صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۹ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۷:۱۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۳۵۱۴

پایگاه بصیرت/مهدي سعیدي،یکی از مهم‌ترین دستور جلسات مجلس خبرگان تعیین رئیس مجلس خبرگان است که پس از فقدان آیت‌الله مهدوی‌کنی، همچنان بدون مسئول باقی مانده است.
این سمت هرچند از جایگاه تأثیرگذاری در نظام سیاسی برخوردار است، اما در طول سه دهه گذشته انقلاب، تکیه زدن به آن از رقابت‌های سیاسی به‌دور بوده و از حساسیت‌های سیاسی مصون مانده است، به‌ویژه آنکه، مدت‌ها ریاست این مجلس را شخصیت وزینی همچون مرحوم آیت‌الله مشکینی برعهده داشت که مورد توافق همه جریان‌های سیاسی کشور بود. اما در سال‌های اخیر بر حساسیت‌های نمایندگان مجلس خبرگان برای انتخاب رئیس افزوده شده است و شاهد رقابتی شدن انتخاب این جایگاه هستیم. اوج این حساسیت در سال 1389 و پس از حوادث تلخ فتنه 88 تجلی یافت که با توجه به اوضاع سیاسی آن روز، اجماعی حداکثری برای جایگزینی مرحوم مهدوی‌کنی به جای آقای هاشمی‌رفسنجانی حاصل شد.
امروز نیز انتخاب رئیس مجلس خبرگان از ویژگی‌ها و حساسیت‌های خاص خود برخوردار است و در حالی که از اسامی مختلفی چون آقایان؛ هاشمی‌رفسنجانی، هاشمی‌شاهرودی، یزدی، جنتی، مصباح، امامی‌کاشانی، واعظ طبسی برای تصدی این سمت یاد می‌کنند، پیش‌بینی فرد منتخب نمایندگان مردم در این مجلس دشوار است.
مسئله قابل ملاحظه در این بین اهمیت ریاست بر مجلس خبرگان در روزهای باقی‌مانده تا پایان کار خبرگان چهارم است، چراکه این وضعیت در انتخابات خبرگان پنجم که در اسفندماه سال آینده برگزار خواهد شد تأثیرگذار خواهد بود. به‌عبارتی، ریاست بر این دوره می‌تواند، امکان ریاست فرد منتخب را در دوره بعد نیز تقویت کند. به واقع، رئیس این دوره، اولین گزینه برای ریاست دوره بعد نیز خواهد بود. بنا بر اخبار مطرح‌شده در این ایام، حداقل سه احتمال برای وضعیت رقابت و انتخاب ریاست مجلس خبرگان مفروض است:
احتمال اول آن است که، آقای هاشمی برای تصدی کرسی ریاست وارد صحنه شود و رقیبان وی با احتمال آنکه امکان موفقیت ندارند، ترجیح دهند تا با وی رقابت نکرده و وی بدون رقیب به‌عنوان رئیس برگزیده شود. این احتمال وقتی تقویت می‌شود که این بحث نیز مطرح شود که محدود بودن عمر این مجلس، ارزش چندانی برای رقابت و هزینه کردن ندارد.
احتمال دوم و قابل تصور آن است که رقابتی جدی بین گروه آقای هاشمی و گروه منتقدانش شکل بگیرد که در این صورت باید شاهد ورود به صحنه یکی از آقایان یزدی، جنتی و یا مصباح‌یزدی برای رقابت در تصدی جایگاه ریاست مجلس خبرگان باشیم. این وضعیت وقتی جدی‌تر خواهد شد که رایزنی‌های گسترده‌ای برای موفقیت رقبا به‌وجود آید و نشانه‌هایی از امکان کسب رأی حداکثری وجود داشته باشد.
احتمال سوم دیگری که امکان تحقق آن بیش از دو احتمال برشمرده است، ایجاد توافقی اجمالی بین گروه‌های تأثیرگذار در مجلس خبرگان و حرکت در مسیر همگرایی و توافق بر سر گزینه‌ای است که در بین طرفین از وجاهت لازم برخوردار باشد، هرچند که این فرد تمام مطالبات طرفین را تأمین نکند. این سناریو برای عبور از ماه‌های پایانی عمر مجلس خبرگان در محیطی آرام و کم‌تنش می‌تواند مناسب باشد. در این صورت گزینه مرضی‌الطرفین چهره‌ای چون آیت‌الله هاشمی شاهرودی خواهد بود که هم مورد اعتماد اصولگرایان بوده و هم دوستی دیرینه‌ای با آقای هاشمی‌رفسنجانی دارند. البته آقای شاهرودی در طول ماه‌های اخیر نیز در دوران بیماری و عدم حضور آیت‌الله مهدوی به‌عنوان نایب‌رئیس، مدیریت مجلس خبرگان را بر عهده داشتند، از این‌رو احتمال اجماع بر روی ایشان بیشتر از دیگران می‌تواند باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: