ساعت ده و نیم صبح تا یک و نیم بعد از ظهر روز سیزدهم آبان 1358 هجرى شمسی، برابر با چهارم نوامبر 1979 میلادی، تهران، شاهد حادثه مهمى بود. آن روز سالگرد دو حادثهاى بود که پیشتر اتفاق افتاده بودند: تعرض به امام راحل و شهادت جمعى از دانشآموزان معترض که هر دو توسط رژیم طاغوتى شاه تحقق یافتند. تظاهرات روز دانشآموز که در سال 1358 قرار بود در دانشگاه تهران انجام شود، تغییر برنامه داد و به تسخیر لانه جاسوسى تبدیل شد. 48 آمریکایى موجود در ساختمان دبیرخانه و 11 آمریکایى مستقر در کنسولگری، همگى به اسارت درآمدند و بت شکست ناپذیرى آمریکا که یکبار در ویتنام شکسته بود، شکستى آشکارتر و مفتضحتر را در ایران انقلابى پذیرفت. ساختمان سفارت آمریکا در تقاطع خیابان طالقانى با خیابانهاى بهار و شهید مفتح، مجهز به همه گونه وسایل ایمنى بود از جمله دربهاى استوار فلزى و پنجرههاى میلهدار و حفاظت تفنگداران دریایی، اما تاب مقاومت در برابر ایمان راسخ دانشجویانى که تقریبا با دست خالى به صحنه آمده بودند را نیاورد و تقریبا 3 ساعته فتح شد. هدف اصلى دانشجویان انقلابى در تسخیر سفارت آمریکا، اعتراضى سمبلیک علیه رفتار نابخردانه و نامنصفانه آمریکا با ایران بود، ایرانى که با تصمیمى کاملا مردمی، رژیم سلطنتى مزدور بیگانگان را با نظامى اسلامى و الهى تعویض کرده بود. حرکت دانشجویان در 13 آبان نه حرکتى دولتى بود و نه مورد حمایت نیروهاى مسلح، بلکه عملى مستقل و با تصمیمى کاملا درونى بود، اما تایید امام راحل که آن را انقلاب دوم نامیدند، بر مشروعیت و موجه بودن آن صحه گذاشت و از آن پس، روز 13 آبان به روز مبارزه با استکبار جهانى تبدیل شد. اندکى بعد، دولت موقت مهندس بازرگان استعفا نمود وجاى خود را به دولتى با چهره انقلابىتر و ضد استکبارىتر داد. اشغال سفارت آمریکا در تهران، به زودى به خبرى جهانى تبدیل شد و حتى بیش از انقلاب 22 بهمن ایران برابر 11 فوریه 1979 مورد توجه و تحلیل رسانههاى خبرى قرار گرفت. این ماجرا به روشنى براى همگان اثبات نمود که ایالات متحده ابدا تاثیرى در پیروزى انقلاب یا حمایت از رفتن شاه نداشته است. استقلال و کاملا مردمى بودن انقلاباسلامى ایران بدینسان در سطح بینالمللى و در صحنه تاریخ، محرز و مبرهن شد. تسخیر سفارت آمریکا پایان رسمى و علنى دوران طولانى بود که ایران قادر به تعیین سرنوشت داخلى کشور و مردم خویش نبود، یاراى حمایت از مخترعین و مکتشفین خود را نداشت و جهتگیرهاى سیاست خارجى خود را به تنهایى نمىتوانست اتخاذ کند. با این حادثه استراتژیک، این بار ایران بود که بر انتخابات ریاست جمهورى آمریکا تاثیر مىنهاد. با این واقعه، سقوط کارتر و حزب متبوعش یعنى حزب دموکرات، آنچنان رقم خورد که حتى آزادى گروگانها در پایان دوران ریاست جمهورى کارتر، تاثیرى در بهبود اوضاع بر جاى نگذاشت. گروگانها نهایتا پس از 444 روز در 19 ژانویه 1981 برابر با 29 دى ماه 1359 درست دقایقى پس از پایان ریاست جمهورى کارتر آزاد شدند. پس لرزههاى نظامى این واقعه نیز قابل تامل و بررسىاند. شکست عملیات نظامى آمریکا موسوم به دلتا در صحراى طبس و مجبور شدن ایالات متحده به مذاکره با ایران بر سر آزادى گروگانها در جاى خود مسئله بسیار غرورانگیزى براى ایران انقلابى در سطح جهان محسوب شد. تجدید عهد هر ساله با واقعهاى که این حجم از افتخار و غرور را به همراه داشته است، مجالى است براى بازنگرى احزاب و گروههاى سیاسی، دانشجویان و تشکلهاى دانشجویی، دانشآموزان و جوانان در گذشته و آینده خود. مخاطبین 13 آبان اگر از پوسته نگاه کلیشهاى به این روز مهم به درآمده، پیام و محتواى اساسى آن را دریابند، به خوبى مىتوانند از عهده نقد و وارسى خویش برآیند. آفرینندگان و کارگردانان اصلى 13 آبان 58، بر موجى از ایمان و معنویت در عین انقلابى بودن و پایبندى به اصول تبیین شده توسط امام راحل حرکت مىکردند. بسیارى از آنان، منافع سیاسى را نیز در نظر نداشتند و حتى پیشنهاد تشکیل حزب را که پس از تسخیر لانه جاسوسى به آنان مىشد با اعلام انحلال جنبش پاسخ گفتند. این چشم پوشى از منافع و پایمردى در عمل خالصانه دانشجویان بود که باطنى ژرف، اثرگذار و ماندگار به حرکت سیاسى 13 آبان بخشید. پیام خلوص و پرهیز از منفعت طلبىهاى فردى و حزبى و دورى از سهم طلبىها، آنچنان شفاف و رسا از 13 آبان 58 به گوش ما مىرسد که نمىتوان آن را نشنید و بدان عمل نکرد.