نویسنده: عباس حاجینجاری
روز گذشته و در آستانه مذاکره وزیر خارجه ایران و امریکا در ژنو، آقای ظریف وزیر خارجه ایران، یادآور شد که در آخرین وضعیت مذاکرات را ژنو بررسی خواهیم کرد و بر اساس آن تصمیم خواهیم گرفت و آقای عراقچی عضو ارشد تیم مذاکرهکننده هستهای ایران هم روز قبل از آن گفته بود که موضوع دسترسی به دانشمندان هستهای ایران و بازدید از مراکز نظامی ایران به طور کلی منتفی شده و به هیچ وجه در دستور کار مذاکرات نیست. این در حالی است که همزمان لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه مدعی شده بود که کشورش به هیچ وجه از توافق هستهای با ایران حمایت نمیکند، مگر آنکه این توافق امکان دسترسی به تمام تأسیسات اتمی ایران، از جمله مراکز نظامی را میسر سازد.
مروری بر مذاکرات هستهای در دو سال گذشته نشان میدهد که به رغم پیشرفتهای ظاهری که در مسیر مذاکرات ایران با 1+5 به دست آمده، اما نسبت به توافقات ژنو و پس از آن بیانیه لوزان، روند فزونخواهی طرف غربی و به ویژه امریکاییها افزایش یافته و آنها متناسب با برآورد از محیط داخلی ایران تلاش دارند مطالبات ناحق خود را به رویهای در عرصه مذاکرات تبدیل و تحقق آن را مطالبه کنند، به گونهای که برخی از موضوعات کلیدی این عرصه نظیر بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هستهای وقت کشور، روند لغو یا تعلیق تحریمها و روند تحقیق و پژوهش در فردو و... به گرههایی در روند مذاکرات تبدیل شده است که البته حل آن گرهها نیازمند تأمل و تدبیر بیشتر تیم مذاکرهکننده و مسئولان اجرایی کشور در گرههای سیاسی است که با گرههای فنی مورد اشاره پیوند خورده است. برخی از گرههای سیاسی روند مذاکرات هستهای از این قرارند:
1- رئیس محترم جمهور در سخنان دیروز خود در جمع فرمانداران با اشاره به تحمل دولت نسبت به انتقاداتی که در عرصه جامعه نسبت به روند مذاکرات مطرح میشود میگوید: «این تحمل به این دلیل است که توفیق یا عدم توفیق مذاکرات هستهای به زندگی مردم، بازار، پول و ارزش پول ملی وابسته است، همه چیز باید مدنظر باشد». اگر ما عرصه مذاکرات هستهای را به عنوان خطمحوری تقابل نظام سلطه با انقلاب اسلامی بدانیم، حفظ عقبهها و استحکامات، از لوازم یک تقابل حکیمانه است، بنابر این تردیدی نمیتوان داشت که نوع مواضع ما در اتخاذ استراتژی فشار دشمن در عرصه مذاکرات تأثیر جدی دارد. به همین دلیل است که طی دو سال اخیر متناسب با مواضع ما، طرف مقابل فشارها را افزایش داده، به گونهای که پس از انتشار بیانیه لوزان فزونخواهی آنها کاملاً محسوس شده است.
2- متناسب با برآوردها از محیط داخل ایران، دستگاه رسانهای غرب تلاش دارد که مواضع متفاوت نسبت به روند مذاکرات را به خط انشقاق در محیط داخل تبدیل کند، فارغ از برخی از معدود انتقادات نامناسب به عملکرد تیم مذاکرهکننده هستهای، مهمترین دغدغه دوستداران انقلاب نسبت به روند مذاکرات، نادیده گرفتن دستاوردهای ارزشمند دانشمندان هستهای و همچنین دستاوردهای سیاسی و بینالمللی ایران در این عرصه است که متأسفانه طی دو سال گذشته هیچگاه تلاش نشده از این انتقادات به عنوان یک فرصت در چانهزنیها و در مذاکرات استفاده شود. این در حالی است که امریکاییها به درستی توانستند روند انتقادات جمهوریخواهان در کنگره امریکا به روند مذاکرات را به یک فرصت تبدیل کرده و با تصویب قانونی که اوباما هم آن را امضا کرد، عملاً نقش خود را به عنوان یک عامل فشار در روند مذاکرات تثبیت کنند.
3- هنوز موضوع هستهای به سرانجام نرسیده، امریکاییها توافق هستهای را منوط به موضوعات دیگر، حتی آزادی جاسوسان امریکایی در ایران کردهاند. باراک اوباما، رئیسجمهور امریکا در همان روزهای پس از امضای بیانیه لوزان در گفتوگو با تلویزیون العربیه میگوید: «حتی اگر ما به توافقی بر سر موضوع هستهای برسیم همچنان نگران آن دسته از اقداماتی که نه تنها توسط ایران، سپاه قدس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام میشوند، بلکه توسط نایبانی مانند حزبالله لبنان انجام میشوند، باقی خواهیم ماند.» این در حالی است که در موضوع خاص ایران مدعیاتی چون حقوق بشر، توان موشکی و رابطه با رژیم صهیونیستی به عنوان ملاحظاتی برای توافق نهایی مطرح میشود.
4- امریکاییها در روند مذاکرات هسته ای تلاش دارند تا توافقنامه هستهای را به بستری جهت کاهش ظرفیتهای منطقهای ایران تبدیل کنند و به همین دلیل است که به رغم بیانیه لوزان قبل و پس از آن بارها از تهدید مستقیم نظامی ایران و اینکه این توافقنامه تا ابد ایران را مهار خواهد کرد و... سخن به میان میآورند و این در حالی است که آنچه در نقطه مقابل امریکاییها به آن نیاز دارند، بهرهگیری از فرصتها و توان ایران برای حل مسائل و مشکلات منطقه است.
مقام معظم رهبری در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی با ایشان با اشاره به روند مذاکرات هستهای و اینکه مسئله هستهای به صورت یک گره درآمده، راهحل آن را معطوف به تقویت درونی کشور میدانند و یادآور میشوند، اگر این تقویت در درون انجام بگیرد آن کار آسان خواهد شد. ایشان سپس یادآور میشوند که غیر از مسئله هستهای هم سریالهای دیگری در انتظار ماست. این جور نیست که همه مسائل ما با غرب، با امریکاییها، با صهیونیسم، با گردنکلفتهای اقتصادی دنیا، همین مسئله هستهای باشد. این تنها مسئله ما نیست، دنبالهاش مسائل گوناگون حقوق بشر و امثاله (آن است). حل همه این مسائل آسان خواهد شد نمیگویم به خودی خود حل خواهد شد نه تلاش لازم است.