* موضوعی که این روزها برای خیلی از کارشناسان تعجبآور بوده این است که گویا برخی از دلواپسان دیگر آن نگاه منفی قبل را نسبت به وزارت علوم ندارند و چند وقتی است که حساسیتشان روی وزارت علوم کمرنگ شده است. به نظر شما علت این موضع چیست؟ برخی میگویند دلواپسان فعلاً تمرکز خود را روی پرونده هستهای گذاشته اند و طبعاً حجم نقدها روی مدیریت دانشگاه ها کم شده است. تحلیل شما از این تغییر رفتارها چیست؟
** دلایل مختلفی را برای این تغییر رفتار دلواپسان و همین طور سؤال شما میتوان مطرح کرد. اینکه چرا فشارهای برخی از نمایندگان مجلس بر وزارت علوم کمتر شده، میتوان گفت چون عمر مجلس نهم رو به پایان است و حالا نمایندگان دغدغههای دیگری دارند. البته تمرکز بخشی از نمایندگان مجلس هم بر مذاکرات هستهای است و این روزها در جلسات نقدی که برای توافق هستهای برگزار میشود شرکت میکنند. برخی از این دلواپسان هم با مسئولان قبلی وزارت علوم مسأله داشتند و با آمدن آقای فرهادی به اهدافی که میخواستند رسیدند؛ از جمله جابه جایی یا حذف برخی از معاونان و مدیران وزارت علوم که مطالبه بخشی از نمایندگان مجلس بود.
* یعنی آن همه سر و صداها و آن همه انتقادات فقط برای جابه جایی و حذف چند مدیر یا معاون بود؟
** البته تنها به این موضوعات ختم نمیشد. طبیعتاً مباحث دیگری هم بود. اما از دید آنها مهمترین موضوع، جابهجایی معاونان و مدیرکل دفتر هیأت امنا بود. شاید هنوز هم مد نظر برخی از نمایندگان باشد که مدیر دیگری هم جابهجا شود اما لازم است از این تریبون این موضوع را هم بگویم که این بدان معنا نیست که دکتر فرهادی موقع رأی اعتماد وعده وعیدی به کسی داده باشد. تعامل دکتر فرهادی با مجلس شورای اسلامی را به حساب این میگذارم که او باید واقع بین میبود.
وی به عنوان آخرین گزینه وزارت علوم دولت یازدهم مطرح شد و بعد از یک سال و چند ماه باید تصمیمات جدی برای وزارت علوم میگرفت. طبیعی بود که دیگر دکتر فرهادی نمیخواست آن چالشها را با برخی از نمایندگان ادامه دهد. باید به او حق داد که تصمیماتی بگیرد که شاید برخی از آنها به طور صد درصدی مطلوب خودش و یا جامعه دانشگاهی نباشد، اما شاید مورد مطالبه بخشی از نمایندگان مجلس باشد. به نظرم آقای دکتر فرهادی در این زمان تشخیص داد که باید وزارت علوم را به آرامشی برساند تا بتواند برنامههایش را عملی کند.
اگر مسائل یک سال و نیم گذشته را در وزارت علوم بررسی کنیم و عدم رأی اعتماد به دکتر منفرد، سرپرستی خودم، استیضاح دکتر فرجی دانا، معرفی آقایان نیلی احمدآبادی و دانش آشتیانی را کنار هم بگذاریم میتوانیم براحتی دغدغه نمایندگان مجلس را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. به نظرم دکتر فرهادی چارهای دیگر جز پذیرش برخی موضوعات نداشت چرا که باز باید همان چالشهایی را که مسئولان قبلی در وزارت علوم داشتند با نمایندگان ادامه میداد و این موضوع به نفع و مصلحت وزارت علوم نبود.
* صحبتهای شما به این معناست که اگر دکتر فرهادی سیاست دیگری را پیش می گرفت شاید شانس کمتری برای رسیدن به صندلی وزارت علوم داشت؟
** بله میتوانست این اتفاق رخ دهد و شاید هم بعد از مسئولیتش دوباره با برخی از نمایندگان با چالش مواجه میشد.
* چرا نمایندگان مجلس تا این حد روی بحث وزارت علوم حساس شدند؟
** دانشگاهیان در سال های پیشین دو جریان مدیریتی را در آموزش عالی کشور تجربه کردند. یک جریان معتقد به ارتقای جایگاه دانشگاهها، مدیریت باز در دانشگاهها و افزایش اختیارات دانشگاهیان بود. در حقیقت این یک مدیریت علمی و کارشناسی بود که تجربهاش را در دوران اصلاحات داشتیم و همان مدیریت موجب پیشرفتهای علمی بسیاری در کشور شد. در حقیقت در آن سبک مدیریت، دانشگاهیان مورد احترام دانشجویان و اعضای هیأت امنا و هیأت علمی مورد احترام بودند و در نتیجه یک فضای باز علمی ، سیاسی و فرهنگی در کشور بوجود آمد. سبک مدیریتی آنها دیگر دانشگاهها، همان چیزی بود که به عنوان دستاورد دولت نهم و دهم تجربه شد. سبک مدیریتی آنها در دانشگاهها از بالا به پایین بود.
تکصدایی در آن زمان افزایش پیدا کرده بود و اختیارات دانشگاه سلب شد. حتی در مواقعی شاهد آن بودیم که اختیارات وزارت علوم از دست شخص وزیر هم خارج میشد. این دو روش مدیریتی در طول چندین سال در دانشگاهها تجربه شد. با ورود آقای روحانی در جریان انتخابات، ما شاهد بودیم که مطالبه اصلی دانشگاهیان باز شدن فضای دانشگاهها بود.
بعد از پیروزی آقای روحانی چون در جریان برنامه ریزیهای وزارت علوم بودم با حجم عظیمی از اعتراضات دانشگاهیان بویژه دانشجویان و استادان از مدیریت دولت نهم و دهم مواجه شدم. دولت یازدهم بویژه دکتر روحانی دیدگاه روشن و مشخصی نسبت به دانشگاه و مدیریت آموزش عالی دارند. در حقیقت از وزرای علومی که به مجلس معرفی کردند این موضوع کاملاً مشخص است. طبیعی بود عده ای از پایگاه سیاسی دولت نهم و دهم حمایت کنند و خواستار تداوم تجربه مدیریت دولت قبل باشند و با بازنگری در آن مخالف باشند. البته حساسیت برخی از نمایندگان در این دوره شاید به این دلیل باشد که دانشگاه را نهادی سیاسی میدانند و فکر میکنند دانشگاه در سرنوشت سیاسی آنها تأثیرگذار است.
* در برخی از محافل شایع میکنند که دکتر فرهادی در مقام مدیر ارشد دانشگاه ها تصمیماتی متفاوت با وزرا و سرپرست های وزارت علوم در دولت یازدهم میگیرند.آیا تصمیماتی که گرفته شده، مغایر با تصمیمات آقای فرجی دانا است؟
** نمیتوانیم بگوییم که دکتر فرهادی تصمیماتی گرفته است که مغایر با تصمیمات دکتر فرجی دانا است. به نظرم این استنباط نادرست پیش آمده که آقای دکتر فرهادی قرار شده یا قرار است مطابق میل و خواستههای بخشی از نمایندگان مجلس عمل کند یا مغایر سیاستهای فرجی دانا باشد. شما دقت کنید با شناختی که از دکتر فرهادی و سابقه ایشان داریم او در دوران مدیریتاش در وزارت علوم و حوزههای دیگر ثابت کرده است دیدگاه متفاوتی با دولت ندارد و ما دکتر فرهادی را از جنس آرمان هایی میدانیم که این دولت به خاطرش رأی آورده است.
* بحث بورسیهها مدتها در وزارت علوم مطرح بود و این روزها فقط نمایندگان مجلس در این باره اظهار نظر میکنند. خود مسئولان وزارت علوم که پروندهها زیر نظر آنها بررسی میشود، سکوت کردهاند.
** هر دورهای شرایط خودش را دارد. زمانی که سرپرست وزارت علوم بودم بحث ستارهدار شدن دانشجویان، خانهنشینی استادان، تغییر رؤسای برخی از دانشگاهها و بورسیههای غیرقانونی مطرح شد. این اقدامات باید در آن زمان به سرانجام میرسید. این مباحث جزو مطالبات اصلی دانشجویان بود. دکتر فرجی دانا نیز در زمان وزارتش باید پیگیر پرونده بورسیهها میشد یا تکلیف رئیس دانشگاه تهران را مشخص میکرد، چرا که این موضوعات برای دولت مهم بود.
اگر دکتر فرهادی در آن مقطع هم این مسئولیت را داشت، حتماً این اقدامات را اجرایی میکرد. تا آنجا که من اطلاع دارم دکتر فرهادی راه مدیران قبلی را ادامه میدهد. انتخاب دکتر نیلی به عنوان رئیس دانشگاه تهران هم مهر تأییدی بر این مدعا است. این را هم تأکید کنم که مسائل مهم در زمان وزارت دکتر فرجی دانا و سرپرستی خودم مطرح شد. حالا بحث بورسیهها هم مطالبه بخشی از نمایندگان مجلس بود.
* اشاره کردید بسیاری از تصمیمات در زمان دکتر فرجی دانا گرفته شده است و دکتر فرهادی هم ادامه دهنده همان راه است اما برخی از منتقدان میگویند در دوران تصدی وزیر جدید قرار نیست برخی از برنامههای وزارت علوم اجرایی شود؟
** تصورم این است دکتر فرهادی بنای دیگری ندارند. تا جایی که شواهد نشان میدهد او همان مسیرمدیران قبل را اجرایی میکند. باید توجه کنیم که دکتر فرهادی از دل دولت اعتدال بیرون آمده است و دکتر جهانگیری و رئیس جمهور هم در مراسم معارفه او اعلام کردند سیاست دولت یازدهم در حوزه آموزش عالی هیچ تغییری نخواهد کرد و جابه جاییها به معنای تغییر در سیاست کلان وزارتخانه نیست.
* با این حال فکر میکنید دولت یازدهم پاسخگوی مطالبات دانشگاهیان بوده است؟
** از همان روزهای اول ریاست جمهوری آقای روحانی جو بسیار امیدوارکننده ای بین دانشگاهیان به وجود آمد. انتخاب دکتر روحانی با توجه به شعارهایی که درباره دانشگاه داده بود به نظرم فضای دانشگاه را تغییر داد. همه دانشگاهیان منتظر تغییر و تحول بودند و البته هنوز هم هستند اما باید واقعیتها را بپذیریم به دلیل موانعی که در دولت است بویژه چالشهای اقتصادی، سیاسی و فرهنگی شاید روند دسترسی به مطالبات کند باشد اما فکر میکنم دولت در مسیر مطالبات دانشگاهیان حرکت میکند. رئیس جمهور همان طور که وعده داده به مباحث دانشگاهیان پاسخ میدهد. البته دانشگاهیان هم واقعبین هستند و شرایط را درک میکنند. گرچه فضای دانشگاه تغییر کرده است اما باید زمان داد.
* رئیس جمهوری قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سخنرانیهای بسیاری درباره دانشگاهیان داشت و مباحث مهمی را مطرح کرد. بسیاری از دانشجویان عنوان کردند مسئولان فرهنگی وزارت علوم سخنان رئیس جمهوری را منشور راه خود قرار دهد. آیا برنامهای عملیاتی دراین باره تدوین شده است تا این صحبتها کاملاً عملیاتی شوند؟
** خیر. فکر نمیکنم با این دقت تدوین و به دانشگاهها ابلاغ شده باشد. اما واقعیت این است که فضای وزارت علوم و فضای فکری مدیران آموزش عالی با دیدگاههای آقای روحانی هماهنگ است. یعنی هماکنون آزادی بیان و فضای چند صدایی در دانشگاهها وجود دارد. همان زمان که خودم بر صندلی وزارت نشسته بودم تمام معاونان وزارت علوم همصدا و همراستا با صحبتهای رئیس جمهوری بودند.
هم اکنون به معاون فرهنگی وزارت علوم نگاه کنید رفتاری که با تشکلها دارد و اقداماتی که هم اکنون در دانشگاهها برای تشکل انجام میشود، کاملاً در جهت صحبتها و خواستههای دکتر روحانی است و فکر میکنم وزارت علوم کاملاً پشتیبان دیدگاه روحانی است.
* به تشکلهای دانشجویی اشاره کردید و دولت هم خواهان پویایی سیاسی در دانشگاه است اما خیلی از دانشجویان که فعالیت سیاسی و فرهنگی در دانشگاه انجام میدهند بر این باورند که هنوز فضا برای فعالیت آنها باز نشده است و تشکل اصلاح طلب در دانشگاه مجوز کار ندارد با اینکه همگان میدانند فضا بهتر از قبل است اما به نظر میرسد دانشجویان آنچنان که باید، پویایی سیاسی ندارند؟
** بله من هم قبول دارم. انتظار این بود در 2 سال گذشته سرعت شکلگیری تشکلهای دانشجویی با دیدگاههای مختلف در دانشگاهها بیشتر باشد. اما در 8 سال گذشته یک تجربه دیگری در دانشگاهها داشتیم و بعضاً آن دیدگاه در لایههای مدیریتی وزارت علوم هم رسوخ کرده است. با این حال بحث تشکلهای دانشجویی فقط مربوط به وزارت علوم نیست، نهادهای دیگری هم در این باره دخالت دارند و فکر میکنم با توجه به تجربه 8 سال گذشته دولت سابق زمان لازم دارد تا تشکلها فضای پویا و شاداب را دوباره تجربه کنند. این تصور که با آمدن وزیری تغییر و تحول انجام شود، اصلا تفکر درستی نیست. در حوزه دانشجویی و تشکلهای دانشجویی فقط وزیر نیست که تصمیم میگیرد.
* در حال حاضر کدام بخش از مطالبات دانشگاهیان در خرداد ٩٢ از نظر شما بیشتر مغفول مانده و اولویت وزارت علوم باید در کدام بخش باشد؟
** به نظرم لطمه بسیار جدی که ما در مدیریت آموزش عالی خوردیم سلب اختیارات از دانشگاهها بود. متأسفانه در چند سال گذشته در مدیریت دانشگاهها یک فرآیندهای بوروکراتیک آزاردهنده بوجود آمد. هیأت امنا نقشاش در دانشگاهها کمتر و مسیر جذب هیأت علمی نیز بسیار پیچیده و سیاسی شد و احترام و منزلت اجتماعی استادان زیر سؤال رفت. به نظرم مدیریت دانشگاهها بسیار مهم است. نگاه دیوان سالار با مدیریت دانشگاه هماهنگ نیست.
در بسیاری از دانشگاههای تراز اول دنیا هیأت امنای دانشگاه با اختیارات وسیع حاکم و نگاهی علمی و کارشناسانه انتخاب میشوند. اما در ایران انتخاب رئیس دانشگاه سیاسی شده است. شایستهترین افرادی که در زمان دکتر فرجی دانا معرفی شدند هنوز مهر تأیید نگرفتهاند و البته با آنها برخوردهای سیاسی میشود.
* فکر میکنید وزارت علوم این پتانسیل را دارد که به این اوضاع سروسامانی بدهد؟
** این مسائل صرفاً موضوع مدیران آموزش عالی نیست. پیادهسازی دیدگاههای خوب و منطقی تعامل مجلس با دولت را میخواهد، این موضوعات مباحث چند وجهی است و همکاری دستگاههای مختلف بویژه شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی را میخواهد.
* برخی مدام القا می کنند که نشاط علمی در دانشگاهها متوقف شده است و حتی برخی از دانشگاههای مادر و بزرگ در روند علمی دچار پسرفت شدهاند، آیا شما این مدعا را قبول میکنید و شواهدی برای این موضوع وجود دارد؟
** این هم یک نوع قضاوت عجولانه دلواپسان است. مگر میشود مباحث علمی و توسعه علمی را در یک مدت کوتاه رصد کنیم. برای بررسی وضعیت علمی شاخصهایی وجود دارد و ما باید بر اساس این شاخصها بررسی کنیم. اوایل وزارت دکتر فرجی دانا این مسائل خیلی مطرح میشد که علم ایران کاهش پیدا کرده است. مکانیزم علمی به گونهای است که شما امروز سیاستهای علمی بگذارید 5 سال دیگر نتیجهاش را خواهید دید.
بنابراین این حرفها واقعاً عجولانه و غیرکارشناسی است. بهتر است اگر بخواهیم شاخصهای علمی کشور را رصد کنیم حداقل در یک بازه زمانی 5 ساله این کار انجام شود. بسیاری از سیاستهای حمایتی که منجر به توسعه علمی کشور و رشد برنامه شد در برنامه سوم و چهارم اصلاحات نوشته شد و ما حالا نتیجهاش را میبینیم.