صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۸۹۰

دکتر یدالله جوانی

گذر زمان نشان می‌دهد، دلواپس بودن نسبت به مذاکرات و نتیجه آن، نه تنها جرم و گناه نیست، بلکه در واقعیت‌ها ریشه دارد. وقتی در طرف مقابل مذاکره‌کننده ایران و در میان کشورهای گروه ۵+۱، کشورهایی، چون انگلیس خبیث و آمریکای بدذات و شرور قرار دارند، باید نسبت به ترفندها، حلیه‌ها و نقض‌عهدهای آنان، ‌نگران و دلواپس بود. این نگرانی و دلواپسی سبب می‌شود تا مذاکرات با نهایت دقت و هوشمندی دنبال شود و در هر موضوعی، راه برای فرار طرف اهل خدعه و نیرنگ از تعهداتش بسته شود. متأسفانه، در فضای جدید مذاکرات هسته‌ای نوعی خوش‌بینی و به عبارت دیگر نوعی اعتماد نسبت به طرف مقابل و خصوصاً‌ نسبت به طرف آمریکایی در میان دولتمردان و گروه‌های سیاسی همراه و همسو با دولت شکل گرفت.

دلیل این ادعا، هجمه و تخریب‌های سنگین منتقدان دلسوز و متهم کردن آنان به انواع صفت‌های ناروا و ناپسند طی یک سال و نیم گذشته است. دغدغه و نگرانی اصلی منتقدان، ضایع شدن حقوق ملت، مخدوش شدن استقلال و عزت و در نهایت آسیب‌پذیر شدن امنیت ملی بوده و هست. این دغدغه‌ها، در قابل اعتماد نبودن طرف مقابل در مذاکرات، و خصوصاً آمریکایی‌ها ریشه دارد. آنچه در این میان بر دغدغه‌ها می‌افزاید، تمرکز نگاه‌ها در مذاکرات بر آمریکاست که نقش کدخدایی‌اش برای عده‌ای برخلاف مکتب سیاسی امام (ره)، مورد پذیرش واقع شده است.

بی‌اعتنایی به دلواپسی‌ها و تحقیر و تخریب آنها،‌ زمانی رنگ باخت که پس از بیانیه لوزان، ‌آمریکایی‌ها رفتاری متفاوت از توافقات و تعهدات غیرمکتوب، از خود به نمایش گذاشتند. برای اولین بار جناب آقای دکتر صالحی، ریاست سازمان انرژی اتمی در مراسم گرامی‌داشت شهدای هسته‌ای، ‌سخن از «دبه» درآوردن آمریکایی‌ها به میان آورد و از رهگذر این عبارت و اصطلاح قابل فهم برای تمامی ایرانیان، از یک واقعیت رونمایی کرد. این واقعیت چیزی نبود، جز آنکه آمریکایی‌ها، قابل اعتماد نیستند و باید نسبت به سرنوشت مذاکرات و هر نوع توافق احتمالی نگران بود و دلواپس شد؛ اما عجیب‌تر آن بود که آقای دکتر صالحی پس از یک عمل جراحی، از به کار بردن کلمه «دبه»، به‌عنوان یک مزاح یاد کرد و اظهار کرد، شرایط خوب است و همه چیز به درستی پیش می‌رود. بعد مشخص شد که راستگویی در این حوزه پرهزینه است و هر کسی نمی‌تواند در برابر فشارهای وارده مقاومت کند؛ اما خط‌شکنی آقای صالحی به‌منزله یک عضو دولتی در مذاکرات هسته‌ای، راه واقعیت‌نمایی از ماهیت آمریکایی‌ها را بر دیگران هموار کرد و اکنون با صراحت، ‌نه یک نفر،‌ بلکه افراد متعدد با استناد به اطلاعات، از دبه درآوردن‌های آمریکا سخن می‌گویند.

دبه درآوردن‌های آمریکا، گویا به یک یا دو موضوع محدود نیست،‌ بلکه در موارد قابل توجهی، ‌آنان به هر دلیل دبه درآورده و برخلاف توافقات پیشین خود، حرف دیگری می‌زنند. حد و اندازه دبه درآوردن‌های آمریکا در مذاکرات، رئیس‌جمهور جناب آقای روحانی را نیز به جمع دلواپسان محلق کرد و ایشان در این خصوص اظهار داشت: «یکی از مشکلات این است که طرف مقابل بعد از توافق، در جلسه بعدی به مسئله برمی‌گردد و نظر دیگری را مطرح می‌کند.» هرچند آقای روحانی در پی بازتاب این سخنان اعلام کرد که دلواپس نیست، ولی واقعیت دلواپسی چیزی جز این نیست که طرف مقابل مرتب زیر حرفش بزند، نقض عهد کند و به عبارت عامیانه، دبه در بیاورد. مصادیق این دبه درآوردن‌ها بسیار مهم است. خوب است دست‌اندرکاران، مردم را محرم دانسته و با بیان بدعهدی‌ها و نقض توافق‌های مذاکرات از سوی طرف مقابل، ظرفیت فکری و سطح شناخت ملت را نسبت به بدعهدی‌های دولت‌هایی، چون ایالات متحده افزایش دهند؛

برای مثال، مطرح است که آمریکایی‌ها در لوزان با چرخش هزار سانتریفیوژ در سایت هسته‌ای فردو موافقت کرده‌اند، ‌ولی در مذاکرات بعدی، این عدد را به ۳۵۰ سانتریفیوژ کاهش داده، بر عدم چرخش آن تأکید کرده‌اند. همچنین مطرح است، آمریکایی‌ها با غنی‌سازی ۵/۳ درصد موافقت کرده، ولی اکنون بر غنی‌سازی ۲ درصد پافشاری دارند. همچنین، در بحث تحقیق و توسعه و لغو تحریم‌ها و... حرف‌هایی زده، ‌ولی الآن حرف‌های دیگری می‌زنند. بدیهی است که در چنین شرایط و فضایی،‌ باید این دبه درآوردن‌های آمریکایی‌ها و متحدانش را جدی گرفت و برای آن چاره‌اندیشی کرد. اگر امروز هوشمندانه عمل نکنیم،‌ پشیمانی فردا فایده‌ای ندارد.

برای مثال، مطرح است که آمریکایی‌ها در لوزان با چرخش هزار سانتریفیوژ در سایت هسته‌ای فردو موافقت کرده‌اند، ‌ولی در مذاکرات بعدی، این عدد را به ۳۵۰ سانتریفیوژ کاهش داده، بر عدم چرخش آن تأکید کرده‌اند. همچنین مطرح است، آمریکایی‌ها با غنی‌سازی ۵/۳ درصد موافقت کرده، ولی اکنون بر غنی‌سازی ۲ درصد پافشاری دارند. همچنین، در بحث تحقیق و توسعه و لغو تحریم‌ها و... حرف‌هایی زده، ‌ولی الآن حرف‌های دیگری می‌زنند. بدیهی است که در چنین شرایط و فضایی،‌ باید این دبه درآوردن‌های آمریکایی‌ها و متحدانش را جدی گرفت و برای آن چاره‌اندیشی کرد. اگر امروز هوشمندانه عمل نکنیم،‌ پشیمانی فردا فایده‌ای ندارد.

نام:
ایمیل:
نظر: