صفحه نخست

بین الملل

سیاسی

چند رسانه ای

اقتصادی

فرهنگی

حماسه و جهاد

دیدگاه

آذربایجان غربی

آذربایجان شرقی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

بوشهر

تهران بزرگ

چهارمحال و بختیاری

خراسان جنوبی

خراسان رضوی

خراسان شمالی

خوزستان

کهگیلویه و بویراحمد

زنجان

سمنان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

صبح صادق

محرومیت زدایی

صفحات داخلی

تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۲۷۶۹۴۳

علی تتماج

یمن سرزمینی است که در طول سه ماه اخیر صحنه جنایات گسترده متجاوزان در قالب ائتلاف سعودی ـ آمریکایی است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری، تحولات یمن را برابر جنایات رژیم صهیونیستی در غزه می‌دانند.

حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا پس از گذشت ماه‌ها، هنوز یمن به ساحل آرامش نرسیده و همچنان میدان کشتار و آواره‌سازی انسان‌های بی‌گناهی است که تنها جرم‌شان استقلال‌خواهی در برابر دخالت‌های عربستان و تحقق دموکراسی مردم‌سالار است؟

بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند، از محورهای اصلی ادامه یافتن بحران یمن ضعف و تزلزل سازمان ملل است، چنانکه نشستی هم که به میزبانی سازمان ملل در ژنو برگزار شد، نتوانست به راهکاری برای پایان بحران این کشور منجر شود.

مذاکرات ژنو به‌منظور یافتن راهکار سیاسی درباره یمن در حالی برگزار شد که محور اصلی آن را برقراری آتش‌بس در ماه مبارک رمضان تشکیل می‌داد که در نهایت نیز به‌دلیل کارشکنی عربستان بی‌نتیجه پایان یافت. سازمان ملل در حالی برای برقراری ثبات و امنیت در یمن تلاش کرده است که برای تحقق این مهم چند نکته اساسی مطرح است. بررسی کارنامه یمن نشان می‌دهد، این کشور در دو حوزه با تهدید امنیتی مواجه است.

اولاً؛ حملات ائتلاف سعودی ـ آمریکایی است که در طول سه ماه اخیر شدیدترین جنایات را علیه یمن صورت داده‌اند؛ چنانکه در ایام ماه مبارک رمضان نیز از بمب‌های خوشه‌ای برای کشتار یمنی‌ها استفاده می‌کنند.

آمارها نشان می‌دهد، در تجاوزات سعودی‌ها به یمن، هزاران نفر شهید و زخمی شده‌اند و زیرساخت‌های این کشور به‌کلی ویران شده است.

ثانیاً؛ گروه‌های تروریستی از جمله القاعده در یمن فعالیت گسترده‌ای دارند، به‌گونه‌ای که بخشی از جنایات و نابسامانی‌های جاری در این کشور برگرفته از گروه‌های تروریستی است؛ چنانکه پنج‌شنبه چندین مسجد در حملات تروریستی تخریب و چندین نفر شهید و زخمی شدند.

با توجه به این شرایط برای برقراری ثبات در یمن صرفاً برقراری آتش‌بس کافی نیست، بلکه باید اقداماتی مؤثر برای حل این دو چالش انجام شود.

در باب عربستان، فشار مجامع جهانی برای عقب‌نشینی این کشور از ادامه تجاوزات به یمن امری ضروری است. کشورهای غربی که به تسلیح عربستان می‌پردازند، باید به این امر پایان دهند و حتی از ظرفیت‌های خود برای اعمال فشار بر عربستان به‌منظور پایان دادن به حملات این کشور به یمن بهره گیرند. نکته قابل توجه آنکه سخنگوی وزارت دفاع انگلیس از کمک تسلیحاتی این کشور به عربستان سعودی، از جمله تأمین تدارکات فنی و «سلاح‌های هدایت‌شونده» خبر داد و گفت: «ما نیروهای مسلح عربستان سعودی را پشتیبانی می‌کنیم و در قالب تمهیداتی که از قبل موجود است، سلاح‌های هدایت‌شونده را برای کمک به نیروی هوایی سعودی تأمین می‌کنیم.» سخنگوی وزارت دفاع انگلیس در همین حال تأکید کرد، مقامات لندن اطمینان یافته‌اند که استفاده عربستان سعودی از این سلاح‌ها مبتنی بر قوانین و معیارهای بین‌المللی خواهد بود.

این اظهارات در حالی مطرح می‌‌شوند که فعالان مخالف تجارت سلاح، دولت انگلیس را به حمایت از جنگی متهم کرده‌اند که کارشناسان قوانین بین‌المللی آن را «غیرقانونی» می‌دانند؛ چنانکه گزارش‌های عفو بین‌الملل نشان می‌دهد، عربستان از سلاح‌های ممنوعه، از جمله بمب‌های خوشه‌ای علیه مردم یمن استفاده می‌کند.

در همین حال، پایگاه خبری افشاگر ویکی‌لیکس نیم میلیون سند از اقدامات مخرب عربستان در منطقه منتشر کرد که واکنش آمریکایی‌ها به این اسناد، سکوت بوده و اقدامی برای مقابله با بحران‌سازی عربستان در منطقه، از جمله در یمن صورت نداده‌اند.

نکته مهم در این حوزه، بازی کشورهای عربی و غربی با قطعنامه شورای امنیت است که به ظاهر برای حل بحران یمن، ولی در اصل برای سلطه عربستان بر این کشور است؛ چنانکه پس از نشست ژنو «عبداللطیف‌بن‌راشد الزیانی» دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس ضمن ابراز تأسف از شکست این مذاکرات، ادامه تلاش‌ها برای دستیابی به سازوکاری الزام‌آور در اجرای قطعنامه 2216 شورای امنیت را خواستار شد.

براساس این قطعنامه تمام گروه‌های مردمی یمنی خلع سلاح می‌شوند، منصور هادی، رئیس‌جمهور فراری به یمن باز می‌گردد، جریانی مردمی، مانند انصارالله به حاشیه می‌رود و در یک کلام، تمام انقلاب مردم یمن به کنار نهاده و خواست عربستان و آمریکا اجرا می‌شود.

اما درباره گروه‌های تروریستی در یمن مؤلفه نخست، خودداری کردن از تسلیم این گروه‌هاست. گزارش‌ها نشان می‌دهد، برخی کشورهای عربی و غربی رسماً برای این گروه‌ها تسلیحات می‌فرستند و حتی برخی از سران این گروه‌ها که در زندان‌های آمریکا بوده‌اند، آزاد شده‌اند.

در مرحله دوم، کارکرد جهانی در قالب حمایت از مبارزان با تروریست‌ها استوار شود. کمیته‌های مردمی با محوریت انصار‌الله در کنار ارتش یمن، تمام تلاش خود را برای مبارزه با تروریسم صورت داده‌اند و توانسته‌اند بسیاری از مناطق را از وجود تروریست‌ها پاکسازی کنند. آنچه باید در حوزه مبارزه با تروریسم صورت گیرد، حمایت از این گروه‌های مردمی با محوریت انصار‌الله است که کارنامه‌ای موفق از خود بر جای گذاشته‌اند.

اگر سازمان ملل در تحقق این دو اصل، یعنی مقابله با حملات عربستان به‌منزله عامل بیرونی بحران یمن و حمایت از یمنی‌ها در مبارزه با تروریسم به‌عنوان عامل داخلی بحران اقدامی صورت ندهد، برقراری آتش‌بس نیز هیچ کمکی به یمن نخواهد کرد و صرفاً سرپوشی بر بی‌کفایتی سازمان ملل در حل مسئله این کشور است.

بی‌کفایتی‌ای که ابعاد آن را در سوریه و عراق و بسیاری دیگر از نقاط جهان می‌توان مشاهده کرد، به‌گونه‌ای که جمعیت آوارگان جهان به ۵۰ میلیون نفر رسیده است که بر اثر جنگ و درگیری در مناطق مختلف جهان، خانه و کاشانه خود را از دست داده و آواره شده‌اند.

نام:
ایمیل:
نظر: