فعالیت گروههای تکفیری تروریست مانند بوکوحرام در غرب آفریقا نه فقط ناامنی و خشونت را در این منطقه راهبردی ریشهدار کرده بلکه به سبب ناکارآمدی برخی از این کشورها و رخنه غرب به بهانه مبارزه با تروریسم، آینده فرهنگی و اجتماعی آن را به خطر انداخته است.
آفریقا این روزها عرصه جولان گروههای افراطی و تندرو شده است. از مصر، لیبی و الجزایر در شمال و کنیا و سومالی در شرق تا آفریقای مرکزی و جمهوری دموکراتیک کنگو در قلب قاره سیاه درگیر تنشهای برآمده از این گروهها است. اما در غرب آفریقا گروه تکفیری «بوکوحرام» بیش از یک دهه است که یکه تازی میکند.
این گروه که نام آن در زبان هوسایی به معنای «تحصیل به شیوه غربی ممنوع» است، پایگاه مرکزی خود را در نیجریه قرار داده که پرجمعیتترین کشور قاره آفریقا و از تولیدکنندگان بزرگ نفت است. همسایگان نیجریه به ویژه نیجر، چاد و کامرون نیز از تیررس اقدامهای تروریستی اعضای این گروه به دور نبوده و از این رو، رهبران این کشورها برای مبارزه با بوکوحرام هماهنگیهایی صورت دادهاند.
گرچه این گروه اندیشههای تکفیری خود را زیر لوای اسلام گسترش میدهد با این همه، طی این سالها هم مسلمانان و هم مسیحیان را هدف یورش و کشتار قرار داده است. اینک نیز همزمان با جشنهای سال نو میلادی بیم آن میرود بار دیگر این گروه حمله به اجتماع مسیحیان را که نزدیک به نیمی از جمعیت 175 میلیون نفری نیجریه هستند، برنامه ریزی کند.
سوم دی نیز یک سایت عربی به نقل از مقامهای ارتش نیجریه نوشت اطلاعاتی درباره احتمال حمله بوکوحرام به جشنهای کریسمس در استان «بورنو» به ویژه شهر «مایدورگوری» به دست آمده و از این رو، محدودیتهایی در حرکت وسایل نقلیه اعمال شده است.
بوکوحرام بیشتر در مناطق شمالی و شرقی نیجریه فعالیت میکند که محل سکونت مسلمانان است و حتی به پیروی از گروه تکفیری- تروریستی «داعش» که در عراق و سوریه میتازد، در آن مناطق اعلام خلافت کرده است. با این همه، بمبگذاریها و حملات انتحاری بوکوحرام در سراسر این کشور گسترش یافته و بسیاری از مساجد، کلیساها، مراکز آموزشی و نظامی، بازار و... را ویران کرده است.
این گروه فروردین امسال با یورش به خوابگاه یک مدرسه و ربایش بیش از 300 دانش آموز دختر دور تازه اقدامهای خود را آغاز کرد.
یکی از رهبران محلی شهر مایدوگوری، یکم دی ماه به تارنمای «بوابه آفریقا الاخباریه» لیبی خبر داد بوکوحرام افزون بر ربایش نوجوانان، جوانان بسیاری را برای جنگیدن یا حملههای انتحاری به کار گرفته است.
«ابوبکر معاذو» کارشناس منطقه غرب آفریقا، نیز با اشاره به اقدامهای یک سال گذشته این گروه تاکید کرد «تردیدی نیست بوکوحرام در سال 2014 میلادی دورانی طلایی را گذراند» ربایش دختران دانش آموز بیش از همه، مورد توجه کشورهای منطقهای و غربی قرار گرفت و همین امر، جرقه افزایش مداخلات نظامی خارجی را به بهانه مبارزه با بوکوحرام زد.
دولت نیجریه نیز که آن زمان عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد بود، سرانجام پس از مدتها سکوت و بیتحرکی، به نشان دادن واکنش وادار شد که البته بخشی از این امر به بالا گرفتن انتقادهای داخلی و بینالمللی از «گودلاک جاناتان» رئیس جمهوری کنونی این کشور، برمی گشت؛ فردی که انتخابات ریاست جمهوری بیست و پنجم بهمن ماه امسال را در پیش دارد.
در این میان، همراهی رهبران برخی قبایل محلی و حتی نظامیان و صاحب منصبان اداری با این گروه، مبارزه با بوکوحرام را به تاخیر انداخت. البته دلیل دیگر برای توجه بیش از پیش به بوکوحرام، پا گرفتن داعش در خاورمیانه و پیامد اقدامهای آن بود که به گفته «جاکوب زن» پژوهشگر موسسه آمریکایی «جیمز تاون»، اندیشههای آن بر گروههای تروریستی فعال در آفریقا تاثیر زیادی داشته است.
به گزارش ایرنا وی در گفت و گو با شبکه «اسکای نیوز» گفت: با وجود اینکه بوکوحرام از «القاعده مغرب عربی» کمکهای بسیاری گرفت اما به تازگی از دکترین نظامی و اندیشههای گروه داعش تاثیر زیادی پذیرفته و اقدامهای رهبر این گروه را تایید کرده است.
«پیتر فام» رئیس مرکز آفریقا در «شورای مطالعات آتلانتیک» در واشنگتن، نیز اقدامهای این دو گروه در پیشروی جغرافیایی، اعلام خلافت و برافراشتن پرچم مشابه را از دلایل همسویی بوکوحرام و داعش برشمرد از سوی دیگر، فعالیت این گروههای تندرو، سیل آوارگان را روانه کشورهای همسایه کرده است.
به گزارش نماینده کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد، در سال جاری میلادی شمار شهروندان نیجریهای که به پایگاههای پناهندگان سازمان ملل پناه برده اند، به بیش از یک میلیون و 500 هزار نفر رسید شمار زیادی از پناهندگان به نیجر رفتهاند که به گزارش دفتر هماهنگی امور انسانی سازمان ملل متحد فقط 90 هزار نفر در منطقه فقیرنشین «دیفا» در نیجر ساکن شدهاند.
بی تردید این آوارگان که در مناطق داخلی و کشورهای منطقه پراکنده شده اند، پیامدهای اجتماعی و فرهنگی فراوانی را با خود همراه خواهند داشت که شاید کمبود مواد غذایی، سطح پایین بهداشت و همه گیری بیماریهایی مانند ابولا و... از کوتاه مدتترین آنها است.
از این رو، گرچه فعالیتهای بوکوحرام سدی بزرگ پیش روی توسعه نیجریه به عنوان پرجمعیتترین و نفتخیزترین کشور آفریقا است اما این موضوع ابعادی منطقهای یافته و دامان کشورهای غرب آفریقا را گرفته است.
با این همه، به نظر میرسد هنوز اراده کافی برای مبارزه با بوکوحرام وجود ندارد.
بوکوحرام طی بیش از یک دهه برای نیجریه یک مساله امنیتی بوده اما با وجود فراز و نشیبهای بسیار، به قدرت نظامی، اطلاعاتی و عملیاتی خود افزوده است. از سوی دیگر، گستره فعالیتهای این گروه از نیجریه فراتر رفته است و همسایگان را در منطقه راهبردی خلیج گینه که از زمانهای دور مورد توجه کشورهای غربی به ویژه آمریکا بوده، به چالش کشانده است.
البته در این میان، ضعف دیرین نظام حکومتی در کشورهای آفریقایی که سالهای پیاپی مستعمره غرب بوده اند، در همسنجی با داعش فضا را برای فعالیت گروههای تندرو فراهمتر کرده است.
گروه داعش گرچه قلب خاورمیانه را هدف قرار داده اما با سدهای بزرگی مانند جمهوری اسلامی ایران و پایداری رهبران مذهبی و گروههای قومی و مردمی در کشورهای عراق، سوریه و لبنان روبرو شده است.
در برابر، بوکوحرام در منطقهای قرار گرفته است که کشورهای آن به ویژه طی چند سال گذشته پس از بیثباتیها، کودتاهای نظامی، سرنگونیهای سیاسی و... از ضعف قدرت امنیتی رنج میبرند و فقط گسترش شاخههای وابسته به القاعده مغرب عربی را به تماشا نشستهاند.
گوشهای از ناکارآمدی دولتهای آفریقایی و در نتیجه افزایش شکافهای اجتماعی، اقتصادی، قومی و مذهبی، در رویارویی با گروه بوکوحرام نمایان شده است؛ گروهی که هر روز جوانان ناخرسند بیشتری را به خود جذب کرده و با بهره گیری از درآمد حاصل از قاچاق، گروگانگیری و... سلاحهای پیشرفتهتری برای خود تدارک میبیند.
در چنین شرایطی، پیامد فعالیت چنین گروههایی که نمونه آن را در ربایش اعضای خانواده برخی مقامهای دولت کامرون دیدیم، برخی دولتهای ضعیف را وامی دارد برای فرار، دست به دامان کشورهای غربی شوند تا در ازای واگذاری زمین و توانمندیهای اقتصادی و اطلاعاتی خود، شاید اندکی بر عمر دولت بیفزایند؛ غافل از اینکه چهره نوین استعمار تجاری، علمی و فرهنگی با خزشی نرم، زیر پوست منطقه غرب آفریقا را تهی خواهد ساخت.
در چنین فضایی باید گفت که غرب آفریقا باید در آیندهای نه چندان دور منتظر فاجعهای دردناک با ابعادی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی باشد.