صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۳:۰۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۵۹۸۵

قاسم غفوری

فرانسه و آمریکا در دوران ریاست‌جمهوری سارکوزی بر فرانسه، گام‌هایی مقدماتی برای توسعه مناسبات برداشتند و حتی پاریس بازگشت به جمع اعضای ناتو را اعلام داشت و آمریکا نیز بخشی از فرماندهی عملیاتی ناتو را به آنان واگذار کرد. در سال 2016 در حالی فرانسوا اولاند به ریاست‌جمهوری فرانسه رسید که ضمن اصرار بر توسعه روابط با آمریکا تأکید کرد، دوران یک‌جانبه‌گرایی در جهان به سر آمده و فرانسه دورانی جدید را دنبال می‌کند.

بررسی کارنامه روابط پاریس ـ واشنگتن در طول سه سال گذشته نشان می‌دهد، دو کشور همگرایی‌های بسیاری داشته و خود را متحدانی با اهداف مشترک معرفی کرده‌اند. باوجود روابط گسترده اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان دو کشور، بررسی ریشه‌ای این مناسبات بیانگر حقیقتی دیگر است که تقابل‌ها و رقابت‌های این دو کشور به‌اصطلاح متحد را نشان می‌دهد. این امر را زمانی می‌توان به وضوح مشاهده کرد که پس از حادثه پاریس و موضوع نشریه شارلی‌ابدو، مقامات آمریکایی از حضور در کارناوال خیابانی اولاند با محوریت مبارزه با تروریسم خودداری کرده و تأکید کردند که به دلیل مسائل امنیتی در این مراسم شرکت نمی‌کنند.

پس از این اظهارات بود که کاخ سفید نشست به‌اصطلاح مبارزه با داعش را با حضور 60 کشور برگزار کرد تا به جهانیان نشان دهد که آمریکا محور مبارزه با تروریسم است و فرانسه در حاشیه قرار دارد. این رویکرد پایان نگاه تقابلی و رقابتی دو کشور نیست؛ چنانکه در مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 از یک سو فرانسه تأکید دارد که دیدگاهی مستقل دارد و به‌زعم خود ایران باید شروط این کشور را در کنارنهادن خواسته‌های هسته‌ای اجرا کند و در طرف مقابل، آمریکا با محور قرار دادن خود در روند مذاکرات و آوردن کنگره به میدان و معرفی آن برای تصمیم‌گیری نهایی مذاکرات، سعی دارد تا قدرت خود را به رخ سایر کشورها، از جمله فرانسه بکشد.

مصوبه کنگره آمریکا در باب توافق هسته‌ای و حق کنگره در پذیرش یا رد تصمیم گروه 1+5، یعنی اعلام برتری آمریکا بر سایر کشورها که می‌توان بخشی از این طراحی را اقدامی علیه فرانسه دانست؛ هرچند که تحقیر سایر اعضای 1+5 نیز در جمع اهداف آمریکا قرار دارد.

نکته قابل توجه آنکه در حوزه‌هایی، همچون اوکراین نیز که دو کشور در برابر روسیه نگاهی واحد دارند، رقابت آنها قابل مشاهده است. آمریکا در حالی با ارسال سلاح و 300 نیروی آموزشی سعی در تقویت موقعیت خود در اوکراین دارد که فرانسه ریاست گروه مینسک(آلمان، فرانسه، اوکراین) را برای مذاکره با روسیه برعهده دارد و سعی می‌کند خود را محور روند سیاسی صحنه اوکراین معرفی کند.

رقابت میان آمریکا و فرانسه را حتی در تحولات سوریه، لبنان و عراق می‌توان مشاهده کرد. آمریکا در حالی در سوریه از داعش حمایت می‌کند که گزارش‌ها نشان می‌دهد، فرانسه از النصره حمایت می‌کند، چنانکه در عملیات نیروهای مقاومت لبنان در قلمون، سلاح‌ها و موشک انداز‌های فرانسوی از النصره بر جای مانده است.

آمریکا در حالی در حوزه عراق با قراردادهای نظامی و طرح‌هایی، مانند طرح کنگره برای تخصیص بودجه مجزا به عراق در سه بخش شیعه، سنی و اکراد و فشار سیاسی بر دولت مرکزی عراق با تحریک کردها و برخی گروه‌های سنی سعی در تقویت جایگاه خود دارد که فرانسه نیز با ارسال سلاح و نیرو به اقلیم کردستان و برگزاری نشست حمایت از عراق در برابر تروریسم برای عقب نماندن از آمریکا و سایر رقبا تقلا می‌کند.

نکته قابل توجه آنکه فرانسه برای توسعه نفوذ در کشورهای عربی، اجرای تعهدات خود مبنی بر فروش 3 میلیارد دلار تسلیحات به لبنان را در پیش گرفته، درحالی‌که رؤیاهای بلندمدت‌تری در قبال لبنان در سر دارد. نبیه‌برّی، رئیس پارلمان لبنان فاش کرد، فرانسه شرط آموزش ارتش لبنان را دادن مصونیت قضایی(کاپیتولاسیون) برای نیروهایش قرار داده است که برنامه‌ریزی بلندمدت و فراگیر پاریس در لبنان را نشان می‌دهد.

رقابت میان فرانسه و آمریکا در حوزه عربی دامنه‌های گسترده‌ای گرفته است. فرانسه بر این استدلال است که آمریکا به شرق آسیا معطوف شده و اکنون زمان آن رسیده که موقعیت خود را در منطقه تقویت کند. حضور اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه در نشست اخیر سران شورای همکاری خلیج‌فارس در عربستان و تأکید بر حمایت از سیاست‌های منطقه‌ای آنان در این چارچوب است. حمایت وی از کشتار مردم یمن، عدم برجسته‌سازی مسئله حقوق بشر در کشورهای عربی در سخنرانی وی در نشست مذکور و فروش جنگنده‌های رافائل به قطر و قول اولاند برای تکرار این مسئله برای سایر کشورهای عربی را می‌توان در این چارچوب ارزیابی کرد.

فردای سفر اولاند به ریاض، جان‌کری وزیر خارجه آمریکا راهی عربستان شد و بر حمایت قاطع از کشورهای عربی در تحولات منطقه تأکید کرد. وی وعده داد که اوباما در نشست کمپ دیوید با سران شورای همکاری خلیج‌فارس مطالبات آنها را اجرایی خواهد کرد. هم زمان رسانه‌های آمریکایی نظیر واشنگتن‌پست و نیویورک‌تایمز گزارش دادند، آمریکا تلاش دارد تا سامانه موشکی را به این کشورها ارائه کند و حتی بمب‌های بتن‌شکن که صرفاً در اختیار آمریکا هستند، به عربستان می‌دهد.

گفتنی است، آمریکا و فرانسه در کشورهای عربی در سرکوب روند بیداری اسلامی و مقابله با انقلاب‌های مردمی رویکردی واحدی دارند؛ اما در حوزه فروش تسلیحات و تقویت موقعیت سیاسی و اقتصادی، رقابتی شدید میان طرفین در جریان است که البته کشورهای انگلیس و آلمان را نیز باید به این جمع افزود.

حوزه آفریقا بعد دیگر رقابت میان طرفین است، چنانکه همزمان با پیشروی فرانسه در مالی، ساحل عاج، تونس، مصر، الجزایر و ... آمریکا نیز برای تقویت موقعیت خود خیز برداشته است. سفر جان‌کری، وزیر امور خارجه آمریکا به سومالی به عنوان اولین وزیر خارجه آمریکا پس از دو دهه و ادامه این سفر به جیبوتی و اریتره را می‌توان نشانه‌ای از این رقابت دانست.

آمریکای لاتین نیز از حوزه رقابتی میان دو کشور دور نمانده، چنانکه پس از اعلام طرح آمریکا برای بهبود روابط با کوبا پس از شش دهه، فرانسه نیز برای روابط گسترده با کوبا گام برداشت که سفر 21 اردیبهشت اولاند به هاوانا نقطه عطفی در این عرصه است. او با سفر به کوبا نشان داد، نمی‌خواهد از اوباما در آمریکای لاتین عقب بماند و گام‌های بلندتری برای ورود به منطقه برمی‌دارد. فرانسه سعی دارد از سابقه تاریخی حضور خود در این منطقه و تنفری که از آمریکا میان این کشورها وجود دارد، برای تقویت موقعیت خود بهره گیرد.

به هر تقدیر می‌توان گفت، فرانسه و آمریکا رقابت گسترده‌ای را در صحنه بین‌الملل از شرق آسیا تا غرب آسیا و از آفریقا تا آمریکای لاتین و حتی در درون اروپا به راه انداخته‌اند و برآنند تا خود را محور تحولات معرفی کنند. این جدال تا به‌آنجا پیش رفته است که آمریکا در اروپا از انگلیس و آلمان حمایت می‌کند تا فرانسه را در موقعیت ضعف قرار دهد و مقداری از توان رقابتی فرانسه در صحنه جهانی بکاهد.

این رقابت چنان است که حتی در حوزه فلسطین، آمریکا از وتوی طرح فرانسه در باب مذاکرات سازش خبر داده و تأکید کرده است که تنها بازیگر عرصه فلسطین است. آنچه از برآیند رفتاری دو کشور برمی‌آید، آن است که متحدان آمریکا هرچند در برخی محورها نقاط اشتراکی دارند؛ اما رقابتی سخت میان آنان درگرفته که بخشی از آن، رقابت آمریکا و فرانسه است که در عرصه‌های مختلف قابل مشاهده است. البته سایر کشورهای اروپایی نیز دوری از آمریکا را در برنامه‌های خود دارند؛ اما فرانسه ظرفیت‌های لازم برای مقابله آشکار با آمریکا را در خود می‌بیند و لذا به صورت علنی به رقابت جهانی با آمریکا روی آورده است تا نشان دهد که دوران تک‌قطبی به پایان رسیده و آمریکا باید پذیرنده نقشی برای فرانسه در معادلات باشد.

نام:
ایمیل:
نظر: