صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۴ تير ۱۳۹۴ - ۰۴:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۶۶۵

روزنامه کیهان **

«آقا» بازی آمریکا را به هم ریخت / محمد ایمانی

1- اواخر اسفند 1393 دو نشریه آمریکایی به ارزیابی ‌نقش و اهمیت مدیریت رهبر عالی ایران در مذاکرات هسته‌ای پرداختند. واشنگتن پست آن زمان از قول یک کارشناس بنیاد دفاع از دموکراسی تصریح کرد «آیت‌الله خامنه ای توانسته توازن را بین اصولگراها و تکنوکرات‌ها حفظ کند و جبهه واحدی را در مذاکرات به نمایش بگذارد». چارلز هارکینسون همین تحلیل را در نشریه واشنگتن اگزماینر بسط داد و نوشت «ایران در مذاکرات با اتفاق نظر قابل توجهی در مذاکرات حاضر شده و آیت‌الله خامنه‌ای اختلافات را مدیریت کرده است. علی آلفونه کارشناس مسایل ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ می‌گوید موضع رهبر ایران مبنی بر اینکه آمریکا باید امتیاز دهد موضع دولت را در مذاکرات تقویت کرده است. همچنین ری تکیه کارشناس مسایل ایران در شورای روابط خارجی در گزارشی با تحسین نبوغ رهبر عالی ایران می‌نویسد ایران بارها با موضعی ضعیف وارد مذاکرات شده اما با مدیریت رهبر با دستی پر ظاهر شده است».

2- بیانات دقیق و متقن رهبر انقلاب در جمع مسئولان ارشد نظام بار دیگر چیدمان بازی آمریکایی‌ها را در مذاکرات به هم ریخته است. آمریکا به عنوان یک استراتژی چند لایه چنان نقش‌آفرینی می‌کند تا قوت‌ها و ظرفیت‌های ایران را پای میز مذاکرات به عنوان نقطه ضعف جا بزند و هر چند به خاطر احتیاج راهبردی درخواست مذاکره کرده‌، اکنون با جا خالی دادن، ایران را بر صندلی متهم بدهکار بنشاند. آمریکایی‌ها برخلاف برخی خوش‌بینی‌های داخلی درباره برد-برد، درصددند با همین شیوه جابجایی صندلی، امتیازهای بزرگ به دست آورند و فراتر از این اخذ امتیاز، مشخصاً به ناظرانی که از 3 دهه اقتدار ایران الهام گرفته‌اند، پیام شکست ایران را ارسال کنند. دولت اوباما به عنوان «بی‌دستاوردترین دولت سده اخیر آمریکا»، «بدهکارترین دولت جهان با 18 هزار میلیارد دلار بدهی» و «ادامه دهنده شکست‌های نومحافظه‌کاران طی 15 سال اخیر در غرب آسیا» به شدت نیازمند چنین برد و باختی در مذاکرات است و پیروزی خود را منحصراً در شکست ایران می‌داند. اما تازه‌ترین بیانات رهبر حکیم انقلاب، نامعادله‌سازی آمریکا از مذاکرات را به هم زد و واقعیت‌های قدرت ایران و خطوط قرمز را از نو یادآوری کرد.

3- این بیانات قبل از هر چیز، آمیزه ادبیات حکمت و قدرت را در خود داشت و پیام اقتدار را مخابره کرد. تقویت همدلی در داخل میان مسئولان و منتقدان، حرکتی راهبردی خلاف طراحی دشمن است و توپ را به زمین حریف باز می‌گرداند. دفاع از غیرت و تدین و امانتداری مذاکره کنندگان با وجود معصوم نبودن آنها و احتمال خطا در تشخیص و عمل، و دعوت منتقدان به درک سختی‌ها و اقتضائات تیم مذاکره کننده در عین دفاع از ضرورت نقد، به مثابه سوق دادن دو طرف به انسجام ملی بیشتر و پر کردن شکاف‌ها و خلال‌ها در رویکرد به «جبهه دیپلماسی» است؛ همچنان که تأکید بر اجماع داخلی در حمایت از «توافق خوب، منصفانه، عادلانه و عزتمندانه»، مسیر القای دروغ بزرگ از سوی دشمنان و عناصر بدفهم را می‌بندد. به این معنا که به جای تقسیم‌بندی دروغین و غفلت‌آفرین «موافق» و «مخالف توافق»، مجدداً تقسیم‌بندی واقعی و اصلی که همانا «خودی- دشمن» و «ایران- استکبار» است، احیا شده است. بنابراین طرف دعوا نه دولت یا منتقدان که باید دست به گریبان هم داشته باشند، بلکه دولت مستکبر و بد عهد آمریکا و برخی شرکای آن است.

4- ندیدن ظرفیت‌ها و فرصت‌های بزرگ موجود در کشور اعم از سرمایه جوانان متخصص، منابع طبیعی، زیرساخت‌ها، موقعیت ژئوپولتیک و اقتصادی درجه اول در دنیا، اسباب خطای محاسبه و نشستن از موضع ضعف پای میز مذاکرات می‌شود؛ هم چنان که بزرگ‌تر از واقع دیدن چالش‌ها یا در تعارض پنداشتن اصول و منافع، خطای محاسباتی دیگری است. اتفاقاً نوع موفقیت‌های بی‌نظیر ما در طول چند دهه اخیر محصول پاسداشت اصول- مستحکم به عقل و تجربه و ایمان- بوده است. در غیر این صورت، نا امیدی و احساس ضعف و «ما نمی‌توانیم» غالب خواهد شد و آن گاه، با گاردی پای میز مذاکره خواهیم نشست که دشمن می‌پسندد؛ با دست تهی و به سمت بالا گرفته و با احساس ناتوانی و بیچارگی! چنین رویکردی به مذاکره، البته بازی از پیش باخته است. برای هماوردی شایان دیپلماتیک و مقدم بر آن، باید خود را باور داشت، اسیر بمباران تبلیغاتی دشمن در ضعف نمایی نقاط قوت نشد و با داشته‌های ارزشمند - و نه نداشته‌ها و احتیاج و التماس- به مذاکره پرداخت.

به عنوان مثال آیا اگر کفه ما در معادلات منطقه‌ای سنگین نبود یا مثلاً موفق به تولید سوخت 20 درصد نشده بودیم و یا اگر هویت عزتمند انقلابی را حفظ نمی‌کردیم، رژیم مستکبر آمریکا حاضر می‌شد پاییز 91 از طریق سلطان قابوس پادشاه عمان، درخواست مذاکره کند و پیغام دهد که حاضر است برنامه هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسد و براساس توافق، ظرف 6 ماه تحریم‌ها را لغو کند؟ و اکنون که در مذاکرات دبه درمی‌آورد و با عبور از لغو تحریم‌ها، تعلیق آنها را به سال‌های بعد و پس از اجرای همه تعهدات ایران از جمله بازرسی‌ها و مصاحبه‌های غیر متعارف غیر قانونی و تأیید نهایی آژانس- که هیچ گاه مستقل و عادلانه رفتار نکرده- حوالت می‌دهد، آیا به این دلیل نیست که برخی پیام‌های ضعف و نیاز به شکل اغراق‌آمیز از داخل به خارج مخابره شده است؟ آیا برخی مخابره کنندگان این پیام و آدرس غلط دست بر قضا همان‌هایی نبودند که پس از هزیمت در آشوب‌افکنی سال 1388، گرای «تحریم‌های فلج کننده» را با واسطه‌هایی به دشمن دادند؟ قطعاً این رویکرد ظلم مضاعف به ملت ایران است.

5- «توافق خوب» یک لفظ مشترک با دو معنای متضاد و متناقض نزد ما و آمریکاست. مراد ما آن گونه که رهبر انقلاب فرمودند توافق عادلانه و منصفانه است. اگر قرار است غنی‌سازی 20 درصد را در فردو متوقف کنیم یا از تعداد سانتریفیوژها بکاهیم یا تغییراتی در رآکتور آب سنگین اراک بدهیم، واگذاری این امتیازها صرفاً منوط به «حفظ حق غنی‌سازی صنعتی و نه کاریکاتوری- از جمله برای تأمین 20 هزار مگاوات برق»، «حفظ حق تحقیق و توسعه و ساخت و سازها»، «ممنوعیت مطلق ورود به حریم امنیتی و نظامی ایران به بهانه مصاحبه و بازرسی‌های فراقانونی» و سرانجام «برداشته شدن همه تحریم‌های اقتصادی، بانکی و مالی دولت و کنگره آمریکا، شورای امنیت و اتحادیه اروپا، در همان هنگام امضای توافق» است. اینها شرایط نرمش قهرمانانه است.

در مقابل آمریکا با وجود نیازهای راهبردی مایل است با تردستی و عملیات روانی و ایجاد خطای محاسبه؛ الف- برنامه هسته‌ای ایران را ریشه‌کن کند یا از ارزش صنعتی پویا ساقط نماید. ب- از لغو فوری و مؤثر تحریم‌ها با بهانه‌های مختلف طفره برود و عملاً امتیازی به ایران ندهد. ج- بدتر از همه مذاکره را تبدیل به محاکمه، معامله و توافق را تبدیل به سند اتهام، و پرونده سیاسی مذاکرات را تبدیل به یک پرونده ضدامنیتی شبه حقوقی علیه ایران (با امضای خود ایران) کند. به عبارت دیگر نه تنها تحریم‌های ظالمانه را به شکل مؤثر لغو نکند، بلکه از ایران امضا بگیرد و ادعای خود را تبدیل به سند حقوقی توافقی کند مبنی بر اینکه قدرت فناوری ایران، تهدید علیه امنیت جهانی است و ایران باید تحت قرنطینه و بازرسی و بازجویی قرار گیرد!

ما این کلاهبرداری را چند بار تجربه کرده‌ایم. یک بار در دولت سازندگی که تصور یکسویه ما از تنش‌زدایی، منجر به گفت‌وگوی انتقادی غرب با ما و نهایتاً صدور حکم جلب برای رئیس جمهور وقت شد و دیگری در مذاکرات افغانستان و کمک دولت اصلاحات به فتح افغانستان از سوی آمریکا که موجب شد یانکی‌ها به عنوان دستخوش، ایران را محور شرارت و مستحق حمله نظامی و بمباران اتمی معرفی کنند. آخرین آن هم اعتمادسازی نامتوازن در برخی مقاطع مذاکرات هسته‌ای است. ما تعلیق‌های داوطلبانه 6 ماهه را پذیرفتیم که به 2 سال انجامید و پس از آن در مقابل اصرار ما مبنی بر اینکه این 6 ماه کی تمام می‌شود، صراحتاً گفتند این تعلیق، هم الزامی و هم دایمی است... تا به امروز که با وقاحت بازجویی از دبیر شورای امنیت ملی را مطالبه می‌کنند! اینجاست که موضوع توافق عادلانه، شفاف و توأم با ضمانت‌های متقابل رخ می‌نماید. آژانس با سابقه عملکرد 10 ساله، بی‌آبروتر از آن است که بتواند قیافه داور بیطرف را بگیرد. تنها ضمانت معتبر، رفتار  نقد و روشن و فوری طرف غربی- و نه وعده‌های 10 یا 12 ساله- است.

6- بیستمین اقتصاد بزرگ دنیا را نمی‌شود با تحریم فلج کرد. پیش از این نشریه اکونومیست به عنوان نشریه معتبر اقتصادی دنیا در گزارشی خاطرنشان کرد «ایران هفدهمین اقتصاد بزرگ دنیا بر سر چهار راه اقتصادی است و چنین اقتصاد بزرگی قابل تحریم نیست». تحریم‌ با همه رنج‌ها و اذیت‌ها، اگر ما را متوجه دارایی‌ها و ظرفیت‌های کم نظیرخود کند، یک فرصت استراتژیک است آن هم در زمانه‌ای که برخی محافل مأموریت‌دار یا کج فهم اصرار دارند آمریکا و برخی رژیم‌های مستکبر دیگر را شریک و دوست جا بزنند. کدام سند برای خباثت آمریکا و انگلیس، روشن‌تر از تحریم‌های اقتصادی بی‌ارتباط به فناوری هسته‌ای؟! آنها که آمریکا را بزک می‌کنند باید توضیح دهند ساقط کننده هواپیمای مسافربری و تحریم کننده خرید یا پرواز همین هواپیماها، چگونه می‌تواند دوست یک ملت باشد؟ اما فراتر از این واقعیت رسواگر تمدن غرب، حقیقت آن است که تحریم‌ها خلاف مقصد طراحان آن نتوانست ایران را فلج کند و این در حالی است که ما هنوز به حداقل لوازم اقتصاد درون‌زا و مقاومتی پایبند نبوده‌ایم؛ که اگر بودیم نباید اولین وارد کننده خودروهای گران‌قیمت از جمله پورشه در منطقه می‌شدیم و نباید جلوگیری از فرار مالیاتی 80 هزار میلیارد تومانی، قاچاق 100 تا 200 هزار میلیارد تومانی (چند برابر واردات رسمی)، اخذ معوقات بانکی چند ده هزار میلیارد تومانی، ساماندهی یارانه‌های غیر هدفمند ده‌ها هزار میلیاردی، ممانعت از اسراف و ریخت و پاش و عدم بهره‌وری همچنان در حاشیه امید تک ساحتی به مذاکرات معطل می‌ماند.

این تعبیر شریف از امیر مؤمنان(ع) است که «ما عال من اقتصد. فقیر نشد هر کس که در زندگی و خرج، میانه‌روی پیشه کرد» (کلمه قصار 140 نهج‌البلاغه). جامعه‌ای که درباره دخل و خرج خود حکمت و هوشیاری و مراقب داشته باشد، نه تنها فلج نمی‌شود بلکه حتی فقیر و نیازمند هم نخواهد شد. اگر هنوز احساس بی‌نیازی نمی‌کنیم نشانه این است که فراتر از شعار اعتدال و عدالت و سازندگی و اصلاحات، هنوز میانه‌روی پیشه نکرده‌ایم. «حیات طیبه» نقطه ایده‌آل زندگی اسلامی است. از امیر مؤمنان درباره مفهوم آیه «فلنحیینّه حیاهًًْ طیبهًْ» پرسیدند، حضرت در پاسخ فرمود «هی القناعهًْ. حیات طیبه همان زندگی توأم با کفاف و قناعت است». (کلمه قصار 229 نهج‌البلاغه) ما می‌توانیم از عهده خباثت دشمن برآییم اگر که بتوانیم خود را مدیریت کنیم.

***************************************

روزنامه جمهوری اسلامی**

تحلیل سیاسی هفته

بسم‌الله الرحمن الرحیم

نخستین هفته از ماه مبارک رمضان سپری شد، ماه عظیمی که مظهر جوشش چشمه‌های خیرات و سفره بی‌انتهای رحمت الهی است. این ماه، تحفه‌ای بس گرانقدر از بارگاه کبریایی حضرت حق است که با حلول شکوهمندش به دلهای مشتاق مومنان روزه‌دار و شب زنده‌داران پرابتهاج لحظه وصال را بشارت می‌دهد.

یک هفته از روضه رضوان رمضان گذشت، روضه‌ای که در آن جان مومنان با نسیم روحبخش قرآن به کمال می‌رسد و راه و رسم زندگی را به انسان می‌آموزد. ماهی که در ابتدای آن قرار داریم، راه رسیدن به کرامت انسانی و برپایی جامعه‌ای پرفضیلت و اخلاقی را به ما نشان می‌دهد و درهای رحمت آسمان را به روی انسان‌های خطاکار می‌گشاید، پس با راز و نیاز و آوردن عذر تقصیر به درگاه خالق توبه پذیر به سوی او بشتابیم و از او عاجزانه درخواست کنیم که عذرهای ما را بپذیرد، عیب‌های ما را مگیرد و بندگان خطاکار را به عطایای رحمتش بنوازد.

در این هفته بهار نیز جای خود را به تابستان داد، فصلی که نخستین ماه آن یادآور خاطراتی تلخ و ناگوار برای انقلاب و انقلابیون است. از این رو همواره با فرا رسیدن تیرماه، حال و هوای خاطرات به روزهایی می‌رود که 72 تن از کبوتران خونین بال انقلاب در هفتم تیر سال 60 در آتش نفاق سوختند و جان خود را در راه انقلاب فدا کردند.

سی و چهار سال پیش در چنین روزهایی فاجعه هولناک و غم‌انگیز شهادت شهدای هفتم تیر رقم خورد و شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی که در آن زمان ریاست قوه قضائیه را نیز برعهده داشت به همراه یاران و یاوران نظام در انفجار دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در آتش جنایت منافقین ضد خلق و رجاله‌های دغل باز به شهادت رسیدند و سندی ازحقانیت و جاودانگی انقلاب اسلامی و ملت ایران را از خود به یادگار گذاشتند.

حادثه هفتم تیر سال 60 در حقیقت نقطه اوج تقابل حامیان انقلاب و نظام با ضد انقلاب و معاندین و منافقین هزار چهره در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ کشور بود که در آن مظلومیت و عظمت شهدای این حادثه و همچنین عمق کینه‌توزی استکبار جهانی و ایادی مزدور داخلی آنان آشکار شد و خون شهدای این حادثه باعث باروری نهال انقلاب و رسوایی منافقین غوغاسالار گردید.

هفته جاری سران قوا و مسئولان و مدیران ارشد نظام با رهبر انقلاب دیدار کرده و افطار میهمان ایشان بودند. در این دیدار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مسائل مهم و نکات تعیین کننده‌ای را در زمینه مذاکرات هسته‌ای و راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی بیان داشته و با تشریح صریح خطوط قرمز هسته‌ای فرمودند: «تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران، امین، غیور، شجاع و متدین هستند... همه مسئولان ایران ضمن تاکید بر خطوط قرمز به دنبال توافقی خوب، منصفانه، عادلانه، عزتمند و منطبق با منافع و مصالح کشور می‌باشند... این تیم با غیرت ملی و دقت کامل و با قصد باز کردن گره و پیش بردن کار کشور در مقابل تعداد کثیر مذاکره کنندگان طرفهای مقابل، مشغول تلاش است.»

ایشان سپس با اشاره به اینکه مخالف انتقاد نیستم اما انتقاد کردن از عمل کردن آسانتر است فرمودند: «نباید مانع ادامه انتقادها شد اما متوجه باشیم که تیم هسته‌ای برخی مسائل را که مورد انتقاد است می‌داند اما بعضی ضرورت‌ها، او را به برخی اقدامات می‌کشاند.»

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین حاشیه سازی در این رابطه را غیرقابل قبول خوانده و همگان را به پرهیز از آن فرا خواندند.

رهبر معظم انقلاب سپس با اشاره به شرایط اصلی تحقق همدلی و همزبانی و انسجام درونی خواستار استفاده از ظرفیت‌های کشور در راه تحقق اقتصاد مقاومتی شدند.

این هفته مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 در چند سطح در وین و لوکزامبورگ ادامه داشت که با توجه به اینکه مهلت تعیین شده هفته آینده فرا می‌رسد، گفتگوها برای رسیدن به توافق نهایی ادامه دارد و همانگونه که رهبر انقلاب تاکید کردند، درصورت رعایت خطوط قرمز هسته‌ای، ایران به دنبال دستیابی به یک توافق خوب است.

روز گذشته طرح برخی نمایندگان منتسب به یک جریان خاص سیاسی ضد دولت برای استیضاح وزیر آموزش و پرورش در مجلس مطرح شد که با مخالفت جدی اکثر نمایندگان مجلس مواجه گردید. در جلسه استیضاح دیروز دکتر علی اصغر فانی موفق شد بار دیگر اعتماد نمایندگان را کسب کرده و با رای 167 نماینده در مسئولیت وزارت آموزش و پرورش در دولت تدبیر و امید باقی بماند.

در تحولات خارجی هفته، رویدادهای یمن، سوریه و بحرین را به دلیل اهمیت آن‌ها مورد بررسی قرار می‌دهیم.

در یمن، درحالی که انتظار می‌رفت با ورود به ماه مبارک رمضان، رژیم سعودی جنایاتش علیه مردم یمن را متوقف کند چنین نشد و هواپیماهای سعودی‌ها همچنان به حملات خود به شهرهای یمن ادامه داده و شمار دیگری از مردم آن کشور را به خاک و خون کشیدند. در همین حال، خودداری خلبانان عربستانی از ادامه حملات به خاک یمن برای حکام ریاض به یک مشکل تبدیل شده است. در این باره یک منبع سازمان ملل اعلام کرد با توجه به آغاز ماه رمضان، تعدادی از خلبان‌های عربستانی از حمله به یمن در این ماه خودداری کرده‌اند. به گفته این منبع، مشکلات عربستان در یمن روز به روز بیشتر می‌شود زیرا دیگر کمتر کسی حاضر است برای احیای حکومت «عبدربه منصور هادی» بجنگد.

انتشار خبر خودکشی یک خلبان سعودی پس از مشاهده تصاویر کشتار کودکان یمنی، در هفته جاری بر رسوایی مقامات سعودی افزود و آنها را نسبت به ادامه طرح تجاوز به یمن نگران ساخت. در چنین شرایطی، موفقیت نیروهای یمنی در نقاط مرزی با عربستان، بر نگرانی ریاض افزوده است. مبارزان یمنی با اینکه از لحاظ نظامی از امکانات بسیار کمتری نسبت به عربستان، به خصوص در جنگ هوایی، برخوردار هستند ولی به خوبی نشان داده‌اند که قادرند در زمین ضربات سختی به عربستان وارد سازند.

این هفته، ارتش سوریه پیشروی‌های چشمگیری علیه تروریست‌ها داشت و ضربات سنگینی به گروه‌های شورشی و تروریست در شش استان این کشور وارد کرد. گزارش‌های رسیده حاکی است ارتش سوریه برای بازپس گیری شهر تاریخی «پالمیرا» درحال پیشروی است و تروریست‌ها درحال فرار از این شهر هستند. همزمان، فرار تروریست‌های داعش از شهر «تل ابیض» و تصرف این شهر توسط نیروهای مردمی، ضربه سخت دیگری بر تروریست‌ها وارد ساخت این گزارش‌ها حاکی است اکنون این نیروها به 50 کیلومتری شهر «رقه»، پایگاه اصلی تروریست‌های داعش در سوریه رسیده‌اند.

این هفته یک مرکز آمریکایی اذعان کرد که ده‌ها هزار تروریست از 90 کشور جهان در سوریه می‌جنگند. این اعتراف، گستردگی توطئه علیه سوریه را آشکارتر می‌سازد و در عین حال بر پایداری حکومت و مردم سوریه در قبال این توطئه ناجوانمردانه تاکید می‌کند. ایستادگی مردم سوریه در کنار حکومت آن کشور، موجب شده است تا روند تحولات در این کشور به سوی شکست تروریست‌ها و حامیان آنها پیش برود.

در بحرین، و پس از آنکه اعتراضات به رژیم به دلیل صدور حکم ناعادلانه علیه شیخ سلمان، دبیرکل جمعیت الوفاق، اوج گرفت مزدوران رژیم آل خلیفه نیز بر شدت سرکوبگری افزودند. در این باره اعلام شد مزدوران رژیم برای ارعاب مردم به سوی خانه‌های آنها گاز سمی و اشک آور شلیک می‌کنند.

رژیم آل خلیفه، با پشتیبانی آل سعود به اشکال مختلف مردم بحرین را که خواهان استقرار عدالت و برخورداری از آزادی‌های سیاسی هستند، سرکوب می‌کند، از جمله اینکه بسیاری از معترضین را از کار برکنار کرده و شمار زیادی را زندانی کرده و تحت شکنجه قرار داده است. درحالی که اعتراضات ملت بحرین وارد چهارمین ماه رمضان شده است مردم مبارز بحرین همچنان در صحنه هستند و با سر دادن شعارهایی در حمایت از شیخ سلمان و مخالفت با رژیم به تظاهرات ادامه می‌دهند.

***************************************

روزنامه خراسان**

گرگ ها در اليزه/دکترعليرضا رضاخواه

مرکل باشد يا اولاند، سارکوزي باشد يا ژاک شيراک، نخست وزير مکزيک و يا رئيس جمهور برزيل براي آمريکايي ها فرقي نمي کند آنها گوشي تلفن همه را شنود مي کنند. با کسي هم رودربايستي ندارند. "متحد يا غير آن، زمانى که پاى نگرانى هاى امنيتى در ميان باشد ايالت متحده توافقنامه اى مبنى بر جاسوسى نکردن با هيچ کشورى منعقد نکرده است." اين سخنان را اوباما چندي پيش هنگامي که رسوايي جاسوسي از مقامات آلماني و شنود تلفن مرکل اوج گرفته بود در ضيافت شام رسمى با ميهمانان اروپايى خود بيان کرد. افشاگري هاي جديد ويکي ليکس حاکي است که آژانس امنيت ملي آمريکا حداقل از سال 2006 تا ماه مي 2012 ميلادي از 3 رئيس جمهور فرانسه جاسوسي مي کرده است. جوليان آسانژ پايه گذار ويکي ليکس در اين باره تاکيد کرده که مردم فرانسه اين حق را دارند که بدانند دولت منتخب آنها هدف برنامه هاي جاسوسي خصمانه يک متحد فرضي قرار گرفته است. به دنبال انتشار اين اسناد وزارت خارجه فرانسه در روز در چهارشنبه، سفير آمريکا را براي توضيح در اين باره احضار کرد. رئيس جمهوري فرانسه نيز گفت که فرانسويان اقداماتي را که منافع و امنيت ملي آنان را به مخاطره اندازد تحمل نخواهند کرد.

جاسوسي جديد آژانس امنيت ملي آمريکا از سه رئيس جمهور فرانسه در حالي برملا مي شود که سايه شنود تلفن هاي آنگلا مرکل توسط اين آژانس هنوز بر روابط آلمان و آمريکا سنگيني مي کند. با اين حال ويکي ليکس اعلام کرده است که اطلاعات منتشرشده درباره جاسوسي آمريکا از مقامات فرانسوي تنها بخشي از آن ها است و آينده بخش هاي ديگري نيز منتشر خواهد شد. استفان لو فول، سخنگوي دولت فرانسه، کمي پيش از برگزاري نشستي فوري در پاريس به رياست فرانسوا اولاند و با حضور وزيران اصلي و مسئولان بلندپايه دفاعي و اطلاعاتي فرانسه گفت: «درک اين کار (جاسوسي) بين متحدان غيرقابل قبول و دشوار است.» به گفته سخنگوي دولت فرانسه، «وقتي ما در حال مبارزه با تروريسم هستيم، اين که يکي از شرکا از سايرين جاسوسي مي کند، دشوار و غيرقابل درک است». البته واقعيت اين است که جناب آقاي سخنگو کمي اغراق مي کند که منطق رفتار آمريکايي ها را درک نمي کند.مادلين آلبرايت وزير خارجه اسبق آمريکا، مي گويد شنود کشورها از مقامات يکديگر، خيلي هم اقدام معمولي و مرسومي است.

آلبرايت تصريح مي کند: "خيلي خوب به ياد دارم که وقتي در سازمان ملل بودم، سفير فرانسه پيش من آمد و گفت: 'چرا در گفت وگو با فلاني، اون (حرف رو) گفتي؟ در مورد اينکه چرا تو (آلبرايت) تمايل داري که خانم ها در دولت باشند؟' " و من هم در جواب گفتم: "نفهميدم (چي گفتي)؟!" خانم آلبرايت اضافه کرده معلوم بود که آنها (فرانسوي ها گفت وگوهاي مرا) شنود کرده بودند. رئيس سابق سازمان جاسوسي داخلي فرانسه نيز گفته است که فرانسه هم از آمريکا جاسوسي مي کند، درست همان طور که آمريکا از فرانسه جاسوسي مي کند. برنارد اسکوارچيني که تا چندي پيش رئيس دستگاه اطلاعات داخلي فرانسه بوده به روزنامه فيگارو گفته از شنيدن اظهارات نخست وزير فرانسه «حيرت زده» شده است. نخست وزير فرانسه پيشتر گفته بود گزارش هاي جاسوسي او را شوکه کرده است. رئيس سابق دستگاه اطلاعات فرانسه گفت: «از اين ساده لوحي هاي حاکي از دستپاچگي تعجب مي کنم. آدم فکر مي کند سياستمداران ما به خودشان زحمت خواندن گزارش هايي که از دستگاه هاي اطلاعاتي مي گيرند را نمي دهند.» واقعيت اين است که برخلاف سخنان سخنگوي دولت فرانسه درک اين گونه اقدامات در نظام تعامل جهاني که بر مبناي منطق جنگل بنا شده است، چندان هم دشوار نيست. مگر نه اين که در اين نظام اصل منافع ملي مي گويد " در سياست خارجي دوستي يا دشمني دائمي نداريم، فقط منافع دائمي داريم". توضيح واضح تر اين منطق را مي توان در رفتار گرگها در جنگل مشاهده کرد.

گرگ ها جزو معدود حيواناتي هستند که به همنوع خود هم رحم نمي کنند. گرگ ها در هنگام گرسنگي شديد، دور هم حلقه مي زنند و با نگاه همديگر را زير نظر مي گيرند. به محض اين که گرسنگي بر يکي از گرگ ها چيره شد و در او کوچکترين ضعفي احساس کردند، همه به او حمله ور شده و بعد از از پا در آوردن گوشتش را مي خورند. به اين پديده "همنوع خواري" يا "کانيباليسم" مي گويند. گرگ با هيچ حيواني از موضع برابر برخورد نمي کند. گرگ يا از بعضي حيوانات مي ترسد و از آن ها فرار مي کند و يا به بعضي ديگر حمله ور مي شود. گرگ حتي با همنوع نيز از موضع برابر برخورد نمي کند. اين در حالي است که بسياري از حيوانات چنين خصلتي ندارند. در واقع، برخلاف بسياري از حيوانات، گرگ هيچ درکي از مفهوم همنوع، متحد و يا هم پيمان ندارد. بر خلاف بسياري از حيوانات که فقط در روز يا فقط در شب شکار مي کنند، گرگ براي شکار وقت نمي شناسد و اتفاقا در اغلب اوقات صبح خيلي زود و يا آخر شب به طعمه خود حمله مي کند. در ميان حيوانات، گرگ به خست، بخل و حرص معروف است. اغلب حيوانات گوشتخوار پس از شکار طعمه خود و خوردن گوشت آن تا اندازه اي که سير شوند، از طعمه دست مي کشند. در حالي که گرگ صرف نظر از اين که چقدر گرسنه يا سير باشد، طعمه خود را تا بيشترين حد ممکن مي درد.

***************************************

روزنامه ایران**

فصل‌الخطاب یک مناقشه خسارت‌بار/سیدعلی میرباقری

در روزی که تیم مذاکرهکننده ایران و طرفهای اروپایی برای دیداری تعیینکننده راهی لوگزامبورک شدهاند در تهران نگاه ناظران سیاسی به نشستی دوخته شد که در آن بالاترین مرجع جمهوری اسلامی مواضع صریح خود را در این کارزار خطاب به کارگزاران نظام مطرح کرد. نظرات هستهای رهبر معظم انقلاب اگر برای گروهها و جریانهای داخلی حکم فصل الخطاب را داشت برای طرفهای مذاکره در آن سوی مرز، حرف اول و آخر دیپلماسی ایران به حساب میآید.

نشست رهبر معظم انقلاب با مسئولان نظام در حالی به موضوع هستهای اختصاص یافت که در روزهای اخیر فضای سیاسی پایتخت شاهد یک زورآزمایی میان دو طیف اقلیت مخالفان و اکثریت حامیان مذاکره هستهای بود. این مواجهه از پارلمان و در قالب نطق گروه «پایداری» آغاز شد و امتدادش به مراسم تشییع 270 شهید در تهران کشیده شد؛ مراسمی که یک گروه سیاسی تلاش کرد تا از مقدسترین عواطف مردمی برای مخدوش کردن چهره تیم مذاکرهکنندگان هستهای بهره جوید. اتفاقات پس از این مراسم در بهارستان یعنی در جلسات مجلس نشان داد که گروه موسوم به دلواپسان همزمان با عزیمت دیپلماتها به مقر مذاکره طرح ایجاد ناامیدی در افکار عمومی را در دستور کار دارد.

با تأمل در این رشته از اتفاقات منتهی به دور مذاکرات نهایی است که باید نتایج و پیامدهای سخنان چهارشنبه شب رهبر معظم انقلاب را ارزیابی کرد.

واقعیت این است که دولت روحانی در پیشبرد برنامه خود برای حل مناقشه هستهای از راه مذاکره از ابتدا با این مسئله روبهرو شد که تفکر مذاکره با حریفان خارجی، مخالفانی سرسخت در داخل دارد. جبهه مخالفان هر چند به دلیل نداشتن پایگاه مردمی عده و عدد زیادی ندارند اما در مقابل بر منابع قدرت چشمگیر اقتصادی و پشتگرم هستند. در واقع از همان روز که روحانی در بازگشت از مأموریت نیویورک با تعرض حلقه تندروها در فرودگاه مواجه شد روشن گردید که طرح مهم مذاکره هستهای با 6 قدرت جهانی با مقاومتهایی در لایههای پنهان قدرت روبهرو است که برای مهار آن اراده مراجع بالای نظام لازم است.

تجربه 20 ماه گذشته نیز اثبات کرد که گروه مخالف مذاکره و تعامل با جهان خارج هیچ میل و گرایشی برای کوتاه آمدن از این رفتار خویش ندارد. از طرفی شواهد دیگری دلالت بر این کرد که منافع این گروه به ادامه وضعیت تحریم پیوند خورده است، درست به همین علت در این مدت توصیهها و اندرزها درباره ضرورت حفظ منافع و مصالح عمومی در اندیشه این گروه کارگر نیفتاد.

با آغاز تیرماه - ماهی که مذاکره هسته‌ای به نقطه سرنوشت‌سازی رسید - و آرایش قدرتی که جبهه مخالفان علیه مذاکرات هسته‌ای شکل دادند پیدا بود که ظریف و دوستانش بدون پشتیبانی مرجع عالی نظام امکان پیشبرد این مأموریت دشوار را نخواهند داشت. این نکته را پیش‌تر خود روحانی بعد از توافق ژنو به صورت سربسته اعلام کرده بود؛ آنجا که گفت بدون تدبیر رهبر معظم انقلاب امکان پیمودن این مسیر سخت بود. حوادث یک هفته اخیر گواهی روشن بر این سخن بود که گروه مخالفان به تحرکاتی در حاشیه مجلس و نیز تریبون و مجالس عمومی و مذهبی روی آورده که ممکن بود در آستانه اجلاس 30 ژوئن صف متحد و منسجم نظام در کارزار هسته‌ای را دچار خدشه سازد یا تصویری دوگانه و چند پاره از موضع حاکمیت در مواجهه با 6 قدرت جهانی ارائه کند. اکنون نخستین پیامد بیانات چهارشنبه شب رهبری به صورت توقف این حرکت خطرناک آشکار شده است. برای درک ابعاد این مسأله کافی است به ماجرای احضار و مؤاخذه از تیم مذاکره‌کننده توسط اقلیت مجلس توجه شود و اینکه همه احضارها و تفتیش‌ها بر اساس اطلاعات و شایعاتی انجام گرفت که رهبری در دیدار مسئولان بطلان آنها را اعلام کرد. رهبری دو مستمسک خطرناک را از دست این گروه خارج کرد اول اینکه تبلیغات دروغ شبکه خبری آنها را در خصوص فاصله گرفتن تیم دیپلماسی از مواضع رهبری ابطال کرد و دوم دست نظریه‌پردازان جریان تندرو را برای هر گونه تفسیر یا مصادره به مطلوب نظرات رهبری بست آن هم در برهه‌ای که سرمقاله‌ها و خطابه‌های این افراد پر بود از ادعاهای کسانی که لباس خواص به تن کرده و خود را راویان بلافصل نظرات رهبری می‌خواندند. حلقه سران تندروها سخن خود را به ریسمان نظریه‌ای خطرناک به نام محظورات رهبری آویخته و مدعی شدند که میان آنچه ولی فقیه در خلوت و جمع خصوصی می‌گوید با آنچه در منظر عموم بیان می‌کند تفاوت‌ها است. یک خط خطرناکی بوده که جلسه چهارشنبه رهبری آن را سد کرد. اکنون انتظار می‌رود بعد از کلام فیصله بخش رهبری، عقلای جریان‌های سیاسی نسبت به تکرار و تداوم این نوع حرکت‌ها هشیاری نشان دهند. بدون شک یکی از راه‌های بی‌رونق ساختن بازار این نوع سوء‌استفاده‌ها این است که در کانون‌هایی مثل مجلس اکثریت اصولگرایان با اتخاذ موضع روشن و اجماع حول نظر رهبری، چنین دیدگاهی را به حاشیه انزوا برانند در غیر این صورت تضمینی نیست همان گروهی که سخن صریح سال گذشته رهبری در تأیید تیم مذاکره و نیز اصل مذاکره را به فاصله چند روز کنار گذاشته و از در مخالفت و تقابل با دیپلمات‌ها درآمدند همان رفتار خطرناک خویش را دوباره از سر بگیرند.

***************************************

روزنامه جام جم **

شاه‌بیت‌های اقتصاد مقاومتی/ غلامرضا کاتب

با این‌که دولت بر تحقق و اجرای اقتصاد مقاومتی تاکید دارد اما خروجی اجرایی در این زمینه شاید زیاد قابل توجه نباشد. پس باید علت مطلوب نبودن این خروجی را بررسی کرد و پرسید چه موانعی در راه تحقق اقتصاد مقاومتی وجود دارد و چه بایدهایی در این میان هست که به آن توجه کافی و لازم نشده است. بنابراین به نظر می‌رسد دولت برای تحقق اقتصاد مقاومتی به چند «باید» که نقش شاه‌بیت را ایفا می‌کند توجه داشته باشد.

اولین نکته دراین باره توجه به تولید است. به این معنا که ابتدا ظرفیت‌های داخلی کشور شناسایی شود تا تولید رونق بگیرد. همچنین باید ذائقه مردم برای مصرف کالاهای تولید ملی شناسایی شود تا بتوانیم دربرابر همه 70 میلیون نفر جمعیت کشور پاسخگو باشیم و بعد از آن به فکر صادرات بیفتیم. اما هنوز گام اول رابر نداشته به فکر صادراتی هستیم که زیرساختی برای ان تعریف نشده است. در این میان باید کنترل مرزهای کشور را قوی‌تر کنیم و سازمان‌ها و نهادها در کنار یکدیگر به یک موضوع مهم کمک کنند و آن مبارزه با قاچاق کالاست.

بحث بعدی که مقام معظم رهبری در ابلاغیه اقتصاد مقاومتی به آن اشاره داشتند کاهش وابستگی به درآمد نفت است. همه دولت‌ها شعار کاهش وابستگی به درآمد نفت را می‌دادند اما هیچ‌کدام راه عملیاتی برای کاهش این وابستگی ارائه نمی‌کردند.

نکته بعدی که لازم می‌دانم به ان اشاره‌ای داشته باشم، موضوع بهره‌وری نیروی کار است. همیشه در این باره نیز بسیار سخن گفته می‌شود اما هیچ راهکاری ارائه نمی‌شود. عوامل متعددی دررشد بهره‌وری نیروی کار سهم دارد اما مهم‌ترین آنها شامل تعریف شفاف و درست فرهنگ کار، اعتقاد به منافع ملی و احساس شراکت مردم در اقتصاد و توسعه کشور است. اکنون نیروی کار کشور از بهره‌وری پایینی برخوردار است به این دلیل که منافع شخصی بر منافع ملی ارجحیت دارد و باید این رویکرد بر عکس شود. کشور آلمان بعد از جنگ جهانی دوم از 24 ساعت شبانه روز 18 ساعت فعالیت مفید داشتند چراکه برای جبران آسیب‌های جنگ و بازسازی کشورشان انگیزه داشتند.

و درنهایت این‌که اقتصاد مقاومتی را از گونه‌ای دیگر می‌توان به فعالیت‌های جهاد سازندگی تشبیه کرد .ایران در اوایل انقلاب اسلامی به دستور امام خمینی (ره) در مسیر سازندگی جهاد گونه قرار گرفت که درچارچوب آن همه افراد برای توسعه کشور با روحیه بالا تلاش و فداکاری می‌کردند. اکنون نیز باید همان روحیه برمردم حاکم شود و همه افراد باید در کنار یکدیگر برای توسعه کشور جهاد کنند و توان داخلی و تولیدی کشور را افزایش دهند تا هیچ کشوری نتواند از تحریم ایران سود ببرد.

***************************************

روزنامه وطن امروز **

ادبیات هاری/امیر استکی

شاید برای شما هم این سوال پیش آمده باشد که برای شناخت رفتار سیاسیون در ایران آیا چارچوب‌های علمی و آکادمیک وجود دارد؟ پاسخ به این پرسش شاید کمی دشوار باشد. علوم سیاسی در ایران آنچنان رشدی نکرده است که بتوان از آن انتظار تولید ادبیات آکادمیک را داشت که به کار تجزیه و تحلیل سیاست در ایران بخورد ولی این نافی وجود روند‌های تکرارشونده در این زمینه نیست. یعنی بالاخره این امکان وجود دارد که رفتار سیاسیون ایرانی را در چارچوبی درآورد و به زخم تحلیل رفتار آینده آنها زد ولی این روندها را بیشتر باید براساس تجربه شخصی کسب کرد و هستند افرادی که به تجربه و بر اثر مشاهده این بینش را یافته‌اند که چند قدم آن طرف‌تر را در عرصه سیاست کشور ببینند ولی هنوز این تجربیات به شکلی قابل استفاده برای دیگران در دسترس نیست. البته باید گفت بسیاری از این روندها بویژه رفتارها آنچنان پیچیده نیست و با کمی دقت بسیاری از رفتارها و اتفاقات را می‌شود ناشی از بعضی ویژگی‌های رفتاری و اخلاقی دانست. مثلا کینه‌جویی را در رذایل شخصیتی و اخلاقی جای می‌دهند و ما به راحتی می‌توانیم در میان سیاسیون این رد و بدل شدن کین و نفرت را مشاهده کنیم. نوعی عطش انتقام و پاره‌پاره کردن رقیبی که از میدان به در افتاده است، نوعی هاری سیاسی؛ هاری سیاسی که به مدد جمع کثیر مریدان، اعوان و انصار و نشستگان بر سر خوان کرم دیروز و امروز، به نام پاسداری از آزادی و آزادگی به خورد خلایق داده می‌شود.

از زبان سیاستمداران بسیار شنیده‌ایم که آنها اصول اخلاقی را در عمل سیاسی خود لحاظ می‌کنند ولی طبعا بسیار کم باور کرده‌ایم حتی اگر سیاستمدار مورد نظر ما لقب آیت‌الله را هم با خود یدک بکشد. بالاخره همانگونه که پیش‌تر گفته شد هر کسی در این زمینه مشاهدات و تجربیاتی دارد و خواه‌ناخواه در ذهنش روند‌هایی ساخته است و بر مبنای آن روند‌ها به فهم بهتر خود کمک می‌کند. اصل اولی که مبنای اخلاق است پذیرش وجود موازین ثابت در همه شرایط و در ادیان آسمانی علاوه بر همه شرایط در همه زمان‌هاست. یعنی استاندارد‌ها در اخلاق با شرایط و زمان تغییر نمی‌کند و این چیزی است که در سیاستِ مبنای رفتار سیاسیون امروز کشور، با شرایط تغییر می‌کند.

روزگاری شرایط اقتضا می‌کرد که گفته شود در انتخابات تقلب شده و مردم باید به خیابان‌ها کشانده می‌شدند و روزگاری شرایط اقتضا می‌کرد که انتخابات در ایران دموکرات‌ترین انتخابات در جهان دیده شود. روزگاری مردم باید فشار اقتصادی و تورم 49 درصدی را تحمل می‌کردند و زیر چرخ توسعه له می‌شدند و امروز ‌باید به هر قیمتی فشار از روی استخوان‌های در حال پوسیدنشان برداشته شود! روزگاری سرازیر شدن یوزانس‌های خارجی به کشور نهایت خردورزی سیاسی بود و کمی بعدتر هزینه‌کردهای دولتی غیرخودی! در زمینه‌های عمرانی و معیشت مردم افزایش نقدینگی آن هم به شکل مرض هاری بود. روزگاری دریافت رشوه برای بستن قرارداد به ضرر کشور و بدهکار کردن چند ده میلیارد دلاری ملت اتهام از سر بدخواهی و پدرسوخته‌بازی بعضی افراد است ولی اجرای همان قانون در برابر رقیب، دادگستری است و باور کنید تا دلتان بخواهد از این دوگانه‌ها موجود است و قابل بیان ولی رعایت کوتاهی نوشتار مجال تفصیل نمی‌دهد. قطعا استانداردهای دوگانه عین بی‌انصافی خواهد بود و این هم یکی از همان روندهاست که آیت‌الله سیاستمدار به ما می‌آموزد انصاف را در سیاست راهی نیست. اما شیخ سیاستمدار دیگر به ما چه می‌آموزد؟ قانون در تعریف خود میزانی است واحد در برابر همه افراد ولی به هر حال استفاده از این میزان واحد درباره منسوبان به پاره‌ای صاحبان قدرت دشوار خواهد بود. شیخ به ما می‌آموزد تا آنجا که می‌شود این میزان واحد را باید ندید ولی آنجا که دیگر نمی‌شود، اجرای با هزار سلام و صلوات قانون در برابر خودمان و فرزندانمان را پدرسوخته‌بازی و برای تسویه‌حساب شخصی با خودمان جا بزنیم. حرفی را که هر کس دیگری می‌زد چنان قانون پدرش را در‌می‌آورد که بیا و ببین ولی حیف که هنوز در گوشه‌های نه‌چندان کوچکی از این دیار هستند بعضی‌ها که به خاطرشان می‌شود موازین را دوگانه کرد.

در ابتدای نوشته گفتیم که در دانشگاه‌های ما چراغی برای شناخت این شب مرموز سیاست برافروخته نیست و حالا می‌گوییم که شب مرموز سیاست که نه بلکه شب وحشی سیاست. بسیاری رفتارهای سیاسی را با فهم کدورت‌ها و کینه‌های بین سیاسیون می‌شود تحلیل کرد و ریشه‌های این کینه‌ها را در انحصارطلبی در امر توزیع منابع باید دانست. قدرت را بعضی در ایران به گونه‌ای می‌پسندند که اگرچه نه از پدر به پسر بلکه لااقل از دست خودی به خودی دیگر برسد و اگر این زنجیره بشکند وای به حال شکنندگانش.

***************************************

نام:
ایمیل:
نظر: