صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۱ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۵۹۹
حجت‌الاسلام محمدعلی زم در گفت‌وگو با آرمان:
احسان انصاری ـ مقدمه: هنگامی که سخن می‌گفت به خوبی می‌شد مفهوم اعتدال و میانه روی را در سخنانش متوجه شد. اهل باند بازی و سیاست بازی نبود و از دانش گسترده‌ای در زمینه فرهنگی برخوردار بود. معتقد بود«ما 37سال است که با چالش فرهنگی مواجه هستیم و اگر نگاه درست و غیر سیاسی به مساله فرهنگ نداشته باشیم، ده دولت دیگر هم اگر بعد از آقای روحانی بر سر کار بیاید با چالش فرهنگی روبه رو خواهد بود». حجت‌الاسلام محمدعلی زم با انتقاد از برخی ندانم کاری‌ها در عرصه فرهنگی عنوان می‌کند: « در عرصه موسیقی باید نگران این باشیم که جنس تارهای صوتی مردم تغییر کرده است. مردم دیگر با یک موسیقی علمی و هارمونیک ارتباط برقرار نمی‌کنند. تارهای صوتی مردم در مسیری قرار گرفته که با ملیت و ارزش‌های جامعه ما ناسازگاری دارد. در حوزه سینما ما نگران اینکه چند فیلم در زمینه دفاع مقدس ساخته شده نیستیم. در این زمینه ما نگران این مساله هستیم که معیارهای تصویری ما به هم ریخته و مسائلی که با عقلانیت و ارزش‌های ما همخوانی ندارد به دغدغه مردم تبدیل شده است. به این معناست که جای «هنر» به معنای فاخر و واقعی آن را «هوچی گری» و «شیپورهای گوش خراش» گرفته است». در ادامه متن گفت‌وگوی «آرمان» با حجت‌الاسلام محمدعلی زم تهیه‌کننده، سینماگر و پژوهشگر ایرانی‌ و معاون فرهنگی و اجتماعی دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی ایران را از نظر می‌گذرانید.

* عملکرد دوساله دولت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا آقای روحانی در تحقق شعارهایی که در دوران مبارزات انتخاباتی به مردم دادند موفق عمل کرده است؟

** برای ارزیابی عملکرد دولت آقای روحانی باید شاخص‌های مناسب را دراین زمینه در نظر بگیریم. یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای این ارزیابی «رضایت‌مندی» مردم است. در مرحله اول باید ببینیم رضایت‌مندی مردم نسبت به این دولت به چه صورت بوده است. نکته دیگر اینکه ما نمی‌توانیم دو سال دولت آقای روحانی را با هشت سال دولت آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنیم. راه‌حل علمی این مساله این است که یا ما باید دو سال اول دولت آقای روحانی را با دو سال ابتدایی دولت آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنیم یا اینکه دوسال ابتدایی دولت آقای روحانی را با دو سال پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنیم. با این وجود شیوه صحیح‌تر این است که ما دو سال آغازین دولت آقای روحانی را با دوسال پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد مقایسه کنیم. ما در دو سال پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد با تنش‌های بسیاری در زمینه‌های داخلی و بین‌المللی مواجه بودیم. قرار نبود انقلاب ما با مردم جهان درگیر شود و باعث تنش در عرصه بین‌المللی شود. حضرت امام (ره) همواره به نوع دوستی و صلح دوستی و تکریم ملت‌های جهان و کرامت انسان‌ها تاکید داشتند. به همین دلیل آقای احمدی‌نژاد برخلاف مبانی سبب تنش در عرصه بین‌المللی شد.

در دو سال پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد نوعی اتحاد جهانی علیه ایران شکل گرفته بود که منشأ آن سیاست‌های اشتباه دولت آقای احمدی‌نژاد و مواضع ایشان بود. در سال‌های پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد بسیاری از کشورهای منطقه دچار تغییرات مهم سیاسی شدند، رادیکال‌های مذهبی دوباره در عرصه منطقه به قدرت رسیدند، داعش به وجود آمد و نیروهای سلفی‌گری به شکل‌های مختلف در منطقه دوباره به قدرت رسیدند. همه این گروه‌ها نیز به زبان بی‌زبانی و به صورت پنهان و آشکار به ایران اعلان جنگ می‌دادند و به مخالفت با مواضع جمهوری اسلامی می‌پرداختند. در این دوران اگر به سوریه حمله می‌شد به دلیل اتحادش با ایران بود، اگر عراق مورد هجوم قرار می‌گرفت به دلیل هم پیمانی با ایران بود و اگر در افغانستان آشوب به پا می‌شد به دلیل نزدیکی مواضع این کشور با دیدگاه‌های جمهوری اسلامی بود.

در مساله «بیداری اسلامی» نیز اگر چه ما در ابتدا عملکرد قابل قبولی داشتیم اما نتوانستیم این اتفاقات را ساماندهی کنیم و به یک نتیجه منطقی و عقلانی برسانیم. به عنوان مثال «بیداری اسلامی» در مصر بدون هیچ گونه تردیدی از انقلاب اسلامی ما الگو گرفته بود، اما پس از مدتی هدایت این انقلاب از دست «تفکر جهانی» ما خارج شد و به بیراهه رفت. در لیبی و تونس و دیگر کشورها نیز همین اتفاق رخ داد و ما نتوانستیم به دستاوردهای مهمی در این زمینه برسیم. بطور کلی وضعیت ایران در منطقه و جهان به دلیل سیاست‌های اعمال شده توسط دولت آقای احمدی‌نژاد وضعیت مناسبی نبود و کشور با فشارهای متعدد و گسترده‌ای مواجه شده بود.

در زمینه داخلی نیز ما با وضعیت مناسبی روبه رو نبودیم. وضعیت اقتصادی ما به هم ریخته و نابسامان بود و کشور با آشفتگی شدید اقتصادی مواجه شده بود. مردم ایران در این دوران با تغییر ثانیه‌ای قیمت‌ها مواجه شده بودند. آقای روحانی با دقت در عملکرد دولت آقای احمدی‌نژاد اقداماتی را انجام داد که آقای احمدی‌نژاد نباید انجام می‌داد. آقای روحانی هیچگاه قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ایران را«کاغذپاره» نخواندند. آقای روحانی قطعنامه‌های سازمان ملل را قطعنامه‌هایی حقوقی قلمداد کردند که ایران باید با یک نظام حقوقی و سیاست‌ورزی صحیح آنها را برطرف می‌کرد. دولت آقای روحانی به جای اینکه عنوان کند تحریم‌ها هیچ اثری برسرنوشت ما ندارد به صورت عقلانی با مساله برخورد کرد و عنوان کرد که ما نباید اجازه بدهیم کشورهای جهان به صورت ظالمانه ما را تحریم کنند. به همین دلیل درهای مذاکره را به روی خود و کشورهای جهان باز کردیم و در طول ماه‌های گذشته بارها با کشورهای غربی مذاکره و رایزنی کردیم.

رسانه‌های غربی که دست برتر را دربین رسانه‌های جهان دارند با اشاره به مواضع آقای احمدی‌نژاد به این مساله دامن زدند که ایران در پی دستیابی به سلاح هسته‌ای است و در نتیجه ما نباید اجازه بدهیم ایران صلح بین‌المللی را به مخاطره بیندازد. در این دوران کسی هم از مواضع اصولی ایران دفاع نکرد. کسی عنوان نکرد که ما با استفاده از انرژی صلح آمیز هسته‌ای قصد داریم به داروهای مورد نیاز خود دست پیدا کنیم و برق خود را تامین کنیم. در دولت آقای احمدی‌نژاد ما نسبت به کشورهای جهان وضعیت منفعلی داشتیم. با این وجود آقای روحانی، احمدی‌نژاد را «مهندسی معکوس» کرد. آقای روحانی به صراحت به کشورهای جهان اعلام کرد که ما از طریق علمی و دیپلماسی به کشورهای جهان ثابت خواهیم کرد که ایران هیچگاه به دنبال سلاح اتمی نبوده و نخواهد بود. در نتیجه وضعیت فعلی نسبت به گذشته بهتر و عقلانی‌تر شده است.

* مردم از این وضعیت راضی هستند؟

** به نظر من دولت آقای روحانی در طول دوسالی که از عمر این دولت می‌گذرد به صورت نسبی رضایت مردم را جلب کرده است. مردم از این مساله که دولتی بر سر کار آمده که به جای تنش و درگیری تلاش می‌کند به صورت عقلانی و با «اعتدال» سیاست‌های خود را جلو ببرد، احساس رضایت می‌کنند. همین که دعواها، چالش‌ها و تقابل‌های غیرمنطقی به تعقل، خردورزی و دوراندیشی تبدیل شده است سبب رضایت مندی مردم شده است. مردم متوجه شده‌اند قطعنامه‌هایی که توسط رئیس‌جمهور گذشته«کاغذپاره» خوانده می‌شد سبب تورم چهل درصدی در کشور شده و اغلب مشکلات زندگی نتیجه سیاست‌های اشتباه دولت گذشته بوده است.

* عملکرد دولت در زمینه مسائل فرهنگی به چه صورت بوده است؟ یکی از شعارهای اصلی آقای روحانی تغییر فضای فرهنگی بوده است. آیا به وعده خود عمل کرده است؟ چه انتقادهایی به عملکرد فرهنگی دولت آقای روحانی وارد می‌دانید؟

** بنده معتقدم در حالی که37سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد ما در حوزه‌های فرهنگی با چالش‌های جدی مواجه هستیم. در ابتدای انقلاب عده‌ای با عنوان اینکه سینما ابزاری برای اشاعه فساد و فحشا است سینماها را آتش زدند. با این وجود دو سال پس از پیروزی انقلاب مسئولان به این نتیجه رسیدند که دوباره و به شکلی جدید باید «سینما» را احیا کرد. این در حالی است که هم‌اکنون که 37سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، نخبگان فرهنگی ما هنوز بر سر این مساله که ما باید چه نوع سینمایی داشته باشیم به یک جمع‌بندی منطقی و با ثبات نرسیده‌اند.

ما در این زمینه همچنان با اختلاف نظرهای جدی مواجه هستیم. این اختلاف نظرها تنها در بین نخبگان هنری و فرهنگی ما وجود ندارد، بلکه بین حوزه علمیه با دانشگاه‌ها و همچنین بین دانشگاه‌ها و حوزه علمیه با بدنه فرهنگیان جامعه ما در این زمینه اختلاف نظر وجود دارد. حتی بین نخبگان فرهنگی و توده‌های مردم در این زمینه نتوانسته‌ایم به یک وفاق منطقی و قابل قبول دست پیدا کنیم. همچنین همه این حوزه‌ها‌به طور کامل نتوانسته‌اند با مجموعه سیاسی، دولت و مجلس به یک جمع‌بندی مناسب برسند.

* آقای روحانی هم با این اختلاف نظرها و تفاوت دیدگاه‌ها در مسائل فرهنگی مواجه هستند؟

** به نظر من ما در مرحله اول باید معضلات اساسی و ریشه‌ای فرهنگ کشور را مورد نظر داشته باشیم. نباید به «فرهنگ» نگاه روبنایی کرد. بدون شک هر پنج دولت پس از انقلاب اسلامی با «چالش فرهنگی» روبه رو بودند. «دولت جنگ» با چالش فرهنگی مواجه بود. «دولت سازندگی» آقای هاشمی‌رفسنجانی با «چالش فرهنگی» روبه رو بود. «دولت اصلاحات» با «چالش فرهنگی» مواجه بود. «دولت اصولگرای»آقای احمدی‌نژاد«چالش فرهنگی» داشت و دولت آقای روحانی هم «چالش فرهنگی» دارد. تا زمانی که ما نگرش خود را نسبت به مساله «فرهنگ» اصلاح نکنیم و جایگاه «فرهنگ» را در نظام سیاسی خود به شیوه صحیح تببین و طراحی نکنیم و انتظارات خود را از مقوله «فرهنگ» به صورت صحیح «مهندسی» نکنیم، ده دولت دیگر هم اگر بعد از آقای روحانی برسر کار بیاید با چالش‌های جدی فرهنگی مواجه خواهد بود. 37سال است که چالش فرهنگی در عمق جامعه ما وجود دارد. هنگامی که شما در تاکسی سوار می‌شوید که پنج سرنشین دارد با پنج نوع دانش و بینش فرهنگی متفاوت و گاها متضاد با یکدیگر مواجه می‌شوید. شما در یک مکان عمومی کوچک مانند تاکسی با پنج نوع طبقه اجتماعی و دو جنس متفاوت زن و مرد مواجه هستید که پنج نوع نظر کاملا متفاوت درباره یک موضوع واحد دارند. متاسفانه ما در پختن«قرمه سبزی» دارای نگاه تخصصی هستیم اما در ساختن فیلم سینمایی نگاه تخصصی نداریم.

چرا انتشار کتاب در ایران باید به 200تا300نسخه برسد. آیا مردم اهل مطالعه نیستند؟ در پاسخ باید گفت: «مردم اهل مطالعه هستند» اما اعلام «سانسور» به جای اعمال«سانسور» موجب دغدغه فکری در جامعه شده است.‌ای کاش ما می‌توانستیم اعمال سانسور کنیم. اعمال سانسور هیچگاه نیازمند اعلام سانسور نبوده است. ما نسبت به مطالعه کتاب احساس خوبی ایجاد نکرده‌ایم، بلکه احساس مطالعه کتاب را غیرفرهنگی کرده‌ایم. این وضعیت به شکلی درآمده است که مردم با دیدن یک کتاب عنوان می‌کنند این کتاب«فرمایشی » است. این در حالی است که هنگامی که این کتاب را مطالعه می‌کنید متوجه می‌شوید که واقعا فرمایشی نیست. ما با اقدامات خود، بین مردم و کتاب فاصله انداخته‌ایم. چرا سریال یک شبکه خارجی قدرت جذب مخاطبش از همه شبکه‌های توسعه یافته ما بیشتر شده است؟دلیل این مساله این است که در آن کشور احساس مردم نسبت به فرهنگ طبیعی است اما احساسات تنها به عملکرد دولت‌ها باز نمی‌گردد و بلکه به همه اجزای مجموعه سیاسی و حتی همه مردم مربوط می‌شود. این مساله‌ای «فرابخشی» و «تمام بخشی» است و نمی‌توان یک نهاد یا ارگان را متهم کرد.

مدیریت سیاسی قادر نیست برای یک جامعه فرهنگ تولید کند. تنها می‌تواند دستورالعمل فرهنگی ایجاد کند که این دستورالعمل‌ها هیچگاه باعث تولید «فرهنگ» نمی‌شود. هیچگاه یک دولت نمی‌تواند به تنهایی فرهنگ را ساماندهی کند. موضوع انحرافی همین جاست که عده‌ای گمان می‌کنند یک دولت توانایی ساماندهی به مساله فرهنگ را دارد. من به آقای روحانی هم این تذکر را دادم که مبادا گمان کنید به تنهایی قادر خواهید بود مشکل فرهنگی جامعه ما را حل کنید. تنها وظیفه دولت این است که اقدامات «ضد فرهنگی» دولت را کاهش بدهد و به «صفر» برساند. تنها سهم دولت در مساله فرهنگ همین است و لاغیر.

* آیا آقای روحانی اقدامات ضد فرهنگی دولت را کاهش داده است؟

** تا حدودی این اتفاق افتاده است. آقای روحانی «میخ‌های فرهنگی» را از ماشین حرکت مردم بیرون آورده تا مردم در مسیر حرکت خود دچار «پنچری» نشوند. با این وجود همه میخ‌ها را جمع نکرده‌ایم.

نتوانسته‌ایم جمع کنیم. دولت آقای روحانی هنوز نتوانسته تمام «خرده آشغال‌های مزاحم» را از ساحت فرهنگ دور کند.

* چرا موفق نشده است؟

** چرایی این مساله یا به ناتوانی، عدم شناخت کافی و بی‌تجربگی مدیران باز می‌شود یا به شرایط بیرونی که تاکنون به دولت آقای روحانی سخت گرفته است مربوط می‌شود. ممکن است هنوز مردم دولت آقای روحانی را در زمینه فرهنگی «باور» نکرده‌اند یا متخصصان عرصه فرهنگی هنوز به این نتیجه قطعی نرسیده‌اند که باید با دولت همراهی کنند. حتی ممکن است دولت موفق نشده باشد متخصصین عرصه فرهنگی را «دلباخته» و همراه خود کند. حتی ممکن است همه این عوامل در این عدم توانایی تاثیرداشته باشد. آنچه تاکنون برای همه مردم مسجل شده است این است که دولت آقای روحانی عرصه فرهنگی جامعه را به یک آرامش و ثبات نسبی رسانده است. دولت اعتدال، نوسان‌ها فرهنگی که در دولت گذشته وجود داشت را از بین برده است. با این وجود بنده معتقدم عملکرد فرهنگی دولت آقای روحانی بهتر از وضعیت موجود هم می‌تواند باشد.

* وزارت ارشاد به یکی از کانون‌های اصلی هجمه مخالفان دولت تبدیل شده است و به شکل‌های مختلف در ماه‌های گذشته مورد انتقاد‌های زیادی قرار گرفته است. برخی حتی تلاش می‌کنند احساسات مردم را علیه اقدامات وزارت ارشاد تحریک کنند. ارزیابی شما از این اتفاقات چیست؟

** ما باید در مرحله اول به این مساله ایمان داشته باشیم که وزارت فرهنگ و ارشاد باید به صورت یک شرکت سهامی اداره شود. کشور ما نزدیک به 78میلیون نفر جمعیت دارد که همه این افراد در مساله فرهنگ سهم دارند. اخیرا بودجه همه نهادهای فرهنگی که دولت به این نهادها واگذار می‌کند منتشر شده است. دولت آقای روحانی بیش از شش هزار میلیارد تومان از منابع مختلف نفتی و اقتصادی به بخش فرهنگی بودجه اختصاص داده است. این در حالی است که عملأ ده درصد این بودجه در اختیار دولت و وزرات ارشاد است. در نتیجه تحلیل و بررسی ما باید نسبت به همین ده درصدی باشد که به وزارت ارشاد تعلق گرفته است و نه همه بودجه‌ای که به بخش فرهنگ اختصاص پیدا کرده است. این در حالی است که همه مردم و مسئولان، دولت را مسئول و متولی همه بخش‌های فرهنگی قلمداد می‌کنند. کسانی هم که به دولت انتقاد می‌کنند گمان می‌کنند دولت مسئول همه بخش‌های فرهنگی است، در حالی که چنین نیست و دولت تنها سهم اندکی از بودجه فرهنگی کشور را در اختیار دارد.

در مرحله اول باید مشخص شود چه شخص یا نهادی پول‌های فرهنگی کشور را بین نهادهای مختلف تقسیم‌بندی کرده است. در نتیجه مجلس شورای اسلامی به عنوان نهاد مسئول باید مورد سوال قرار بگیرد که چرا و به چه دلیل هزینه‌های فرهنگی کشور را بین نهادهای مختلف تقسیم کرده است. در مرحله اول باید مشخص شود مجلس چه تحلیل و ارزیابی از 90درصد بودجه‌ای که در اختیار دولت قرار نداده دارد و چرا چنین تصمیمی گرفته است. درباره مخالفت‌ها با وزارت ارشاد هم باید عنوان کنم ما 37سال است که در زمینه‌های فرهنگی چالش داریم. این چالش فرهنگی تنها در دو دولت در پایین‌ترین سطح خود قرار داشته است. اول در هشت سال دولت جنگ این اتفاق افتاده است. در این دوران به دلیل شرایط جامعه، درگیر بودن ایران در جنگ تحمیلی، حضور حضرت امام (ره) و وحدت نظری که درزمینه مسائل فرهنگی وجود داشته است کشور با کمترین چالش‌های فرهنگی مواجه بود.

در این دوران مردم و نظام سیاسی درگیر چالش فرهنگی نبودند. در هشت سال دولت آقای احمدی‌نژاد نیز ما با چالش فرهنگی جدی مواجه نبودیم. در این دوران مجلس و نظام سیاسی مساله فرهنگ را پاشنه آشیل دولت قلمداد نمی‌کردند. اخیرا برخی عنوان کردند که در حال مقایسه عملکرد فرهنگی دو دولت آقای احمدی‌نژاد و روحانی هستند. بنا به اظهارات این عده در دو سال پایانی دولت آقای احمدی‌نژاد مجوز بسیاری از کنسرت‌های موسیقی صادر شده و اجرا شده است. این در حالی است که در دوسال ابتدایی دولت آقای روحانی مجوز بسیاری از کنسرت‌های موسیقی باطل شده یا در مرحله اجرا متوقف شده است. در دولت آقای احمدی‌نژاد«تک خوانی» مرسوم بوده و کنسرت‌های زیادی در این زمینه برگزار می‌شده است. سوال من این است کسانی که در شرایط فعلی مخالف«تک خوانی» هستند، در هشت سال دولت آقای احمدی‌نژاد چرا ساکت نشستند؟ چه اتفاقی رخ می‌دهد که مساله فرهنگ در یک دولت مغایر با ارزش‌ها قلمداد می‌شود و در یک دولت به ابزاری برای اجرای منویات سیاسی آن تبدیل می‌شود. بنده معتقدم هر دوی این شیوه‌های نگاه کردن به مساله فرهنگ اشتباه است.

این مساله که اگر یک دولت از نظر سیاسی با ما همسو است، نباید هیچ گونه نقد فرهنگی به آن داشته باشیم، چرا که ممکن است تضعیف شود کاملا اشتباه است. حتی اگرفرهنگ را ابزاری برای انتقاد از یک دولت قرار بدهیم که با ما همسو نیست، نیز کاری اشتباه و غلط انجام داده‌ایم. اغلب مخالفان سیاسی یک دولت با تقسیم‌بندی فرهنگ ارزشی و ضد ارزشی تلاش می‌کنند عملکرد کلی دولت را به بوته نقد بکشند. هر دوی این شیوه‌ها اشتباه است چرا که هر دو با نگاهی غیرفرهنگی به مساله فرهنگ توجه شده است. فرهنگ عرصه چالش سیاسی و ابزار قدرت‌مداران سیاسی نیست. فرهنگ زمینه و بستری برای آرامش فکر و تحقق آرمان‌های یک ملت است. فرهنگ یک «بستر» است. اگر این بستر به بستری متزلزل تبدیل شود آرمان‌ها و اهداف یک جامعه به مخاطره خواهد افتاد.

* در زمان انتخاب وزیر فرهنگ و ارشاد از شما به عنوان یکی از گزینه‌های مور نظر دولت نام برده می‌شد. آیا در این زمینه با شما صحبتی شد؟

** در این زمینه کسی به صورت رسمی با بنده صحبت نکرد. با این وجود بنده شنیده‌ام که در محافل خصوصی آقای روحانی درباره وزارت بنده صحبت‌هایی مطرح شده است. بنده اطمینان ندارم که چرا چنین صحبت‌هایی مطرح شده و چرا مقبول واقع نشده است. همه این سخنان جنبه غیررسمی دارد که نمی‌شود درباره آنها به صراحت و قطعیت اظهارنظر کرد. البته با اوضاعی که وزارت فرهنگ و ارشاد در دو سال اخیر داشته است می‌توانم دلیل انتخاب نشدن خودم را حدس بزنم. به نظر من تدبیر مناسبی برای انتخاب نشدن بنده اتخاذ شده است. آقای روحانی باید برای انتخاب وزیر ارشاد به دنبال فردی می‌بود که دارای سابقه منفی در زمینه گروه‌های فشار نباشد. به همین دلیل بنده به دلیل چالش‌هایی که در گذشته در این زمینه داشتم، نمی‌توانستم گزینه مناسبی برای دولتی باشم که بیش از هر چیزی به آرامش و ثبات نیاز دارد. این در حالی است که در شرایط فعلی اغلب مخالفان بنده در گذشته به اشتباهات خود پی برده‌اند و اغلب سخنان و آمارهایی که بنده عنوان می‌کردم را تایید می‌کنند. با این وجود آقای جنتی در زمان مسئولیت خود در وزارت فرهنگ و ارشاد تنها کارهایی که نباید انجام می‌داده را انجام نداده است.

در حوزه فرهنگی نیاز نیست ما حتما برخی کارها را انجام بدهیم و بلکه بهتر است از انجام برخی کارهای مخرب جلوگیری کنیم. ما باید پای دولت را از عرصه فرهنگی بیرون بکشیم و کار را به اهل فن بسپاریم و تنها خطوط قرمز را برای آنها مشخص کنیم تا شاهد شکوفایی عرصه فرهنگی باشیم. در شرایط فعلی نگرانی ما در عرصه موسیقی نباید «تک خوانی» باشد، بلکه باید نگران این باشیم که جنس تارهای صوتی مردم تغییر کرده است. مردم دیگر با یک موسیقی علمی و هارمونیک ارتباط برقرار نمی‌کنند. تارهای صوتی مردم در مسیری قرار گرفته که با ملیت و ارزش‌های جامعه ما ناسازگاری دارد. در حوزه سینما ما نگران اینکه چند فیلم در زمینه دفاع مقدس ساخته شده نیستیم. در این زمینه ما نگران این مساله هستیم که معیارهای تصویری ما به هم ریخته و مسائلی که با عقلانیت و ارزش‌های ما همخوانی ندارد به دغدغه مردم تبدیل شده است. این به این معناست که جای «هنر» به معنای فاخر و واقعی آن را «هوچی گری» و «شیپورهای گوش خراش» گرفته است.

* چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ کم کاری از طرف چه کسانی بوده است؟

** کم کاری که جای خود دارد ما در این زمینه «بیکاری» و «بدکاری» کردیم. وضعیت موجود محصول«کم کاری»، «بیکاری» و « بدکاری» است. ما پول‌های دولتی را برای سریالی خرج کرده‌ایم که نتیجه عکس داده است. ما برای یک فیلم سینمایی پنج میلیارد تومان پول خرج کرده‌ایم در حالی که در سینماهای کشور 500نفر تماشاگر نداشته است. این در حالی است که مردم از این خرج‌های بیهوده و نامطلوب که هیچ نتیجه‌ای به بار نمی‌آورد مطلع شده‌اند و نسبت به این ندانم کاری‌ها آگاهی پیدا کرده‌اند. مردم از اینکه پول‌های هنگفتی برای برخی فیلم‌ها هزینه می‌شود اما مورد استفاده مردم قرار نمی‌گیرد، طلبکار مسئولان شده‌اند.

* نگاه سیاسی به مساله فرهنگ به چه میزان در به وجود آمدن این وضعیت نامطلوب نقش داشته است؟

** بدون شک نقش زیادی داشته است. ما هم در دولت آقای احمدی‌نژاد و هم دولت آقای روحانی با نوعی نگاه سیاسی به مساله فرهنگ مواجه هستیم. در دولت آقای احمدی‌نژاد مساله فرهنگ بطورکلی نادیده گرفته شد. نکته جالب اینجاست که همان کسانی که در دولت آقای احمدی‌نژاد فرهنگ را نادیده می‌گرفتند در شرایط فعلی و دولت آقای روحانی فرهنگ را ابزاری برای انتقاد سیاسی از دولت قرار داده‌اند.

* برخی از سخنان آقای روحانی به مانند«با زور و شلاق نمی‌توان مردم را به بهشت فرستاد» و یا«کسانی که کلت و دستبند دارند نمی‌توانند اجتهاد کنند» نشان‌دهنده رویکرد جدید دولت است. دلیل این سخنان چیست؟آقای روحانی چه اهدافی را از بیان این سخنان دنبال می‌کند؟

** به نظر سخنان آقای روحانی اصلاسخنان جدیدی نیست. «تحجر» یک مساله‌ای تحمیلی بوده است. هیچ انسان با فطرت و خداجویی تحجرطلب نیست. مساله«تحجر» یک مساله طبیعی در تار و پود جامعه است. نکته دیگر اینکه وظیفه نیروی انتظامی با وظیفه علما و حوزه علمیه متفاوت است. سخنان آقای روحانی به این دلیل جدید نیست که در طول سال ‌های گذشته به شکل‌های مختلف و به دلیل بی‌توجهی نادیده گرفته شده است. برخی در سال‌های گذشته برخی مباحث انحرافی را بارنگ ولعاب موجه به مردم معرفی کردند. در نتیجه یک «شهامت» و «شجاعت» جدید به نام آقای روحانی پیدا شده که نسبت به این رفتارهای نامناسب و کج اندیشی‌ها سکوت نمی‌کند و واکنش نشان می‌دهد. به همین دلیل وظیفه همه این است که از آقای روحانی به خاطر این شهامتش حمایت کنند و او را تشویق کنند. سخنان آقای روحانی در ذات مذهب ما نهفته است. با این وجود به دلیل اینکه به فراموشی سپرده شده بود به نظر جدید می‌آید.

نام:
ایمیل:
نظر: