صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۵ ارديبهشت ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۳  ، 
شناسه خبر : ۲۷۴۶۵۴
آرش عسكري - مقدمه: در ادبيات سياسي هر كشور دموكراتي بحث حزب و تحزب نقش بسيار پررنگي دارد. احزابي كه با استفاده از ظرفيت‌هاي اجتماعي و سياسي خود پديد مي‌آيند تا بتوانند به شكل دموكراتيك سهمي از قدرت داشته و برنامه خود را ارائه دهند. خانه احزاب ايران نيز از سال 79 براي رتق و فتق امور همين احزاب و تشكل‌هاي قانوني درون كشور و حل اختلافات آنها در فضايي دور از جنجال‌هاي سياسي و رسانه‌اي پديد آمد. اما مساله آنجاست كه همان اختلافات سبب تعطيلي خانه احزاب از سال 89 تا به الان شده است. پس از روي كار آمدن دولت تدبير و اميد و توجهي كه به بحث تشكل‌هاي سياسي در اين دولت شده است تلاش‌هايي براي احياي خانه احزاب با همكاري و همراهي دولت آغاز شده است و تلاش‌هايي كه اما باز با برخي حواشي و اختلاف‌نظرها روبه‌رو گشته است. در همين خصوص دكتر رئوفيان به نمايندگي از جامعه اسلامي فرهنگيان كه تحت عنوان تشكلي اصولگرا فعاليت مي‌كند و دكتر طاهرنژاد به نمايندگي از حزب اصلاح‌طلب كارگزاران در مناظره‌اي به ميزباني روزنامه آرمان در اين خصوص به بحث نشسته‌اند.

** طاهرنژاد: حساسیت و نقش خانه احزاب در ایجاد همگرایی و تعامل میان گروه‌های سیاسی بسیار مهم است. فلسفه تاسیس خانه احزاب این بود كه بعضا گفت‌وگو‌ها و تنش‌هایی كه بین احزاب در فضای عمومی و در سطح رسانه‌ها مطرح می‌شد، گاهی به تخریب روان جامعه منجر می‌شد. جامعه خیلی تحمل گفت‌وگو و چالش‌های تنش‌زا و التهاب‌آفرین را ندارد. لذا در آن فضا احساس می‌شد كه كم‌كم جامعه دارد از بگومگو‌های بین احزاب و گروه‌های سیاسی سرخورده می‌شود. لذا در وزارت كشور عده‌ای از دوستان به این جمع‌بندی رسیدند كه جایی وجود داشته باشد كه جریان‌های سیاسی در آنجا بنشینند و با هم گفت‌وگو كنند.

بعد از مطالعات اولیه بنا شد كه چیزی به نام خانه احزاب درست بشود و جریانات مختلف سیاسی نمایندگانشان در آنجا با هم بنشینند و حرف بزنند تا بخشی از این اختلاف‌نظر‌ها و اختلاف دیدگاه‌ها در درون خانه رتق و فتق بشود و به فضای عمومی جامعه كشیده نشود. فكر خوبی هم بود و آثار و بركات خوبی هم داشت. پس از این اقدام و تشكیل خانه احزاب نمایندگان احزاب مطرح كشور رای آوردند در اولین انتخابات شورای مركزی و در فضایی دوستانه و صمیمانه پشت یك میز نشستند. وقتی هم كه در داخل خانه فضا دوستانه و صمیمانه بود دیگر توجیهی نداشت كه در بیرون جنجال و غوغا شود. به نظر می‌رسید كه روند خوبی باشد و آثار خوبی هم بر جای گذاشت.

دوستان در جناح‌های مختلف به همدیگر خیلی نزدیك شدند. این جریان ادامه پیدا كرد و چهار انتخابات انجام شد و در دولت دوم آقای احمدی‌نژاد آخرین انتخابات خانه احزاب برگزار شد كه متاسفانه در آن دوره در خانه احزاب بسته شد. گرچه به صورت غیررسمی آخرین شورای مركزی به صورت گعده‌ای نشست و برخاست‌هایی با هم داشتند اما هم به دلیل این كه دولت همراه نبود و هم به دلیل اینكه دوره آنها به اتمام رسید و پایگاهشان را از دست دادند و اختلافاتی داخلی نیز پیدا كردند عملا دستاورد ملموسی نداشتند. با روی كارآمدن دولت تدبیر و امید و توجه آقای روحانی به فعالیت احزاب، یكی از كار‌هایی كه دولت دنبال كرد همین احیای خانه احزاب بود.

جلساتی در وزارت كشور خدمت آقای دكتر میرولد، معاون سیاسی و دیگران داشتیم. ابتدا قرار شد كه آن شورای موخر مقدمات كار را انجام بدهد و انتخابات را برگزار كند. بعضی از دوستان به این دلیل كه می‌گفتند عمر قانونی این شورا به اتمام رسیده است موافق نبودند و شاید هم دوستان نمی‌خواستند خیلی آن افرادی كه در دوره آخر انتخاب شده بودند دست‌اندركار باشند. لذا با همفكری جمعی را مشخص كردیم كه احیای خانه احزاب را پیگیری كنند تا با استفاده از ظرفیت قانون اساسی دوباره خانه احزاب برقرار شود. یكی از ظرفیت‌های قانون اساسی این بوده است كه یك‌سوم اعضای رسمی خانه احزاب كشور می‌توانند درخواست برگزاری مجمع عمومی فوق‌العاده بدهند.

خب امضاها تهیه شد و آن جمع هم انتخاب شدند و بنا شد كه دو نفر از بزرگواران دعوتنامه را امضا كنند و مجمع تشكیل شود اما در این فاصله اتفاقاتی افتاد كه هم شورای قبلی سماجت كرد كه خودش نقش‌آفرینی كند و هم بعضی از دوستان اصولگرا منصرف شدند از ادامه همكاری با طرح اینكه اصلا خانه احزاب موضوعیت خود را از دست داده و باید باشگاه احزاب درست شود و از این دست مسائل و عملا كار زمین ماند. اخیرا كه آقای مقیمی به‌عنوان معاون سیاسی منصوب شد جلسه‌ای با آیت‌ا... موسوی‌تبریزی و دكتر غفوری‌فرد داشتند و مقرر شد كه این جلسه ادامه پیدا كند و به راهكاری برسد تا این بحث احیای خانه احزاب ادامه داده شود.

** رئوفیان: نزدیک چهارده سال از شروع به کارخانه احزاب ایران می‌گذرد. خانه‌ای که در این چهارده سال نشیب و فراز افت‌و‌خیز‌ها و کامیابی‌ها و ناکامی‌هایی را به‌دنبال داشت. سال 79 در واقع اسفند 79 کار خانه احزاب شروع شد و در سال 82 سندی به عنوان منشور وفاق و قواعد رفتاری احزاب سیاسی در حضور نمایندگان احزاب و گروه‌های سیاسی، وزیر کشور، معاونت سیاسی وقت وزارت کشور به تصویب رسید که سند بسیار مهمی است و به امضای نمایندگان احزاب و گروه‌های سیاسی عضو خانه هم رسید که من معتقدم اگر به مواد، مفاد و الزامات آن سند توجه می‌شد شاید ما امروز در واقع در این مرحله نبودیم.

ادامه کار دوره اول که اصلاح‌طلب‌ها آمدند و با ترکیب 7+8 کاملا یک توازنی بود و در فضایی بسیار صمیمی خانه احزاب به آنچه وظیفه خود می‌دانست پرداخت و دوره دوم که اصولگراها آمدند آن هم ترکیب متوازنی بود و اگر درست بگویم با ترکیب 9+6 در واقع دوره دوم هم سپری شد و طعم شیرینی از عملکرد خانه احزاب در ذائقه احزاب و جامعه باقی ماند. با تشکیل شورای مرکزی سوم که در واقع اصلاح‌طلب‌ها غالبا کرسی‌های خانه احزاب را دراختیار گرفتند اختلافات شروع شد و به دوره چهارم که کشید این اختلافات تشدید شد و در واقع آن وضعیتی را به وجود آورد که تا به امروز ما هنوز اندرخم یک کوچه‌ایم.

خب سال 88 مجمع پنجم برای تشکیل شورای پنجم از طرف وزارت کشور دولت دهم فاقد رسمیت اعلام شد و در واقع دعواها شدیدتر شد و به تعطیلی خانه احزاب و در اختیار گرفتن اسناد و مدارک توسط وزارت کشور و بعد اعتراضاتی که از سوی شورای چهارم به دنبال داشت منجر شد. علت اختلافات را هم من در این می‌بینم که بالاخره خانه احزاب از شورای سوم به خانه جناح تبدیل شد و فعالیت‌های صنفی به فعالیت‌های سیاسی مبدل شد. این تغییر وضعیت که از ترکیب اعضای شورای مرکزی بود، من در مجمع عمومی سوم برای انتخاب اعضای شورای مرکزی حضور داشتم، ولی به لحاظ اینکه در آن زمان وزارت کشور بی‌حساب و کتاب به اعضا و به موسسینی که برای تاسیس و تشکیل حزب درخواست می‌دادند مجوز می‌داد و می‌شد با سه نفر مجوز یک حزب را گرفت.

حالا این حزب به مجمع می‌آمد و با سه تا پنج عضو یک حق رای داشت و احزابی با سه تا پنج‌هزار عضو نیز یک حق رای داشت. به‌هر حال انتخابات برگزار گردید و نمی‌شد غیر از این هم انتخاباتی برگزار کرد. وقتی انتخابات برگزار شد، فهرست اسامی نامزد‌ها که دراختیار اعضای شرکت‌کننده در مجمع قرار گرفت به این دلیل که اکثر آنها اصلاح‌طلب بودند اصلاح‌طلب‌ها رای آوردند و آن توازن به هم خورد. کار که به دوره چهارم کشید دیگر در واقع این مسائل شدت بیشتری پیدا کرد و خانه احزاب در واقع آن ماهیت خودش را به‌عنوان خانه احزاب از دست داد. حالا من می‌خواهم قدری خودمانی با این تابلو برخورد کنم. واقعا وقتی می‌گوییم خانه یا به تعبیر خودمان خونه، این خونه احزاب باید خونه چه چیزی باشد؟

به نظر می‌آید که این خانه باید خانه دل‌ها باشد. یعنی جایی که وقتی که نمایندگان احزاب وگروه‌های سیاسی جمع می‌شوند، احزاب فعال در کشور و احزاب قانونی با گرایش‌های مختلف احساس کنند به نوعی دارند نمایندگی می‌شوند در آن خانه احزاب. اما وقتی که احساس کنند که نه، یک جناح غالب نسبت به مسائلی که وظیفه‌اش می‌باشد دارد می‌پردازد این ذهنیت به وجود می‌آید که نکند بالاخره جهت، جهت سیاسی باشد و رفتار به‌گونه‌ای که در راستای رتق و فتق امور احزاب، رسیدگی به مشکلات آنها و مسائلی که در منشور آمده است نباشد. خب اینها مسائلی هستند که کم‌کم یک فاصله و یک زاویه غیرقابل ترمیمی را ایجاد کرد که آسیب‌های زیادی را هم به دنبال داشت.

لذا اگر خانه احزاب، خانه‌ای باشد که احزاب احساس کنند زیر یک سقف مطمئن، با یک زیرساخت محکم و محلی که برای رفع مشکلات آنها ایجاد شده و باید مورد اعتماد اعضا هم باشد، یا به تعبیری خانه امید آنها باشد این می‌تواند این آرامش و این فضای روانی اجتماعی را در احزاب ایجاد کند و به طبع آن در جامعه. اما اگر غیر از این باشد نگرانی پشت‌سر نگرانی می‌رسد. وقتی که به اعتماد خدشه وارد می‌شود و دیوار اعتماد آسیب می‌بیند خوب یک حزب می‌گوید که از کجا معلوم من مشکلم را به خانه احزاب ببرم به لحاظ اینکه از نظر تفکر جناحی رقیب آنها هستم به مشکلات من رسیدگی شود یا مسائلی از این قبیل. لذا از دوره سوم که در واقع ترک افتاد بر سقف این خانه و به نوعی آسیب دید دیگر در دوره چهارم اصلا سقف خوابید، الان البته مدتی است که دوستان ما تدبیر کرده‌اند و کسانی که واقعا دلسوزند و خانه احزاب را ضروری می‌دانند به‌دنبال احیای این خانه هستند.

* آقای طاهرنژاد اگر پاسخی به صحبت‌های آقای رئوفیان داریدبفرمایید ضمن اینكه آقای رئوفیان گفتند كه از آن سند وفاقی كه امضا شده است میان اعضای خانه احزاب عدول شده است. اگر این مساله را قبول دارید بفرمایید كه این عدول چگونه بوده است؟

** طاهرنژاد: به لحاظ شكلی همین چیزی كه آقای رئوفیان گفتند درست است اما وقتی كه به محتوای امر نگاه كنیم می‌بینیم كه دوستان ما در جبهه اصولگرایی قبل از اینكه خانه احزاب فعال شود اصولا خیلی عنایت به تشكیل حزب و گروه سیاسی نداشتند و حتی خود موتلفه كه مجموعه نسبتا فراگیری است در قالب هیات اداره می‌شد و بعد تبدیل شد به جمعیت و در جریان همین در واقع تحولاتی كه در عرصه سیاسی كشور رخ داد ترجیح دادند كه توسعه تشكیلات بدهند و تبدیل به حزب شوند. چون تشویق و توصیه به تشكل‌گرایی و سازماندهی نیروهای سیاسی در جبهه اصولگرایی كم بود به همان نسبت هم تقاضا برای تشكیل و تاسیس گروه‌های سیاسی در وزارت كشور از سوی این جریان كم داده می‌شد.

جریان اصلاح‌طلبی اما كاملا عكس این مطلب بودند. آنها چون اصولا قالب رقابت را در قاموس تشكل و سازمان سیاسی می‌دیدند خب بالطبع تقاضاهای بیشتر و مراجعات بیشتری به وزارت كشور داشتند و گروه‌های متعدد و متنوعی در دوره اصلاحات تقاضا داده و ثبت شدند. در نتیجه بین تعداد جریانات اصولگرا و اصلاح‌طلب تعادل برقرار نبود. این عدم تعادل باعث شد كه در انتخابات اول، دوم، سوم و هیات موسس، بیشتر انتخابات شبیه تفاهم باشد. یعنی ما به همدیگر هم رای می‌دادیم تا تركیب، تركیب متعادل و متجانسی باشد. كم‌كم این مساله شكل سیاسی به خود گرفت و در انتخابات سوم دیگر غالب اعضای شورای مركزی را اصلاح‌طلبان تشكیل دادند. با توجه به آن ساختار اگر در دوره‌های پیش هم با اصولگرایان تفاهم نمی‌كردیم نتیجه‌ای غیر از به‌دست آمدن اكثریت اصلاح‌طلبان به‌دست نمی‌آمد.

چون تعداد احزاب اصلاح‌طلب تقریبا دو برابر احزاب اصولگرا بود. یعنی اگر اصلاح‌طلبان تصمیم می‌گرفتند كه از خود انعطاف صورت ندهند هیچ گروه سیاسی از جریان اصولگرا بالا نمی‌آمد و تا همان جا هم با تفاهم بود كه توانسته بودند بالا بیایند. در دوره چهارم دیگر كاملا شرایط رقابت سخت‌تر شد. خب این اشكال به این ساختار وارد بود كه اگر با این روال جلو می‌رفتیم به‌طور طبیعی بعد از مدتی دیگر یك طیف بر خانه احزاب حاكم می‌شد كه آن طیف هم طیف اصلاح‌طلب بود و حضور طیف اصولگرا یا خیلی كمرنگ می‌شد و یا به‌طور كلی محو می‌شدند و خانه احزاب دیگر ممكن بود به‌عنوان محلی كه احزاب در آن دور هم بنشینند و تعامل كنند و این تعامل سبب شود كه گروه‌های سیاسی در جامعه خیلی ایجاد تنتش نكنند شناخته نمی‌شد و این فلسفه ممكن بود كمرنگ شود.

نهایتا خانه احزاب تعطیل شده و ادامه فعالیت ناممكن شد. لذا الان كه بحث احیای خانه احزاب و تجدید فعالیت آن مطرح می‌باشد باز یكی از دغدغه‌ها همان ساختار آن است كه پیشنهاداتی دوستان دارند و روی آن مطالعاتی انجام گرفته است و امیدواریم كه در مجمع عمومی كه تشكیل خواهد شد برای اصلاح ساختار، پیشنهادات مورد پذیرش قرار بگیرد به شكلی كه به قول آقای رئوفیان همه گرایش‌های سیاسی در خانه احزاب حضور داشته باشند و احساس كنند كه نقش دارند.

اگر به این مرحله برسیم در آن صورت خانه احزاب هم ضروری است، هم موثر و هم می‌تواند كمك كند به تقویت بنیان احزاب كشور و توسعه تشكیلات آنها. شاید دست یافتن به این مساله در كوتاه‌مدت میسر نباشد ولی عملی است. باید به این سمت برویم كه در واقع دو یا سه جبهه متشكل از گرایش‌های مختلف سیاسی را در خانه احزاب تعریف كنیم و هر جبهه‌ای تعدادی كرسی به تناسب عقبه خود داشته باشد. شاید این مساله بتواند كمك كند البته این فعلا پیشنهاد است و باید تصویب شود. در جلساتی كه خدمت دوستان داشتیم پیشنهاد داشتیم كه سه جبهه داشته باشیم. جبهه‌های اصولگرا، اصلاح‌طلب و معتدل.

** رئوفیان: جبهه مستقل.

** طاهرنژاد: بله به قول بعضی از دوستان مستقل، حالا آنها هم اسمشان را گذاشته‌اند معتدل. بعد باید بین آن بیست و یك كرسی اصلی به نسبت به این سه جبهه تقسیم شود. البته این هم یك پیشنهاد است. پیشنهادات دیگری هم هست اما آنچه مسلم است اگر بنا باشد كه خانه احزاب مجددا فعال شود و تاثیرگذار باشد در عرصه سیاسی كشور و فعالیتش منجر به تعامل منطقی بین احزاب و جریانات سیاسی باشد لازمه‌اش این است كه این ساختار به‌گونه‌ای بازبینی شود كه همه احساس كنند كه آنجا صاحب نقش و صاحب‌اثرند و خانه متعلق به همه آنهاست.

* اگر پاسخی به صحبت‌های آقای طاهرنژاد دارید بفرمایید.

** رئوفیان: من ابتدا در ارتباط با نظری که آقای طاهرنژاد داشتند باید بگویم اصولگرایان در ارتباط با رفتن به سوی حزب داشتن پیشقدم بوده‌اند. من خودم از موسسین جامعه اسلامی فرهنگیان کشور هستم در سال 65. آن موقع بعد از انحلال حزب جمهوری اسلامی فقط جمعیت موتلفه اسلامی بود و ما همراه با جامعه زینب که در آن زمان تشکیل شده بود دو تشکل سیاسی اصولگرا بودیم منتها آن موقع بحث اصولگرا و اصلاح‌طلب نبود.خب سال 65 تا 85 من بیست سال عضو شورای مرکزی، موسس، قائم‌مقام دبیرکل و 8 سال هم دبیرکل جامعه اسلامی فرهنگیان بودم، یا خود جامعه زینب یا جامعه اسلامی مهندسین. لذا فعالان سیاسی در جناح اصولگرا نسبت به اینکه حزب رسمی با پروانه از وزارت کشور تاسیس کنند پیشقدم بودند.

** طاهرنژاد: حزب را بفرمایید آقای دکتر، اینها که حزب نبودند.

** رئوفیان: حالا به هر حال گروه سیاسی. چون ما این بحث حزب و اینها را این دوره داشتیم.

** طاهرنژاد: به هر حال ما بحث حزب را می‌کردیم.

** رئوفیان: ولی خوب از آنجا که کمیسیون ماده 10 قانون احزاب در دوران اصلاحات نه اینکه اصولگرا‌ها نسبت به درخواست گروه سیاسی اقدام نکنند بلکه کمتر در اخذ مجوز توفیق داشتند. بیشتر اصلاح‌طلب‌ها بودند که درخواستشان مورد موافقت کمیسیون قرار می‌گرفت و همین شد که تعداد تشکل‌های اصلاح‌طلب نسبت به اصولگرایان بیشتر شد و طبیعی بود با توجه به اینکه آن ساختار غلطی که بود که انتخابات به آن گونه باشد. همانطور که عرض کردم بدون تقلب اصلاح‌طلب‌ها رای آوردند و آن توازن بهم خورد. نکته دیگر اینکه من دقت کردم آقای طاهرنژاد درخصوص مصوباتی که در منشور وفاق آمده بود پاسخی ندادند. اگر واقعا وفادار به آن مصوبات می‌بودیم و توجه می‌کردیم شاید کار به اینجا نمی‌کشید.

یکی از مصوبات التزام احزاب به منافع و امنیت ملی بود. شاید یکی از دلایلی که امروز ما احساس می‌کنیم دل‌ها کنار همدیگر جمع نمی‌شوند و آن همدلی به وجود نمی‌آید و درنتیجه آن خانه احزاب واقعی که همه احزاب احساس کنند عضو آن هستند به وجود بیاید همین مساله است که نسبت به این التزام به امنیت ملی از ناحیه برخی توجه نشد. یا عدم حمایت از حرکت‌های غیرقانونی و محکوم کردن این حرکت‌ها. ما دیدیم برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی حرکت‌هایی می‌کنند که خیلی با قانون انطباق ندارد.

خب برخی آمدند اعتراض کردند و برخورد کردند و این موجب اصطکاک شد، خب اینها طبق وظیفه عمل کردند، آنها نباید زمینه‌ای را پیش می‌آوردند که مورد اعتراض قرار بگیرند یا نحوه حرکتشان از طرف جناح مقابل که اصولگرایان باشند مورد اعتراض قرار بگیرد و محکوم شوند. یکی دیگر از مصوبات خیلی خوبی که در منشور وفاق بود تاسیس نهاد گفت‌وگو پیرامون مبانی رفتاری بود که من همین‌جا معتقدم که باید خانه احزاب تشکیل شود. دوستانی که بحث باشگاه احزاب را پیش می‌کشند ضمن احترام به نظرشان من مخالفم و فکر می‌کنم که اگر واقعا خانه احزاب نسبت به تاسیس یک نهاد گفت‌وگو پیرامون قواعد رفتاری احزاب اقدام می‌کرد و کار به این اختلافات نمی‌کشید امروز ما نظر دوستان راجع به باشگاه احزاب را داشتیم ولی باز این به آسیب‌هایی برمی‌گردد که ما به خاطر اختلافات دیدیم.

لذا دفاع از حقوق قانونی احزاب یکی از وظایف قانونی احزاب بود و این در منشور آمده بود. حق آزادی احزاب یک مورد دیگر بود. باید خانه احزاب دنبال اینها می‌رفت و از حق و حقوق احزاب نسبت به آن چیزی که در قانون اساسی آمده است دفاع می‌کرد. آقای دکتر هم گفتند، یکی از دلایل عدم موفقیت چهارمی‌ها در اینکه بتوانند خانه را حفظ کنند این بود که غالبا اصلاح‌طلب‌ها بودند. ولی اگر آن توازن و تعادل برقرار بود با منطق و استدلال پیش می‌رفت شاید خیلی هم دولت احمدی‌نژاد نمی‌توانست که اینگونه برخورد کند. چون اینگونه برخورد یعنی بی‌توجهی به احزاب. خانه احزاب در نهادینه‌کردن و درونی‌کردن احزاب در کشور نقش بسیار مهمی می‌تواند داشته باشد، الحمدا... در دولت تدبیر و امید این رویکرد وجود دارد و من وظیفه خود می‌دانم که تشکر کنم از ریاست محترم دولت، از وزیر محترم کشور.

جلسه‌ای که با حضور نمایندگان احزاب تشکیل دادند کاملا پیدا بود وقتی که حدود 60 حزب و گروه سیاسی را دعوت کردند و جلسه دیگری هم با حضور استاندار‌ها باز احزاب و گروه‌های سیاسی را دعوت کردند. این هوای تازه یک امید را پدید آورد، دولت با احزاب تعامل داشت. واقعا جلسات بسیار صمیمی و جدی احزاب با دولت یازدهم داشته‌اند و واقعا خود احزاب احساس كردند كه برای اولین‌بار می‌نشینند و با استفاده از امكانات دولت در یك فضای همدلی هم اصلاح‌طلب‌ها و هم اصولگرایان با یك تركیب خوب راجع به قانون احزاب كار كنند. خوشبختانه خانه احزاب در این پیش‌نویس قانون جدید هم پیش‌بینی شده است. یكی از اشكالات و نگرانی‌هایی كه برخی از دوستان دارند این است كه خانه احزاب باید یك جایگاه حقوقی داشته باشد.

با توجه به اینكه در پیش‌نویس خانه احزاب كه امیدواریم مجلس دقت كند و آن را به‌گونه‌ای نهایی كند و به تصویب برساند كه آن نیاز‌های قانونی مطلوب و ممكن احزاب برآورده شود در آنجا دیده شده است كه خانه احزاب باید تشكیل شود. به هر حال الان دكتر غفوری‌فرد و آقای موسوی‌تبریزی به‌عنوان نمایندگان جریانات مختلف این مساله را پیگیری می‌كنند. چون دوستان اصلاح‌طلب و اصولگرا در دو، سه جلسه كه دورهم جمع شدیم یك هیات اجرایی تشكیل دادند متشكل از 7 نفر كه البته در آن تركیب هم غالبا اصلاح‌طلبان بودند و البته برخی هم اعتراض كردند و ما با آنها صحبت كردیم كه اشكالی ندارد. به هر حال آنها مشخص كردند كه آقای موسوی‌تبریزی و آقای غفوری‌فرد به‌عنوان روسای خانه اول و دوم دعوت كنند.

این مساله در جلسه مشترك با دولت مطرح شد و دولت هم بسیار استقبال كرد. در كنار اینها یك نفر دیگر هم می‌تواند بیاید. برخی پیشنهاد كردند كه آن یك نفر از شورای چهارم باشد و برخی گفتند حساسیت ایجاد نكنید و ممكن است بعضی‌ها بگویند دوره چهارم رسمیت ندارد. ولی دعوت‌كنندگان به مجمع قرار بود اینها باشند. همانطور كه گفته شد یك‌سوم اعضای مجمع یعنی حدود 70 نفر هم این درخواست را امضا كردند، ولی تاسف من از این است كه در مصاحبه‌ای كه آقای كاشفی فكر می‌كنم با ایسنا داشت به تشكیل كمیته اجرایی خانه معترض شد و اصلا گفت آن را قبول ندارد. چراكه اعتقاد وی بر این است كه خانه چهارم همچنان رسمی است و خانه چهارم است كه باید مجمع را برگزار كند.

من خدا را شاهد می‌گیرم كه تنها اعتقاد من این است كه در مجمع و در برگزاری مجمع باید طوری عمل كنیم كه كمترین تنش و كمترین ریزش را داشته باشیم. اما اصرار آقای كاشفی به این جهت كه خانه چهارم رسمیت دارد و ما باید این كار را بكنیم و هیات اجرایی را اینكه قبول ندارد خوب نیست. خیلی جالب است كه یكی از دوستانی كه در هیات اجرایی 7 نفره انتخاب شد الان در هیات 4 نفره‌ای كه آقای كاشفی معرفی كرده نیز حضور دارد. آقای كاشفی، آقای كنعانی‌مقدم را از اصولگرایان و خودشان، آقای علیخانی و آقای ولایتی را از اصلاح‌طلبان معرفی كردند كه باز می‌بینیم در این تركیبی كه آقای كاشفی اصرار دارد باید به عنوان كمیته اجرایی مجمع را برگزار كنند باز اگر نگاه كنیم می‌بینیم آقای كاشفی، علیخانی و ولایتی اصلاح‌طلب هستند و فقط آقای كنعانی مقدم اصولگراست.

* یعنی شما آقای ولایتی را اصلاح‌طلب می‌دانید؟

** رئوفیان: ببینید بالاخره من عرض می‌كنم كه همان تصمیمی كه گرفته شد و كمیته 7 نفره انتخاب شد و 70 نفر هم امضا كردند و آقای غفوری‌فرد و موسوی‌تبریزی هم قرار شد دعوتنامه را بنویسند بهترین راه بود. آقای طاهرنژاد ببینید این تركیبی كه آقای كاشفی انتخاب كردند تنش‌زاست و مشكل درست می‌كند .ما باید كاری كنیم كه با كمترین تنش و كمترین ریزش مواجه شویم.

* بنا به گفته آقای رئوفیان احزاب اصلاح‌طلب در خانه احزاب به دنبال پیشبرد مسائل احزاب نبوده‌اند.

** طاهرنژاد: شاید آقای رئوفیان متوجه بخشی از تاثیر بسیار ارزشمند خانه احزاب در فضای بیرونی كشور نشده‌اند. واقعیت این است كه قبل از اینكه خانه احزاب را تشكیل دهیم فعالیت احزاب ما در بیرون هیچ بازتابی نداشت. توی این بخش خانه احزاب خیلی موفق عمل كرد. یعنی حضور بسیارجدی پیدا كرد در ایكا چند هیات به تركیه، باكو، سوریه، كره، چین و ... فرستاد. با احزاب آسیایی جلسات متعددی برگزار شد. یك جلسه ما میزبان هیات‌رئیسه ایكا بودیم در ایران به‌عنوان خانه احزاب.

لذا در آن بخش موفق بود و در داخل هم خب خیلی تشكیلات خانه احزاب جوان بود و نسبت به یك تشكیلات جوان خب همان بحث رقابت‌های سیاسی و امضای آن میثاق ملی یا تعریف مبانی قاعده گفت‌وگو بین احزاب و جریانات سیاسی را داشتیم كه یك پای همه این كار‌ها خانه احزاب بود و كارهای خوبی انجام شد و پایه‌های خوبی ریخته شد و بعد‌ها هم من اعتقاد ندارم كه از چیزی عدول شد. واقعیت این است كه پس از اینكه خانه احزاب یك مقدار از اهداف صنفی خودش فاصله گرفت و تاحدی سیاسی شد، محور‌های اصلی فلسفه اصلی خودش را تحت‌الشعاع قرار داد. خوب ما تقریبا تمام دوره سوم را مشغول رفع اختلاف بین اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بودیم.

خب اختلاف وجود داشت. اصولگرایان شركت نمی‌كردند و جلسات متعددی تشكیل شد و مرحوم عسگراولادی دخالت كردند و دو طرف را به همكاری و همراهی دعوت كردند. خدمت سیدحسن آقای خمینی رسیدیم. ایشان دخالت كرد كه همگرایی ایجاد شود و همینطور این رقابت و اختلاف ادامه پیدا كرد تا انتخابات بعدی. انتخابات بعدی هم كه دیگر وارد فضای پرتنش بعد از سال 88 شده بود كه بالطبع در آن فضای پرتنش هم اینكه تدبیر كنیم هر دو جناح باشند و فضای تعامل در داخل خانه توسعه پیدا كند و تفاهم و دوستی جایگزین رقابت سیاسی شود دیگر فرع بر موضوع بود. البته در آن دوره من به دلیل همین نگاه‌ها كاندیدا هم نشدم و از اول هم معتقد بودم خانه احزاب اگر از موضوعیت خودش كه ایجاد تفاهم و همگرایی و گفت‌وگوی صمیمانه بین احزاب فاصله بگیرد حتما بقای آن مورد تردید جدی است.

لذا در آن دوره دیگر كاندیدا نشدم. به نظر می‌رسد كه همان اساسنامه هم از این حیث الان ظرفیت خوبی دارد برای اینكه بتواند از حقوق قانونی احزاب دفاع كند و عمدتا مسائل صنفی، سیاسی و قانونی احزاب را حل‌وفصل كند اما همه اینها در گرو این است كه خود خانه ید واحد باشد. این مساله‌ای است كه آسیب دید در انتخابات دوره سوم و الان هم همه نگاه ما معطوف به این است كه بتوانیم با سازوكار جدید و تعدیل سازوكار قبلی شرایطی را ایجاد كنیم كه از آنجا صدای صمیمیت، دوستی و همكاری بلند شود. با حفظ موضع اعضا با همدیگر ارتباطات سازنده‌ای داشته باشند و با این ارتباطات سازنده و تفاهم بتوانند برای حل مشكلاتی كه در مسیر فعالیت احزاب وجود دارد كاری انجام دهند. واقعیت هم همین است.

من خیلی امیدوارم با بهره‌گیری از تجربه تلخ زیان‌های ناشی از اختلاف یكی دو دوره‌ای كه توازن در داخل خانه احزاب برقرار نبود بتوانیم آینده خوبی را تعریف كنیم برای فعالیت خانه احزاب و برویم به سمتی كه با ید واحد همه ظرفیت‌های خود را در اختیار رفع موانع مسیر فعالیت قانونی خانه احزاب قرار بدهیم تا حزب، جایگاه واقعی خودش را در كشور پیدا كند. یعنی ما الان یك تعامل را ایجاد كردیم و بستری را به‌وجود آوردیم با احزاب آسیایی كه اینها متاسفانه به دلیل همین ركود فعالیت خانه احزاب همین‌جور مغفول و مسكوت مانده و آنها نیز باید احیا شده و به جریان بیفتد تا بتوانیم با استفاده بهینه از همه ظرفیت‌هایی كه پیرامون مان وجود داردجلو برویم.

من فكر می‌كنم كه الان فضا آماده است برای رسیدن به خانه احزابی كه از درونش صدایی واحد و صمیمی دربیاید. دوستان اصولگرا هم الان بیشتر به این جمع‌بندی رسیده‌اند كه لازمه یك رقابت سیاسی در عرصه ملی همكاری و تفاهم است و ما با دعوا و التهاب راه به جایی نمی‌بریم و اگر اختلاف‌نظری هم داریم باید با گفت‌وگو و به شكلی دوستانه تفاهم كنیم یا اگر تفاهمی هم نكردیم با حفظ موضع با یكدیگر صمیمیت خود را ادامه دهیم و از درگیری و دعوا بپرهیزیم چراكه دعوا دردی از جامعه دوا نمی‌كند و فقط ظرفیت‌های ما را نابود می‌كند. در رابطه با شرایط موجود هم به نظر الان وزارت كشور به این جمع‌بندی رسیده كه فكری كه ما كردیم فكر خوبی بود.

یعنی آن جمعی كه انتخاب شدند جمع خوبی بود و اصولگرایان هم انعطاف خوبی از خود نشان دادند. با اینكه بانی این هیات جدید خود اصولگرایان بودند اما در تركیب 5 به 2 به نفع اصلاح‌طلبان بود و عجیب است كه آقای كاشفی به این تركیب هم اعتراض داشت. یعنی اگر به دنبال مسائل اصلاح‌طلبان هم بود این تركیب باید پاسخگو می‌بود كه به این تركیب هم معترض شد. البته بركاتی به این بحث‌های خانه احزاب مترتب بود و آن این بود كه دو جریان سیاسی كه همیشه به هم معترض بودند در جایی به هم رسیدند و آن این بود كه آقای بادامچیان و آقای كاشفی هر دو در یك نقطه به هم رسیدند كه خانه احزاب به این شكل نباید درست شود و ادامه پیدا كند.

* در انتها اگر صحبتی دارید بفرمایید.

** رئوفیان: امیدوارم حالا كه هم احزاب و گروه‌های سیاسی اراده كرد‌ه‌اند و هم دولت اراده و تدبیر كرده است اتفاق خوبی بیفتد. اما اگر این اراده به معنای واقعی كلمه باشد و تصمیم جدی گرفته شده باشد وقتی نخواهد گرفت. ما به جمع‌بندی رسیدیم و دولت هم نقش نظارتی خودش را ایفا می‌كند و خود احزاب هستند كه باید مسائل را حل كنند و مسائل هم حل شده است.

نام:
ایمیل:
نظر: