صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۳:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۰۵۶

عبد‌الله مهربان

خوابی را که اردوغان برای کرد‌ها دیده بود، کوبانی نقش‌برآب کرد. بعد از سرخوردگی تلاش‌های ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا، دولت اسلامگرای عدالت و توسعه با چرخش در رویکرد سیاست خارجی خویش از غرب به شرق تلاش کرد تا ضمن بهره‌مندی از پتانسیل‌‌های منطقه‌‌ای، هم توانمندی‌های اقتصادی و سیاسی خویش را تقویت کرده و هم با ارتقای جایگاه منطقه‌‌ای و بین‌المللی خود، اتحادیه اروپا را وادار به پذیرش عضویت این کشور کند.

جمهوری ترکیه به‌جا‌مانده از امپراتوری عثمانی با نگاهی نوستالژیک به شوکت و عظمت ازدست‌‌رفته‌ تاریخی، درصدد بود با به‌صفررساندن تنش با همسایگان خویش، این‌بار در قالبی نوین سرزمین‌‌های ازدست‌رفته را بازپس گیرد. ولی برای دسترسی به حیاط‌خلوت خویش یعنی خاورمیانه، طبق نقشه راه طراح سیاست خارجه ترکیه نوین یعنی «احمد داوود‌اوغلو» راهی جز ‌گذار از کمربند ژئوپلیتیکی کرد‌ها نداشت چرا که در سراسر مرزهای جنوبی و شرقی از سوریه و عراق گرفته تا ایران با مانعی ژئوپلیتیکی به نام سرزمین کرد‌ها مواجه بود. این کشور که بعد از فروپاشی رژیم صدام‌‌حسین همیشه از خود‌مختاری کردهای عراق یا تشکیل کشور مستقل کردی هراس داشت، این‌بار قلب تپنده این کمربند ژئوپلیتیکی حساس را نشانه گرفته و با بهبود روابط اقتصادی و دیپلماتیک به‌ویژه از سال ۲۰۰۸ با اربیل در نظر داشت تا ضمن دسترسی آسان‌‌تر به خاورمیانه، حکومت اقلیم کردستان را به بازار هدف محصولات اقتصادی خویش تبدیل کرده و از منابع غنی نفت و گاز کردستان، هم برای مصرف داخلی و هم ترانزیت آن از طریق خاک ترکیه استفاده کند.

از سوی دیگر ضمن تاثیر‌گذاری بر جمعیت ۳۰درصدی کردهای ترکیه و احزاب اپوزیسیون کردی از طریق مقامات حکومت کردستان درصدد جلب افکار عمومی کردهای منطقه بود. در کنار عوامل فوق، استفاده از اربیل به عنوان قدرتی موازنه‌‌گر در معادلات سیاسی عراق فدرال در مقابل دولت مرکزی شیعه، از دیگر اهداف «رجب طیب اردوغان» رییس‌جمهوری ترکیه به حساب می‌آید که با آرمان‌های اسلام مطلوب دولت عدالت و توسعه مغایرت داشته و چالشی بر سر راه توسعه‌طلبی‌‌های آن به حساب می‌آید.

اما آنچه نگرانی اسلامگرایان ترک را از تقویت حکومت اقلیم کردستان برطرف کرده تا آنها راحت‌‌تر دست به ریسک بزنند، نقشه‌راهی دراز‌مدت برای تغییر ساختار قدرت در این حکومت منطقه‌‌ای است و آن تقویت احزاب اسلامی کرد با توجه به جامعه سنی مذهب کردستان عراق است. تا ضمن تقویت پایگاه اجتماعی آنان طبق الگوی حزب عدالت و توسعه به‌تدریج در روندهای انتخاباتی سکان قدرت را در کردستان به دست بگیرند و زمینه‌های تغییر ساختار سیاسی را در آینده فراهم کنند. کما‌اینکه دورنماهای آن از هم‌اکنون قابل مشاهده است و این امر در راستای گفتمان امت محور حزب اسلامگرای عدالت و توسعه به شمار می‌آید.

در پرده دوم این سناریو، فرآیند صلح اردوغان با حزب کارگران کردستان ترکیه زیر نام آشتی ملی قرار دارد که از ۲۰۱۲ و تحت تاثیر خیزش مردمی انقلاب‌های بهار‌عربی شروع شد. استراتژیست‌های ترک که نگران سرایت این اعتراض‌های هیستری‌وار اجتماعی به درون مرزهای خود بودند، در اقدامی پیشگیرانه، پروژه صلح با کردهای ترکیه را استارت زدند چراکه در صورت سرایت اعتراض‌ها به درون جامعه ترکیه که چندان دور از انتظار هم نبود و پیوستن جامعه ۳۰درصدی کرد‌ها به آن، به گمان زیاد می‌توانست تجزیه آن کشور را رقم زند کمااینکه به فاصله اندکی اعتراض‌های مردمی پارک گزی موید این پیش‌بینی‌‌ها شد. در واقع پروژه صلح، نقطه اوجی در سیاست‌های دولت اردوغان نسبت به مساله کرد به شمار آمد. تا آنجا که ترکیه به عنوان تنها دوست و دریچه امید کردهای خاورمیانه تجلی پیدا کرد.

اما ادامه ماه‌عسل این روابط در پی اعلام رفراندوم استقلال از جانب «مسعود بارزانی» رییس اقلیم کردستان عراق، متعاقب سقوط موصل به دست نیروهای داعش با شک و شبهاتی روبه‌رو شد و با وجود اینکه بارزانی حساب ویژه‌ای را برای عملی‌کردن رفراندوم روی ترکیه باز کرده بود، آنکارا با اکراه با این مساله تعامل کرد و به فاصله اندکی در حالی که نیروهای داعش به قصد تصرف بغداد با ارتش عراق درگیر بودند، به طور غیرمنتظره و غافلگیرکننده‌ای مسیر خویش را به سمت مرزهای کردستان تغییر داده و شهر کردنشین شنگال را با فاجعه‌ای ضد‌بشری به تصرف خود درآوردند.

از اینجا شبه‌هایی در مورد جهت‌دهی نیروهای داعش به سمت شنگال توسط دستگا‌ه‌های امنیتی ترکیه مطرح شد چرا که ترک‌ها حکومت اقلیم کردستان را در قالب عراق فدرال جهت تعدیل و توازن قوا بر کردستانی مستقل ترجیح می‌دهند. این شبهات زمانی قوت گرفت که ترکیه در قبال حملات داعش به کردستان و فاجعه شنگال سکوت اختیار کرد و هیچ‌گونه حمایتی از هم‌پیمان خود یعنی اربیل بروز نداد؛ تا حدی که آقای بارزانی از این بی‌تفاوتی آنکارا دچار شوک شد.

این‌بار نوبت ایران بود تا از خلأ به‌وجودآمده، جهت بهبود روابط با همسایه خود بهره‌برداری کند. کردستانی که به واسطه بلافصل‌بودن مرز‌ها و مجموعه‌ای پارامتر دیگر از اهمیت بسزا و استراتژیکی‌ای برای ایران برخوردار است و نتیجه چنین غفلتی ترک عرصه برای ترک‌ها بود تا بیش‌از‌پیش بر تقویت روابط اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خویش با اربیل بیفزایند.

کمک‌های فوری ایران به حکومت اقلیم کردستان بعد از سقوط شنگال و سفر «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه ایران به پایتخت حکومت اقلیم کردستان، فصل تازه‌ای را در روابط تهران-اربیل گشود و چشم‌اندازی از بهبود روابط را بعد از دوره‌ای از رکود، فراروی تحلیلگران سیاسی قرار داد. اما آنچه در تداوم وضعیت جدید می‌توانست نقش و جایگاه ایران را در معادلات کردی پررنگ‌تر کند، بحران کوبانی و اشتباه تاریخی و استراتژیک ترکیه در این مورد خاص بود. طی هفته‌ها محاصره و حملات وحشیانه و سنگین نیروهای داعش علیه مردم بی‌دفاع و مظلوم کوبانی که زن‌و‌مرد و پیر‌و‌جوان بسیج شده تا با کمترین و ساده‌‌ترین سلاح‌‌های موجود از جان و مال و سرزمین و کیان خویش دفاع کنند، به‌طوری که در این مدت، افکار عمومی جهان متوجه این نقطه از جغرافیای مظلومیت شد، ترکیه تنها نظاره‌‌گر بود و تنها راه ارتباطی این شهر با دنیای خارج که هم‌‌مرز با ترکیه است را مسدود کرد و مانع از هرگونه امدادرسانی انسانی یا کمک‌های نظامی به کوبانی شد. تا آنجا که جهان هرلحظه نگران فاجعه‌ای انسانی به دست تروریست‌‌های داعش در کوبانی بود.

ترکیه از کردهای سوریه که در بحرانی‌‌ترین شرایط، حاضر نشدند به دولت «بشار اسد» رییس‌جمهوری سوریه خیانت کنند، چندان دل‌ خوشی ندارد و از سویی از تشکیل حکومتی خودمختار در این منطقه توسط حزب «اتحاد دموکراتیک» که متحد «حزب کارگران کردستان» ترکیه به شمار می‌آید، نگران است و این‌بار مترصد سقوط کوبانی و تخلیه آن از ساکنان کرد است تا هم سه‌کانتون کرد‌ها را از هم جدا کند و هم در صورت ورود نظامی به خاک سوریه برای ساقط‌کردن حکومت اسد با ممانعت کرد‌ها و مقاومتشان روبه‌رو نشود. این سوءعملکرد ترکیه به‌ناگاه موجی عظیم از اعتراضات مردمی به‌ویژه کرد‌ها را در سراسر جهان و از جمله خیابان‌‌های ترکیه متوجه سیاست غلط اردوغان کرد. تا به‌آنجا که نیروهای امنیتی ترکیه قریب به ۴۰نفر از شهروندان کرد معترض را به قتل رسانده و جنگنده‌های آن کشور به طور غیرمنتظره‌ای مواضع حزب کارگران را که در وضعیت آتش‌‌بس به سر می‌‌بردند، بمباران کردند. و اینگونه رویای آشتی ملی و جذب کردهای خاورمیانه در سیاست‌های اردوغان نقش‌بر‌آب شد.

اما آنچه جای شگفتی داشت، این بود که انتظار می‌رفت تا دیپلماسی لبخند ایرانی به‌سرعت وارد کارزار شود تا اردوغان «کیش»‌شده در صفحه کردستان را «مات» کند، با این وجود گویا حسگرهای دیپلمات‌کاران ایرانی در این موقعیت اضطراری دچار اختلال شده و کنش چندانی را برای ربودن گوی سبقت از ترک‌ها ندارند. البته با مقایسه اشتراکات فرهنگی و هویتی ایران و ترکیه نسبت به فرهنگ و هویت کردی، بدون‌شک کرد‌ها به ایران نزدیک‌ترند. در صورت وجود استراتژی خویشاوندی، بحران کوبانی شاید می‌توانست خلیج‌فارس و دریای خزر را به سواحل مدیترانه وصل کند تا ایران را به استراتژیک‌‌ترین کشور جهان در حوزه انرژی مبدل کرده و این کشور دیگر نگران سیاست‌های یک‌بام و دو‌هوای ترکیه جهت انتقال نفت و گاز به بازارهای اروپا نباشد. چرا که سیاستمداران کرد تا اینجای کار دیپلماسی صادقانه‌‌ای را از خود به نمایش گذاشته‌‌اند تا آنجا که در اوج بی‌‌تفاوتی خیانت‌مآبانه ترکیه در قبال حمله داعش به شنگال و کوبانی، بارزانی دست دوستی‌‌اش را که چند‌سالی است در دست اردوغان گذاشته، بیرون نکشید و کردهای سوریه زیر شدید‌ترین فشارهای ترکیه و آمریکا به دولت اسد خیانت نکردند.

اینک بار دیگر آنکارا درصدد است تا بازی از دست‌رفته را بازیابد و ضمن موافقت با عبور پیشمرگه‌های اقلیم کردستان و تسلیحات نظامی از طریق خاک خویش به کوبانی، تلاش دارد تا آنچه را که تحت‌عنوان آشتی ملی یا فرآیند صلح با کرد‌ها شروع کرده بود، دوباره از سر گیرد.

نام:
ایمیل:
نظر: