یمنیها از زمان آغاز حملات هوایی عربستان تا کنون اقدام خاصی انجام ندادهاند. در این خصوص میتوان دلایل ذیل را برشماری نمود:
1- تجاوز عربستان محدود به بمباران هوایی است. اقدامی که از نظر نظامی ارزش چندانی نداشته و نمیتواند باعث برتری عربستان شود. این حملات تنها باعث تقویت روحیه ضد عربستانی مردم یمن و همراهی برخی عناصر خاکستری و مردد در یمن، با انصار الله خواهد گشت و عملاً باعث تقویت جایگاه انصار الله و انقلابیون یمن خواهد شد.
2- در حال حاضر افکار عمومی جهان، عربستان را به عنوان متجاوز شناخته و از انقلابیون و مردم یمن حمایت میکنند. اقدام متقابل یمن میتواند بهانه به دست رسانههای نظام سلطه برای تغییر این موضوع و متخاصم معرفی کردن انقلابیون یمن بدهد. اقدام متقابل یمن همچنین میتواند زمینهساز حضور نظامی برخی کشورهای منطقه و حتی فرامنطقه ای در حمایت از عربستان شود؛ بنابراین در مقطع کنونی، تحمل این حملات و استفاده از پدافند هوایی برای کاهش تأثیر این حملات، گزینه مناسبتری برای یمنیها خواهد بود.
3- راهبرد اصلی و اولویتدار انصار الله، مقابله با تروریستهای القاعده و جریانات مخالف مردم یمن و از جمله نیروهای وابسته به عبد ربه منصور هادی میباشد. هرگونه انحراف از این هدف اصلی میتواند باعث از دست رفتن مناطق کنونی تحت کنترل انصار الله و تشدید ناامنی و هرجومرج داخلی شود. انصار الله ترجیح میدهد جراحات محدود ناشی از حملات هوایی عربستان را به قیمت پیروزی و رسیدن به راهبرد اصلی خود تحمل کند.
4- هرچند یمنیها از دفاع مشروع استفاده نکردهاند اما این امر به معنای دست بسته بودن یمنیها در مقابله با تجاوز نظامی عربستان نخواهد بود. صبر مردم و انقلابیون یمن آستانه مشخصی دارد و قطعاً در روزهای آتی در صورت ادامه حملات رژیم سعودی، شاهد تغییر راهبرد یمنیها در مقابل عربستان خواهیم بود چرا که به اندازه کافی فرصت برای تنویر افکار عمومی داخلی و خارجی بوده است و نمیتوان تهاجم نظامی را تنها با بیانیه پاسخ داد.
عربستان کشوری است بسیار آسیبپذیر. این کشور هرچند از نظر بودجه نظامی و تسلیحات در اختیار، قوی به نظر میرسد، اما ارتشی مزدور محور دارد. اعضای ارتش عربستان را اتباع دیگر کشورهای عربی و حتی غیرعربی از قبیل پاکستان تشکیل میدهند. غیر از رزمایشهای نظامی، ارتش این کشور تجربه جنگ خاصی ندارد و نمیتوان به توان این چنین ارتش بیتجربهای تکیه کرد.
از سوی دیگر یکی از عمده دلایل فتنهانگیزی عربستان در کشورهای منطقه، دور کردن فتنه از داخل مرزهای این کشور بوده است. پاسخ متقابل یمنیها زدن جرقه در انبار باروت عربستان خواهد بود که باعث انفجار از درون عربستان خواهد شد. حمله موشکی یمن به مراکز و پایانههای نفتی عربستان و یا مراکز خاص سیاسی حکومت عربستان و از جمله کاخهای شاهزادگان عربستانی، تنها برخی از گزینههای قابل انتخاب برای نظامیان یمن خواهد بود.
شرکت آرامکو به عنوان بزرگترین شرکت نفتی جهان از اهداف شاخص برای انقلابیون خواهد بود. حمله به این مناطق، ارزش این شرکت را که بیش از 55 هزار نیروی کار را در اختیار دارد و همچنین ارزش بورس عربستان را با سقوط شاخصها مواجه خواهد ساخت. نباید از یاد برد که سرمایهگذارانی که در عربستان حضور دارند از ناامنی در این کشور استقبال نکرده و در صورت بروز ناامنی، ادامه حضور و فعالیت ایشان در عربستان بیمعنی خواهد بود.
گزینههای یمن منحصر به حمله موشکی نخواهد بود. بیش از یکمیلیون تبعه یمن در عربستان و در مشاغل گوناگون و حتی در بخشهایی از ارتش عربستان حضور دارند که قطعاً برخی از این اتباع یمنی از حامیان انقلابیون و مردم یمن بوده و برای دفاع از شرف و سرزمین خود حاضر به فداکاری هستند.
بخشهایی از خاک عربستان متعلق به یمن بوده و هنوز نیز ساکنان این مناطق قرابت خود با یمن را اعلام میدارند. در تجربه تقابل نظامی عربستان با یمنیها در گذشته نیز شاهد ضعف این رژیم در دستیابی به اهداف نظامی بودهایم.
پاسخ متقابل یمنیها به عربستان همچنین میتواند اختلافات شاهزادگان سعودی و نیز اعتراضات مدنی را که حالت نهفته دارند آشکار سازد. بروز این اختلاف و نارضایتی داخلی، عملاً حکومت سعودی را که حقی برای مردمان خود قائل نیست با بحران داخلی مواجه و عدم مشروعیت این نظام را علنی خواهد کرد.
حکومت آل سعود و نظامیان این کشور که اکنون به اقدامات خود افتخار میکنند، بیتجربگانی هستند که تنها تا نوک بینی خود را میبینند. این تهاجم نوعی خودزنی حکومت عربستان بود.
اکنون شاهزادگان سعودی از قرمزی رنگ خونی که مشاهده میکنند به وجد آمدهاند و توجهی ندارند که این رنگ به ظاهر زیبا، خونی نیست که از مردم بیگناه یمن جاری است بلکه خونی است که از شاهرگ رژیم عربستان خارج میشود و این شادی کوتاه است و تنها تا زمان فروافتادن پیکر و جسم معیوب و مجروح رژیم موروثی سلطنتی عربستان ادامه خواهد داشت.از سویی،همه تلاش های حاکمان سعودی تا یک هفته پیش برای جلوگیری از فروپاشی دژ داعش در تکریت، با آغاز ورود نیروهای مقاومت ضد تروریستی به این شهر خاتمه یافت، اما اوضاع بلافاصله عوض شد.
عربستان سعودی همزمان با آغاز مرحله نهایی عملیات تکریت که به آزادی این شهر در سه روز بعد انجامید بطور شتابزده ، در میان سوت و هورای کشورهای حامی داعش به یمن حمله ور شد.سعودی ها پس از ناکامی های چهارساله در سوریه و عراق و سایر نقاط خاورمیانه در پیشبرد اهداف خود، امروز بهصورت علنی برای حمایت از گروه های تروریستی تمام توان نظامی خود را با حمایت بیش از 9 کشور منطقه به یمن برده و همه اهداف نظامی و غیر نظامی را بصورت جنون آمیزی هدف گرفته است.
ریاض، در تمامی این سالها از سوی کشورهای منطقه بویژه عراق و سوریه متهم به حمایت از گروههای تروریستی بوده و براساس شکایات مستند دولت های یاد شده، هیچگاه اجازه نداده است ثبات و آرامش به این کشورها بازگردد و حتی جلوی تلاش ها برای خاتمه دادن به جنگها و درگیری ها را گرفته است.این روزها شاهزاده های سعودی، با تفکرات قرن نوزدهمی، همه اش افراط و تندروی است و به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران مستقل منطق و عقلانیت جایی در سیاست های کلان این کشور ندارد.
شاهزاده ها به تمامی پیشنهادها و پالس های مثبت برای میز مذاکرات پاسخ منفی می دهند و تلاش دارند میدان دار صحنه تحولات منطقه باشند، آن هم با خشم و خشونت.پول بی حساب و کتاب نفت عربستان و ذخائر تسلیحاتی بی حدی که از غربی ها خریداری کرده اند، آنان را سرمست کرده و گویی از خون جاری در منطقه سیراب نمیشوند.
آمریکایی ها و اروپایی ها نیز این شاهزاده های سرمست از پول و سلاح را خوب می شناسند و می دانند آنها چه می کنند، چرا که اساسا آنها را بزرگ کرده اند. اما نکته قابل تامل اینکه ، دولت های غربی تعمدا حاکمان سعودی را در مسیر نادرست اخیر تشویق می کنند. آنها کشوری را که در قرن بیست و یکم اجازه حضور زنان در عرصه های اجتماعی را نمی دهد، تایید، تسلیح و برای رفتارهای جنون آمیز در منطقه تشویق می کنند.
سعودی ها طی این سالها به همه ابتکارهای صلح و همکاری پاسخ رد داده و در بی ثباتی منطقه نقش مستقیمی داشته اند.لازم نیست لیست بلند بالای سیاست های خشونت پرورانه سعودی ها را یادآوری کنیم. ادامه دارد...