صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۳  ، 
شناسه خبر : ۲۷۵۴۸۵

سیدرحیم لاری

بامداد پنج‌شنبه 26 آوریل بود که سفیر عربستان در امریکا خبر از عملیات نظامی کشورش به نام توفان قاطع برای تجاوز نظامی به کشور یمن داد و اعلام کرد این عملیات با مشارکت 9 کشور دیگر انجام می‌شود. حالا بیش از دو هفته است که توفان قاطع آل‌سعود در حال اجراست و نتیجه آن چیزی نبوده جز تحمیل فجایع انسانی و مالی بر مردم یمن بدون داشتن چشم‌انداز مشخصی از اهداف مورد نظر آل سعود. از این جهت است که پرسش از انگیزه‌ها و اهداف توفان قاطع آل‌سعود قابل طرح است و اینکه سعودی‌ها با تداوم تجاوز نظامی تا چه حد امکان دستیابی به اهداف خود را دارند.

یمن در برابر داعش

اولین انگیزه قابل طرح برای قصد آل‌سعود در اجرای توفان قاطع بی‌شک به اوضاع منطقه ارتباط دارد که در این میان، مسئله داعش و نبرد با این گروه تروریستی در سطح منطقه مهم‌ترین نکته قابل توجه است. آل‌سعود در حالی توفان قاطع را به راه انداخته که ائتلاف نظامی به رهبری امریکا علیه این گروه تروریستی از ماه‌ها قبل ایجاد شده بود و از سر تصادف بیانیه جده در عربستان نقطه شروع به کار این ائتلاف بود. ائتلاف امریکایی جنگ با داعش را تنها از طریق حملات هوایی پیش برده است و حضور عربستان در این ائتلاف بیشتر صوری بوده تا آنکه نقش فعالی در آن داشته باشد. علت امر در این است که داعش با حمایت‌های نظامی و مالی عربستان امکان حضور و فعالیت در سوریه و عراق یافت و آل‌سعود نمی‌توانست به صورت جدی قصد نابودی دست‌پرورده خود را داشته باشد و حضورش در این ائتلاف به جهت سنت این کشور در تبعیت بی‌چون و چرا از امریکا بوده است.

نارضایتی از این حضور در میان حاکمیت آل‌سعود و به خصوص از سوی روحانیون وهابی آن گاه و بیگاه عنوان می‌شد و رسیدن سلمان بن عبدالعزیز به سلطنت، امکانی به این طیف در حاکمیت آل‌سعود داد تا هدف دیگری به جز داعش را برای حملات نظامی خود پیدا کنند. باید توجه داشت که عربستان زمانی توفان قاطع خود را شروع کرد که ارتش و نیروهای مردمی عراق اعم از شیعه و سنی در استان صلاح‌الدین به پیشرفت‌های قابل توجهی دست یافته بودند و با بیرون راندن شورشیان داعش از این استان، توانسته بودند ضربه سنگینی به این گروه تروریستی بزنند. به این ترتیب، عربستان با توفان قاطع جبهه جدیدی در یمن باز کرد تا از یک طرف میزان حملات هوایی به داعش کم شود و از طرف دیگر، خشم خود از شکست‌های داعش را بر سر مردم یمن خالی کند.

یکپارچگی یمن

انگیزه دیگر آل‌سعود مربوط می‌شود به اوضاع داخلی یمن. عبدربه منصور هادی از زمان برکناری عبدالله صالح از قدرت، ریاست جمهوری یمن را به عهده داشت اما در عمل نتوانست یکپارچگی این کشور را تأمین کند. ریاست جمهوری عبدربه باعث شده بود تا القاعده موقعیت قابل توجهی در جنوب یمن به دست آورد و قبایل و گروه‌های مختلف نیز در هر قسمت از این کشور مجال قدرتنمایی پیدا کنند. در واقع، موقعیت متزلزل عبدربه و عدم قاطعیت سیاسی او باعث شده بود تا اختلافات گذشته به خصوص در دو جبهه شمال و جنوب یمن دوباره آغاز شود. این فرصت قابل قبولی برای آل‌سعود بود، چراکه این وضعیت آشفته به آل‌سعود اجازه می‌داد تا حیاط خلوتی برای پرورش هسته‌ها و گروه‌های تروریستی در اختیار داشته باشد و بتواند موقعیت قابل اطمینانی برای القاعده در یمن ایجاد کند تا آنکه با آموزش و تربیت نیروهای تروریستی از آنها در تقویت جریان‌های تکفیری- سلفی عراق، سوریه، لیبی و دیگر کشورهای اسلامی استفاده کند. تحرک انصارالله در صنعا، مرکز یمن و تشکیل کمیته‌های انقلابی اوضاع را برای آل‌سعود تغییر داد و این احساس برای ریاض به وجود آمد که گسترش کمیته‌های انقلابی در سرتاسر یمن حیاط خلوت او را برهم خواهد زد و دیگر نمی‌تواند از این کشور برای اهداف خود در دیگر کشورها استفاده کند.

از این جهت بود که عوامل اطلاعاتی- امنیتی آل‌سعود با همکاری عناصر خود در یمن زمینه فرار عبدربه و برخی از همکارانش به عدن را فراهم کردند تا آنکه عبدربه با پس گرفتن استعفای خود از مقام ریاست جمهوری، عدن را در برابر صنعا به عنوان حکومت خودخوانده‌اش مطرح کند و همزمان با این کار، آل‌سعود به همراه متحدانش در شورای همکاری خلیج فارس جنگ سفارتخانه‌ها را علیه صنعا به راه انداخت. آل‌سعود به این ترتیب و در عمل یمن را به تجزیه کشاند تا صنعا در شمال و عدن در جنوب در مقابل هم قرار بگیرند و از سوی دیگر، آل‌سعود بتواند حریم امنی برای هسته‌های تروریستی خود در جنوب یمن ایجاد کند. پیشروی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن به سوی جنوب و رسیدن آنها به دروازه‌های عدن این مرحله از طرح آل‌سعود در این کشور را هم برهم زد و معلوم شد که حکومت یمن نه تنها به دنبال حفظ یکپارچگی کشور است بلکه قصد نابودی القاعده و دیگر هسته‌های تروریستی در این کشور را دارد.

توفان سعودی در باتلاق یمن

آل‌سعود علاوه بر تمایل بخشی از حاکمیت خود برای تجاوز نظامی به یمن، وضعیت پیش‌آمده و از بین رفتن هسته‌های تروریستی تحت حمایتش در این کشور را نمی‌توانست تحمل کند و از این جهت بود که چاره‌ای جز به راه انداختن توفان قاطع نداشت. حالا به نظر می‌رسد که توفان آل‌سعود بعد از دو هفته حتی چشم‌انداز خودش را هم تیره و تار کرده زیرا با وجود حجم سنگین حملاتش نتوانسته است گامی هم به اهدافش نزدیک شود. اهداف عربستان به طور عمده بر دو محور است؛ نخست تضعیف نیروهای انصارالله، ارتش و کمیته‌های مردمی تا آن حد که انصارالله خلع سلاح شده و مهار ارتش هم به دست حامیان عبدربه بیفتد و دوم بازگرداندن عبدربه و همکارانش به قدرت نیروهای دولت انقلابی در صنعا.

اما نیروهای انقلابی طی این مدت نه تنها تضعیف نشده‌اند بلکه توانسته‌اند شهرهای مهمی مثل تعز را به دست بگیرند و با تسلط بر بخش‌های عمده عدن، عبدربه و همکارانش را وادار به فرار از کشور کنند. از طرف دیگر، آل‌سعود به دلیل نداشتن تجربه نظامی کافی چندان جرئتی به اجرای عملیات زمینی ندارد، چراکه هنوز خاطره تلخ 2010 را دارد و اینکه چگونه در آن موقع توسط نیروهای حوثی در شمال یمن تحقیر شده بود. جالب اینجاست که آل‌سعود در این توفان به حزب اصلاح دلخوش کرده که از اخوان‌المسلمین یمنی تشکیل و حاضر شده است با این دشمن قدیمی برای تضعیف حکومت انقلابی یمن متحد شود اما روشن است که حزب اصلاح آنقدر توان کافی ندارد تا بتواند نقش تعیین‌ کننده‌ای در رسیدن آل‌سعود به اهدافش داشته باشد.

آل‌سعود در این شرایط تنها می‌تواند جنگنده‌های خود را به یمن بفرستد و تا اندازه‌ای به همکاری متحدانش در ائتلاف خود امید داشته باشد هر چند این همکاری هم بسیار محدود است. اگر آل‌سعود با این اوضاع باز بخواهد به ادامه توفان قاطع خود ادامه بدهد نه تنها به اهدافش نخواهد رسید بلکه خود را در باتلاقی گرفتار می‌کند که آثار آن تا سالیان متمادی دامنش را خواهد گرفت. این نتیجه بی‌تجربگی نظامی آل‌سعود، عدم دقت در شرایط و ارزیابی واقعی از امکانات و توان‌های داخلی یمن است که عربستان را گرفتار چنین باتلاقی کرده است که برای خروج از این باتلاق بهتر است با توقف گزینه نظامی به راه‌حل سیاسی در یمن بیندیشد.

نام:
ایمیل:
نظر: