سیدعلی خرم/ استاد دانشگاه حقوق بینالملل
مذاکرات هستهای ظاهرا به پایان خود نزدیک میشود و طرفین نهایت تلاش خود را بهکار میبرند که از یکسو همه مسایل باقیمانده را پوشش دهند و نکتهای جا نماند که اگر اراده بر توافق قرار گرفت در زمان، عقب نباشند و از سوی دیگر غرب بهدنبال فضاسازی است که مذاکرات را با حداکثر امتیاز به پایان برساند. بیش از ١٥ماه است ایران و آمریکا درگیر مذاکرات هستهای هستند و تلاشهای گوناگونی میشود که این مذاکرات قبل از مواجهشدن با هر طوفان ممکن، به سرمنزل مقصود رسیده و با افتخار برای طرفین به پایان رسد. بیشک اگر چنین شود موفقیت در مذاکرات هستهای دستمایه خوبی برای هر دو کشور خواهد بود که اعتماد بیشتری به یکدیگر کرده و بتوانند وارد پروژه بعدی شوند که «چگونگی روابط دوجانبه» توصیف میشود. سیاست رفتاری ایران نشان میدهد حتی در این پروژه اول هم با حزم و احتیاط و نوعی محافظهکاری گام برمیدارد؛
بهطوریکه بیاعتمادی و ناباوری در آن کاملا مشهود است. شاید چنین سیاست رفتاری از سوی ایران طبیعی باشد زیرا ٣٥سال خصومت و اندیشه توطئه بین ایران و آمریکا اجازه نمیدهد فضای بهتری بر اندیشههای مسوولان دوکشور حاکم باشد. اما بهنظر میرسد در مورد آمریکا شرایط قدری فرق دارد. دولت دموکرات آقای اوباما در راستای دستآوردهای خود در زمینه مصالحه و تعامل با جهان، قصد دارد ابتکارات بعدی خود را بهتر به جهان نشان دهد. از جمله به تابوی ٥٠ساله پروژه انزواسازی و تحریم کوبا پرداخت و با اقرار به اینکه ٥٠سال انزوا و تحریم کوبا نه نتیجهای برای آمریکا داشته و نه نظام سیاسی کوبا را تصحیح کرده، درصدد عبور از تابوی دیرینه برآمد و در هالهای از ناباوری به فراموشکردن گذشته سیاسی با کوبا و ایجاد روابط دیپلماتیک با این کشور پرداخت.
بهاینترتیب رهبران آمریکا و کوبا به ٥٠سال بیاعتمادی نسبت به یکدیگر، پایان داده و توانستند ثابت کنند آن بیاعتمادیها صرفا سوءظن و توهم بوده که میشد خیلی زودتر از شر آن راحت شد. اکنون دموکراتها توانستهاند توجه همگان در داخل و خارج از آمریکا را بهسوی خود جلب کنند. پروژه ناتمام دیگری برای آقای اوباما در این دو سال، باقی مانده است: پروژه ایجاد ارتباط دوستانه با ایران که مستقیما با منافع و امنیت ملی آمریکا مرتبط است. رییسجمهور آمریکا بهوضوح برداشت خود را نسبت به این پروژه بیان میدارد. اوباما در مصاحبه با رادیو امتیآر اگرچه با حزم و احتیاط، ولیکن میگوید: «ایران کشوری بزرگ و تاثیرگذار است و میتواند یک قدرت منطقهای موفق باشد.» او برخی اما و اگرها هم در کنار این جمله خود قرار میدهد که هم تندروهای داخلی آمریکا را آرام و مهار کند و هم درصورتیکه ایران با این پیشنهاد و ابتکار رییسجمهور آمریکا بداقبالی کرد از قبل، نوعی تعادل در سخنانش ایجاد کرده باشد.
آنچه اکنون تندروها در اطراف و اکناف جهان تلاش دارند این است که از تفاهم بین ایران و غرب جلوگیری کنند تا ایران را در راستای اهداف خودشان قرار دهند.
آمریکا در این هدفگذاری میتواند با احترام به حقوق ایران و جلوگیری از زیادهخواهیهای جناح تندرو داخلی، برای رسیدن به تفاهم با ایران در پرونده هستهای مساعدت کند و بهاینترتیب راه را برای اجراییکردن استراتژی جدید این کشور فراهم سازد. اگر دولت اوباما به این مهم، توجه کافی نکند یا قادر نباشد از عهده جناح تندرو داخلی برآید، در این صورت فاجعهای منطقهای که به بحران جدی بینالمللی منتهی خواهد شد، صورت میگیرد و توان آمریکا و غرب را برای مدت مدیدی درگیر خود خواهد کرد. درصورت وقوع چنین سناریویی، ایران از رسیدن به رشد و توسعه و احیای اقتصاد و صنعت خود محروم شده و آمریکا و غرب نیز شاهد افزایش افراطیگری در خاورمیانه و سرریزشدن آن به کشورهای غربی خواهند بود.
تصور این شرایط برای همه کشورهای جهان یک مصیبت بهشمار میرود. اسراییل و معدودی دیگر، منافع خود را در چنین سناریویی میبینند؛ زیرا جایگاه آنها در بحران و بحرانسازی است که میتواند حفظ شود. اگر شرایط صلحآمیز در خاورمیانه برقرار باشد، اسراییل و بقیه تندروها قادر نخواهند بود به حیات ناسالم خود ادامه دهند و مجبورند از حقوق بینالملل و از نظم و قانون تبعیت کنند.
درصورت شکست مذاکرات هستهای ایران و گروه ١+٥، جناح تندرو در داخل آمریکا نهتنها سیطره خود را بر سیاست خارجی آمریکا گستردهتر میسازد، بلکه در دوسال آینده دیدگاههای خود را به دولت اوباما دیکته میکند. این مقدمهای خواهد بود که جمهوریخواهان در سال٢٠١٦ به پیروزی سادهای در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا دست یابند و سیاستهای خود را در حمایت از اسراییل به تحقق برسانند. این نکته ظریف دیگریست که مسوولان کشور بایستی به آن توجه کافی کنند.
همچنین تندروهای جمهوریخواه به سیاستهای سختافزارانه دوران جورج بوش نسبت به پرونده هستهای ایران برمیگردند و با افزایش تحریمها و تهدیدات نظامی، مقدمات درگیریهای غیرقابل اجتناب با کشورمان را فراهم میکنند که این سومین نکته قابلتوجه است. بیشک اگر دولت دکتر روحانی به تفاهم لازم با ١+٥ در پرونده هستهای نرسد، به معنای این است که تحریمها لغو نشده بلکه گسترش یافته و به نوبه خود یعنی دکتر روحانی قادر نخواهد بود خرابیها و سوءمدیریتهای دولتهای نهم و دهم را در عرصه اقتصادی، صنعتی و سیاست خارجی ترمیم سازد و به دولتی ضعیف تبدیل خواهد شد.
ملاقاتهای هفته گذشته معاونان وزرای خارجه ایران و آمریکا و سپس حضور وزرای خارجه و همراهی مسوولان انرژی اتمی دوکشور حاکی از تفاهماتی سیاسی بر روی برخی از موضوعات و ورود به جزییات غنیسازی میباشد. جهان اینک به اراده سیاسی ایران و آمریکا در همکاری و حل موضوع پرونده هستهای در چارچوب مذاکرات دیپلماتیک، اعتقاد بیشتری پیدا کرده و در انتظار مشاهده دود سفید از پنجره جلسات ایران و گروه ١+٥ در پایان مهلت تعیینشده است. آنچه در این هنگامه از یکسو موجب بیاعتباری نتانیاهو و ازسویدیگر موجب اثبات ادعای جمهوریاسلامیایران مبنیبر صلحآمیزبودن فعالیتهای هستهای شد خبرهای افشاشده از اسنودن، مامور فنی سابق CIA بود که از قضا تاییدکننده اظهارات ایران شد و فضای بهتری برای توافقات ایران و گروه ١+٥ فراهم ساخت.
این اخبار سازمانهای جاسوسی آمریکا، بریتانیا، اسراییل و آفریقای جنوبی نشان میدهد درست همان موقعی که دوسال پیش نتانیاهو درحال تحریک جهان علیه ایران به بهانه ساخت سلاح هستهای بود، موساد گزارش محرمانه خود را در اختیار سرویسهای آمریکا و بریتانیا قرار داده و در آن تصریح نموده «ایران درحالحاضر بهدنبال ساخت سلاح هستهای نیست». این تناقض گفتار موساد با ادعاهای نتانیاهو برای نخستوزیر اسراییل، بسیار گران تمام میشود و اعتباری برای وی که با خوشحالی عازم آمریکا بود تا ایرانهراسی را در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا تبلیغ کند، باقی نمیگذارد. اکنون جهان با آرامش بیشتری به ایران اعتماد میکند و شرایط مذاکراتی برای ایران راحتتر خواهد شد.
همچنین مراودات ایران و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در پرتو تایید این خبر میتواند به آرامترشدن روابط دو طرف بینجامد که دیدار آقای آمانو، مدیرکل آژانس و معاون وزیر امورخارجه ایران مبنای این همکاری را فراهم کرد. بهاینترتیب امیدها به آینده و پایان دیپلماتیک پرونده هستهای ایران بیشتر میشود. اما نتانیاهو وقاحت خود را کنار نگذاشت و به مخالفت با آمریکا و دیگر اعضای گروه ١+٥ پرداخت و سران این کشورها را متهم به بیتوجهی به توافقات هستهای با ایران کرد. وی پا را فراتر گذاشت و ادعا کرد اگر شش قدرت جهانی هم با ایران توافق کنند، او مخالفت میکند و از توافق، تبعیت نمیکند. این سخنان گستاخانه بیش از همه، به آمریکا گران آمد؛ زیرا آمریکا در همه موارد برای ٧٠سال از اسراییل حمایت کرده و انتظار ندارد چنین واکنشی از اسراییل بهعنوان دستپروده خود مشاهده کند.
در مقابل، واکنش دولت آمریکا هم به سخنان نتانیاهو بیسابقه بود. جانکری، وزیر امورخارجه آمریکا، نتانیاهو را به بیاطلاعی از توافقات ایران و گروه ١+٥ متهم کرد و گفت نتانیاهو نمیداند اصولا توافق چیست. جان کری البته پا را فراتر گذاشت و به جهانیان یادآوری کرد که همین اسراییل در فاصله سالهای ١٩٩٨تا٢٠٠٣ مرتبا از خطر عراق سخن میگفت و آنقدر مغز و روح آمریکاییها را خورد تا به عراق حمله کردند و میدانید چه اتفاقی افتاد. جان کری آنگاه به مضحکه کردن نتانیاهو پرداخت و گفت سالهاست که نتانیاهو میگوید ایران ظرف یکسال یا دوسال به بمب اتمی دست پیدا میکند درحالی که این یک یا دوسال، سالهاست سپری شده و اخبار موثق موساد هم نشان از صحیحنبودن چنین ادعایی دارد.
بهاینترتیب با یاری خداوند مشت دشمنان قسمخوردهای چون نتانیاهو در نزد جهانیان باز شد و همه متوجه شدند اظهارات صادقانه جمهوریاسلامیایران که در هالهای از گردوغبار تبلیغات سهمگین اسراییل و سیستم رسانهای غرب ناپدید شده بود، اینک بهوضوح آشکار شده و نشان از این دارد که ایران مصمم بهحفظ تعهدات خود در قبال جامعه جهانی است. جا دارد مردم و دولت جمهوریاسلامیایران و همه جناحها، اعم از مخالف یا موافق، در یک وحدت و همدلی این فرصت خدادادی که در آن دشمنان ایران مفتضح شدهاند، استفاده کرده و با اعتمادبهنفس کامل توافقات هستهای را به پایان رسانند و اجازه ندهند یکبار دیگر فرصت، به دست بدخواهان بیفتد و سرنوشت کشورمان را دیگران در صحنه بینالمللی رقم بزنند.