ترجمه: محمدعلی فیروزآبادی
روی میز تحریر «گولبات رشیلادزه» پرترهای از «ایراکلی دوم»، پادشاه گرجی، دیده میشود؛ همان پادشاهی که در قرن ١٨، کشور گرجستان را تحتالحمایه تزار روسیه، یعنی کاترین کبیر، قرار داد، البته این پیمان تحتالحمایگی از نظر رشیلادزه سندی است که نشان میدهد روابط گرجستان و روسیه سنتی دیرینه داشته و دارد. رشیلادزه مدیریت انستیتو اوراسیا را برعهده دارد و دفتر کوچک این انستیتو در مرکز تفلیس، پایتخت گرجستان، است.
روی میز تحریر رشیلادزه چیزهای دیگری هم دیده میشود؛ ازجمله یکی از کتابهای هنری کیسینجر و تعدادی روبانهای نارنجی و سیاه. این روبانها در روسیه نماد پیروزی شوروی در جنگ دوم جهانی است و در حال حاضر جداییطلبان شرق اوکراین از آن به عنوان نماد خود استفاده میکنند. البته این روبانها امروزه در گرجستان چندان طرفدار ندارد و به همین دلیل بود که رشیلادزه تعدادی از آنها را در همین ماه می امسال برای کهنهسربازان گرجی جنگ دوم جهانی فرستاد و در پاکت ضمیمه هر روبان، معادل ١٧ یورو کوپن کمکهای دارویی گذاشت. این مبلغ در گرجستان معادل یکسوم حقوق بازنشستگان دولت است. رشیلادزه در سالروز پیروزی روسیه در جنگ دوم جهانی که روز نهم ماه می برگزار شد، هدایای غیرنقدی دیگری نیز برای کودکان خانوادههای فقیر پناهجو در نظر گرفت و آنان را به بازدید از یک مرکز تاریخی میهمان کرد.
بااینحال، برای رشیلادزه نهتنها گذشته، بلکه آینده نیز اهمیت زیادی دارد؛ زیرا رشیلادزه یکی از بیشمار لابیستهایی است که برای الحاق مجدد گرجستان به روسیه تبلیغ میکند. او میگوید: «بسیاری از گرجیها در روسیه، موفق بودند، به عنوان مثال «بیدسینا ایوانیشویلی»، ثروتمندترین مرد گرجستان و نخستوزیر سابق یا یوزف چوکاشویلی. حتی استالین هم اگر در گرجستان مانده بود، همچنان کفاش میماند، اما در روسیه به شخصیتی بزرگ بدل شد». نزدیک به هفت سال از جنگ روسیه و گرجستان میگذرد. در آن زمان، غرب از این کشور کوچک واقع در قفقاز جنوبی حمایت میکرد، اما امروزه دوستان مسکو در گرجستان هر روز بیشتر از دیروز بر نفوذ خود افزوده و صدای بلندتری پیدا میکنند. بر اساس یکی از آخرین نظرسنجیهای انجامشده توسط انستیتو «نشنالدموکراتیک»، شمار گرجیهای طرفدار پیوستن به اتحادیه مورد نظر روسیه یعنی اوراسیا، به نحو بیسابقهای افزایش یافته و به ٣١ درصد رسیده است.
از سوی دیگر، مسکو از سازمانهایی مانند انستیتو اوراسیا با مدیریت رشیلادزه برای تبلیغ خود در میان افکارعمومی گرجستان استفاده میبرد. البته هدف مسکو، تنها ارائه تصویری مثبت از روسیه نیست، بلکه تلاش دارد انتقادها در مورد خط مشی اروپا-آتلانتیکی گرجستان را افزایش دهد. این در حالی است که گرچه بحران اوکراین موجب احساس نگرانی گرجستان و دیگر همسایههای روسیه شده، اما این مسئله امیدها برای پیوستن به ناتو و یا عضویت در اتحادیه اروپا را افزایش نداده است. به همین دلیل و با توجه به دشوارترشدن وضعیت اقتصادی گرجستان و ناامیدیها از اتحادیه اروپا، مردم گرجستان به کمکهای روسیه چشم دوختهاند.
رشیلادزه بر همین اساس، ادعا میکند: «گرجستان بیشتر از این پیشرفت نمیکند. وضعیت اقتصادی خراب است و بسیاری از مردم مقروض هستند». و البته بسیاری از گرجیها در این مورد با رشیلادزه همنظر هستند. ارزش «لاری» یا همان واحد پول ملی گرجستان در برابر دلار، در پایان سال ٢٠١٤، ٣٠درصد کاهش یافت و صادرات این کشور نیز روندی نزولی دارد. رشیلادزه درادامه میگوید: «اروپاییها حرفهای قشنگی میزنند، اما کمکی نمیکنند». در رسانههای دولتی روسیه از رشیلادزه غالبا به عنوان کارشناس امور سیاسی گرجستان یاد میشود و مصاحبههای زیادی با او انجام میگیرد. البته رشیلادزه شاید برجستهترین سیاستپژوه گرجستان باشد. او زمانی برای پرزیدنت «ادوارد شواردنادزه» کار میکرد و سالهای زیادی از عمر خود را به عنوان پژوهشگر میهمان در آلمان سپری کرده است.
استراتژی رشیلادزه بر این پایه استوار است که خود را نه طرفدار روسیه، بلکه به عنوان یک میهنپرست گرجی عرضه کند. به باور او چنانچه گرجستان به روسیه نزدیک شود، بیتردید مسکو نیز بازارهای خود را به روی صادرات گرجی و کارگران این کشور خواهد گشود. از نظر رشیلادزه، همزیستی و همکاری گرجستان با ناتو امری مخرب است، زیرا حتی اگر این کشور عضوی از این ائتلاف نظامی باشد نیز هرگز غرب حاضر به مداخله نظامی در آن نخواهد شد. او در این مورد که روسیه به صورت خزنده مناطق آبخازیا و اوستیایجنوبی را به خاک خود الحاق میکند، چندان نگرانی ندارد و با خونسردی میگوید: «میگویند روسها آبخازیا و اوستیایجنوبی را اشغال میکنند. من هم میگویم آمریکا بقیه کشور را اشغال میکند». انستیتو اوراسیا روابطی نزدیک با سازمان تینک تنک ریسی، وابسته به نهاد ریاستجمهوری روسیه دارد. یکی از همکاران رشیلادزه از سفر اخیر او به مسکو و دیدارش با مدیر ریسی میگوید.
اما مدیر ریسی کسی نیست به غیر از «لئونید رشتنیکوف»، رئیس سابق سرویسهای اطلاعات و امنیت روسیه. سازمانهایی مانند ریسی در این اواخر در گرجستان فعال شدهاند. در یکی از شبهای ماه می امسال بود که ناگهان تظاهراتی در تفلیس به راه افتاد و حدود ٥٠ مرد سیاهپوش یکصدا علیه ناتو و به نفع یک گرجستان بیطرف شعار دادند. تا همین چندی پیش اینگونه حرکتها چندان جدی گرفته نمیشد، اما امروزه وضعیت تغییر کرده است. تازهترین تحقیقها نشان میدهد مشکلات اکثر مردم گرجستان عبارت است از بیکاری (با نرخ ٦٦درصد)، تورم (٤٣درصد) و فقر (٣٩درصد). سه سال پیش بود که دولت میخاییل ساکاشویلی مغلوب آن میلیاردر؛ یعنی بیدسینا ایوانیشویلی و حزب ائتلافیاش یعنی «رؤیای گرجی»، شد. در آن زمان، ایوانیشویلی در حکم یک ناجی بود، اما امروزه تعداد طرفداران حزب او کاهش یافته است. «هلن خوشتاریا» از سازمان گرجی موسوم به گراس، میگوید: «ناامیدی از این دولت زیاد است».
البته ایوانیشویلی هم یکسالونیم پیش کنارهگیری کرد و امروز «ایراکلی گاریباشویلی» جای او را گرفته است. بااینحال، به عقیده بسیاری از کارشناسان، همچنان ایوانیشویلی است که از پشتپرده سرنخهای کشور و دولت را در دست دارد. «مایا پانچیکیدزه»، وزیر خارجه پیشین گرجستان، میگوید: «تصمیمهای مهم در حوزه سیاست خارجی و امنیتی توسط نخستوزیر و البته پس از صلاحدید ایوانیشویلی، گرفته میشود». پانچیکیدزه که عضو حزب دموکراتهای آزاد است، در نوامبر گذشته از دولت ائتلافی گرجستان استعفا داد. البته نخستوزیر سابق یعنی ایوانیشویلی هر یکشنبه در مقابل دوربینهای شبکه تلویزیونی متعلق به خود ظاهر میشود و در مورد مسائل مهم سیاسی اظهارنظر کرده و شخصا منتقدانش را به باد دشنام میگیرد! پانچیکیدزه میگوید: «سخنان ایوانیشویلی در آن شبکه تلویزیونی درواقع اعلام غیرمستقیم نقطهنظرهای دولت به حساب میآید».
اما به همان میزان که حمایتها از دولت کاهش مییابد، به همان اندازه شمار طرفداران حزب موسوم به «اتحاد جنبش ملی» به رهبری ساکاشویلی رئیسجمهور سابق افزایش مییابد. اگرچه ساکاشویلی اصلاحات دموکراتیک مهمی در گرجستان انجام داد، اما نقطه ضعف بزرگ او مشی اقتدارگرایانه در اداره کشور بود و این همان مطلبی است که گرجیها بهسادگی از یاد نمیبرند.در حال حاضر رئیسجمهور پیشین گرجستان تحتنظر قرار دارد و بسیاری از همکاران او به زندان افتادهاند. «گیگا بوکریا»، دبیر سابق شورایعالی امنیت ملی و از رهبران حزب ساکاشویلی، میگوید: «مهمترین درسی که از شکست در انتخابات گرفتیم این بود که در آینده به شفافیت بیشتر و اهرمهای نظارتی کارآمدتری نیاز داریم».
بوکریا و حزبش اعلام کردهاند از نظر اقتصادی بر همان مشی لیبرال باقی خواهند ماند و البته وعده کاهش مالیاتها و کاهش سیاستهای تعدیلی را میدهند. درعینحال، این حزب با برنامه بیمههای همگانی که توسط دولت فعلی اجرا میشود، بهشدت مخالف است و آن را یک «بمب ساعتی» عنوان میکند. خانم بوکریا وعده میدهد در صورت پیروزی حزبش در انتخابات، از بوروکراسی و هزینههای اجتماعی کاسته شود. اما آیا مردم فقیر گرجستان مشارکتی فعال در انتخابات پارلمانی سال آینده خواهند داشت؟ مشکل دیگر حزب خانم بوکریا، کمبود نقدینگی در خزانه کشور است و این مسئله عملا اداره گرجستان را با دشواریهای بزرگی روبهرو میکند.
در حال حاضر نظرسنجیها نشان میدهد هنوز ٤٥ درصد از مردم تصمیمی در مورد شرکت یا عدم شرکت در انتخابات نگرفتهاند. اما این احزاب متعدد، طرفدار روسیه هستند که از این ناامیدی عمومی به نفع خود استفاده میکنند. این در حالی است که این احزاب در نظرسنجیهای صورتگرفته، تنها پنج درصد از آرای مردم را به خود اختصاص میدهند. اردوگاه طرفدار روسیه نهتنها با تحلیلهای اقتصادی، بلکه با تأکید بر «ارزشهای سنتی» موضع مثبت خود در قبال روسیه را توجیه و نزدیکی با غرب را مخرب عنوان میکند. کلیسای ارتدوکس در گرجستان از نفوذ زیادی برخوردار است و ٨٥ درصد از مردم از این کلیسا حمایت میکنند. به گفته کوشتاریا، اصولا در گرجستان کمتر سیاستمداری به خود جرئت انتقاد از کلیسا را میدهد و صد البته کلیسای گرجستان از بهترین روابط با کلیسای ارتدوکس روسیه برخوردار است. «دیوید باکارادزه»، وزیر امور اتحادیه اروپای گرجستان، میگوید: «کشور ما به اروپا تعلق دارد و هیچ آلترناتیوی در این مورد وجود ندارد.
من با احساسی آکنده از تعهد به ریگا میروم و امید دارم در سالجاری، تسهیلات صدور روادید کشورهای اروپایی برای گرجیها برقرار شود. انتظارات این مردم بسیار بالاست و هر بار به نشست سران، چشم امید میدوزند».دولت گرجستان و اپوزیسیون این کشور در مورد لزوم همکاری با اتحادیه اروپا بر یک نظر هستند. بوکریا میگوید: «اگرچه من از دولت انتقاد میکنم، اما عقیده دارم اتحادیه اروپا نباید به خاطر حاکمان گرجستان، مردم این کشور را تنبیه کند».احزاب بزرگ گرجستان آلترناتیوی برای اتحادیه اروپا نمیشناسند، زیرا گرجیها میدانند اتحاد با روسیه چه پیامدهای زیانباری برای کشورشان داشته است. آنها میدانند ایراکلی دوم، یعنی همان پادشاهی که تصویرش روی میز تحریر رشیلادزه قرار دارد، نهتنها هرگز از کمکهای روسیه در برابر گرجیهای پارسی برخوردار نشد، بلکه شش سال پس از آن قرارداد تحتالحمایگی بود که آن قرارداد بهطورکامل ابطال و گرجستان به صورت رسمی به خاک امپراتوری روسیه الحاق شد.