محمد عطریانفر/ روزنامهنگار و فعال سیاسی اصلاحطلب
آقای حجاریان دوشنبه گذشته محورهایی را بهعنوان مختصات دوم خرداد مطرح کرد که اگر بخواهیم آنان را تحلیل کنیم، میتوانیم به این پرسش پاسخ دهیم که آیا دوم خرداد مجددا تکرار خواهد شد یا نه. باور میرود خرداد سال 76 دارای ساختار و فرآیند و محتواست. خرداد 76 دارای یک ساختار و یک فرآیند و محتواست. ساختار خرداد 76 جریانی از نیروهای چپ سیاسی است که در دوران امام(ره) در قدرت بود و پس از رحلت امام(ره) به گوشهنشینی و خروج از قدرت بهسر برد. اما اگر بخواهیم به صورت تمامعیار دوم خرداد را درک کنیم باید بیش از آنکه ساختار دوم خرداد را بررسی کنیم، توجه خود را به هویت حقیقی و سیاسی خرداد 76 معطوف کرده تا بتوان رهیافتی به دست داد. بنابراین در مقام تبیین فرآیند و محتوا میتوان به نکات و محورهایی اشاره کرد که هویت دوم خرداد را تشکیل میدهد.
1- از منظر فرآیند و محتوا همانطور که اشاره شده است باید اذعان داشت که مردم دست به انتخابی زدند که برخلاف تصور و نظریه غالب سیاستمدارن بود. به این معنا که تلقی کسانی که دستی در عرصه سیاست داشتند این بود که پدیدهای غیر از نتیجه خرداد در انتخابات ریاستجمهوری سال 76 به قدرت خواهد رسید. لذا مردم کار شگرفی انجام داده و با وجود اینکه همگان بر صلاحیت حرفهای و سیاسی رقیب کاندیدای اصلاحطلبان صحه میگذاشتند، دست به انتخابی زدند که متفاوت از پیشبینی بسیاری بود. فیالواقع این نظریه غالب، نظریهای است که مردم صاحبان آن هستند.
2- نکته دیگری جزو مختصات محتوایی و فرآیندی دوم خرداد وجود دارد و باید بر آن تاکید کرد، حضور صمیمانه مردم در انتخابات و مشارکت ملی است.
3- انتخابات 76 بر بستری از سلامت رفتاری نامزدهای انتخاباتی، طرفداران آنها و احزاب و گروههای همسوی آنها رخ داد. این موارد که از سوی کاندیداها و مردم رعایت شد، موضوعی بود که همگان را در برابر خود تسلیم کرد و حتی رقیب شکست خورده به سلامت و صحت آن مهر تائید زد. در این رابطه باید اقدام جوانمردانه و شرافتمندانه آقای ناطقنوری را ستود، چراکه او در اولین فرصتی که آثار پیروزی رقیب خود در صندوقها را مشاهده کرد به وی پیام فرستاد و یک حس برابری و همدلی را برای رقیب پیروز ایجاد کرد.
4- شخصیت پیروز و جریان پیروز دوم خرداد جریانی بود که طبقه متوسط شهری را بهخوبی نمایندگی میکرد. به این معنا که طبقه متوسط شهری با آگاهی هرچه تمامتر در عرصه انتخابات حضور پیدا کرد و جریانساز شد. این نکته اساسا روندی است که در کشورهای مردمسالار و دموکراتیک دنبال میشود و ما را متوجه این نکته میکند که طبقه متوسط شهری حضورشان جریانساز بوده و در پیروزیها نقش بسیار کلیدی دارند. از این حیث انتخابات خرداد 76 هم دلالت روشن و آشکاری بود که طبقه متوسط شهری و طبقه میانی که خط توسعه از درون آنها شکل میگیرد نقش موثر و تعیینکننده خود را ایفا کردند.
5- محور دیگر توجه به توسعه متوازن و همهجانبهای بود که دولت اصلاحات در دوره تبلیغات خودش و همچنین پس از استقرار به آن تاکید کرد و این حس را بهوجود آورد که اگر بخواهیم به یک نقطه منطقی و درستی دست پیدا کنیم باید در امر توسعه و پیشرفت در همه زمینهها به صورت متوازن و پابهپای هم، محورهای خط تولید را تعقیب کنیم که تحتعنوان توسعه متوازن و همهجانبه از سمت ریاست دولت مطرح شد.
6- نکته دیگری که بحث هویت دوم خرداد را تشکیل میدهد بحث تنشزدایی جریان پیروز با دنیای خارج بود؛ دنیایی که تبعا دوران جنگ سرد را پشتسر گذرانده بود و بهخصوص در مناطق خاورمیانه نگرانیهایی را در ذهن خودش تصور میکرد که آیا میتوان کانونهای ناآرام را در این نقاط به ساحل آرام رساند. پیامی که از طرف دولت و ملت ایران در سال 76 به دنیای خارج ارسال شد این بود که دولتی در جهت همدلی، همافقی و همگرایی با دنیای پیرامون بر سر کار آمده است.
7- عزت پایدار مردم در نتیجه انتخابات یکی دیگر از محورهایی است که هویت دوم خرداد را تشکیل میدهد. فیالواقع مردم وقتی دست به انتخابی میزنند و شخصیتی را برمیگزینند اگر آن شخصیت را در تراز و شأن و منزلت ملی احساس کنند، احساس غرور و عزت میکنند. این نکته هم در بیان ابعاد دوم خرداد باید مورد تاکید قرار بگیرد.
8- مخالفت یکپارچه تندروها در برابر دوم خرداد از محورهایی است که نمیتوان از آن غافل بود. دوم خرداد مسیری را طی میکرد که بین تندروی و عقلانیت و اعتدال تفکیک ایجاد میکرد. هر عنصر تندرو و جریانی که کمتر از منطق رفتاری درست برخوردار بود، در برابر دوم خرداد ایستادگی کرد و مخالفت خودش را تا روزهای آخر اظهار کرد. در این رابطه رئیس دولت اصلاحات گفته بود که دولتش هر 9 روز یک مشکل را پشت سر گذاشته است. این مشکلات محصول رفتارهای تندروها بود.
9- دولت پیروز دوم خرداد بر مردمسالاری دینی تاکید داشت که در ادبیات رئیس دولت تحتعنوان جامعه مبتنی بر مدینهالنبی مطرح شد. رئیس دولت معتقد بود مردمسالاری دینی ریشه در مدینهالنبی دارد. دولت تا روزهای آخر خود بر این نوع از مردمسالاری ممارست کرد.
10- محور دیگری که در مقوله دوم خرداد میتوان اشاره کرد، حضور شایسته نخبگانی است که برای همراهی، همدلی،کمک به مردم و تامین منافع آنان به صحنه آمدند. اعتمادی که نخبگان و روشنفکران جامعه به دولت داشتند را در کمتر دورهای شاهد بودهایم.
11- نکته دیگری هم بود بحث قدرت خرد و قدرت کلان است. به این معنا که قدرتهای خرد و قطعاتی از خرده قدرتهای موجود در جامعه که در واقع از درون مردم میجوشد و باید متکی بر نهادهای مردمسالار قدرت خود را به نمایش بگذارد، در یک پیوستگی و اتصال نیرومند در کلان قدرت سیاسی مشارکت کردند و توان قدرت نظام را افزایش دهند.
نتیجهگیری برای یک تکرار
اگر این مختصات را تحتعنوان هویت خرداد 76 تعریف کنیم میتوانیم به ضرس قاطع بگوییم دوم خرداد مجددا میتواند ظاهر شود. البته ضمن اینکه لازم نیست آن را به آینده دور تعلیق کنیم چرا که آنچه در 24 خرداد سال 92 رخ داد و نتیجهاش به قدرت رسیدن آقای روحانی بود، از بسیاری محورهایی که در خصوص دوم خرداد برشمردیم، برخوردار بود. به این معنا که مردم نظریه غالبی را به قدرت رساندند که برخلاف توقع برخی سیاستمداران بود، طبقه متوسط شهری را نمایندگی میکرد، به توسعه توجه همهجانبه دارد، بحث تنشزدایی با خارج را در دست خودش دارد، مردم احساس عزت میکنند، تندروها مخالفت خودشان را آشکارا ابراز میکنند، شایستگان در قدرت حضور دارند و جامعه به دولت مستقر اعتماد دارد. لذا میتوان تصور کرد مختصاتی که در تبیین دوم خرداد اشاره کردیم در دولت عقلانیت و اعتدال همچنان شکل گرفته است. فیالواقع میتوان اشاره کرد به اینکه عقلانیت و اعتدالی که جانمایه دوم خرداد سال 76 بود در 24 خرداد 92 به مفهوم تعمیق یافتهتری شکل گرفته است. باور کلی ما این است که آینده ایران در دورههای انتخاباتی همواره حلقههای مشابه دوم خرداد را بازتولید میکند و مردم میتوانند کاملا به آینده خودشان امیدوار و معتمد باشند و مسئولان هم در همه سطوح از چنین روندی استقبال خواهد کرد.