سرویس خارجی: زمانی «تورگوت اوزال»،رئیس جمهوری فقید ترکیه به هنگام جنگ ایران و عراق ضمن تاکید بر بی طرفی کشورش در آن زمان، گفته بود که، باید تلاش کرد سیاست بیطرفانه خود را حفظ کنیم و به دنبال منافع خودمان باشیم.
مرحوم اوزال که برخی از او به عنوان معمار اصلاحات ترکیه معاصر یاد می کنند، همواره اطرافیان خود را به حفظ آرامش در طوفان ها و کش مکشهای جهانی دعوت می کرد و مهمترین معضل ترکیه آن روز را ابتدا عقب ماندگی اقتصادی و سپس عقب ماندگی سیاسی عنوان می کرد.
شاید آن زمان که مرحوم اوزال در اوج عقب ماندگی ترکیه در دهه 80 میلادی این جملات نصایح گونه را بر زبان می راند، کمتر کسی می توانست باور کند که این کشور بتواند با حفظ بی طرفی سیاسی به ویژه در نزاع های منطقه ای منافع زیادی را نصیب خود کند.
در پی اتخاذ این سیاست، ترکیه در مدت زمان اندکی توانست به محیطی امن و آرام برای سرمایهداران، سرمایه گذاران، گردشگران و نیز تولیدکنندگان تبدیل شود، به گونه ای که به رغم نداشتن منابع زیرزمینی قابل توجه به خصوص در زمینه انرژی، این کشور در کمتر از چهار دهه پله های ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد تا در اوایل دهه 2010 میلادی به اعتراف نهادهای مالی معتبر جهانی، پانزدهمین اقتصاد پویای جهان را از آن خود کند .
کشوری در آستانه پیوستن به اتحادیه اروپا، عضو تاثیرگذار در سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو)، عضو ناظر اتحادیه عرب! و عضو دهها نهاد و سازمان معتبر جهانی دیگر، درآمد سالیانه سرانه بیش از 11 هزار دلار، و دهها شاخص مثبت دیگر جملگی معرف جایگاه ترکیه به عنوان یکی از 20 کشور برتر اقتصادی در جهان و بسیار قابل توجه است.
به راستی اگر ترکیه توانسته تا به امروز بدین حد پله های ترقی را طی کند و به این مرتبه از بالندگی برسد، بر اساس کدام سیاست بوده است.
آیا نمی توان صرف نظر از تلاش های دولتمردان جدید که به طور عمده از سال 2002 میلادی آغاز شد، رشد و بالندگی این کشور را مرهون همان نصایح، گفته ها و سیاستهای مرحوم اوزال که بنای ترکیه مدرن و نوین را از اواسط دهه هشتاد میلادی نهاد، دانست؟بدون تردید باید اذعان کرد که اینگونه است و ترکیه امروز را باید مدیون آن مرد فقید دانست.
اما امروزه بسیاری از کارشناسان و ناظران سیاسی که تحولات ترکیه را دنبال می کنند، شرایط سیاسی ترکیه را نه تنها مطلوب ارزیابی نمی کنند، بلکه حمایت پنهان و آشکار این کشور از برخی جریان های تکفیری را پیش لرزه ای برای تغییر اوضاع اقتصادی نسبتا پایدار این کشور در آینده ای نه چندان دور می دانند.این دسته از کارشناسان معتقدند که، اتخاذ سیاست حمایت از تروریست ها از سوی ترکیه، هر چند تاکنون بسیاری از مردم و به ویژه جامعه مسلمانان را از این کشور ناامید کرده، بلکه بیم آن نیز می رود که آینده اقتصادی ترکیه به علت ناامنی که ممکن است از سوی تروریست های مقیم و مورد حمایت آنکارا برای این کشور تحمیل شود، مورد تهدید قرار گیرد.
بدون تردید آنکارا می داند، حمایت از تروریست ها می تواند هزینه های زیادی را بر مردم ترکیه تحمیل کند که با توجه به مولفه موثر «محیط امن» برای تدوام سرمایه گذاری، حضور و حیات تروریست ها در این کشور دیر یا زود می تواند این محیط امن را به محیطی ناامن تبدیل و در نتیجه موجبات فرار سرمایه از این کشور را فراهم کند .
آن گونه که خانم «شفق پایو» نماینده حزب مخالف جمهوریخواه خلق در مجلس ملی ترکیه به تازگی اعلام کرده است، حدود 50 هزار تروریست خارجی طی چهار سال گذشته در راستای سیاست خصمانه دولت این کشور علیه سوریه جذب و مقیم این کشور شده اند .
این افراد که اغلب از اتباع چچن و لیبی هستند پس از اینکه شماری از آنان از منطقه کوبانی (عین العرب) در خاک سوریه رانده شدند، در یکی از شهرهای مرزی ترکیه اقامت کردند که نام این شهر و افشای آن یکی از پرسش های این نماینده مجلس از دولت کشورش بوده است.
خانم پایو بیشتر این تروریست ها را عضو گروه تروریستی داعش عنوان و این سئوال را خطاب به دولت احمد داود اوغلو مطرح کرده است که هزینه های این تروریستها را چه کسی می پردازد و چه تضمینی وجود دارد که این افراد تهدیدی برای امنیت ترکیه نخواهند شد.از سوی دیگر منابع خبری در گزارشی اعلام کردند، آمریکا و ترکیه برای آموزش و تجهیز تروریست ها در سوریه توافقنامه ای را امضا کردند.
بر اساس توافقی که سفیر آمریکا در آنکارا و معاون وزیر امور خارجه ترکیه امضا کردند، زمینه آموزش و تجهیز تروریستهایی که آنکارا و واشنگتن آنها را «میانه رو» می خوانند و به طور عمده گروه تروریستی تکفیری النصره که به تازگی با گروه داعش تجدید بیعت کرده است را شامل می شود.
گفته شده است که ترکیه، تروریست های مسلح در سوریه را در اردوگاهی در شهر «کرشهر» این کشور در دوره های سه ماهه آموزش نظامی خواهد داد.
این برنامه آموزشی برای تروریست ها سه سال طول می کشد و طی آن سالانه بین 1500 تا 2000 تروریست برای جنگ در سوریه آموزش نظامی خواهند دید. به هر حال اگر این موضوع صحت داشته باشد و آن گونه که خانم شفق پایو نیز عنوان کرده که، گروهی از عناصر داعش پس از شکست اخیر در کوبانی با اطلاع سازمان اطلاعات و ارتش ترکیه سلاح های سنگین و مهمات خود را به ترکیه منتقل کرده اند هیچ تضمینی وجود ندارد که این تروریست ها نخواهند در صورتی که آنکارا نیز از تعهداتش نسبت به آنها کوتاهی کند، خاک ترکیه را آماج حملات خود نکنند.
امری که حتی اسلاف مرحوم تورگوت اوزال را هم در شرایط کنونی می تواند نگران کند!حملاتی که ترکیه اصلا نمیتواند آن را با حملات گروه پ.ک.ک نیز مقایسه کند.
در این حال،ترکیه با تجهیزات کامل عملیاتی را در خاک سوریه انجام داد.در ظاهر به نظر میرسید که آنکارا برای انتقال بقایای پیکر سلیمان شاه دست به این عملیات نظامی زده است اما اگر دقیق به این موضوع نگاه کنیم میبینیم که در بطن آن پیامهایی دال بر مداخله آتی ترکیه در سوریه نهفته است و در واقع تلاشی است برای آماده کردن افکار عمومی جهان جهت مداخله نظامی در سوریه.
شبکه خبری اسکای نیوز در گزارشی به بررسی عملیات نظامی اخیر ترکیه در سوریه پرداخته است. در عملیات نظامی ترکیه در سوریه نیرویی شبیه به یک لشکر کامل متشکل از حدود 600 نظامی، 40 دستگاه تانک، بیش از 50 نفربر زرهی، چندین بالگرد توپدار، یک هواپیمای فرماندهی و هشدار سریع آواکس، دهها نیروی ویژه و هواپیماهای بدون سرنشین وارد خاک سوریه شدند و جنگندههای ارتش ترکیه نیز دورا دور عملیات را میپاییدند تا در صورت نیاز وارد کارزار شوند.
عبدالوهاب بدرخان، نویسنده و تحلیلگر سیاسی معتقد است که عملیات ارتش ترکیه برای انتقال بقایای پیکر سلیمان شاه از سوریه در واقع "پیش نمایشی" از سناریوی احتمالی آنکارا برای ورود به خاک سوریه بود تا نشان دهد که ارتش ترکیه در صورت نیاز توانایی هرگونه مداخله در سوریه را دارد و با توجه به توانمندیهای نظامی خود این مساله را همچنان مد نظر دارد.
به گفته نخست وزیر ترکیه این مداخله با هماهنگی نیروهای ائتلاف و "دادن اخطار" به نیروهای کرد در کوبانی مبنی بر ورود تانکهای ترکیه به خاک سوریه انجام شد و آنگونه که وزارت خارجه سوریه اعلام کرده سوریه نیز اجازه این کار را نداده است تنها درخواستی به کنسولگری دمشق در استانبول داده شده و آنکارا منتظر موافقت یا عدم موافقت دولت سوریه نمانده است.از مدتها پیش ترکیه خواهان ایجاد منطقه حائل در مرز با سوریه است که بر اساس آن پرواز هواپیماهای جنگی سوریه در شمال این کشور یا نزدیک شدن نیروهای دولتی سوریه به این منطقه ممنوع بوده و آنگونه که آنکارا میخواهد اداره این منطقه باید به ترکیه واگذار شود تا هم مخالفان سوری را علیه دولت متحد کند و هم کردهای شمال سوریه را که پیوندی تاریخی با پکک دارند تحت کنترل بگیرد.
بدرخان به زمان عملیات نظامی ترکیه که پس از توافق نظامی میان این کشور با آمریکا جهت آموزش مخالفان سوری در خاک ترکیه صورت گرفت، اشاره میکند و آن را نشان دهنده احتمال مداخله نظامی ترکیه در سوریه دانست.هرگونه مداخله نظامی ترکیه در سوریه یقینا در قالب جنگ ائتلاف با داعش خواهد بود با این تفاوت که ترکیه میخواهد بر خلاف ائتلاف که تنها داعش را هدف قرار میدهد و کاری با نیروهای دولتی سوری ندارد، ارتش سوریه را نیز هدف بگیرد و مستقیما هر آنچه در توان دارد برای تضعیف دولت دمشق به کار گیرد.
از سوی دیگر ترکیه با عملیات اخیر خود تمامی نظامیان ترکیه را که از مقبره سلیمان شاه محافظت میکردند خارج و مقبره را به داخل ترکیه منتقل کرد تا از احتمال اسارت نیروهای ترکیه به دست داعش در آینده جلوگیری کند. گرچه ترکیه و داعش اکنون روابط خوبی دارند اما اگر آنکارا بخواهد نقشه خود مبنی بر ورود به خاک سوریه و حمایت از مخالفان دولت این کشور را اجرایی کند یقینا با داعش که با مخالفان سوری نیز به اندازه ارتش این کشور سر جنگ دارد، رودر رو میشود.
بدرخان معتقد است که خارج کردن سربازان ترک از منطقهای که در کنترل داعش است ( شمال حلب) راه را برای انجام عملیات نظامی گستردهتر از جانب آنکارا و ائتلاف باز میکند و هرگونه مداخله زمینی احتمالی از سوی ترکیه در شمال سوریه هیچ گونه پیامد و تبعات انتقام جویانهای علیه سربازان ترک چه از سوی داعش و چه از سوی نیروهای دولتی سوریه، نخواهد داشت.
مقبره سلیمان شاه در 30 کیلومتری مرز ترکیه و در داخل سوریه واقع شده و بر اساس توافق ترکیه و فرانسه در سال 1921 که در آن زمان قدرت استعماری در سوریه بود، محوطه این آرامگاه به عنوان خاک ترکیه در نظر گرفته شد و آنکارا نیز از آن زمان حفاظت از آن را برای خود محفوظ دانسته است.
سلیمان شاه، رهبر نظامی قرن 21 امپراتوری سلجوقیان بود که جزو اولین گروههای ترک بودند که وارد منطقه شده و در آناتولی ساکن شدند. وی پدربزرگ عثمان اول، بنیانگذار امپراتوری عثمانی در قرن سیزدهم است.
نگاهی به تاریخچه مقبره شاه سلیمان
مقبره نمادینی که در عمق 37 کیلومتری از مرز ترکیه در داخل خاک سوریه قرار داشت و در عملیات اخیر ارتش ترکیه با انتقال خاک و امانات به همراه 38 سرباز حافظ آن با خاک یکسان شد، بنا به برخی از اسناد تاریخ ترکها به شاه سلیمان تعلق دارد .
رجب طیب اردوغان رئیس جمهوری و احمد داوداوغلو، نخست وزیر و دیگر مقامات بلندپایه ترکیه تصریح کردهاند که ترکیه با تخلیه نیروهای خود از قطعه خاکی که در 38 کیلومتری عمق خاک سوریه قرار دارد، از حقوق خود در این زمینه عدول نکرده و با مساعد شدن شرایط دوباره به این مکان بازخواهد گشت.
بررسی اطلاعات ضد و نقیضی که در رسانه های ترکیه منتشر شده نشان می دهد در واقع ترکیه موضوع تامین امنیت مقبره سلیمان شاه یا انتقال آن به مکان دیگری در داخل خاک سوریه را از دوره ای که پیشروی گروه تروریستی تکفیری داعش در خاک سوریه به سوی مرزهای ترکیه و کوبانی (عین العرب) سرعت گرفته، مد نظر داشته،ولی با ملاحظات واکنشهای بین المللی و درگیر کردن خود در یک ماجرای جنگی ناخواسته، دنبال فرصت مناسبی می گشت یا حداقل امیدوار بود به اصطلاح ارتش آزاد سوریه که مورد حمایت سخت دولت آنکارا قرار دارد، با تسلط بر این مناطق، دغدغه های امنیتی اش در قبال این مقبره کاهش یابد، اما چنین نشد.
مقبره سلیمان شاه علاوه بر ارزش معنوی برای ترکها، از نظر اینکه به ادعای این کشور تنها قطعه خاک متعلق به ترکیه در خارج از مرزهای این کشور میباشد، حایز اهمیت زیادی است.سلیمان شاه جد عثمان غازی، موسسه امپراتوری عثمانی است.سلیمان شاه در سال های 1200 میلادی در پی حملات مغول به همراه 50 هزار تن از اعضای قبیله اش به بخشی که آناتولی یاد می شود و اکنون در بخش مرکزی و جنوب شرقی مرزهای ترکیه قرار دارد، کوچ کرد و در سواحل رودخانه پرآب فرات سکنی گزید.
گویا وی در سال 1227 میلادی وقتی که می خواست برای شرکت در جنگ های صلیبی به فلسطین برود، در رودخانه فرات غرق شد. بنا به برخی روایات تاریخی جسد وی و دو محافظش در قلعه جابر که در داخل خاک سوریه فعلی و در 100 کیلومتری مرزهای ترکیه قرار دارد، دفن شد.
ترکیه مدعی است مکانی که در روستای کارا کوزاک از توابع استان حلب سوریه قرار دارد، مقبره سلیمان شاه است و با استناد به قراردادی که در 20 اکتبر سال 1921 میلادی در آنکارا با فرانسه منعقد شد، این مکان جزو قلمروی ترکیه است.
در آن دوره سوریه در قیمومت فرانسه قرار داشت و دولتی که پیش از انقراض دولت عثمانی در آنکارا تشکیل شده بود، این قرارداد را با فرانسه به امضا رسانده بود.