیا کسی بود که در برابر حکم صادره برایش اعتراضی داشته باشد؟ نه؛ کسی اعتراض نکرد. پس تکلیف خط قرمزی که رحیمی هم داخل آن بود و کسی حق نداشت به گفته احمدی‌نژاد به آن وارد شود چه می‌شود؟

حلقه سومی‌هایی که فکر کردند حلقه دومند!

مشایی حلقه‌ساز احمدی‌نژاد بود و او مشخص می‌کرد چه کسی در چه حلقه‌ای قرار بگیرد. به نظر می‌رسد این حلقه قرمز به مثابه یک حلقه تصنعی برای حفظ تنها دو یا سه نفر بوده و احتمال دارد تفکر بیان وجود آن از سوی مشایی در ذهن احمدی‌نژاد رسوخ کرده و ارزش دیگری نداشته است. اگر در آن روز رحیمی واقعا در حلقه حفاظتی احمدی‌نژاد قرار داشت، پس آن نامه تبری جستن از معاون اول دولت دهم چه می‌شود و چه تفاوتی میان بقایی و مشایی وجود دارد؟

این روزها مشایی کجاست که حداقل از آن لبخندهای ماه‌های آخر حضورش در دولت تحویل خبرنگاران دهد. در ماموریتی که مشایی برای خود تعریف کرده است و به احمدی‌نژاد هم داد که تائید کند نشانی از حلقه سوم نیست و به نظر می‌رسد آنها تنها نقش سپر دفاعی را داشتند. حلقه اول شامل احمدی‌نژاد و مشایی است؛ حلقه دوم افراد بااهمیت این دو که بقایی یکی از آنهاست. حلقه سوم که تصور داشت در حلقه دوم است و حلقه سوم را افرادی پایین‌تر از آنها تشکیل می‌دهند همان رحیمی و مرتضوی و افراد دیگری هستند که اکنون به پرونده قضایی آنها رسیدگی می‌شود.

حلقه اول کجاست؟

حالا باید جست‌وجو کرد که مشایی در حلقه نخست چه می‌کند؟ بی‌شک نمی‌توان اتهامی را متوجه مشایی کرد چون تاکنون خبری از اتهامی به او به بیرون درز پیدا نکرده است. حالا که امن و امان است و اتهامی متوجه او نیست چرا باز هم ترجیح می‌دهد حضور علنی نداشته باشد و برنامه او برای آینده چیست؟ دو گمانه می‌توان برای این سکوت متصور شد؛ یک گمانه که به واقعیت بیشتر نزدیک است، تصور او مبنی بر کمتر پرداخته شدن به تخلفات دولتمردان سابق است بدین معنا که شاید او فکر می‌کند با حضورش در صحنه علنی نگاه‌های بیشتری به سمت عملکرد آن دولت می‌رود اما در صورت تداوم غیبتش همان حلقه سوم در مظان اتهام قرار می‌گیرد و یاران حلقه دوم که برای او و احمدی‌نژاد عزیز هستند در حاشیه امن باقی می‌مانند.

گمانه دوم هم این است که برای حضور یاران احمدی‌نژاد در انتخابات مجلس و شاید هم برای حضور احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 حضور مشایی در عرصه عمومی ممکن است حاشیه‌ساز شود و اظهارنظر یا عملکردی از جانب مشایی سبب کاهش آرا شود. مشایی بسیار باهوش است و هیچ‌کس تردیدی در آن ندارد. مشایی می‌داند که جداشدن او از احمدی‌نژاد یک طنز غیرواقعی سیاسی است چون حتی ارتباط خانوادگی مانع این گسست می‌شود.

او کسی نیست که از ازدواج پسرش با دختر احمدی‌نژاد برنامه داشته باشد. مشایی بسیار با برنامه عمل کرد و ارتباطش نه‌تنها متلاطم نشد بلکه مستحکم‌تر از حد تصورش هم شد به نحوی که بسیاری رفتار و گفتار احمدی‌نژاد را آموخته از مشایی می‌دانند. او هست اما نیست و بر هیچ‌کس هم هویدا نیست که چه زمانی پروژه حضور در عرصه علنی مشایی رقم خواهد خورد؛ تنها مشخص است که نباید انتظار آغاز این پروژه را در آینده نزدیک داشت.

نام:
ایمیل:
نظر: