سیدفخرالدین موسوی
علم با سرعت بینظیری در حال پیشرفت است، تکنولوژیهای نوین هر روز ابعاد تازهتری از زندگی ما را تحتالشعاع خود قرار میدهند. توسعه دانش بشر مختصات زندگی انسانها را نوبهنو دستخوش تغییر کرده است. پیشرفتهای علمی در وسایل حملونقل، تجهیزات پزشکی، ساختمانسازی، اطلاعرسانی و... بسیاری دیگر از ابعاد زندگی انسان را متحول ساخته است. تکنولوژی، امروزِ روز حتی روابط میان انسانها را نیز تغییر داده است، تکنولوژی سبب شده ارتباط میان افراد با شتابی وصفنشدنی، رو به گسترش باشد، بشر امروز زندگی متفاوت، از آنچه نسلهای گذشته انسانها از سر گذراندهاند، تجربه میکند؛ انسانهایی که تا سالهایی نهچندان دور، در فضای انسانی و جغرافیای محل زندگی خود محدود و محصور بوده، حالا به مدد رایانهها، فضای مجازی، تلفنهای هوشمند، گیرندههای ماهوارهای و... در مراودهای دائمی با جهان اطراف خود هستند.
بشر قرن 21 در زندگی خود همواره با فرهنگهای بیگانه سروکار دارد و در کسری از دقیقه میتواند، با هر فرد که بخواهد، در هر جای جهان که باشد، ارتباط برقرار کند؛ موضوعی که هرچند امروز به امری عادی تبدیل شده، اما فقط کافی است به وضع ارتباطات در ده سال پیش نگاهی بیندازید، آنوقت به سادگی درخواهید یافت که چقدر پیشرفت بشر در این حوزه شگفتانگیز است. تحولاتی فوقالعاده که هزاران پرسش را در ذهن بهوجود میآورد؛ آیا باید به استقبال این ابزارهای ارتباطی رفت؟ آیا میتوان استفاده از این ابزارها را منع کرد؟ افراد جامعه ما تا چهاندازه آمادگی استفاده از این ابزارهای ارتباطی را دارند؟ این ابزارها در کجای زندگی ما قرار دارند و چه تأثیراتی بر زندگی ما میگذارند؟ آیا این ابزار، تکلیفها و مسئولیتهای تازهای را برای ما بهوجود میآورند؟ در گزارش پیش رو سعی کردیم با تمرکز بر روی شبکههای اجتماعی و در حدّ توان به این پرسشها بپردازیم.
از شبکههای اجتماعی درست استفاده میشود!
حتماً همه ما با افرادی روبهرو شدهایم که ساعتهای طولانی از وقت خود را صرف استفاده از شبکههای اجتماعی میکنند. حتی ممکن است تعدادی از خوانندگان این گزارش از این دست افراد باشند، آنها بدون آنکه متوجه گذر زمان شوند، ساعتهای طولانی از عمر خود را صرف استفاده از شبکههای اجتماعی میکنند!
حتی برخی از پژوهشگران در اینباره هشدار دادهاند که شبکههای اجتماعی سبب شدهاند روابط افراد در خانوادهها دچار افت و اختلال شود. هشدار دادهاند که معاشرت رو در رو و گفتوگو میان افراد به دلیل افراط در استفاده از شبکههای اجتماعی از بین رفته است. موضوعاتی که میتواند آسیب جدی به روابط اجتماعی و معاشرتهای انسانی در جامعه وارد سازد. هشدارهایی که نشان میدهد جامعه ما در وهله اول نیاز مبرم به یادگیری طرز استفاده صحیح از شبکههای اجتماعی دارد، چراکه آسیب دیدن روابط اجتماعی و غریبه شدن افراد یک خانواده با یکدیگر میتواند سرآغاز گرفتاریها و بزههای مختلف در جامعه باشد.
نکته مهم دیگر درباره رسانههای طراحیشده از سوی غرب، نشان دادن تصویر ایدهآل از غرب و زندگی غربی و همچنین تعریف استانداردهای تازهای از زندگی براساس ارزشهای غربی است. تجربه ثابت کرده است که جبهه استکبار با سود جستن از فضای مجازی و شبکههای ماهوارهای، همواره تلاش میکند سبک زندگی و هویت اجتماعی مردم کشورهای مختلف را تغییر دهد. بسیاری از پژوهشگران معتقدند فروپاشی شیرازه نظام کمونیستی در شوروی از همان زمان آغاز شد که پای مجلههای غربی به این کشور باز شد. مجلات غربی با ارائه تصاویری فریبنده از سبک زندگی غربی، آرام آرام مصرفگرایی را در این کشور ترویج دادند و مردم این کشور را شیفته زندگیهای تجملی غربی کردند و سرانجام نیز موفق شدند سبک زندگی کمونیستی را تغییر دهند که این تغییر بهتدریج پشتوانه مردمی حزب کمونیست را از بین برد. این تجربه تاریخی بهخوبی آشکار میکند که غرب همواره به راهبرد تغییر سبک زندگی در جوامع مخالف خود امید بسته است.
تجربهای که بیشتر این ضرورت را عیان میسازد که استفاده روزافزون از شبکههای اجتماعی و تماشای شبکههای ماهواره نیازمند آموزش است. این ضرورت را به ما گوشزد میکند که باید پیش از آنکه استانداردهای دروغین برای افراد جامعه ما تعریف شود و به آنها قبولانده شود، سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی را با روشنگری و اقامه برهان در جامعه نهادینه کنیم.
باید ابزارهای ارتباطی نوین را مسدود کرد!
اولین تصمیم، مسدود کردن ابزارهای جدید ارتباطی بود. چند سال گذشته پیش از آنکه تلفنهای همراه هوشمند وارد بازار شوند و استفاده از نرمافزارهایی مانند وایبر رایج شود، شبکه اجتماعی به نام «فیسبوک» فعالیت خود را در فضای مجازی آغاز کرد. فیسبوک با شعار «دوستان خود را بیابید» کار خود را آغاز کرد. این پایگاه ابتدا بیشتر مورد توجه کسانی که خارج از وطن و دور از خانواده خود زندگی میکردند، قرار گرفت. این افراد امکاناتی که پایگاه فیسبوک در اختیار کاربران خود قرار میداد را بهعنوان راهی ارزان و دائمی برای ارتباط با خانواده و دوستان خود در ایران یافتند؛ قابلیتهایی که اجازه میداد این افراد تصاویر، فیلمها و نوشتههای خود را به راحتی با دوستان و اعضای خانواده خود که کیلومترها با آنها فاصله داشتند به اشتراک بگذارند. اما به مرور، افراد بیشتری جذب این شبکهها شدند و شاهد سوءاستفاده برخی مروّجان مسائل غیراخلاقی و نیروهای ضدانقلاب از فضای فیسبوک بودیم؛ عاملی که سبب شد موضوع فیلترینگ فیسبوک مطرح شود و دسترسی به این شبکه مسدود شود.
رویکردی که در آن برهه توانست دسترسی به این پایگاه را تا حد زیادی مختل کند، ولی خیلی زود این رویکرد رنگ باخت و بهسرعت راههای متعدد و سهلالوصولی برای دسترسی به فیسبوک ایجاد شد؛ راههایی که مبتدیترین کاربران فضای مجازی هم میتوانستند از آنها استفاده کنند و بدون هیچ مزاحمتی به فیسبوک دسترسی پیدا کنند، بهطوری که هماکنون آمارهای رسمی نشان میدهد اکنون میلیونها ایرانی عضو فیسبوک هستند؛ آماری که به روشنی شکست رویکرد مسدودسازی صرف در قبال شبکههای اجتماعی را نشان میدهد. این شکست در کنار تولد شبکههای اجتماعی جدید که کارکردهای بیشتری نیز داشتند و عملاً دیگر امکان مسدود کردن همه آنها هم وجود نداشته و ندارد، ذهنیت دیگری را در افرادی که دغدغههای فرهنگی دارند، بهوجود آورد؛ ذهنیتی که شبکههای اجتماعی را، نه تنها یک تهدید نمیداند، بلکه آنها را فرصت برمیشمرد. آنها این استدلال را ارائه میکردند که شبکههای اجتماعی در حقیقت، یک بستر و نرمافزاری هستند که میتوان از آنها بهعنوان ابزار نشر فرهنگ اسلامی و ایرانی سود جست. در مجموع باید گفت که مسدود کردن یک شبکه، راهحل قطعی و مؤثر نیست و باید راهکارهای دیگری برای جلوگیری از آسیب دیدن مخاطبان این شبکهها اندیشیده شود.
شبکههای اجتماعی مسئولیتزاست
جنگ نرم، کلیدواژهای است که در چند سال اخیر بهعنوان اصلیترین آوردگاه انقلاب اسلامی از آن یاد میشود. شواهد و قرائن فراوانی وجود دارد که غرب با سود جستن از ابزارهای ارتباطی جدید تلاش دارد تا فرهنگ ایرانی و اسلامی مردم ما را دگرگون سازد و ماهیت فرهنگی آنها را تغییر دهد. گروهی از کارشناسان معتقدند که جبهه استکبار با استفاده از وسایل ارتباطی در ایران بهدنبال طی همان مسیری است که سالها پیش در آندولس برای زدودن اسلام پیش گرفت. برای مقابله با این هدف غرب در ایران نیز برخی تلاش کردند مقدمات حضور جریان مؤمن و انقلابی کشور را در شبکههای اجتماعی فراهم کنند و از آن بهعنوان یک تکلیف یاد کردند. حجتالاسلام پناهیان در اینباره میگوید: «فضای مجازی محل امتحانها و تکلیفهای جدید ماست؛ امتحاناتی که ماهیت متفاوتی نسبت به دیگر آزمایشهای آدمها، در قرون و اعصار گذشته ندارد، ولی متناسب با وضعیت انسان معاصر مختصات خاصی پیدا کرده است. همچون تمام امتحانات دنیا، نه میتوان کاملاً آن را کنار گذاشت و نه میتوان بهراحتی از آسیبهایش در امان بود. همۀ دنیا همینطور است.» وی بسیار دقیق اشاره میکند که حضور در این حوزه، نیازمند هوشیاری و هوشمندی فراوان است. در ادامه به چند نکته در اینباره اشاره میشود.
شرایط غالب فضای مجازی: «فرید زکریا» در کتاب «آینده آزادی» خود در تعریف فضای مجازی مینویسد: «اینترنت فضایی است که همه به هم وصل هستند، بدون آنکه نظارتی وجود داشته باشد» این تعریف بسیار به حقیقت فضای مجازی نزدیک است، فرد در فضای مجازی میتواند با نامهای مستعار هر سخنی را به زبان بیاورد، هر فیلم یا تصویر را منتشر کند یا از هر پایگاهی بازدید کند، بدون آنکه نگران نظارت و یا سرزنش دیگران باشد. ماهیت فضای مجازی در واقع نشان میدهد که فضای مجازی افراد را به هرزگی ترغیب میکند؛ ویژگیای که میتواند بسیار آسیبزا باشد. البته این ویژگی بهمعنای این نیست که باید از فضای مجازی رویگردان بود یا از ورود به آن ترسید. استاد رحیمپور ازغدی نیز با اشاره به شرایط فضای مجازی در اینباره میگوید: «من به دوستان میگویم که شما به هر عرصهای که وارد شوید اوضاع به همین منوال است؛ نان حلال درآوردن کاری سخت و نان حرام، کاری آسان است! کسی نباید بگوید ذات بازار متعلق به شیطان است پس وارد نمیشوم، بلکه باید گفت که میتوان مؤمنانه کار کرد.»
این ویژگیها موجب آن است که تقوا را بهعنوان پیشنیاز اساسی برای حضور در فضای مجازی بدانیم، چرا که اگر تقوا و پرهیزکاری در فرد وجود نداشته باشد و فرد بدون پیشنیاز در معرض جریان غالب این فضا که همان هرزگی است، قرار بگیرد، هیچ بعید نیست گرفتار شود. استاد پناهیان نیز در اینباره میگوید: «اینکه ابزار و فناوری فضای مجازی، از کدام فرهنگ و تمدن سرچشمه گرفته و یا مهمتر از آن، اینکه چگونه جریان سلطه در حال سوءاستفاده از این ابزار است، مسئولیت ما را در مواجهه با این فضا کم نمیکند که هیچ، بیشتر هم میکند. فعلاً این ماییم و این امکاناتی که میتواند سبب شکست ما و یا برعکس، شکست دشمنان ما بشود. ما باید ببینیم با امتحان الهی در مواجهه با این فضای جدید چگونه برخورد کنیم؛ آیا محل تجلی قدرت خدا میشویم یا محل تجلی ضعف خودمان؟»
در مجموع باید گفت، نمیتوان بدون آموزش و آمادگی پا در عرصه جنگ نرم گذاشت. چه بسا افرادی که با این نیت وارد شبکههای اجتماعی شدهاند، اما پس از مدتی در فرایند عمومی این شبکه راه را گم کردهاند. واضح است که حضور در عرصه جنگ نرم نیز مانند نبردهای نظامی نیازمند آموزش، آمادگی، مهارت و تخصص است.
نیروی جوان کشور: پس از گسترش شبکههای مجازی و طرح موضوع جنگ نرم در کشور، بخش زیادی از جوانان انقلابی به حضور فعال در این شبکهها روی میآورند و ساعتهای متمادی در روز را در این شبکههای سپری میکنند. این موضوع در عین حال که میتواند سبب تقویت جبهه فرهنگی و سیاسی انقلاب اسلامی شود، از سوی دیگر نیز میتواند یک آسیب جدی به کشور وارد سازد، که آن، آسیب بهرهبرداری حداقلی از نیروی جوان و پویای کشور است. نیروی جوانی که میتواند کشور را پیش ببرد و از گردنههای صعبالعبور بگذراند، ممکن است اسیر این فضا شده و بهرهبرداری صحیح از توانایی آن صورت نگیرد. موضوعی که نیازمند آموزش و افزایش نظم عمومی میان جوانانی است که تلاش دارند با استفاده از ابزار شبکههای اجتماعی، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، معارف دینی و ارزشهای انقلابی اسلامی را گسترش دهند. باید به این جوانان آموخت که با حداقل حضور، حداکثر تأثیرگذاری را در فضای مجازی داشته باشند.
البته باید به نکته بسیار مهم دیگری نیز اشاره داشت و آن، موضوع تولید محتوا است. متأسفانه بخش اعظمی از آنچه در فضای مجازی بهعنوان جنگ نرم در حال رخ دادن است، تکرار مکرر برخی سخنان و تصاویر نشأتگرفته از احساسات است. البته اگرچه پرداختن به امور نیز لازم، اما اینکه مسائل احساسی اصل قرار بگیرد، جای ایراد و ضعف است. به نظر میرسد تولید محتوا، از مهمترین نیازها برای حضور در فضای مجازی است که متاسفانه تاکنون مغفول مانده است.