پایگاه بصیرت: حجتالاسلام والمسلمین، دکتر روحانی، رئیسجمهور روز گذشته در جمع مردم شهرستانهای غرب استان تهران درباره رفتار ایران در تعامل با جهان گفت: «مردم ما بهخوبی میدانند که با شعار و ادای جملات تند، مشکلات جامعه و کشور حلوفصل نخواهد شد، آنها با صدای بلند و رفتار مستحکم به همه جهانیان اعلام میکنند که دوران خشونت و افراطیگری بهسر آمده و همه باید با منطق، استدلال و تدبیر راه آینده خود و مسیر توسعه آن را بهخوبی طی کنیم». وی تلویحاً درباره کسانی که نسبت به برخی مسائل، نظر متفاوتی دارند نیز گفت: «باوجود اقلیت بسیار کوچکی که بلندگوهای بزرگ را از دیگران عاریه کردهاند، اکثریت قاطع ایران بهدنبال مسیر صلح و آشتی و تعامل سازنده با جهان هستند».
گویا مخاطب دکتر روحانی، منتقدان دولت هستند که بدون ارائه هیچ سند و مدرکی اقلیت برشمرده شدهاند. قطعاً چنین تقسیمبندی بدون پشتوانه روشن و معتبر کسی را قانع نمیکند؛ برفرض که چنین باشد، جنگطلبی و عدم تعامل سازنده این اقلیت! که مفهوم سخن دکتر روحانی است، کجا اثبات شده و کدام رفتار آنها بر چنین نسبتی دلالت دارد؟ برفرض که چنین باشد، منطق پذیرش کلام حق، سنجیده و هوشمندانه که از بطن قلت و کثرت بیرون نمیآید! بر فرض که چنین باشد، در اینصورت برای روشنشدن این مسئله مبهم که ذهن مردم را با پرسشهای بیربط و مرتبط درگیر میسازد، لازم است به موضوعات مشخصی که این اقلیت! به آن حساس است و نظرش برخلاف نظر اکثریت! است، اشاره شود تا معلوم گردد که آیا حرف و ادعای آنها ناصحیح و برخلاف نظر اکثریت است و نشانههای نسبتهای رئیسجمهور به آنها در دیدگاه آنها وجود دارد یا خیر و درنهایت برفرض اگر وجود داشت، تازه باید حرف آنها را شنید و براساس کلام رئیسجمهور، منطقی و مستدل با آن برخورد کرد.