پایگاه بصیرت: دکتر روحانی، رئیسجمهور روز گذشته، در اجتماع بزرگ مردم خراسانشمالی درباره تحریم و وضعیت اقتصادی مردم صحبت کرد و با بیان اینکه کسانی که میگویند تحریمها مهم نیست، گویا از جیب مردم خبر ندارند، گفت: «کسانی که میگویند نباید با قامتی رشید و بهرهگیری از دیپلماتهای کارآزموده در برابر 1+5 ایستاده و مذاکره کنیم از زندگی مردم بیخبر هستند و...». یافتن مصداق برای اظهارات یادشده دکتر روحانی در داخل کشور بسیار مشکل است تا جایی که به نظر میرسد، چنین مصداقی در داخل کشور وجود واقعی ندارد و این مصداق جنبه فرضی دارد. شاید منظور دکتر روحانی منتقدان گفتوگوهای هستهای باشد که اگر چنین است، از قضا انتقاد آنها نیز ناشی از مهمدانستن تحریمهاست، نه عکس آن. اتفاقاً آنها هم به وضعیت معیشت مردم توجه دارند و حتی برخی از این بابت هم دولت را نقد میکنند. گویا اصل صورتمسئلهای را که دکتر روحانی آنگونه طرح کرد، چنین است: درباره مذاکرات هستهای سه فرض اصلی متصور است: 1- شکست مذاکرات با حفظ عزت و شرف ملت ایران؛ 2- توافق، با مخدوششدن عزت و شرف ایران؛ 3- توافق، با حفظ عزت و شرف ایران. کاملاً مشخص است هر ایرانی خواهان تحقق فرض سوم است و همه نگران هستند فرض سوم محقق نشود یا خدای ناکرده فرض دوم محقق شود. پرسش مهم این است که اگر فرض سوم به هیچوجه در دسترس نبود، باید به هر یک از دو فرض باقیمانده تن داد یا اینکه باید از بین آن دو فقط یک فرض را پذیرفت و آن هم فرض اول است. نگرانی امروز مردم که بسیار مقدس و درخور احترام است، نگرانی بر سر انتخاب فرض اول و دوم است. مردم و منتقدان فرض دوم را از انتخاب خود حذف کردهاند و با ابراز نگرانی میخواهند مطمئن شوند، دیگران هم این گزینه را حذف میکنند؛ از اینرو، نباید به آنها خرده گرفت و راه را بر آنها بست یا آنها را سرزنش کرد. چنانچه احتمال میرود روند گفتوگوها بهسمت فرض اول پیش میرود، همه ایران اعم از مردم و کلیت حاکمیت باید با آمادگی با آن مواجه شوند و این به معنای دوراندیشی است، نه بدبینی. اگر چنین تصویر روشن و برداشت منطقی از مذاکرات به وجود آید، نگاهها به یکدیگر اصلاح میشود و آستانه تحمل نیز بالا میرود. انشاءاللهیا