صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۴ - ۰۰:۳۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۲۸۰
خاورمیانه اسلامی و پیچ تاریخی نظام بین‌الملل در نگاه رهبر معظم انقلاب
دکتر هادی آجیلی / عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی - اشاره: آیت‌الله خامنه‌ای: «شکی نیست که براساس حقایقی که خدای متعال تقدیر کرده است، خاورمیانه جدید شکل خواهد گرفت، این خاورمیانه، خاورمیانه اسلام خواهد بود.» تفسیر این دیدگاه را به چهار بخش می‌توان تقسیم کرد؛ شرایط ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی، شرایط نظام بین‌المللی و خاورمیانه کنونی، شرایط جمهوری اسلامی ایران در مقطع کنونی و در نهایت، تفسیر مفهوم «پیچ تاریخی» در شرایط مذکور. در واقع، هدف آن است که مشخص شود، چه عواملی باعث شده شرایط کنونی به یک نقطه عطف تشبیه شود؟ مولفه‌های این شرایط خاص تاریخی کدامند؟ چه سناریوهایی پس از این مقطع تاریخی قابل تصور است؟

وضعیت ایالات متحده آمریکا

شرایط کنونی ایالات متحده در عرصه بین‌المللی را می‌توان به طور مختصر در محورهای ذیل ارزیابی کرد:

افول هژمونیک آمریکا پس از دهه 70 میلادی کماکان ادامه دارد و این محل اجماع نظر بسیاری از متفکران عرصه روابط بین‌الملل در غرب است که با وجود تلاش آمریکا برای احیای هژمونی خود پس از پایان جنگ سرد، این تلاش ناکام مانده و علی‌الدوام این کشور در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی ـ نظامی، اقتصادی و فرهنگی ـ اجتماعی روند نزولی را طی می‌کند. مبنای هژمونی آمریکا «سلطه همراه با رضایت» و از طریق فرآیند «اقناع» بوده که استفاده مکرر این کشور از عناصر «زور»، «اجبار» و «تنبیه» نشانه فاصله گرفتن آمریکا از «سلطه همراه با رضایت» و گرایش به «سلطه همراه با زور» است. از دیگر سو، همراهی نکردن بسیاری از دولت‌ها حتی بعضا متحدان این کشور، در برخی سیاست‌ها و نیز نفرت و بدبینی بسیاری از ملت‌ها از سیاست‌های آمریکا نشانه شکست در فرآیند اقناع محسوب می‌شود.

بحران اقتصادی این کشور که از سال 2008 میلادی آغاز شد، کماکان ادامه دارد و در این خصوص چند نکته حائز اهمیت است: نخست، این بحران از آمریکا به دیگر مناطق به ویژه اروپا گسترش یافته و این درک توسط ملت‌های اروپایی وجود دارد که بحران اقتصادی آنها ناشی از وضعیت آمریکاست. در مرتبه دوم، برخلاف بحران‌های پیشین در نظام سرمایه‌داری و اقتصاد آمریکا که هر بار با تغییر سیاست‌های اقتصادی به دوران رونق باز می‌گشت، برای بحران فعلی چشم‌انداز روشنی متصور نیست. در واقع راه‌حل خاص و مشخصی برای برون‌رفت از بحران قابل تصور نیست.

هرچند نمی‌توان با اطمینان از شکست کامل اقتصاد آمریکا سخن گفت و سوم، بحران اقتصادی فعلی در آمریکا به حوزه‌های اجتماعی (شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی) کشیده شد و به تدریج به بحران سیاسی تبدیل شد که نمونه آن جنبش تسخیر وال‌استریت است. نکته مهم در جنبش مذکور، فهم رو به گسترش افکار عمومی آمریکا از بی‌عدالتی و فساد هیات حاکمه این کشور، حساس شدن مردم به رفتارهای خارجی آمریکا و به تدریج بی‌اعتمادی نسبت به سیاستمداران است؛ به گونه‌ای که در نظرسنجی اخیر، شغل سیاستمداری پس از شغل فروشندگان اتومبیل‌های دست دوم، کثیف‌ترین شغل از منظر کلاهبرداری و دروغ در جامعه آمریکا دانسته شده است.

سقوط رژیم‌ها و دیکتاتورهای متحد آمریکا در خاورمیانه و شمال آفریقا باعث شده؛ نخست، این کشور برخی متحدان اصلی خود را در منطقه که حامی و مجری سیاست‌های آمریکا در منطقه بودند از دست بدهد، دوم، به عنوان حامی حاکمان دیکتاتور نزد افکار عمومی معرفی شود و سوم، به دلیل عدم حمایت مورد انتظار از این حاکمان، دیگر متحدان آمریکا در منطقه نسبت به وضعیت مشابه برای خود، به آمریکا کم اعتماد شوند.

نفرت و حداقل بدبینی افکار عمومی ملت‌ها نسبت به آمریکا چه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا چه در دیگر کشورهای اسلامی، به عنوان مثال در هند و پاکستان و جنوب شرق آسیا و چه در میان ملت‌های منطقه آمریکای لاتین، شرایط را برای مشروعیت‌یابی آمریکا در جهت تحقق اهداف و سیاست‌هایش بسیار مشکل کرده است.

شکست آمریکا در تحقق اجماع جهانی علیه ایران، چه در سطح دولت‌ها و چه در سطح افکار عمومی ملت‌ها، با وجود پروژه‌های سنگین ایران‌هراسی موجب شده که آمریکا برای هرگونه اقدامی چه تحریم و چه تجاوز نظامی، دچار محدودیت و پرداخت هزینه‌های گزاف شود که نمونه بارز آن، برگزاری اجلاس گذشته سران جنبش عدم تعهد در ایران است.

پرونده هسته‌ای ایران، بیش از آنکه ناظر بر مسائل فنی و حقوقی و حتی سیاسی باشد، تبدیل به مساله حیثیتی و اعتباری برای آمریکا شده که با این همه فضاسازی، مذاکره، تحریم و قطعنامه و تهدید علیه ایران، هیچ اثر قابل قبولی بر روند پیشرفت هسته‌ای ایران نداشته است. در واقع شرایط پرونده هسته‌ای ایران با توجه به حیثیتی شدن آن و هزینه‌هایی که آمریکا برای آن پرداخته، شکست دیگری را از منظر اعتباری برای این کشور در پی داشته است.

بحران‌سازی در سوریه، اقدامی است که ایالات متحده به همراه برخی کشورهای عرب منطقه و ترکیه به تلافی شکست در دیگر کشورها مانند مصر و تونس، آغاز کرده‌اند تا به نوعی اندکی از امتیازات از دست رفته در منطقه را بازیابی کنند. شکست مکرر آمریکا در تصویب قطعنامه ضد سوری و کاهش شدت بحران در سوریه و برگزاری انتخابات پرشور در این کشور، از دیگر نقاط ضعف آمریکا شده است. در حال حاضر، تمرکز درگیری‌ها در سوریه از منازعه میان مردم و حاکمیت به منازعه میان حاکمیت و گروه‌های معارض و بعضا مسلح و نیز به منازعه میان دولت سوریه با برخی کشورهای عربی و غرب تبدیل شده که نشان‌دهنده عبور دولت سوریه از گردنه اصلی و خطرناک بحران است. در این راستا، ابهام و سردرگمی و اختلاف نظر راهبردی در سیاست‌های ایالات متحده نسبت به بحران سوریه، ‌این نقطه ضعف را بیشتر نمایان کرده و به تدریج تبدیل به تهدیدی برای آمریکا در آینده می‌شود؛ تهدیدی که متوجه توان اجماع متحدین در موضوعی واحد و جلب اعتماد همراهان نسبت به آمریکا در آینده است.

پیروزی احزاب و گروه‌های اسلام‌گرا در کشورهای مصر و تونس و عدم توان مدیریت اوضاع در لیبی توسط آمریکا، یکی دیگر از شکست‌های این کشور محسوب می‌شود؛ چرا که عمده اهتمام خود را در مدیریت این قیام‌ها بر عدم حاکمیت اسلام‌گرایان متمرکز کرده بود. هرچند کماکان به دنبال انحراف و سرخورده کردن این قیام‌ها نیز هست.

فضای منازعه‌آمیز آمریکا و روسیه بر کسی پوشیده نیست. پیروزی ولادیمیر پوتین در انتخابات ریاست جمهوری گذشته، با توجه به مواضع مخالف آمریکای پوتین، یکی دیگر از شکست‌های آمریکا محسوب شده که بحران اوکراین نمونه بارز این تنازع است؛ تنازعی که همگان بر دست بسته بودن و در موضع ضعف قرار داشتن ایالات متحده در این ماجرا اذعان دارند.

شکست ایالات متحده در عراق از چند منظر؛ یکی افکار عمومی این کشور که فهم «اشغالگر» از نیروهای آمریکایی داشته و دارند، دوم، تحقق نیافتن هدف این کشور در تداوم حضور گسترده نظامیانش در عراق و سوم، شکست در زمینه مهره‌چینی در هیات حاکمه عراق و روی کار آمدن نوری المالکی.

شکست آمریکا در افغانستان هم از منظر نظامی و امنیتی و هم از منظر سیاسی که در نتیجه آن، مجبور به مذاکره و همکاری با طالبان شده و در نهایت کماکان مردم افغانستان به چشم «اشغالگر» به این کشور می‌نگرند و نتایج انتخابات اخیر در افغانستان مهر تاییدی دیگری بر ناکامی سیاسی این کشور در افغانستان بود. ضمن آنکه در پاکستان نیز روابط این کشور در شرایط منازعه‌آمیز به سر می‌برد.

ایالات متحده در پروژه تحریم نفتی و بانک مرکزی ایران و سفر دوره‌ای معاون اوباما و فشار سیاسی آمریکا به مشتریان اصلی نفت ایران، هرچند با همراهی مقطعی این کشورها با تحریم همراه شد، اما هیچ‌گاه آن طور که آمریکایی‌ها خواستند پیش نرفت. میزان فروش نفت ایران پس از توافق ژنو نیز بیانگر اضطرار و عدم مطلوبیت همراهی مشتریان نفت ایران با تحریم‌هاست.

در حوزه نبرد اطلاعاتی ـ امنیتی نیز دستگیری جاسوسان آمریکایی در ایران و لبنان، کنترل پهپاد آمریکایی و مقابله با ویروس‌های رایانه‌ای، ضعف و آسیب‌پذیری این کشور را در مقابل جمهوری اسلامی ایران نشان داده است.

بنابراین در مجموع می‌توان گفت ایالات متحده آمریکا بیشتر کارت‌های اصلی بازی خود را در مقابل ایران شامل تهدید نظامی، تحریم‌های فلج‌کننده و فشارهای رسانه‌ای هزینه کرده و دیگر کارت‌های بازی جدی نظامی و غیرنظامی در برابر ایران ندارد.

شرایط نظام بین‌الملل

در مورد وضعیت کنونی عرصه بین‌المللی، به ویژه خاورمیانه که از آن در تعبیر مقام معظم رهبری به «پیچ تاریخی» و «خاورمیانه اسلامی» یاد شده، می‌توان نکات ذیل را عنوان کرد:

ـ موج بیداری اسلامی و قیام‌های مردمی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا هرچند در برخی کشورها سرکوب شده یا به انحراف کشیده شده، اما کماکان به مثابه آتش زیر خاکستر و ندایی نهادینه شده در اعمال وجود این ملت‌ها حیات دارد و در فرصت و زمینه مناسب ظهور خواهد کرد.

ـ انزوای بیش از پیش رژیم صهیونیستی نزد افکار عمومی، تردید در معاهده کمپ دیوید، تغییر راهبرد امنیتی آمریکا نسبت به رژیم صهیونیستی و شکست‌های پی‌درپی نظامی این رژیم از محور مقاومت

شرایط جمهوری اسلامی ایران

اما در مقابل، وضعیت و جایگاه ایران در این مقطع کنونی ناظر بر موارد ذیل است:

ـ پیشرفت‌های علمی و توسعه فناوری و صنعتی ایران با وجود تحریم‌ها و فشارها که تبدیل به الگوی «مقاومت، استقلال و پیشرفت بومی» در میان ملت‌های منطقه شده است.

ـ الگو شدن نظام جمهوری اسلامی در همه ابعاد برای مردم منطقه در جریان بیداری اسلامی

ـ پیشرفت و اقتدار نظامی ایران در خلیج‌فارس، تنگه هرمز، اقیانوس هند، دریای احمر، دریای مدیترانه و امکان حضور مقتدرانه در دیگر آب‌های بین‌المللی حتی در منطقه دریایی ایالات متحده

ـ اقتدار و اشراف اطلاعاتی ـ امنیتی جمهوری اسلامی در قبال توطئه‌های دشمن

ـ پیشرفت کشور در حوزه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای با وجود فشارها

ـ واکسینه شدن جمهوری اسلامی و سربلند بیرون آمدن ملت از فتنه پس از انتخابات 88 و انتخابات پرشور 92

ـ همراهی نظام و ملت و همبستگی ملی در جمهوری اسلامی ایران

ـ توانایی‌های ایران و مزیت نسبی این کشور در حوزه نفت و گاز در بازارهای جهانی

تفسیری از مفهوم «پیچ تاریخی»

با توجه به مطالب مذکور و ترسیم شرایط بین‌المللی و وضعیت ایران در مقطع کنونی،‌ به نظر می‌رسد تعبیر مقام معظم رهبری از پیچ تاریخی، نقطه عطف تاریخی یا دوراهی تاریخی ناظر بر موارد ذیل است:

ـ ابهام در ساختار و شکل گروه‌هایی که در نظام‌های سیاسی آینده کشورهای منطقه حاکم می‌شوند که اگر مدیریت صحیحی صورت گیرد، چینش و شرایط آینده خاورمیانه، یک خاورمیانه اسلامی، ضد صهیونیستی و ضد آمریکایی خواهد بود که محوریت ایران در این شرایط جدید دور از ذهن نیست و اگر غفلت شود و غرب و ایالات متحده مدیریت بحران دقیقی داشته باشند، نظام‌های سکولار و لیبرالی بر سر کار خواهند آمد که اهل رابطه سلطه‌پذیر با آمریکا و اهل مماشات با رژیم صهیونیستی خواهند بود که سرخوردگی طولانی‌مدت تاریخی را برای جهان اسلام موجب می‌شود.

ـ جنبش وال‌استریت و جنبش‌های ضد نظام سرمایه‌داری،‌ اگر مداوم، عمیق و گسترده شوند و مدیریت صحیحی از سوی حاکمان نظام‌های غربی و سرمایه‌داری بر آنها صورت نپذیرد، تغییر اساسی نظام سرمایه‌داری و اقتصاد آمریکا را موجب خواهد شد که به تدریج موجبات فروپاشی این اقتصاد را فراهم می‌کند و اگر مداوم نماند یا سرکوب شود، استیلای مجدد و همراه با اقتدار بیشتر نظام سرمایه‌داری را به همراه خواهد داشت.

ـ در سوریه، اگر نظام حاکم آن با انجام اصلاحات و همراه کردن مردم بتواند تسلیم فشارها نشود، در واقع برگ برنده مقتدرانه‌ای در اختیار خط مقاومت در مقابل رژیم صهیونیستی به دست می‌آید و تمام معادلات و مناسبات مورد نظر غرب در منطقه با شکست مواجه می‌شود، اما اگر تغییر بنیادین در نظام سوریه صورت گیرد و دولت سوریه تحت فشار مجبور به باج‌دهی و کوتاه آمدن از خط مقاومت شود، ضربه سنگینی به جریان ضد صهیونیستی وارد خواهد شد.

ـ معاهده کمپ دیوید از مصادیق اصلی این پیچ تاریخی است که اگر با همت مردم مصر لغو یا تضعیف شود، فصل جدیدی در جایگاه رژیم صهیونیستی منطقه ایجاد می‌شود و در صورت پذیرش مجدد این معاهده، موج سرخوردگی در افکار عمومی به وجود می‌آید.

ـ پیچ تاریخی دیگر در عربستان است، این کشور تمام معادلات و صحنه‌های منازعه در منطقه را یکی پس از دیگری واگذار کرده و شکست خورده است. افکار عمومی منطقه در بحرین، مصر، تونس، یمن، سوریه، لبنان، حزب‌الله لبنان، رژیم صهیونیستی، عراق و ایران همگی صحنه‌هایی از شکست این کشور در منطقه هستند. بنابراین اگر قیام‌های منطقه یا گروه‌های تکفیری به درون این کشور کشیده شود، تحول عظیمی در عربستان، به عنوان اصلی‌ترین متحد آمریکا در منطقه رخ خواهد داد.

در صورت حفظ استقلال و عزت ایران در حوزه انرژی و کاهش وابستگی به صادرات نفت در کنار نیل ایران به مرحله «آستانه» و نقطه غیرقابل بازگشت در فناوری هسته‌ای، غرب، مجبور به پذیرش ایران هسته‌ای خواهد شد.

در مجموع به نظر می‌رسد، صحنه منازعه میان ایران و غرب به مراحل پایانی نزدیک می‌شود و تحریم نفتی و بانک مرکزی ایران، به نوعی آخرین کارت‌های بازی در این منازعه محسوب می‌شوند. اما آنچه از هر نظر واجد اهمیت در بهره‌گیری از این شرایط حساس تاریخی است، آرایش داخلی جمهوری اسلامی است؛ آرایشی که چه به لحاظ اقتصادی و چه نظامی و چه سیاسی، نیازمند درک این شرایط و تقویت فضای داخلی و استفاده مناسب از شرایط بیرونی است.

به عنوان مثال، تحریم نفتی می‌تواند انگیزه‌ای برای تقویت تولید ملی و اعتماد به تولیدکنندگان و نیروی داخلی باشد و ضمن کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، تهدید به وجود آمده را تبدیل به فرصت کند یا فشارهای ارزی بر ایران شرایطی را فراهم کند به صورت بنیادین از وابستگی به شرایط ارزی دلار رها شویم و با کاهش آسیب‌پذیری در این حوزه، ضربه‌پذیری خود را از چنین تحریم‌هایی کمتر کنیم یا با تنظیم بازار داخلی و نظارت بر بازار و به ویژه واردات، بسیاری از نواقص این حوزه را که سال‌ها به دلیل نبود احساس تهدید جدی حل نشده بود، رفع کنیم.

نام:
ایمیل:
نظر: