صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۵  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۱۸۴
«اعتماد» بررسی می‌کند؛ چرا جبهه پایداری به‌ پیام اتحاد حداد عادل توجه نکرد

مجتبی حسینی

نابسامانی و آشفتگی در میان اصولگرایان موج می‌زند. این را می‌شود در هر گوشه و کنار اردوگاه راست‌نشینان سیاسی ایران دید. روزی نیست که این هم‌کیشان سیاسی رودرروی هم قرار نگیرند و برای نقش برآب کردن راهبردهای یکدیگر، کاری نکنند. ضریب واگرایی و شکاف میان کنشگران این جریان سیاسی با وجود همه نمایش اتحادی که دارند آنچنان بالاست که دیگر هیچ ابایی از علنی شدن آن ندارند. آنها که تا دیروز با آرمان «اتحاد» اصولگرایی، همایش «همگرایی» برگزار می‌کردند حالا با واقعیت اصولگرایی به «ائتلاف» می‌اندیشند. تازه برای این ائتلاف هم معتقدند باید «شورای داوری اصولگرایان» متولد شود تا نقش کدخدا و ریش سفید را برای حل اختلافات‌شان بازی کند. این اختلاف هم منحصر به امروز و دیروز نیست و ریشه‌اش به ١٠ سال قبل بازمی‌گردد؛ جایی که آنها نیت کردند تا با بهره از لطایف‌الحیل و سوبسیدهای خاص و با اخراج اصلاح‌طلبان از قدرت، سیاست‌ورزی در ایران را مونوپل خود کنند.

حالا چند سالی است که توالی فاسد این انحصار خودخواسته، گریبانگیر اصولگرایان شده است.  جدای از دست دادن مدیران سیاسی‌شان همچون مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و حبیب‌الله عسگراولادی، با ریزش نیروهای کیفی همچون ناطق نوری و علی‌اکبر ولایتی هم مواجه شدند. اما اینها همه سرنخ کلاف در هم تنیده و آشفته جریان اصولگرایی نیست. آنها بهتر از هر کسی می‌دانند که پایگاه اجتماعی‌شان از هر زمان دیگری تضعیف شده و در این زمینه موقعیت خوبی ندارند. «سونامی احمدی‌نژاد» و «تک‌روی احمدی‌نژاد» و «نافرمانی احمدی‌نژاد» بیت‌الغزل چرایی افول قدرت اصولگرایان از زبان خودشان بوده است. حالا آنها در چنین آشفته بازاری و با آگاهی از موقعیت متزلزل اجتماعی‌شان می‌خواهند تدبیر منزل کنند و از شکست دوم (انتخابات مجلس دهم) فرار کنند.

همین است که «چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما» سوالی است که این روزها اصولگرایان در همنشینی‌های سربسته و در بسته‌شان از یکدیگر می‌پرسند. آنها می‌دانند که دوای دردشان، «اتحاد و ائتلاف» است اما نمی‌دانند چگونه باید از هزار توی درهم و پیچیده و پر دست‌انداز مشکلات و مصایب به دوای دردشان برسند. هر چند غالب اصولگرایان برای رهایی از این کاسه چه کنم، کارهایی کرده‌اند اما سرنخ همه مشکلات و مصایب‌شان به دو جا می‌رسد؛ «جبهه پایداری» و «احمدی‌نژادی‌ها».

یکم- اصولگرایان و دردسر‌های پایداری

اعضای جبهه پایداری به مثابه راست‌های گلخانه‌ای از بدو تولد با برافراشتن علم «اصولگرایی ناب»، دم از «غربالگری اصولگرایی» زدند و در بزنگاه پر پیچ و خم انتخابات، ساز جدایی سر دادند و با این رفتار، بارخاطر محافظه‌کاران شدند. کنش آنان در تمامی حیات سیاسی‌شان بر محور پیشروی و نه عقب‌نشینی بوده است. پایداری‌ها کاری ندارند که فعل و انفعال‌شان چه بر سر رقیب و رفیق می‌آورد ، تنها چیزی که برای‌شان اهمیت دارد این است که قیام و قعود و رفت و آمدشان در بازار سیاست را از دست ندهند. آنها نشان داده‌اند که همه هم و غم‌شان این است که تاثیرگذار باشند و قرائت‌شان از جمهوریت و اسلامیت را بر تمامی قرائت‌های موجود غالب و قالب کنند. خودشان را اصولگرایان ناب و درجه یک می‌دانند که دیگر هم‌کیشان و هم‌لباسان سیاسی‌شان باید بازیگر بازی‌ آنان باشند. کمتر تن به اراده و خردجمعی می‌دهند و همواره خلاف جهت اکثریت حرکت می‌کنند.

نمونه‌های این قبیل اقدامات پایداری‌ها در این مدت کم نیست؛ آنها یک روز (پیش از برگزاری مرحله دوم انتخابات نهمین دوره مجلس) بولتن ٨٠ صفحه‌ای در نقد آیت‌الله مهدوی کنی نوشتند و توزیع کردند، روز دیگر (انتخابات ریاست‌جمهوری دهم) سعید جلیلی را به عنوان ابرمرد محبوب خود روانه رقابت انتخابات کردند و حالا امروز، جایی که غلامعلی حدادعادل هم در راستای وحدت اصولگرایان از رقابت با علی لاریجانی بر سر صندلی ریاست مجلس کناره‌گیری می‌کند، آنها روح‌الله حسینیان را وارد معرکه می‌کنند تا بر اساس نوشته حمید رسایی در صفحه گوگل پلاس خود، صف‌بندی پایداری با دیگر اصولگرایان روشن‌تر شود. 

پایداری پایداری‌ها در دمیدن بر صور جدایی از دیگر راست‌نشینان سیاسی هرچند مانع بلندی در ائتلاف حداکثری اصولگرایان شده اما خودشان را هم در وضعیت یک گام تا کیش و مات نهایی قرار داده است. این را می‌شود در همین انتخابات هیات رییسه مجلس دید؛ جایی که دو فراکسیون اصولگرای مجلس بر سر رییس و نوابین رییس پارلمان یکصدا بودند و حتی دکتر حدادعادل به عنوان رییس فراکسیون اصولگرایان مجلس به صراحت از ریاست علی لاریجانی در مجلس حمایت کرد تا مشخص شود که این کاندیدای همیشگی پایداری‌های برای ریاست مجلس، راهش را همچون محمدرضا باهنر از پایداری‌ها جدا کرده است. 

هرچند شاید عده‌ای بر این اعتقاد باشند که حداد عادل با آگاهی از موقعیت خود در مجلس کاندیدای ریاست مجلس نشده باشد اما به واقع او اگر از ریاست لاریجانی حمایت نمی‌کرد بازهم علی لاریجانی ریاست مجلس را از دست می‌داد؟ به نظر می‌آید غلامعلی حدادعادل با کناره‌گیری از رقابت برای ریاست مجلس و حمایت از علی لاریجانی، نقشی جدید را در اردوگاه اصولگرایان جست‌وجو می‌کند؛ نقشی که گویا چند وقتی است او در مجلس پذیرفته تا که شاید به سهم خود بتواند لشکر اصولگرایی گرفتار آمده در هزارتوی مشکلات را پیش از انتخابات مجلس دهم از شر این پیچ و خم‌ها برهاند.

یک سوی حمایت حدادعادل از ریاست علی لاریجانی در مجلس شاید نزدیک کردن دو فراکسیون اصولگرایی مجلس باشد اما سوی دیگر آن بی‌تردید تنگ‌تر شدن حلقه بسته پایداری‌ها و تنهایی بیشتر آنان در اردوگاه اصولگرایان است؛ مساله‌ای که البته پایداری‌های مجلس از افشای آن نه تنها ابایی ندارند که بازیگران اصلی‌شان با زبان رسا از مرزبندی‌شان با دیگر اصولگرایان سخن می‌گویند.

اگر حدادعادل در انتخابات هیات رییسه مجلس به هر دلیلی تلاش کرد تا اصولگرایان پارلمان را با حمایت از ریاست علی لاریجانی به هم نزدیک کند اما این پایداری‌ها هستند که همچنان بر طبل جدایی می‌کوبند و نوای استقلال سر می‌دهند. آنها با معرفی روح‌الله حسینیان نه تنها علم مخالفت با حدادعادل را برافراشتند که باردیگر نشان دادند که همچنان با «علی لاریجانی» سر دعوا دارند. به طوری که حمید رسایی، عضو جبهه پایداری پس از انتخابات هیات رییسه بلافاصله در صفحه گوگل‌پلاس خود به این مساله اشاره می‌کند و می‌نویسد:

«امروز در مجلس برای چهارمین سال، انتخابات هیات رییسه برگزار شد. شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان که در سه سال گذشته، یک سال آقای حدادعادل را معرفی کرده و در دو سال بعد، در این باره سکوت کرده بود، امسال آقای لاریجانی را معرفی کرد. استدلال دوستانی که به این کار اصرار داشتند این بود که با این کار، به بدنه اصولگرایان پیام وحدت می‌دهیم! قصد قضاوت درباره این تحلیل و استدلال مربوط به آن را ندارم، اما به نظرم در پاسخ به دوستانی که از ما انتقاد می‌کنند که چرا در برابر انفعال‌ها و ذلت‌پذیری‌های دولت یازدهم در مجلس کاری نمی‌کنید، همین موضوع پاسخ روشنی به این گلایه‌ها باشد. در کنار ٢٢ همکاری که حاضر نشدند به آقای لاریجانی رای بدهند و رای سفید دادند، بنده و ٣٥ نماینده دیگر، با اینکه علم به رای نیاوردن آقای حسینیان داشتیم با افتخار در برگه رای، نام روح‌الله حسینیان را نوشتیم تا صف‌بندی‌مان روشن باشد.»

رقابت روح‌الله حسینیان با علی لاریجانی هر چند در ظاهرچیزی نبود جز اراده پایداری‌ها برای نشان دادن هویت مستقل و وزن جبهه پایداری اما بی‌تردید نشانه بزرگ‌تری در نقشه راه اصولگرایان برای انتخابات مجلس است. پایداری‌های مجلس هر چند ساز ناکوکی را در سمفونی اصولگرایان می‌زنند اما پایداری‌های بیرون از مجلس با میدانداری صادق محصولی به دنبال ائتلاف با دیگر اصولگرایانند. همنشینی‌های هفتگی و مستمر پایداری‌ها با موتلفه و ایثارگران برای اینان چیزی نیست جز اینکه پایداری‌ها به یکی از اضلاع ائتلاف اصولگرایان بدل شوند. هر چند بازی پایداری پایداری‌ها برای ارایه هویت مستقل در اردوگاه اصولگرایان و عقب‌نشینی نکردن از برخی مواضع باعث شده تا اصولگرایان به ائتلاف با پایداری‌ها مشکوک باشند.

پایداری‌ها هرچه با سازناکوک و خراب کردن بازی دیگر اصولگرایان سعی در امتیاز‌گیری بیشتر داشته‌اند اما به نظر می‌آید که با نزدیک‌تر شدن به ایام انتخابات مجلس دهم، اصولگرایان باید از میان «ائتلاف با پایداری» یا «عبور از پایداری»، یکی را انتخاب کنند.

اما از مجموعه اظهارات مدیران جریان اصولگرایی و نافرمانی پایداری‌ها از خرد جمعی اصولگرایان می‌توان این احتمال را داد که پایداری‌ها همچون انتخابات ریاست‌جمهوری بازهم مستقل وارد عرصه انتخابات خواهند شد، چرا که اینان اگر تا دیروز منتقدان قدرتمندی همچون علی لاریجانی را در اردوگاه اصولگرایان پیش روی خود می‌دیـدند امروز محمدرضا باهنر، محمدباقر قالیباف و حداد عادل را هم از خود جدا می‌بینند.

 در این بین راســــت‌هــای گلخـانه‌ای برای مجـلس در حـال تنظیم یک راهبرد جدید به همراه تاکتیک‌های نوینند. مدیران این جریان با استفاده از کارت آیت‌الله مصباح به دنبال یارگیری از دل جناح راست محافظه‌کار همچون موتلفه و ایثارگران هستند تا هم از قدرت همزاد سیاسی خود بکاهند و هم آنکه موقعیت دفاع از اتهام تندروی و افراطی‌گری را در این یارگیری از مخالفان و منتقدان‌شان بگیرند. پایداری‌های بیرون مجلس با این بازی دوگانه؛ نافرمانی در مجلس و امتیاز‌گیری درمذاکرات سیاسی با دیگر اصولگرایان امید دارند تا به مطالبات سیاسی خود که همانا «شراکت در مدیریت جریان اصولگرایی»است، دست یابند و موقعیت فعلی خود را در اردوگاه راست‌نشینان سیاسی حفظ کنند. البته پایداری‌ها بهتر از هر کسی می‌دانند که موقعیتی در افکار عمومی ندارند و بر این اساس سعی دارند تا با تخریب دولت و تضعیف رقبای‌شان، خود را اثرگذار در میدان سیاست نشان دهند. همین رفتار پایداری‌ها دست‌اندازهایی سخت برای دیگر اصولگرایان شده چرا که آنان به این راحتی‌ها نه می‌توانند به افکار عمومی اعلام کنند که «پایداری»ها، اصولگرا نیستند و نه می‌توانند به عقد اخوت مقطعی با آنان دل ببندند. همین است که همدلی و همزبانی اصولگرایان به این راحتی‌ها عملیاتی نخواهد شد.

دوم - اصولگرایان و معمای احمدی‌نژاد

همه مشکلات و مصایب اصولگرایان برای فرار از واگرایی و رسیدن به ائتلاف محدود و محصور به حل معمای پایداری نیست. اصولگرایان هر چند سال پایانی دولت احمدی‌نژاد برای جلوگیری از اسقاط و انهدام گفتمان اصولگرایی و جداکردن سرنوشت سیاسی خود از ارثیه به جا مانده از او صفی طولانی را در اعلام برائت از احمدی‌نژاد تشکیل دادند، اما مگر افکار عمومی به این راحتی‌ها حمایت‌های اصولگرایان را از دولت اصولگرای محمود احمدی‌نژاد فراموش می‌کند؟هرچند راه اصولگرایان و احمدی‌نژادی‌ها از یکدیگر جدا شده اما تصویری که رییس دولت سابق از خود به جای گذاشته، حرف‌هایی که هراز چندگاهی می‌زند و جلساتی که در ولنجک برگزار می‌کند شاید بیش از نافرمانی‌های پایداری‌ها برای اصولگرایان مایه واهمه و اضطراب است.

 اصولگرایان با رصد کنش‌های محمود احمدی‌نژاد و اعوان و انصارش می‌دانند که آنها «چراغ خاموش و موتور روشن» برای انتخابات مجلس دهم فعالیت دارند. همین است که در آشفته بازار «چه کنم» اصولگرایان برای رسیدن به وحدت باید فکری هم به حال کنش انتخاباتی احمدی‌نژادی‌ها داشته باشند. اصولگرایان می‌دانند که احمدی‌نژادی‌ها به این راحتی‌ها دست از بازار سیاست برنخواهند داشت اما در این میان نه می‌توانند او را در جریان اتحاد و ائتلاف شریک خود کنند و نه آنکه می‌توانند اجازه دهند احمدی‌نژادی‌ها را رها و آزاد بگذارند. «چه کنم»های اصولگرایان در قبال نافرمانی پایداری‌ها و نداشتن راهبرد در قبال «احمدی‌نژادی‌ها» شاید امروز از جدی‌ترین موانع ائتلاف اصولگرایان است. آیا با این تفاسیر می‌توان امیدی داشت تا اصولگرایان نقشه راهی برای خروج از هزارتوی پیچیده مصایب و مشکلات بیابند و از شکست در انتخابات مجلس دهم بگریزند؟

نام:
ایمیل:
نظر: