هنگامی که “باراک اوباما” رئیس جمهور آمریکا و “رائول کاسترو” رئیس جمهور کوبا در حاشیه نشست کشورهای قاره آمریکا در پاناما دست همدیگر را فشردند، عده ای این اتفاق را “دیداری تاریخی” قلمداد کردند، اما عده ای همچنان بدبینانه به این ملاقات نگریستند.
در این میان شاید بسیاری از تحلیل هایی که از سوی رسانه ها در خصوص دیدار روسای جمهور آمریکا و کوبا ارائه شد، نام “ایران” را نیز به این بهانه سر زبان ها انداخت که این ملاقات می تواند میان مقامات بلندپایه دو دشمن دیرین نیز صورت گیرد، همچنان که پیش از این، یخ این روابط با گفتگوی تلفنی حسن روحانی و باراک اوباما هنگام سفر رئیس جمهور ایران به نیویورک ترک برداشته بود.
تصویری که از لحظه گفتگوی تلفنی اوباما و حسن روحانی از سوی برخی رسانه های آمریکا پخش شد
در همان ایام بسیاری از کارشناسان مستقل دوباره در “صداقت آمریکایی” تشکیک کردند و تاکید نمودند که دیوار بی اعتمادی میان ایران و آمریکا و حتی میان کوبا و آمریکا بسیار بلندتر از حد تصور است و سیاست های خصمانه آمریکا علیه کشورهای مستقل با اینگونه ملاقات ها تغییر نخواهد کرد.
در همین زمینه “مارگارت کیمبرلی” سردبیر پایگاه آمریکایی “بلک اجندا ریپورت” (BAR) در مقاله ای با عنوان “کوبا، ایران و دروغ های آمریکا” به سیاست های فریبکارانه و منفعت طلبانه سیاستمداران آمریکا پرداخته است.
این تحلیلگر آمریکایی می نویسد: «سیاست های ایالات متحده که زمانی تصور می شد بر سنگ حک شده و غیرقابل تغییر باشند، با گذر سال ها در سایه مقاومت قربانیان هدف این سیاست ها، دچار فروپاشی شده است. ویتنام، با وجود 3 میلیون کشته، پیروز میدان بود. مقاومت کوبا بیش از نیم قرن است که در برابر امپراتوری آمریکا دوام آورده است. ایران در ان بخشی از جهان که قرار گرفته به صورت یک قدرت باقی مانده و “مردم سوریه ثابت کردند که مقاومت بیهوده نیست.”»
کیمبرلی توضیح می دهد: «وقتی رؤسای جمهور آمریکا درباره سیاست خارجی حقیقت را نمی گویند، چطور می توان متوجه شد؟ پاسخ ساده است: می دانیم هر زمانی که لب تر کنند “دروغ” می گویند. تاریخ طولانی از ادعاهای آمریکا درباره روابط با ملت های دیگر وجود دارد که در نهایت فاش شده کاملاً دروغ و بدبینانه بوده است.
با تغییر شرایط برای احزاب سیاسی یا طبقات حاکم، یا با کافی بودن مقاومت، روایتی که سال ها از سوی آمریکا تکرار شده، می تواند به سرعت تغییر کند.
در طول سال های دهه 1950 تا 1970 میلادی به ما گفته شده بود که پیروزی کمونیسم در ویتنام فاجعه ای غیرقابل تصور خواهد بود که هیچ گاه نباید اجازه داد اتفاق بیفتد. پس از ده ها سال ترس و از بین رفتن جان میلیون ها نفر در ویتنام، لاؤوس و کامبوج، آمریکا سرانجام مجبور به عقب نشینی شد. نه تنها زمین به گردش خود ادامه داد، بلکه زندگی کاملاً به طور معمول ادامه یافت. اکنون عبارت “ساخت ویتنام” برای هر آمریکایی خریدار لباس یا کفش ورزشی قابل مشاهده است و خطرات یک دولت کمونیستی از بین رفته است!»
فقط در فاجعه قتل عام “مای لای” در ویتنام بین 347 و 504 غیرنظامی توسط سربازان آمریکایی کشته شدند
این نویسنده تاکید می کنند که “روش تبلیغات منفعت طلبانه تصمیم ندارد متوقف شود” و می افزاید: «برای بیش از 50 سال به آمریکایی ها گفته می شد باید کوبا را محاصره و آن را تحریم کرد، و مانع ارتباط آن با کشورهای دیگر شد. وقتی دولت کوبا در 1983 فرودگاهی در جزیره کوچک گرانادا در دریای کارائیب ساخت، ارتش آمریکا با تجاوز به جزیره، دولت منتخب گرانادا را سرنگون کرد و به زور این جزیره را از فهرست متحدان کوبا خارج کرد.
30 سال پس از آن زمان، به ندرت صحبتی درمورد گرنادا شنیده می شود. اکنون دیگر قطعاً ادعای یک منفعت ملی حیاتی در مورد آن نمی شود.
اکنون پس از گذشت 5 دهه از اعلام خصومت از طرف ایالات متحده، اوباما رئیس جمهور آمریکا می گوید “کوبا و آمریکا باید روابط دیپلماتیک خود را از سر بگیرند.” 5 زندانی سیاسی کوبا ناگهان آزاد می شوند، از محدودیت های مسافرتی کاسته می شود و اوباما در نشست سران قاره آمریکا با رائول کاسترو دیدار می کند.
قبل از این آمریکا حتی از شرکت کوبا در این نشست جلوگیری می کرد. آمریکا در 1982 کوبا را “حامی تروریسم” نام نهاد، اما اکنون گزارش ها حاکی از لغو قریب الوقوع این عنوان دارد که وضع تحریم های اقتصادی را الزامی می کرد.
کوبا در چرخش 180 درجه ای باراک اوباما تنها نیست. با ایران نیز اخیراً کاملاً متفاوت رفتار می شود. تجربه ملت ایران از آمریکا، صدای ممتد تعرض و دشمنی در طول سال های متمادی است. در 1953 یک کودتای آمریکایی دولت ایران را سرنگون کرد و یک سلطان مطلق را بر سر کار آورد. انقلابی در پی آن و گروگان گرفتن چند آمریکایی در 1979 بیش از 30 سال حمله به حق حاکمیت و استقلال ایران را کلید زد.
در دهه 1980 آمریکا با حمایت از صدام حسین وارد “جنگ نیابتی” علیه ایران شد. بیش از یک میلیون از مردم در جنگی به فاصله یک دهه کشته شدند، اما صدام حسین از دوست به دشمن تبدیل شد و متحمل دو تجاوز از سوی آمریکا به کشورش شد و در نهایت تمام چیزی که از متحد بودنش [با آمریکا] نصیبش شد، سفر به پای چوبه دار بود.
دیکتاتور عراق در دادگاه و قبل از اعدام اجازه نیافت تا درباره جنایات جنگی علیه ایران و رمز و رازهایش با آمریکائی ها، سخن بگوید
اکنون بعد از یک کودتا (28 مرداد)، برافروختن جنگ از سوی آمریکا (جنگ تحمیلی)، و سال ها تحریم، ایران در مسیری قرار دارد که با او به عنوان قدرت پرنفوذ منطقه ای که در واقع هست با او برخورد شود. باراک اوباما از تکرار همه دروغ های حزب نومحافظه کار درباره ایران، به جنگیدن با بعضی اعضای حزب متبوع خود روی آورده تا توافق بر روی توان هسته ای [ایران] را از دست ندهد.»
این نوشتار تاکید می کند که “پروپاگاندا امّا تماماً پایان نیافته است” و ادامه می دهد: «رسانه های جمعی اصلی در آمریکا به دروغ ادعا می کنند که تنها ایرانی ها هستند که در راه توافق مانع تراشی می کنند. اما در حقیقت، ایران مسؤولیت پذیرترین طرف [مذاکره] بوده و حتی با وجود درخواست استیفای حقوق خود، به دادن امتیاز راضی بوده است. اوباما و تمام پیشینیان او هر زمان اراده می کردند روابط بین دو کشور را تغییر داده بودند.
هر کس که توجه خود را معطوف به این تغییرات کرده باشد با سردرگمی شدید و شوک گیج کننده مواجه خواهد شد. اما این سیاست بازی های ظاهراً غیرقابل توضیح، به این دلیل اتفاق می افتند که قدرت آمریکا هم بی حد و اندازه نیست. سوریه، متحد ایران، بعد از گذشت 4 سال جنگ افروزی ناتو همچنان پابرجاست. کشورهای غربی هم پیمان با پادشاهان خلیج [فارس] از شکست یا راندن اسد رئیس جمهور سوریه عاجز مانده اند. اگر توان چنین کاری را داشتند، تلاش برای تحمیل تغییر حکومت به ایران را از سر می گرفتند. در عوض، مردم سوریه ثابت کردند که مقاومت بیهوده نیست.
به طور مشابه، کشورهای آمریکایی [شمالی] مأموریت ممانعت از حضور کوبا در نشست قاره آمریکا را به اوباما واگذار کردند. اما غرولند آن ها به میان خودشان ختم نشد. آن ها تصمیم گرفتند از حضور خودشان نیز جلوگیری کنند: جامعه کشورهای آمریکای لاتین و دریای کارائیب (CELAC) تحت هدایت هوگو چاوز در 2011 تشکیل شد و آمریکا و کانادا را از شرکت در نشست های خود استثنا کرد. این خار در چشم آمریکا انگیزه ای برای اوباما شد تا در حمله 50 ساله علیه کوبا تخفیف قائل شود و از شرمساری بیشتر برای خود و کشورش جلوگیری کند.»
دیدار باراک اوباما و رائول کاسترو در حاشیه نشست کشورهای قاره آمریکا
سردبیر پایگاه آمریکایی با انتقاد و استهزاء صداقت مقامات آمریکا ادامه می دهد: «اگر خطرناک نباشد باید گفت واقعاً تمام اینها مسخره به نظر می رسد.
افراد مطرود و منفور [گذشته] ناگهان به پای میز مذاکره فراخوانده می شوند و اگر افرادِ درست تصمیم بگیرند شرایط به اندازه کافی برای یک عقبگرد مهیا است، چنین می شود. حامی دولتی تروریسمِ امروز (ایران) می تواند دوست فردا باشد و اگر متخلف مهم قلمداد شود، نقض حقوق بشر فراموش می شود.»
این نویسنده در پایان تصریح می کند: «نصیحت خوبی است که “به هرچه می خوانیم اعتماد نکنیم”، اما در سیاست خارجی آمریکایی این عبارت حق مطلب را ادا نمی کند.
ما باید هرچیزی که دولتمان به رسانه های گروهی تزریق می کند باور نکنیم.
آن ها هر زمان که لب تر می کنند دروغ می گویند.»
منبع:جام نیوز