رضا اشرفی
صحنه بینالملل همچنان آکنده از نزاعها و بحرانهایی است که سرنوشتی نامعلوم را برای بسیاری از نقاط جهان در اذهان ایجاد کرده است. جنایات گروههای تروریستی در غرب آسیا در حالی افکار عمومی را به این منطقه معطوف ساخته که برخی اقدامات نظامی آمریکا در حاشیه آن، در حال شکلگیری است که این اقدامات میتواند در معادلات آینده جهان تأثیر بسیاری داشته باشد.
منابع خبری به نقل از فرماندهان نظامی آمریکا اعلام کردند، این کشور برای نخستینبار پس از جنگ سرد به استقرار تجهیزات نظامی در کشورهای اروپای شرقی اقدام خواهد کرد. براساس این گزارشها انواع تانکها، سامانههای موشکی و راداری آمریکا در کشورهایی، مانند لتونی، لیتوانی و استونی مستقر خواهد شد.
«توماس سیمونیاک» وزیر دفاع لهستان طی اظهاراتی در گفتوگو با یک خبرگزاری این کشور اعلام کرد: «لهستان در حال مذاکره با واشنگتن درباره استقرار سلاحهای سنگین آمریکا در خاک خود است.»
بهانه آمریکاییها این است که این اقدامات را به منظور مقابله با روسیه پس از حضورش در کریمه انجام میدهند؛ لذا بر این ادعایند که چنین طرحهایی را برای حمایت از کشورهای منطقه در برابر نظامیگری روسیه اجرا میکنند.
نکته قابل توجه در تحرکات نظامی آمریکا آن است که اقدامات نظامی که آمریکاییها در به اصطلاح حمایت از اوکراین در برابر روسیه صورت داده، به قتل و کشتار گسترده مردم اوکراین از سوی ارتش بهویژه در مناطق شرقی منجر شده است. به عبارتی، رفتارهای نظامی آمریکا در اوکراین نهتنها زمینهساز صلح و امنیت در این کشور نشده است، بلکه در قالب یک نسلکشی بهدست ارتش در مناطق شرقی همچنان ادامه دارد. حال این پرسش مطرح میشود که دلیل و ریشه اصلی تأکید آمریکا بر گسترش دامنه حضور نظامی در اروپا چیست؟
برای پاسخ به این پرسش بررسی چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه، جمهوریخواهان کنگره اوباما را به دلیل اقدام نکردن علیه روسیه و چین بهعنوان دشمنان اصلی آمریکا متهم میکنند. این سناریو مطرح است که وی با برجستهسازی تحرکات آمریکا در تسلیح و تقویت همسایگان چین، سیاست مهار چین را اجرایی کرده است و با تقویت نظامیگری در آسیای مرکزی و قفقاز و حوزه بالکان و اروپای شرقی، محاصره نظامی روسیه را در دستور کار دارد. این اقدامات برای خروج اوباما از فشار جمهوریخواهان و نمایش چهرهای مقتدر از خود قابل تعریف است. به عبارتی میتوان گفت، جنگ قدرت در درون آمریکا زمینهساز برخی تحرکات کاخ سفید در عرصه جهانی برای حفظ قدرت و تقویت موقعیت خود برای انتخابات سال 2016 است.
دوم آنکه، طرح نظامی آمریکا در قبال اروپا برای امروز یا زمان حضور روسیه در کریمه نیست، بلکه سابقهای طولانیتر دارد. در دوران جرجبوش طرح سپر موشکی آمریکا برای شرق اروپا طراحی شد که محور آن جمهوری چک بود. این طرح در مقاطعی به دلیل کسری بودجه متوقف و در نهایت طرح سامانههای شناور جایگزین آن شد. طرحهای کنونی آمریکا در اصل ادامه راه دوران بوش است که با عناوین جدید، از جمله مقابله با تهدیدات روسیه و ایران اجرا میشود. نکته دیگر آنکه، نظامیگری آمریکا صرفاً شامل شرق اروپا نمیشود، چرا که آمریکا توافقاتی با اسپانیا و انگلیس برای افزایش حضور نظامی بلندمدت در این کشورها داشته و نیروهایی را نیز به آنجا اعزام کرده است.
در آلمان نیز فرماندهی هدایت پهپادها را به عهده گرفته است، در حالی که همزمان خواستار افزایش سهم کشورهای اروپایی در ناتو شده، چنانکه انگلیس از افزایش نیروهای خود در ناتو سخن گفته است.
با توجه به این حقایق میتوان گفت، طرح آمریکا برای حضور نظامی بیشتر در اروپا اقدامی از پیش طراحی شده است که در باب آن چند هدف قابل توجه است. بخشی از این طراحی میتواند استمرار سلطه نظامی آمریکا بر کشورهای غربی باشد تا حضور آنان در ناتو را حفظ و از فروپاشی آن جلوگیری کند. گفتنی است، بسیاری از کشورها از تأمین بودجه و نیروی عملیاتی ناتو خودداری میکنند که تهدیدی برای نظامیگری جهانی آمریکا در جهان است.
نکته دیگر آنکه، آمریکا از اقدامات نظامی اروپاییها در سایر نقاط جهان احساس خطر میکند. کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس و حتی آلمان و ایتالیا با آگاهی از ناتوانی آمریکا در صحنه جهانی، بهدنبال توسعه نظامیگری در مناطق مختلف جهان، بهویژه در غرب آسیا و آفریقا هستند که یک جانبهگرایی آمریکا را زیر سؤال خواهد برد.
در این شرایط آمریکا همزمان با تقویت جایگاه نظامی خود در سایر نقاط جهان، سعی میکند دامنه نظامیگری خود را در اروپا گسترش دهد تا با این ابزار مهار نظامی اروپا را در دست گیرد. به عبارت روشنتر میتوان گفت، تحرکات نظامی آمریکاییها به مسئله روسیه ارتباط چندانی ندارد، بلکه برگرفته از سیاستهای آمریکا برای حفظ سلطه بر اروپاست که پشت نام تقابل با روسیه پنهان شده است. رفتار آمریکا نشان میدهد، نظامیگری همچنان کانون اصلی رفتاری این کشور است و صرفاً ظاهر آن تغییر کرده و در عمل، آمریکا به همان سیاستها ادامه میدهد. چنانکه مؤسسه بینالمللی تحقیقات صلح استکهلم در گزارش اخیر خود آورده است، با وجود تمایل بینالمللی در خلع سلاح اتمی، برنامههای مدرن کردن این تسلیحات در کشورهای اتمی، از جمله آمریکا رو به افزایش است و هیچیک از این کشورها دست از تسلیحات اتمی خود در آیندهای نزدیک برنمیدارند.