صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۵ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۴:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۷۳۸۲۱
آمریکا مصر را در مبارزه با تروریسم تنها می‌گذارد

نویسنده: دکتر سیدنعمت‌الله عبدالرحیم‌زاده

عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، قانونی را برای تعیین گروه‌های تروریستی و چگونگی مبارزه با این گرو‌ه‌ها امضا کرده است. بنابر این قانون، گروه‌های تروریستی سازمان یا باندهایی هستند که از طریق اقدامات سازمان‌دهی شده در داخل و خارج از کشور به دنبال آزار دیگران و ایجاد رعب و وحشت باشند. دولت مصر با این تعریف از گرو‌ه‌های تروریستی، هر سازمانی که در قالب آن باشد را از طریق دادستانی و حکم دادگاه تجدیدنظر در فهرست گرو‌ه‌های تروریستی قرار می‌دهد و با ممنوعیت فعالیت اعضای آن و ممنوع‌الخروج شدن آنها، اموال آنها هم مصادره می‌شود.

حالا السیسی با صدور این قانون سعی به روشمند کردن مبارزه خود با گروه‌های تروریستی دارد، مبارزه‌ای که از ابتدای رئیس‌جمهور شدن شروع کرد و این مبارزه با حمله گروه‌ انصار بیت‌المقدس به چندین مقر نظامی و پلیس در منطقه سینا در اواخر ژانویه به اوج خود رسید. السیسی همان زمان با قاطعیت تمام از اراده خود برای سرکوب این گروه گفت اما وقتی داعش در اواسط فوریه سر 21 مسیحی قبطی مصری را در لیبی برید، معلوم شد که او باید در هر دو سوی شرق و غرب مصر با گروه‌های تروریستی بجنگد.

رئیس جمهور مصر انتظار حمایت منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای در مبارزه‌اش با تروریسم را داشت اما زود معلوم شد که خبری از این حمایت نیست و حتی آن حمایت سابق هم کمرنگ‌تر شده است. در واقع، او در این جریان با حد و حدودی روبه‌رو شد که حالا با این قانون مبارزه‌اش را بیشتر متوجه داخل و امکانات این گروه‌ها در مصر کرده است.

السیسی و تروریسم

اولین مسئله مبارزه السیسی با تروریسم در تلقی که او از این مفهوم دارد و مصدایق مورد نظر او است. این واقعیتی غیرقابل کتمان است که اصطلاح تروریسم و گروه‌های تروریستی در گفتمان سیاسی امروز مبدل به اصطلاحی گنگ و مبهم شده و هر دولت و حکومتی از این اصطلاح استفاده می‌کند تا اهداف خاص سیاسی خود را دنبال کند. به این جهت است که گروهی مثل داعش تا مدت‌ها از نظر کشورهای غربی و حامیان عربی آن یک گروه تروریستی شناخته نمی‌شود و حتی با ارسال سلاح، پول و نیروی انسانی به آن کمک نیز می‌کردند اما بعد و با چرخشی قابل توجه به عنوان گروهی تروریستی شناخته شد تا آن که امریکا بتواند ائتلاف مورد نظر خود را در منطقه ایجاد کند.

رفتار السیسی هم از این قاعده مستثنی نیست. او بعد از کودتای سوم ژوئیه 2013 با موج اعتراض گروه اخوان‌المسلمین روبه‌رو شد که حامی محمد مرسی، رئیس‌جمهور مخلوع مصر بودند. او در برابر این اعتراض اخوان را گروهی تروریست نامید و تمام تلاش خود را برای سرکوب این گروه به خرج داد و حتی بعد از پیروزی در ریاست جمهوری وعده نابودی کامل این گروه را داد. اخوان تنها متهم السیسی به تروریسم نیست بلکه حماس و گردان‌های عزالدین قسام، شاخه نظامی حماس، در غزه هم قربانی این نحو استفاده السیسی از اصطلاح تروریسم بوده‌اند و در فهرست گروه‌های تروریستی او قرار گرفته‌اند.

بهانه مصر برای قرار دادن حماس و گردان‌های عزالدین قسام در این فهرست در ارتباط آنها با انصار بیت‌المقدس یا به قول این گروه ولایت سینا، ولایت سینا به عنوان شاخه داعش در مصر است اما دولت مصر نتوانسته هیچ‌گاه دلیل و مدرکی در مورد ارتباط حماس یا گردان‌های عزالدین قسام با این گروه ارائه کند و با صرف بیان اتهام دست به این اقدام زده است. واقعیت امر این است که السیسی به دلیل ارتباط بین حماس و اخوان است که حماس و شاخه نظامی آن را در دایره گروه‌های تروریستی قرار داده و البته فضای متشنج فعلی منطقه و غوغایی که بر سر مبارزه با تروریسم ایجاد شده هم فرصت چنین کاری را به او داده است.

السیسی و داعش

مبارزه السیسی با اخوان و ضمیمه کردن حماس و گردان‌های عزالدین قسام به آن به نحو ضمنی از سوی کشورهای عربی منطقه و تا اندازه‌ای قدرت‌های فرامنطقه‌ای مورد حمایت قرار گرفته است. دلیل این حمایت در دو چیز است. در وهله نخست، این کشورها مبارزه السیسی در این مورد را مسئله داخلی مصر می‌دانند و چندان تمایلی به مخالفت با آن ندارند و تصور می‌کنند که او با این مبارزه در جهت نظم و ثبات داخلی مصر گام برمی‌دارد. دلیل دوم در نوع نگاه این کشورها به اخوان و حماس است که نه تنها اجازه این مبارزه را به السیسی می‌دهد بلکه باعث حمایت از او نیز می‌شود.

اخوان از نظر عربستان و کشورهای متحد آن خطری است که باید با آن مبارزه کرد و حمایت عربستان از کودتای سوم ژوئیه و اقدامات بعدی السیسی به طور عمده به خاطر همین نوع نگاه به اخوان بوده است. از نظر کشورهای فرامنطقه‌ای و به ویژه امریکا، مبارزه السیسی با حماس و به ویژه گردان‌های عزالدین قسام یک گزینه مطلوب است. این مبارزه از یک جهت نوعی کمک به اسرائیل قلمداد می‌شود که به نظر غرب اقدامی قابل قبول است و از طرف دیگر باعث تضعیف حماس و در بلندمدت منجر به همکاری حماس با طرح مورد نظر امریکا در مسئله فلسطین می‌شود.

بنابراین تا وقتی که مبارزه السیسی با تروریسم محدود به اخوان یا حماس باشد، حمایت خارجی از آن می‌شود اما قضیه داعش با این مسئله به طور کلی فرق می‌کند و السیسی زود متوجه شد که برای گسترده کردن دایره مبارزه خود و قرار دادن داعش در آن با حد و حدودی مواجه است.

ابتدا باید توجه داشت که مبارزه با داعش از نظر کشورهای منطقه‌ و فرامنطقه‌ای یک موضوع داخلی مصر نیست بلکه در چارچوب پیچیده منطقه تعریف می‌شود. بنابراین مبارزه السیسی با داعش موقعی حمایت این کشورها را خواهد داشت که با اهداف مورد نظر آنها با این چارچوب مرتبط باشد و این اهداف را برآورده کند و در غیر این صورت، حمایتی در کار نخواهد بود. السیسی بعد از بریده شدن سر مسیحی‌های قبطی به دست داعش جنگنده‌های خود را به آسمان لیبی فرستاد و از جامعه‌ جهانی هم درخواست قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل ائتلاف و مداخله نظامی در لیبی کرد.

او در کمال تعجب نه تنها حمایتی از این درخواست خود ندید بلکه حتی متوجه شد دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور امریکا حاضر نیست اطلاعات مورد نیازش در خصوص تشکیلات داعش در لیبی را به او بدهد. این حداقل کاری بود که امریکا می‌توانست کند و با خودداری از آن به السیسی فهماند که نمی‌تواند در مورد داعش هم کاری مثل اخوان و حماس بکند.

السیسی انتظار چنین چیزی را نداشت و قضاوت مسعود الحناوی در روزنامه الاهرام قاهره می‌تواند پاسخ السیسی و دیگر دولتمردان مصر باشد که نوشت:«مواضع جامعه جهانی به خصوص امریکا واقعاً خطرناک و تاسف‌آور و شرم‌آور است، امریکایی که ادعای رهبری مبارزه با تروریسم را دارد خود رعایت حال آن را می‌کند. اوبامایی که می‌گوید جنگ کشورش با اسلام دروغی وحشتناک است، به صراحت دروغ می‌گوید. هیچ کس نمی‌داند سرنوشت دنیا در سایه این همه دروغ، نیرنگ، ریا و خون‌ریزی که به صراحت به این شکل به کل جامعه جهانی توهین می‌شود به کجا خواهد رسید؟!»

رؤیای عبدالناصر

قضاوت الحناوی گویای این نکته است که قاهره متوجه شده مسئله داعش و مبارزه با این گروه آن‌چنان که تبلیغ می‌شود نیست و واقعیت قضیه خلاف ادعاهای سیاسی و تبلیغات رسانه‌ای است. قاهره این موضوع را به بهانه کشته‌های خود در سینا و لیبی دریافته اما جدای از اینکه قصد السیسی برای مبارزه با داعش در چارچوب کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای نمی‌گنجد، این کشورها با عدم حمایت از او خواستند تا مانع تحقق رویای عبدالناصر در مصر شوند.

السیسی تا اندازه‌ای ورود خود به صحنه سیاسی مصر را همانند جمال عبدالناصر می‌داند و هوادارانش هم همین انتظار را از او دارند. مبارزه با داعش فرصتی برای السیسی است تا آنکه بتواند در منطقه نقش یک رهبر موفق را بازی کند و تا اندازه‌ای آن رؤیا را محقق سازد. کشورهای عربی منطقه حامی او انتظار این حد از قدرت گرفتن او را ندارند و به این جهت سعی می‌کنند تا حد و حدودی در راه قدرت او ایجاد کنند. از سوی دیگر، امریکا و متحدان غربی خود به اندازه کافی با رهبران فعلی کشورهای عربی دردسر دارند و دیگر تحمل ورود رهبری تداعی‌کننده عبدالناصر در صحنه پیچیده منطقه را ندارند.

از نظر این کشورها، السیسی تا اندازه‌ درگیری داخلی فرد مقبولی است و می‌توان از او حمایت کرد اما ورود او به صحنه منطقه فراتر از حد و حدود مورد نظرشان از قدرت اوست. لحن ملایم بیانیه اتحادیه عرب در مورد حمله مصر به لیبی و حمایت شورای همکاری خلیج‌فارس از قطر در برابر مصر از جمله موارد این سیاست کشورهای عربی منطقه هستند.

با قرار دادن این موارد با آن سیاست امریکا در مورد درخواست السیسی است که می‌توان این دایره حد و حدود اختیارات و قدرت السیسی از نظر کشورهای منطقه و فرامنطقه‌ای را ترسیم کرد و شاید به همین دلیل است که السیسی قانون مبارزه با تروریسم را صادر کرده تا بیشتر نگاهش در این مبارزه در داخل باشد تا خارج از کشور و چندان آرزوی تحقق آن رؤیا را نکند.

نام:
ایمیل:
نظر: