صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

صدای انقلاب

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۹۳۹

مهدی سعیدی

رهبری در نظام اسلامی در جایگاه ممتازی قرار دارد. او راهبر، هدایتگر و فصل‌الخطابی است که امت را برای رسیدن به آرمان‌هایی که مکتب ترسیم‌گر آن بوده است، یاری می‌رساند. او چشم تیزبینی است که در بالاترین قله به رصد وضعیت دشمنان انقلاب و ملت ایستاده است و اجازه نمی‌دهد کمترین تعرضی برای تضییع حقوق ملت صورت گیرد؛ از این‌رو هجمه به رهبری از ابتدای آغاز نهضت اسلامی ملت ایران تاکنون مورد توجه دشمنان قرار داشته و آنها انواع شگردها، از توهین تا تحریف را برای زدن این جایگاه به خدمت گرفته‌اند.

یکی از این ترفندها برای فاصله انداختن بین امت و امام، القای این گزاره کذب است که بین مواضع اعلامی و مواضع اعمالی رهبری تفاوت وجود داشته و اظهاراتی که ایشان در ظاهر امر و در سخنرانی‌های رسمی ایراد می‌کنند، تنها کاربردی برای مدیریت افکار عمومی داشته و مواضع حقیقی ایشان چیز دیگری است که در خفاء و بهصورت محرمانه به دستگاه‌های ذی‌ربط و مسئولان اعلام می‌شود. مواضعی که گاه حتی ممکن است مغایر و در تقابل با مواضع اعلامی ایشان باشد! جالب آنکه برای موجه جلوه دادن این اقدام، آن را امری طبیعی جلوه داده و مقتضای امر را حکومت و سیاست‌ورزی می‌خوانند و غم‌انگیز آنکه گاه دوستان نادان نیز در این بین بازی خورده و چنین دوگانه‌ای را به رسمیت شناخته و آن را به مصلحت نظام تلقی می‌کنند.

این تفسیر ماکیاولیستی از سیاست که در تعارض صریح با نگاه اسلامی به سیاست است، بارها با انتقاد و نفی رهبری همراه شده و معظم‌له در نفی آن ایراد سخن کرده‌اند که آخرین آن در جمع مسئولان نظام اسلامی (94/4/2) است. ایشان می‌فرمایند: «آنچه بنده اینجا در این جلسه یا در جلسات عمومی می‌گویم، عیناً همان حرف‌هایی است که در جلسات خصوصی به مسئولان، به رئیس‌جمهور محترم و به دیگران می‌گویم... آنچه ما اینجا به شما می‌گوییم یا در جلسات عمومی می‌گوییم، عیناً همان حرف‌هایی است که به دوستان، به مسئولان، به هیئت مذاکره‌کننده، همان‌ها را بیان می‌کنیم؛ حرف‌ها یکی است.»

حکیم فرزانه انقلاب اسلامی، پیش از این نیز فرموده بودند: «یک سؤالی هم در خلال صحبت بود، من این را گاهی بیرون هم شنفته‌ام. می‌گویند آیا ما هم باید مثل رهبری موضع بگیریم یا نه؟ خوب، رهبری یک تکلیفی دارد، ما یک تکلیف دیگر داریم. ببینید، نبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می‌شود، در خفا به بعضی از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل می‌کند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست. اگر کسی چنین تصور کند، تصور خطایی است؛ اگر نسبت بدهد، گناه کبیره‌ای انجام داده. نظرات و مواضع رهبری همینی است که صریحاً اعلام می‌شود؛ همینی است که من صریحاً اعلام می‌کنم.»(89/5/31)

اعتقاد به گزاره انحرافی وجود تفاوت بین سیاست‌های اعلامی و اعمالی با آفات بسیاری همراه است. بزرگ‌ترین آفت، آن است که در این صورت حجیت و اعتبار کلام رهبری برای امت از بین خواهد رفت. اگر در مواجهه با کلام آشکار رهبری فرض بر این باشد که معلوم نیست حرف اصلی معظم‌له آنی باشد که ایراد شده است، دیگر دلیلی ندارد که ظاهر کلام ایشان برای توده‌ها حجت باشد. اینجاست که هرکس حق دارد تا برای فهم اصل کلام رهبری به تفسیر ظاهر کلام دست زده و مطابق با فهم و سلیقه خود، سخنان ایشان را تفسیر کند که این امر عملاً بزرگ‌ترین خط ارتباطی ملت و امام را دچار شبهه و تردید می‌کند.

آفت دیگر آنکه بازار شایعات و گمانه‌زنی‌ها داغ شده و هر روز باید منتظر بود تا اخباری غیررسمی از جلسات خصوصی با رهبری انتشار یابد. جالب آنکه حتی تکذیبیه‌های رسمی نیز چاره‌ساز دروغ‌پردازی‌ها نخواهد شد و در این فضا هرکس می‌تواند مدعی شود که بیش از دیگران به اصل نظر رهبری آگاه است. فرصت‌‌طلبان نیز با میدان‌دار شدن تلاش خواهند کرد که رهبری را مصادره کرده و منافع باندی و گروهی و جناحی خود را از زبان رهبری نقل قول و شایع کنند و اذهان عمومی را فریب دهند! خطری بزرگ که نظام امت و امامت را دچار اختلال خواهد کرد و جامعه را در تصمیم‌گیری سردرگم خواهد نمود. وضعیت بغرنجی که متأسفانه در سال‌های گذشته در برخی مواقع شاهد بروز آن بوده‌‌ایم!

حرکت در این مسیر خطرناک، ما را در نهایت به وضعیتی می‌رساند که در عین حاضربودن رهبری در میان جامعه، در حقیقت امر ارتباط وی با امت قطع شده و صدایش شنیده نخواهد شد! و اختیار و کارکرد خود را از دست خواهد داد! به نظر می‌رسد، باید تلاش کرد تا این اظهار نظرات قاطع رهبر معظم انقلاب اسلامی که «آنچه بنده در جلسات عمومی می‌گویم، عیناً همان حرف‌هایی است که در جلسات خصوصی می‌گویم»، به شاخصه و معیار اصلی مواجهه با کلام رهبری بدل و بازار شایعات از زبان رهبری کساد شود و مخالفان این اصل از سوی آگاهان سیاسی و افکار عمومی منزوی و به حاشیه رانده شوند.

نام:
ایمیل:
نظر: