گروه سیاست / مرجان توحیدی: بریدهبریده میگوید: «من حق آب و گل دارم. من را اینجا راه نمیدادند، نمیدانم آفتاب از کدام طرف درآمده است؟!» سعید حجاریان، تئوریسین جریان اصلاحات، بعد از ١٠ سال در میان هیاهوی شعارها و دستها و صدای بلند «شهید زندهای تو، قلب تپندهای تو» پا به دانشکده فنی دانشگاه تهران گذاشت. همانجا که به گفته خودش حق آب و گل دارد. همانجا که مهندسی مکانیک خواند و بعدها هم علومسیاسی.
همانجا که در تمام دوره ریاست احمدینژاد پایش به آن باز نشد. همانجایی که حتی یک سال قبل در دولت حسن روحانی هم، از ورودش ممانعت شده بود. حجاریان قرار بود در برنامهای که از سوی کانون فارغالتحصیلان دانشکده فنی تدارک دیده شده بود، سخنرانی کند، یعنی شهریور ٩٣؛ برنامهای که مجوز هم داشت، اما بااینحال نگذاشتند حجاریان به دانشگاه برود. اما حالا به مناسبت هجدهمین سالگرد دوم خرداد، بههمراه رفیق قدیمی و دیرینه خود عباس عبدی که این روزها انتقاداتی را هم به برخی سخنان حجاریان مطرح میکند، به جمع دانشجویان در سالن چمران دانشکده فنی آمده بود تا درباره دوم خردادی سخن بگوید که به اعتقاد او یک استثنا بر قاعده بود، استثنایی که امکان دارد در آینده به اشکال نوینی خود را بروز دهد و همه را بار دیگر غافلگیر کند.
حضور این دو رفیق دیرینه در برنامهای با نام «دوم خرداد، تلاقی مشروطیت و جمهوریت» که با همکاری انجمن اسلامی دانشکده فنی و دانشکدههای پزشکی و داروسازی برگزار شده بود، آنقدر برای دانشجویان جذابیت داشت که تا قبل از ساعت دو، همه صندلیهای سالن چمران را پر کنند و حتی یک ساعت هم منتظر بمانند تا عباس عبدی بهعنوان اولین میهمان وارد سالن شود. تمام این یک ساعت نوای فرهاد، شجریان و سرود یار دبستانی فضای سالن را شورانگیز میکرد و البته بر ابهامات میافزود. این پرسش در فضا موج میزد: سعید حجاریان واقعا به دانشگاه خواهد آمد؟ بعد از یک ساعت و اندی، درحالیکه غریو «حجاریان زنده باد، ... پاینده باد» از در ورودی سالن بلند شد، همه ابهامها و سؤالها، جواب خود را گرفتند.
حجاریان به دانشگاه آمد، در سال دوم دولت روحانی و در سالروز دوم خردادی که بعدها خود، تئوریسین آن جنبش لقب گرفت. اما برنامه دوم خرداد امسال با پیداشدن ١٧٥ شهید غواص عملیات کربلای چهار، رنگوبوی جبهه و جنگ هم به خود گرفته بود؛ آن هنگام که با ورود عبدی برنامه شکل رسمی به خود گرفت. اینجا دیگر نوای «رجایی، باهنر، عباس دوران دادیم، کربلا کربلا ما داریم میآییم» و «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» سالن را غرق در سکوتی همراه با احترام کرد. مجری مراسم با سلام بر نامهای آشنایی سخرانی خود را آغاز کرد. ذکر هر نام، سالن را یکصدا شعار و شور میکرد. سلام بر خرداد پرازحادثه. تریبون به عباس عبدی سپرده شد؛ پژوهشگر، روزنامهنگار اصلاحطلب و عضو شورای سردبیری روزنامه توقیفشده سلام و صبح امروز.
عبدی سخنانش را اینگونه آغاز کرد: «من را اشتباهی دعوت کردید! دوم خرداد سخنرانیای میخواهد که کف بگیرد و تکبیر و اینها! اما من به دلایلی قادر به این کار نیستم. هم لحن من بیحالتر است و هم زاویه دید من مناسب با این وضعیت نیست». عبدی هم به حضورش در دانشگاه بعد از مدتها اشاره کرد و با وامگرفتن از بخشی از سخنان مجری برنامه که گفته بود دوره احمدینژاد سرآغاز زمستانی سرد بود، سخنانش را اینگونه آغاز کرد و گفت مفهوم زمستان سرد چندان رسا نبود و چون زمستان در بطن خود بهار شاداب و تابستان پرثمر را دارد. مسئله فاجعهبارتر از آن است که بتوان با زمستان سروته قضیه را سرهم آورد. عبدی با این مقدمه، محور سخنرانیاش را بهدلایل رویکارآمدن احمدینژاد اختصاص داد.
او به اتفاقات خوشایند و ناخوشایند دوره دوم خرداد اشاره کرد و ضمن اینکه قتلهای زنجیرهای و ترور حجاریان را از جمله اتفاقات ناخوشایند آن دوران عنوان کرد. او سپس به بازخوانی اشتباهات رخداده در فرایند دوم خرداد پرداخت و آن را هم در سه سطح بررسی کرد و گفت: اول، در سطح نیروهای سیاسی؛ او در توضیح این عنوان چنین گفت: نیروهای سیاسی اصلاحطلب از سال ٨٠ به بعد یک اشتباه مهم مرتکب شدند و آن این بود که راهبرد جبههای را نادیده گرفتند، راهبردی که دوم خرداد براساس آن شکل گرفت.
عبدی با انتقاد از وجود فعالیت حزبی در این راستا گفت: فعالیت حزبی برای جامعهای همچون بریتانیا معنا دارد که ثبات و قوام آن مشخص است و بعد از آن نیروهای سیاسی در آن رقابت میکنند، اما در جامعهای که چنین خصوصیاتی ندارد هر نوع رقابت منجر به سوءاستفاده نیروهایی میشود که نمیخواهند فرایند دموکراسی و قانونی پیش برود. او ادامه داد این اتفاق خود را در انتخابات شوراهای دوم شهر و روستا نشان داد. او افزود فرایند عبور از جبهه در سال ٨٤ خود را بدتر از همیشه نشان داد. عبدی توضیح داد ما با پدیده تعدد کاندیداها روبهرو نبودیم، بلکه چون فرایند جبههای نبود، هر گروهی میخواست نامزد خود را داشته باشد. درواقع وقتی فرایند جبههای فراموش شد رکن و اصول اساسی در جبهه دوم خرداد نیز با مشکل مواجه شد و اختلافات و توهینها و بدگوییها هم آغاز شد.
عبدی فراموشکردن شعار حاکمیت قانون در دوره اصلاحات را از دیگر مشکلات موجود در این دوره عنوان کرد و گفت قبل از سال ٧٦ که دولت سر کار بیاید شاخص حاکمیت قانون در ایران حدود ٢٥ درصد بود. در دوره اول آقای خاتمی به ٤٩ درصد رسید، اما در دوره دوم به حدود ٢٦ درصد رسید و باید دانست وقتی حاکمیت قانون وجود نداشته باشد، مهم نیست چه کسی رئیسجمهور است؛ چون مسئله ما فرد نیست، بلکه محتوایی است که فرد میخواهد آن را اجرا کند.
عبدی مشکل بعدی را بیتوجهی به موضوع نفت دانست و در توضیح آن گفت باید در جهت اصلاح جامعه برای موضوع نفت ایده و برنامه داشت. او ادامه داد: در سال ٨٤ ما با رشد چشمگیر درآمد نفتی مواجه بودیم. وقتی درآمد نفت دو برابر افزایش مییابد، قدرت دولت ١٠ برابر افزایش پیدا میکند. حتی شاخص دموکراسی حاکمیت قانون را هم باید با همین معیار سنجید. یک نیروی سیاسی باید برای چنین پدیدهای ایده داشته باشد.
او ادامه داد از سال ٨٤ که درآمد دولت افزایش پیدا کرده بود، هرکدام از اعضای هیأت دولت روی یک بشکه نفت نشسته بودند. شعار من نفت را سر سفره مردم میآورم در خلأ به وجود نیامده بود و براساس این واقعیت مطرح شد.
عبدی اتفاقات سال ٩٢ را محصول تمامشدن پول نفت دانست و گفت مباحث ساختاری این حرکت هم مطرح است، اما در ساختار محصول این اتفاق بود. او شعارهای سیاست خارجی احمدینژاد در سالهای ٨٦ و ٨٧ را هم محصول پول نفت دانسته و گفت صندوق ذخیره ارزی اگرچه به لحاظ اقتصادی کاملا عقلانی است، اما آن ذخیره باعث تا عدهای اینگونه شعار بدهند. او در ادامه تأکید کرد آنچه در دوره احمدینژاد اتفاق افتاد تنها یک زمستان سرد نبوده، بلکه یک زلزله ٩ ریشتری بوده است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب همچنین به تبعات حاصل از اشتباهات رخ داده در دوره اصلاحات پرداخت و گفت دستاوردهای چهار سال دوم دولت اصلاحات قابل مقایسه با هیچ دورهای نیست و نابودیهای اقتصادی بعد از ٨٤ نتیجه رکود سیاسی دوره دوم اصلاحات است و این رکود سیاسی منجر به تبعاتی میشود. چنانکه دیدیم دولت به شکل نسبی در مقایسه با انتظاراتی که وجود داشت زمینگیر شد و در نتیجه نیروها از کنارش پراکنده شدند. او گفت شکاف درونی اصلاحطلبان و نیروهایی که میتوانستند «نفتسواری» کنند و عدول از حاکمیت قانون شرایط ٨٤ را رقم زد.
او همچنین گفت: به لحاظ شخصی امیدوارم امسال سالی باشد ما بتوانیم به فضای گذشته برگردیم و بهترین زمینه در این راستا هم انتخابات مجلس است. در این راستا نباید برای ما مهم باشد طرف مقابل میخواهد چه کاری انجام دهد. ما نمیتوانیم برای آن تعیین تکلیف کنیم، اما باید بدانیم بازی اصلاحطلبان میتواند بازی دیگران را هم شکل دهد؛ چراکه اصلاحطلبی، مهمترین نیروی سیاسی کشور هم برای حال و هم برای آینده است، بنابراین بازگشت جبههای بسیار مهم است. ادبیات جبهه با ادبیات حزبی فرق دارد.
او همچنین ادامه داد: این دولت هر کاری میخواهد بکند، بکند، اما نباید زیر بار شکاف قدرت و مسئولیت برود. اگر مسئولیت وجود نداشته باشد، یک نفر میتواند جلوی وزیر خارجه بایستد و عربده بکشد. در این راستا دیدیم همان کسانی که میخواستند مدیریت جهانی را برپا کنند آخرش گفتند، نمیگذارند ما پرونده هستهای را حل کنیم و کنار کشیدند. او با تأکید بر اینکه نباید از حاکمیت قانون عدول کرد، گفت: اگر از حاکمیت قانون پایین بیاییم باید از هر جای دیگری نیز عقبنشینی کنیم. او گفت نباید اجازه داد کلیشهها درباره اصلاحات شکل بگیرد. اجازه بدهید کلیشهها بشکند و گذشته را بازنگری کنیم. ما نه میخواهیم مدالی را از سینه کسی برداریم نه میخواهیم به سینه کسی مدال بزنیم. مسئله امروز ما این است که نسبت به آینده چه نگاهی داشته باشیم و با این رویکرد است که میتوانیم بدون اشتباهات گذشته، دوم خرداد جدید را بازسازی کنیم.
بعد از اتمام سخنرانی عبدی، کلیپی پخش شد که در آن به وقایع بعد از دوم خرداد هم اشاره شده بود. به ١٨تیر سال ٧٨ و دادگاه روزنامه سلام. اینجا بود که تصاویری از حضور محمود احمدینژاد در دادگاه این روزنامه پخش شد. جایی که به عنوان شاکی خصوصی در دادگاه حاضر شده بود. دانشجویان با شعارهایی احساس ناراحتی خود نسبت به احمدینژاد را نشان دادند. لحظهشماریها بالاخره به پایان رسید و سعید حجاریان با کمک دانشجویان به روی سن رفت و پشت میز نشست. حجاریان گفت: «من توان صحبتکردن ندارم. چند جملهای را میگویم و از من توقع بیشتر نداشته باشید». حجاریان همچنین دوم و سوم خرداد را هم تبریک گفت و به بازگشایی انجمنهای اسلامی اشاره کرد و گفت که احیای انجمنهای اسلامی را تبریک میگویم. ٥٠ انجمن احیا شدند و اساسنامه آنها به تصویب رسیده است. باید همین روند پیش برود و انجمنها از عسرت و حیرت دربیایند. بچهها فعال شدهاند.
او ادامه داد که به من گفته شده است حالا که تا اینجا آمدم یک خاطره هم از دوم خرداد بگویم. یادم هست همان سالها شایعهای پخش شده بود که بنویسید خاتمی، بخوانید ناطق نوری. حتی کاریکاتور آن را هم کشیده بودند. یکی از رفقا به من میگفت که تو جنگ روانی خواندهای و این شایعه را راه انداختی. او که صدایش به خنده آمیخته شده بود گفت که من هم به آن رفیق گفتم که اگر من این کار را کردم، خب شما هم برعکس آن را انجام دهید! اول باید چیزی باشد. اول باید آنچنانی باشد که آنچنانیتر شکل بگیرد. وقتی چیزی نباشد، نمیتوان کاری کرد. الان رسانه ملی، کلی سایت و وبلاگ در اختیار اینهاست اما کسی آن را باور نمیکند. حجاریان در ادامه از یکی از دانشجویان خواست تا یادداشتی را که در اینباره نوشته است را بخواند. در این یادداشت به ویژگیهای دوم خرداد اشاره شده است. بعد از آنکه قرائت یادداشت حجاریان خاتمه یافت. او با همراهی دانشجوها و شعارهای آنان سالن را ترک کرد. انجمن اسلامی دانشکده فنی در هجدهمین سالگرد دوم خرداد، حجاریان را به دانشگاه بازگرداند و آن محرومیت شفاهی را از بین برد.
یادداشت حجاریان بازگشت به مشارکت در دوم خرداد
انتخابات دوم خرداد به لحاظ پارهای ویژگیها از سایر انتخابات ملی پس از انقلاب متمایز میشود. منظور از انتخابات ملی، انتخابات ریاستجمهوری است که دوم خرداد در بین تمامی آنها به لحاظ توسعهیافتگی، ویژگیهای منحصربهفردی دارد.
در دوم خرداد برای اولینبار بود که مسئله رقابت مطرح شد، تا قبل از آن ما در هیچ دورهای رقابت جدی نداشتیم. در واقع بعد از دوم خرداد بود که سنت رقابت در انتخابات ریاستجمهوری نهادینه شد. مشارکت در انتخابات ریاستجمهوری: از اول انقلاب به بعد آمارها نشان میداد در سطح ملی مشارکت میل نزولی دارد، به حدی که در دور ششم مشارکت به پایینترین حد ممکن رسید، اما در دوم خرداد مشارکت بسیار بالا رفت، بهطوریکه آن را حماسه نیز نامیدند.
گفتمانسازی انتخابات دوم خرداد: انباشت تلاشهای تئوریک در زمینههای دینی، سیاست داخلی و خارجی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی پشتوانهای را برای ایجاد گفتمان اصلاحات فراهم کرد که خود را در برنامه رئیس دولت اصلاحات نشان داد، حتی تا امروز نیز جاذبه آن برنامه باقی مانده است. در انقلاب ۵۷ معدن خردهقدرت کشف و امام (ره) آن را مقطعبندی کرد، این معدن فراموش شد و همه بار دیگر نگاهشان معطوف به کلانقدرت شد. منظور من از خردهقدرت تأثیریگذاری شهروندان است درحالیکه کلانقدرت، اثرگذاری نهادها و سازمانهای رسمی است. در دوم خرداد این معدن دوباره کشف شد و اینبار یک روحانی دیگر خردهقدرت را تضمین کرد و به صحنه آورد.
آیا دوم خرداد استثنایی بر یک قاعده بود یا خیر؟ به نظر من به دلایلی که مجالش در اینجا نیست، دوم خرداد یک استثنا بود. استثنایی که امکان دارد در آینده به اشکال نوینی خود را بروز دهد و همه را بار دیگر غافلگیر کند.