حمید الهایس رئیس جبهه نجات الانبار و از شخصیتهای سنی عراق، درباره قدرت گروه ضدتروریستی الحشد الشعبی میگوید: داعش از هیچکس جز الحشد الشعبی نمیترسد. آنها به محض اینکه از سر رسیدن نیروهای الحشد الشعبی خبردار میشوند، ریش خود را میتراشند تا شناسایی نشوند.
سال گذشته سه روز بعد از حمله داعش به عراق بود که آیتالله علی سیستانی فتوای جهاد کفایی را اعلام کرد. تنها چند ساعت بعد مقابل مراکز نظامی و دفاتر گروههایی که سابقه عملیات چریکی و پارتیزانی داشتند، صفهای طولانی از کسانی تشکیل شد که میخواستند در جهاد کفایی شرکت کنند.
روزهایی که برای 100 رزمنده فقط 20 کلاشینکف داشتیم
فعالیت کسانی که به ندای آیتالله سیستانی پاسخ دادند، به سختی آغاز شد. محمد ناجی العسکری(ابوجاسم) نماینده پارلمان عراق و از فرماندهان میدانی الحشدالشعبی و مسئول محور منطقه عملیاتی «ابراهیم بن علی» واقع در 5 تا 6کیلومتری شهر الگرمه، شهری که هنوز در اختیار داعش است و با فلوجه تنها 15 کیلومتر فاصله دارد، خاطرات زیادی از آن روزها دارد. او از جمله فرماندهانی است که از روز اول بحران خود لباس رزم به تن کرد و اکنون نیز بعد از جلسات پارلمان، شخصاً به منطقه عملیاتی میرود.
او که نقش عمدهای در سازماندهی نیروهای الحشد الشعبی در آن روزهای حساس داشت، میگوید: در آخرین روزهای بهار پارسال شرایط سختی را سپری کردیم. داعش تا دروازههای بغداد رسیده بود. دست کم دو میلیون نفر داوطلب، آماده اعزام به مناطق عملیاتی بودند اما ما نه اسلحه داشتیم و نه تجهیزات. اهالی همین منطقه که داعش تا 50 متری خانههایشان رسیده بود، فقط اسلحه میخواستند. داعش سراسر این منطقه را گرفته و تا منطقه ابوزید هم رسیده بود و کمربند بغداد را پشت سرگذاشته و به نزدیکیهای الشعله و کاظمین رسیده بود. ما در ازای هر 100 نفر فقط 20تفنگ کلاشینکف داشتیم که آن هم شخصی بود و داوطلبان با خود آورده بودند.
محمد ناجی ادامه میدهد: داوطلبان وقتی دغدغه ما را در خصوص سلاح میشنیدند، میگفتند دست خالی میرویم و سلاح شهدا را بر میداریم. این مشکل 72 ساعت طول کشید و ما زجر کشیدیم. تا اینکه سلاح و تجهیزات رسید و پیروزیها شروع شد و ادامه یافت. ابوجاسم سپس اشاره میکند: خیلیها از ابتدا راضی نبودند الحشد الشعبی به اینجا برسد. هم امریکاییها، هم برخی کشورهای منطقه و هم برخی سیاستمداران داخلی، اما الحشد الشعبی یک جریان گذرا نبود، چرا که مولود مرجعیت بوده و از قدرت معنوی برخوردار است. اگر به پیروزیهای الحشدالشعبی نگاه کنید، میبینید این نیروها مناطقی را پاکسازی کردهاند که امریکاییها و حتی ارتش رژیم بعث عراق هم نتوانسته بودند وارد آنجا شوند، مانند جرف النصر (جرف الصخر).
این فرمانده عملیاتی، عملیات شکست محاصره آمرلی و پاکسازی استان صلاح الدین را مثال دیگری درباره قدرت الحشد الشعبی میداند و میگوید: برای ثبت در تاریخ بنویسید اگر عراق و بغداد پایتختاش نجات یافت، به دو دلیل بود: اول فتوای مرجعیت و دوم استجابت و پاسخ مردم به ندای مرجعیت و فتوای جهاد کفایی. او تأکید میکند: البته دلیل سومی هم وجود داشت و آن حضور بموقع جمهوری اسلامی ایران در کمک به عراق در جنگ علیه داعش بود.
این قدرت معنوی است یا نظامی؟
سید علی جابر الموسوی یکی دیگر از فرماندهان میدانی الحشد الشعبی است که موفقیت این گروه مردمی را در چند عامل خلاصه میداند. او یکی از مهمترین دلایل موفقیت این گروه را مدیریت فرماندهانی میداند که سابقه و تجربه جنگهای مختلف را دارند که در این بین مهمترین این جنگ ها، جنگ علیه صدام، رئیس رژیم بعثی عراق است. الموسوی توضیح میدهد، این فرماندهان که تجربههای ارزشمندی از نبردهای گذشته دارند، هنر و قدرت خود را در جنگ علیه داعش به اثبات رسانده و در همین مدت کوتاه، جوانانی را برای فرماندهی تربیت کردهاند که تواناییهایشان به اثبات رسیده است. اگرچه الموسوی درباره سابقه این نیروها در جنگ علیه گروههای تروریستی در سوریه چیزی نمیگوید، اما شواهد حاکی از آن است که بسیاری از نیروهای الحشد الشعبی پیش از حمله داعش به موصل در 19 خرداد 93 در قالب مدافعان حرم، در سوریه با گروههای تروریستی میجنگیدند.
نکته دیگر، قدرت معنوی الحشد الشعبی است که بواسطه آن توانست خلأ بزرگ دستگاه امنیتی عراق را پر کند و سرانجام قدرت این نیروها در جنگهای خیابانی است. این فرمانده میدانی در نهایت یک عامل بسیار مهم در موفقیت این نیروها را فتوای مرجعیت و حمایت آن از الحشد الشعبی میداند و میگوید: مرجعیت با اشراف به ضعف و خلأ در دستگاههای امنیتی، بموقع وارد عمل شد و مشکل بزرگی را در سیستم امنیتی کشور برطرف ساخت.
وی هرچند به دلیل مسائل امنیتی درباره شیوه و تاکتیک الحشد الشعبی در جنگ علیه داعش اطلاعات بیشتری در اختیار ما قرار نمیدهد، اما بر این نکته تأکید میکند که داعش در طول 9- 8 ماه گذشته و در تمامی جنگهای خیابانی و شهری از الحشد الشعبی شکست خورده و صحنه را ترک کرده است. وی سپس به کاستیهای امنیتی موجود در عراق اشاره میکند و میگوید: مهمترین مشکلات عراق در سیستم امنیتی آن در وزارت دفاع و بدنه فرماندهی و مدیریتی آن است که در به وجود آمدن آن امریکا مؤثر بوده است.
در واقع امریکا با ضعیف نگهداشتن ارتش و نفوذ بعثیها در آن دستگاه امنیتی کشور را با اختلال جدی مواجه ساخته است. همان طور که الموسوی هم اشاره میکند، اکنون همه در عراق میدانند که ارتش و دستگاه امنیتی بدون الحشد الشعبی توان مقابله با داعش و گروههای تروریستی را ندارد. این موضوعی است که درصحنههای واقعی نبرد ثابت شده است.
اتهامات به الحشد الشعبی بیاعتبار است
هرچند تأثیر مثبت نیروهای الحشد الشعبی در مبارزه عراق با داعش کاملاً روشن و آشکار است اما دقیقاً به دلیل همین موفقیت، بسیاری در عراق و خارج از عراق از پیروزیهای مداوم و پی در پی الحشد الشعبی ناراحت و نگرانند. این جناحها که از قدرت رسانهای نسبی نیز برخوردار هستند، در یکی دو ماه اخیر به طرق مختلف در حال نفی ارزشهای الحشد الشعبی هستند و چیزهایی را به این گروه نسبت میدهند که بتواند بر محبوبیت روز افزون الحشد الشعبی سایه بیفکند.
اغلب این اتهامات پس از شروع عملیات الحشد الشعبی برای آزادی تکریت مطرح شد. اتهاماتی که برای مردم عراق که از نزدیک با فعالیت الحشد الشعبی آشنا هستند، بعضاً خندهدار به نظر میرسد. این جناحها ابتدا مدعی شدند، الحشدالشعبی برای انتقام به تکریت میرود. بعد گفتند آدم ربایی میکند و دست آخر در هنگام ورود این نیروها به داخل شهر تکریت و پاکسازی آن گفتند شهر و خانههایش را غارت کردهاند.
فیصل الزبیدی نماینده پارلمان عراق، با اشاره به این دسیسه چینیهای رسانهای میگوید: در تونلهای تاریک سیاست عراق نقشههای شومی وجود دارد که مهمترین آن طرح تجزیه عراق است و دیدید که کنگره امریکا سرانجام این طرح را بهطور علنی به رأیگیریگذاشت. وی تأکید میکند: داعش در واقع یک بازی امریکایی- اسرائیلی درمنطقه با هدف تغییرات و شکل دهی خاورمیانه جدید است که متأسفانه برخی کشورهای منطقه نیز در این دام گرفتار شدهاند.
الزبیدی پیش از ورود به بحث اتهامات الحشد الشعبی، توضیح میدهد این جریان خالص ضد تروریستی در پاسخ به ندای مرجعیت، از کوچک و بزرگ و پیر و جوان بسیج شد و به لطف خداوند شهرهای مهمی دراستانهای دیالی و صلاح الدین و بابل را طی ماههای گذشته از گروه تروریستی داعش پس گرفت. وی سپس ادامه میدهد: اما خیلیها از این پیروزیها خوششان نمیآید، به طوری که درحین پیروزیهای صلاحالدین و آزادسازی تکریت بوقهای اجارهای به صدا درآمد و تلاش سنگینی را برای جلوگیری از مشارکت این نیروها در عملیات الانبار سازماندهی کردند. به این ترتیب فضاسازی سنگینی را روی الحشد الشعبی شروع کردند و این درحالی بود که هموطنان اهل سنت از الحشد الشعبی استقبال کردند. حتی نیروهای الانبار خودشان از نیروهای الحشد الشعبی دعوت کردند در عملیات الانبار حضور یابند.
الزبیدی، اتهامات به الحشد الشعبی را مضحک توصیف کرده و میگوید: یعنی باور کردنی است یک رزمنده مثلاً یخچال زیر بغل بزند و از تکریت تا بغداد و عمدتاً به شهرهای جنوبی عراق برود و کسی جلویش را نگیرد؟! باور میکنید، بچه هایی که جانشان را کف دستشان میگیرند و در پاسخ به یک فتوای دینی و ندای مرجعیت آمدهاند، دست به این اقدامات بزنند؟!
الحشد الشعبی همهاش نظامیگری نیست
آنقدر درباره جنگندگی الحشد الشعبی در رسانهها خبر و گزارش وجود دارد که خیلیها تصور میکنند فعالیت این گروهها فقط به حوزه نظامی خلاصه میشود. اما این طور نیست. دکتر نعمیم العبودی سخنگوی عصائب اهل الحق که اکنون در قالب الحشد الشعبی فعالیت میکند و بیشترین اتهامات را به آن زدهاند، میگوید: الحشد الشعبی و از جمله گروه عصائب اهل الحق، تنها در نظامیگری خلاصه نمیشود. ما در عین اینکه علیه تروریستها سلاح به دست گرفتهایم، اما در کنار آن کار فرهنگی، اجتماعی و حتی عامالمنفعه هم انجام میدهیم.
او شرح میدهد: نیروهای ما در کمکهای خیریه به مردم مشارکت دارند و همچنین فعالیتهای فرهنگی نیز انجام میدهیم. رسانه داریم و کلاسهای عقیدتی و آموزشی برگزار میکنیم. نیروهای ما در ساماندهی آوارگان مناطق عملیاتی هم نقش مهمی داشته و برای بازگرداندن آوارگان به شهرهایشان مشارکت فعال داشتیم، ضمن اینکه تأمین امنیت جادهها در حین بازگشت خانوادههای آواره به شهرهایشان نیز برعهده ما بود.
سخنگوی اهلالحق در عین حال میگوید: امروز اولویت ما جنگ علیه داعش و سایر گروههای تروریستی است که به لطف خدا توانستهایم این وظیفه خود را بهطور شایسته انجام دهیم.
وی یکی از مهمترین دستاوردهای فرهنگی الحشد الشعبی را نهادینه کردن احساس امنیت برای شهروندان دانست و گفت: اینکه مردم با حضور ما احساس امنیت میکنند برای ما یک موفقیت است، آن هم در شرایطی که همه بوقهای تبلیغاتی منطقه و جهان علیه ما است. الحشد الشعبی یک جریان طایفهای و قومی نیست و در آن از همه اقوام و طوایف و مذاهب بویژه سنیها حضور دارند؛ حتی مسیحی و ایزدی و... هم در الحشد الشعبی تا مراتب فرماندهی حضور دارند. وی اضافه کرد اکنون الحشد الشعبی با همه آحاد عراقی ارتباطات صمیمی دارد و همانطور که میبینید همه از این گروهها تجلیل میکنند، اما آنها که مخالف الحشد الشعبی هستند، نیروهای میهنی به حساب نمیآیند و ما ایمان داریم که تاریخ درباره آنانی که امروز و در این شرایط علیه الحشد الشعبی ایستادهاند و اینکه آیا آنان وطن پرست هستند یا وطن فروش؟! قضاوت خواهد کرد.
العبودی یکی از دلایل موفقیت این گروه را در این دانست که فرماندهان و رهبران الحشد الشعبی، این گروه را به سیاست و سیاست بازی گره نزدند تا امروز به نماد امنیت در عراق تبدیل شود.